نجوم | آپلود
کبوتران زمینی | گالری عکس
بازی آنلاین | قیمت طلا
کد لوگوهای سه گوشه

شهادت طلب | نایت ملودی
پزشکی | کرمان
پاپو | کبوتران زمینی
کد لوگوهای سه گوشه
گنجینه آفتاب

اعمال شب عید قربان

گل

شب دهم ذیحجه از شب‎های مبارک است. و جزء چهار شبی است که احیاء و شب زنده داری در آنها مستحب است. در شب عید قربان، درهای آسمان باز است. برای این شب اعمالی ذکر شده است:

1- زیارت امام حسین علیه السلام .

2- خواندن دعای "یا دائِمَ الْفَضْلِ عَلیَ الْبَرِیَّةِ" که در شب جمعه هم وارد شده است.

 

اعمال روز عید قربان

روز دهم ذیحجه، روز عید قربان است و بسیار روز شریفی است و اعمال آن چند چیز است:

1- غسل . که در این روز سنّت مؤکد است و بعضی از علماء واجب دانسته‎اند.

2- اقامه نماز عید قربان، به همان نحو که در عید فطر ذکر شده است. اما در این روز مستحب است که بعد از نماز، با گوشت قربانی افطار شود.

3- خواندن دعاهائی که وارد شده پیش از نماز عید و بعد از آن و در اقبال ذکر شده و شاید بهترین دعاهای این روز، دعای چهل و هشتم صحیفه سجادیه باشد که اوّل آن "اَللّهُمَّ هذا یَوْمٌ مُبارَکٌ" است.

4- خواندن دعای چهل و ششم صحیفه سجادیه که اینگونه آغاز می‎شود: "یا مَنْ یَرْحَمُ مَنْ لا یَرْحَمُهُ الْعِبادُ". 

5- خواندن دعای ندبه .

6- قربانی کردن؛ که سنّت مؤکّد است .

7- خواندن تکبیرات برای کسی که در منا باشد بعد از پانزده نماز که اولش نماز ظهر روز عید است و آخرش نماز صبح روز سیزدهم است. و کسانی که در سایر شهرها هستند نیز بعد از ده نماز از ظهر روز عید تا صبح دوازدهم این تکبیرات را بگویند. تکبیرات بنا بر روایت صحیح در اصول کافی از این قرار است :

اللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبَرُ لا اِلهَ اِلا اللهُ وَاللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبَرُ ولِلّه الْحَمْدُ اللّهُ َکْبَرُ

خدا بزرگتر از توصیف است، معبودی جز خدا نیست و خدا بزرگتر است، و ستایش خاص خدا است

اعَلی ما هَدانا اَللّهُ اَکْبَرُ عَلی ما رَزَقَنا مِنْ بَهیمَةِ الاْنْعامِ

خدا بزرگتر است بر آنچه ما را راهنمائی کرد خدا بزرگتر است بر آنچه روزی ما کرد از چهارپایان انعام (شتر و گاو و گوسفند)

وَالْحَمْدُلِلّهِ عَلی ما اَبْلانا.

و ستایش خاص خدا است برای آنکه آزمود ما را .

و مستحب است که به مقداری که توانایی است این تکبیرات بعد از نمازها تکرار شود.



تاريخ : جمعه سی ام آذر 1386 | 1:24 | نویسنده : رضا |
زید شَمّام می‎گوید: قتادة بن دعامه از مفسران و دانشمندان معروف اهل تسنن، بر امام باقر علیه السلام وارد شد. حضرت از او پرسید: قتاده! تو فقیه اهل بصره‎ای؟ عرض کرد: چنین گمان می‎برند.

امام فرمود: شنیده‎ام قرآن را تفسیر می‎کنی؟ عرض کرد: آری! فرمود: قرآن را با علم تفسیر می‎کنی یا با جهل؟ عرض کرد: با علم!

امام فرمود: اگر چنین است تو دانشمندی هستی که باید به تو مراجعه کرد، من از تو می‎پرسم. عرض کرد: بپرسید.

حضرت فرمود: معنای این آیه کریمه را بگو: ... و قَدّرنا فیها السَّیرَ سیروُا فیها لَیالِیَ و اَیّاماً آمنین ؛ « قریه‎هایی (نزدیک به هم) قرار دادیم با فاصله کوتاه و سیر و سفری معین و آنها را گفتیم که در این ده و شهرهای نزدیک به هم، شبان و روزان با ایمنی کامل مسافرت کنید.»

قتاده گفت: منظور کسی است که با توشه و مرکب و درآمد حلال از خانه خود به عزم این خانه (کعبه) حرکت می‎کند. (چنین کسی) در ایمنی به سر خواهد برد تا به وطن خود باز گردد.

امام فرمود: قتاده! تو را به خدا سوگند می‎دهم! آیا غیر از این است که گاهی کسی از خانه خود با زاد و راحله و کرایه حلال به عزم کعبه حرکت می‎کند اما در راه دچار دزدان می‎شود و حتی ممکن است به او صدمه‎ای بزنند که موجب هلاکتش شود؟ عرض کرد: آری به خدا! (چنین است)

امام فرمود: وای بر تو قتاده! اگر تو قرآن را با رأی خود تفسیر کنی دیگران را (که مرید تواند و از تو حرف می‎شنوند) هلاک کرده‎ای و خود نیز هلاک شده‎ای و اگر این تفسیر را از دیگران گرفته‎ای (باز) هلاک کرده‎ای و هلاک شده‎ای!

وای بر تو قتاده! منظور خداوند (در این آیه کریمه) کسی است که با زاد و راحله و کرایه حلال از خانه خود به قصد این خانه حرکت می‎کند و در حالی که نسبت به حق ما (ولایت) معرفت دارد و دلش با ماست. خداوند در این باره از زبان ابراهیم علیه السلام می‎فرماید: ... فَاجعَل اَفئِدَةً مِنَ النّاسِ تَهویِ اِلَیهِم .!

تو دل‎های مردمان را به سوی آنها مایل گردان... » به خدا سوگند! دعوت ابراهیم ما هستیم نه کعبه، وگرنه می‎فرمود: «الیه»، (قتاده!) آن که از صمیم قلب ما را بخواهد حجش مقبول است وگرنه نه! قتاده! اگر کسی چنین (اهل ولایت ما) بود از عذاب جهنم ایمن است.

قتاده عرض کرد: به خدا سوگند! بعد از این، من این آیه را جز این، تفسیر نخواهم کرد. امام فرمود: وای بر تو قتاده! همانا کسانی قرآن را می‎فهمند که مخاطب آنند. (یعنی اگر بخواهی با حقایق قرآن آشنا شوی باید به سراغ ما بیایی و بس!).

اِنَّما اُمِرَ النّاسُ اَن یَأتوُا هذِهِ الاَحجارَ فَیَطوُفوُا بِها ثُمَّ یَأتُونا فَیُخبِرونا بِوِلایَتِهِم.

همانا! به مردم دستور داده شده (از جانب خدا) که بیایند و این سنگ‎ها (کعبه) را طواف کنند،، سپس به ما رجوع کنند و وفاداری خود را به ما اعلام کنند.

امام باقر (علیه السلام

 



تاريخ : جمعه سی ام آذر 1386 | 1:19 | نویسنده : رضا |
مسجد

شرط اول: مربوط به جنبه اعتقادي آنان است که سير حقيقي انسانهاي خداجو و مؤمن ‏به‎ ‎مبدأ و معاد مي‌باشد. ‏

 

شرط دوم: از به پا دارندگان نماز يا سند نماز به عنوان مظهر‏‎ ‎بندگي و راز و نياز با خداوند ‏مختص انسانهايي است که بندگي و عبوديت را از قلب و‎ ‎اعضا و جوارح خويش سرايت ‏داده‌اند. ‏

 

شرط سوم: آبادکنندگان مساجد کساني هستند که زکات‏‎ ‎يعني حقوق مالي واجب ‏خويش را ادا مي‌کنند نه اينکه ساختن و تعمير مسجد بهانه‌اي‎ ‎براي شانه خالي کردن از ‏زير بار وجوهات و حقوق شرعي باشد. ‏

 

شرط چهارم: چهارمين ويژگي‏‎ ‎آبادکنندگان مساجد مي‌فرمايند آنان تنها خشيت خدا را ‏در دل دارند. ضرورت

 

تبرک جستن به آثار و وسايل متعلق به ‏پيامبر اکرم (ص) از جمله مسائلي‎ ‎است که ميان مسلمانان مطرح بوده. پيامبر (ص) نه ‏تنها به هيچ گونه از آن نهي ننموده‎ ‎بلکه به انواع مختلف اين امر را تأکيد و امضأ مي‌نمودند ‏و اين مسأله در نزد هر کس‎ ‎که کمترين آشنايي با سيره و تاريخ پيامبر (ص) و به خصوص ‏کتابهاي معتبر اهل سنت‎ ‎‏ داشته باشد امر بديهي به شمار مي‌آيد



تاريخ : جمعه سی ام آذر 1386 | 1:5 | نویسنده : رضا |
  • مسجد

در برخي از‎ ‎روايات با تعبيري لطيف از مسجدها به عنوان بازار آخرت ياد شده يعني همان گونه که‎ ‎بازار محل خريد و فروش و مبادله کالا و متاعهاي دنيوي است مسجد نيز محل کسب امور‎ ‎معنوي ‏و اسبابي است که در سراي آخرت داراي کاربرد و تأثير مي‌باشد. در حديثي از‎ ‎رسول اکرم (ص) ‏آمده: «المساجد سوق من السواق الاخرة قراها المغفرة و تحضتها‎ ‎الجنة؛ مساجد بازاري ‏از بازارهاي آخرت است از کساني که به آن وارد مي¬شوند با‎ ‎مغفرت پذيراي مي‌شود و هديه آنان ‏بهشت است». از سوي ديگر از آنجا که بيشترين اهتمام‎ ‎انسان مؤمن متوجه تهيه و تأمين ‏اسبابي است که در سراي آخرت بدان نياز دارد شوق و‎ ‎انس وي به بازار آخرت (مسجد) به مراتب ‏بيش از علاقه او به بازارهاي دنياست و‎ ‎در‎ ‎جانب مقابل آنان که دنيا و حرص و آز بر متاع آن را وجه ‏همت خويش قرار داده‌اند‎ ‎معمولاً سودجويي و سودگرايي انس بيشتري دارند. بنابراين طبيعي ‏است که مؤمنين در‎ ‎هنگام رفتن به مساجد سعي کنند بر ديگران پيشي گيرند و به هنگام خروج ‏ديرتر از همه‎ ‎مسجد را ترک گويند. و بالعکس اهل دنيا پيش از همه به بازار رفته و پس از همه ‏خارج‎ ‎شوند و در برخي از روايات از آنان در رفتن به مسجد شتاب کرده و گوي بسقت را از‎ ‎ديگران ‏مي‌برند. به عنوان پرچمدار بهشتيان که در روز قيامت پيش از ديگران به بهشت‏‎ ‎وارد مي‌شويد.‏



تاريخ : جمعه سی ام آذر 1386 | 1:1 | نویسنده : رضا |

 

حج

در سال 1372 هجری شمسی كه با عده‎ای از دوستان به حج تمتع مشرف شده بودیم، در روز یازدهم ذیحجه 1413 هجری قمری مطابق با 11/3/1372 هجری شمسی، مجلس روضه‎ای در چادر كاروان ما برگزار شد كه بسیار با معنویت بود. چند ماه پس از بازگشت از سفر حج یكی از دوستان كه راضی نیست نامش در كتاب آورده شود جریانی را كه در آن جلسه برایش اتفاق افتاده بود با مقدمه‎ای برایم چنین نقل نمود:

قبل از مسافرت به مكه در حرم مطهر آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام از درگاه خداوند طلب نمودم كه در این سفر عنایت امام زمان (عج) شامل حالم گردد. شنیده بودم كه عده‎ای از عاشقان آن حضرت در جریان سفر به مكه خدمت آن بزرگوار رسیده‎اند، لذا از ابتدای سفر به یاد امام زمان (عج) بودم.

در مدینه منوره كه مدت یك هفته اقامت داشتیم، همواره دنبال حضرت می‎گشتم، در مسجدالنبی، در روضه منوره، كنار منبر، محراب، مأذنه، نزدیك ستون توبه، جایگاه اصحاب صفه، محراب تهجد پیامبر، كنار درب خانه حضرت زهرا علیهاالسلام و در بین سیل جمعیت، در قبرستان بقیع، كنار قبور خراب شده چهار امام مظلوم و غریب و در بین زائرین مدینه دنبال كسی می‎گشتم كه نشانی‎های او را داشته باشد.

ایام توقف ما در مدینه سپری گشت و ما با چشم گریان و قلب سوزان از پیامبر اكرم، دخت گرامیش و ائمه بقیع با كوله‎باری از خاطره جدا شده و خداحافظی نمودیم. در مكه نیز در حین انجام اعمال عمره تمتع، در مطاف، پشت مقام حضرت ابراهیم (ع)، در زمزم، در سعی صفا و مروه، به یاد حضرت بودم. چند روز بین اعمال عمره تمتع و حج تمتع نیز در جای جای مسجدالحرام خاطره حضرت در ذهنم بود، گاهی اوقات به عاشقان دلسوخته امام زمان (عج) برخورد می‎نمودم كه به او متوسل شده و در هجران او می‎سوزند، گاهی نیز با خود زمزمه می‎كردم:

از جهان دل به تو بستم به خدا مهدی جان                              طالب وصل تو هستم به خدا مهدی جان

هر كجا یاد تو و ذكر تو و نام تو بود                                          بی‎تامل بنشستـم به خـدا مهدی جــان

اعمال حج تمتع شروع شد به صحرای عرفات رفتیم، شب عرفه گذشت، روز عرفه در جبل الرحمه، در بین چادرها و در بین دعای عرفه امام حسین علیه السلام به یاد آن یوسف گمگشته بودم، غروب روز عرفه پس از نماز مغرب و عشاء سرزمینی را كه مطمئن بودم حضرت در آنجا بین جمعیت بوده‎اند به طرف مشعرالحرام پشت سر نهادیم، روز دهم ذیحجه در منا اعمال روز عید قربان را انجام دادیم. هوا در سرزمین منا بسیار گرم و ما در زیر چادرها به سر می‎بردیم، عصرها به قدری هوا گرم بود كه امكان استراحت و خوابیدن نبود.

عصر روز یازدهم همانطور كه مردها چند نفر در چادر دور هم جمع شده بودیم و از هر دری سخن می‎گفتیم و عده‎ای نیز در حال بیداری دراز كشیده بودند بدون این كه از قبل برنامه‎ریزی خاصی شده باشد روحانی كاروان شروع كرد به زمزمه كردن اشعاری در مورد امام زمان (عج). در نتیجه همگی نشسته و شروع به گوش كردن كردیم ناخودآگاه مجلسی برقرار شد و بعد هم مداح كاروان توسلی به حضرت نمود، حال خوشی در مجلس پیدا شده بود، سپس یكی از برادران اشعاری را خطاب به آن حضرت در رابطه با سفر حج خواند كه دو بیت آن چنین بود:

ای حریم كعبه محرم بر طواف كوی تو                                          من به گرد كعبه می‎گردم به یاد روی تو

گرچه بر مُحرم بود بوئیدن گلها حرام                                             زنده‎ام من ای گل زهرا ز فیض بوی تو

و در ضمن خواندن اشعار خطاب به حضرت می‎گفت: آقا جان در این سرزمین خیمه‎ها و چادرها زیادند و ما نمی‎توانیم همه آنها را یك به یك بگردیم تا خیمه شما را پیدا نمائیم. اما شما می‎دانید خیمه و چادر كاروان ما كجاست، شما به ما عنایتی بفرمائید، شما به ما سر بزنید، همه افراد گریه می‎كردند و اشك می‎ریختند، بعد هم یكی از برادارن دیگر توسلی به حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام پیدا نمود و گفت: آقا شما به روضه عمویتان خیلی علاقه دارید و خودتان سفارش به خواندن این روضه كرده‎اید، همینطور كه ایشان روضه می‎خواند و همگی با حال منقلب اشك می‎ریختند و من هم گریه می‎كردم، سرم را بلند كردم دیدم آقایی با لباس سفید عربی و به هیئت عرب‎ها در داخل چادر جلو در روی دو زانو بطور سرپا نشسته‎اند، روی سر ایشان دستمالی بود كه آن هم سفید رنگ بود و طوری قرار گرفته بود كه قسمت زیادی از پیشانی ایشان را هم پوشانده بود. من در چادر، جایی نشسته بودم كه تنها سمت چپ صورت و محاسن ایشان را می‎دیدم كه حالت گندمگون داشت چند ثانیه‎ای ایشان را نگاه كردم، آقایی بودند تنومند و با وقار كه شاید حدود چهل و چند ساله به نظر می‎رسید. سپس جلو در چادر را نگاه كردم دیدم دو نفر جوان كه سن آنها تقریباً زیر بیست سال بود با لباس سفید بلند عربی درست جلو قسمت ورودی چادر ایستاده‎اند و حدود یكی دو متر پشت سر آقا بودند.

در آن لحظه چنین تصور نمودم كه اینها عرب‎هایی هستند كه از جلو چادر ما عبور می‎كرده‎اند صدای روضه را شنیده لذا داخل چادر آمده‎اند تا به روضه گوش دهند. مجدداً سرم را پائین انداخته و اشك می‎ریختم دقیقاً نمی‎دانم چقدر طول كشید ولی مطمئن هستم كه مدت زیادی نگذشت مجدداً سرم را بلند كردم دیدم از آقا و جوان‎ها خبری نیست ولی در آن زمان چنان تصرفی در ذهنم ایجاد شده بود كه تنها درباره آنها چنین فكر می‎كردم كه اینها عرب بوده و برای گوش كردن به روضه به مجلس آمده‎اند. حتی پس از پایان این مجلس بسیار با معنویت اصلاً در ذهنم خطور نكرد كه در این مورد با دیگر اعضا كاروان صحبتی نمایم، روز بعد شنیدم كه یكی دو نفر از افراد كاروان راجع به آقایی كه به مجلس آمده بودند صحبت می‎كردند، از آنها پرسیدم شما چگونگی آمدن و رفتن آن آقا را متوجه شدید، گفتند: نه ما فقط دیده‎ایم ایشان جلو در چادر نشسته‎اند.

آن وقت به خود آمدم و كمی در مورد جریانی كه اتفاق افتاده بود فكر كردم و به تصور خودم در مورد این واقعه تأمل نمودم. به خود گفتم اگر اینها عرب بودند چگونه به روضه‎ای كه به زبان فارسی خوانده می‎شد گوش می‎دادند؟! چرا در زمانی كه همگی در عزای حضرت ابوالفضل علیه السلام گریه می‎كردند ایشان تشریف‌ آورده بودند؟! صدای روضه آنقدر بلند نبود كه به بیرون چادر برود تا كسی با شنیدن صدای روضه داخل شود!! چطور كسی دقیقاً متوجه چگونگی آمدن و رفتن آنها نشده بود!! چطور در اثر تصرفی كه در ذهن من ایجاد شده بود به این تصورم كه اینها عرب هستند و به روضه فارسی گوش می‎دهند شك نكرده‎ام!!

همه این سئوالاتی كه اكنون در ذهنم ایجاد شده بود مرا امیدوار ساخت كه ایشان خود حضرت یعنی امام زمان (عج) بوده‎اند و تاسف خوردم كه چرا در همان لحظه حضرت را نشناختم.

 

منبع:

کتاب تشرف یافتگان

 

 


تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 | 23:50 | نویسنده : رضا |

 

دعا و نیایش

عرفات سرزمین اشك و دعاست.  عرفات سرزمینى است كه خداوند به خاطر اشك‎ها و دعاهاى زائران به فرشتگان مباهات مى‏ورزد. سرزمینى كه گناهان در آن بخشیده مى‏شوند.

سرزمینى كه خیال بخشیده نشدن در آن، خود گناه بزرگى است.  حتى كسانى كه هنوز متولد نشده‏اند، امید است مورد لطف قرار گیرند.

عرفات سرزمینى است كه به عرصات قیامت ماند كه خلایق همه جمعند و هر كس به دعا مشغول، و در انتظار رد و قبول، بیرون دروازه‏اند. مى‏خواهند نزد مولایشان حضور یابند. ابتدا باید پشت در بایستند تا اجازه ورود بگیرند. باید بنالند تا به حرم(مشعر) راه یابند چقدر بنالند؟ چگونه بنالند؟... تا ننالند به حرم راه نیابند آنگاه كه پاك شوند، وارد حرم شوند. خانه خدا پاك است و مهمان پاك مى‏پذیرد.

پس دعا كنند. روز عرفه روز دعاست. انسان جز دعا مالك چیزى نیست نه تنها مالك مال نیست ‏بلكه مالك اجزاء و جوارحش نمى‏باشد. ما جز تضرع و دعا سلاحی نداریم، دشمن درون ما تنها با اشك رام مى‏شود. و "سلاحه البكاء".  یا از ترس جهنم مى‏نالد یا گریه شوق دارد كه چرا به بهشت نرسیده، چرا از هجرانش ننالد؟

عرفات سرزمینى است كه بهترین مردان خدا در آن توقف كرده، دعاها و اشك‏ها داشته‎اند، و در هر سوى این دشت ردّ پاى مهدى فاطمه است.  عرفات با اشك‎هاى مقدس سیدالشهدا اباعبدالله الحسین‏ علیه السلام در روز عرفه به هنگامه خواندن دعاى عرفه متبرك‏تر شد.



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 | 23:44 | نویسنده : رضا |
شب نهم از شب‎های متبرك و شب مناجات با قاضى الحاجات است و توبه در آن شب مقبول و دعا در آن مستجاب است. عبادت در این شب، اجر صد و هفتاد سال عبادت را دارد. براى شب عرفه چند عمل وارد شده است:

1- دعایی که با با این عبارت آغاز می‎شود، خوانده شود اَللّهُمَّ یا شاهِدَ كُلِّ نَجْوى وَ مَوْضِعَ كُلِّ شَكْوى وَ عالِمَ كُلِّ خَفِیَّةٍ وَ مُنْتَهى كُلِّ حاجَةٍ یا مُبْتَدِئاً كه روایت شده هر كس آن را در شب عرفه یا در شب‎هاى جمعه بخواند خداوند او را بیامرزد.

2- [به نقل كفعمى ] تسبیحات عشر را كه در اعمال روز عرفه آمده است را هزار مرتبه خوانده شود .

3- دعاء اللّهُمَّ مَنْ تَعَبَّاَ وَ تَهَیَّاَ را كه در روز عرفه و شب و روز جمعه نیز وارد است، خوانده شود.

4- زیارت امام حسین علیه السلام .

 

اعمال روز عرفه

روز نهم روز عرفه و از اعیاد عظیمه است اگرچه به اسم عید نامیده نشده است . عرفه روزى است كه حق تعالى بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود فرا خوانده و سفره های جُود و احسان خود را براى ایشان گسترانیده و شیطان در این روز خوار و حقیرتر و رانده‎تر و خشمناك‎ترین اوقات خواهد داشت و روایت شده كه حضرت امام زین العابدین علیه السلام در روز عرفه صدای سائلی را شنید كه از مردم تقاضای کمک مى‎نمود. امام به او فرمود: واى بر تو آیا در این روز از غیر خدا تقاضا مى‎كنى؟ حال آن كه در این روز امید مى‎رود که بچه‎هاى در شكم هم از فضل خدا بی نصیب نمانند و سعید شوند.

براى این روز اعمالی ذکر شده است:

1- غسل که مستحب است قبل از زوال انجام شود .

2- زیارت امام حسین علیه السلام ،

كه از هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد بالاتر است و احادیث، در كثرت فضیلت زیارت آن حضرت در این روز متواتر است و اگر كسى توفیق یابد كه در این روز در تحت قُبّه مقدّسه آن حضرت باشد ثوابش كمتر از كسى كه در عرفات است نیست.

3- بعد از نماز عصر پیش از آن كه مشغول به خواندن دعاهاى عرفه شود در زیر آسمان دو ركعت نماز بجا آورد و نزد حق تعالى به گناهان خود اعتراف و اقرار کند تا به ثواب عرفات رستگار شود و گناهانش آمرزیده گردد. پس چون وقت زوال شد زیر آسمان رَوَد و نماز ظهر و عصر را با ركوع و سجود نیكو به عمل آورد و چون فارغ شود دو ركعت نماز اقامه كند. در ركعت اوّل بعد از حمد، توحید و در دوم بعد از حمد، قُل یا اَیُّهَا الْكافِروُنَ خوانده شود. و بعد از آن چهار ركعت نماز گزارد که در هر ركعت بعد از حمد، توحید پنجاه مرتبه بخواند. كه این نماز، همان نماز حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام است .

4- شیخ كفعمى در مصباح فرموده مستحب است روزه روز عرفه براى كسى كه ضعف پیدا نكند و مانع دعا خواندن او نشود.

5- مستحب است غسل پیش از زوال و زیارت امام حسین علیه السلام در روز و شب عرفه .

6- تسبیحات حضرت رسول صَلَّى اللهِ عَلِیهِ وَ آله در روز عرفه 

که در ذیل می‎آید:

سُبْحانَ الَّذى فِى السَّمآءِ عَرْشُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الاَْرْضِ حُكْمُهُ

منزه است خدایى كه در آسمان است عرش او منزه است خدایى كه در زمین است فرمان و حكمش

سُبْحانَ الَّذى فِى الْقُبوُرِ قَضآؤُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْبَحْرِ سَبیلُهُ

منزه است خدایى كه در گورها قضا و فرمانش جارى است منزه است خدایى كه در دریا راه دارد

سُبْحانَ الَّذى فِى النّارِ سُلْطانُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْجَنَّةِ رَحْمَتُهُ

منزه است خدایى كه در آتش دوزخ سلطنتش موجود است منزه است خدایى كه در بهشت رحمت او است

سُبْحانَ الَّذى فِى الْقِیمَةِ عَدْلُهُ سُبْحانَ الَّذى رَفَعَ السَّمآءَ سُبْحانَ

منزه است خدایى كه در قیامت عدل و دادش برپا است منزه است خدایى كه آسمان را بالا برد منزه است خدایى

الَّذى بَسَطَ الاْرْضَ سُبْحانَ الَّذى لا مَلْجَاَ وَلا مَنْجا مِنْهُ اِلاّ اِلَیْهِ پس

كه زمین را گسترد منزه است خدایى كه ملجا و پناهى از او نیست جز بسوى خودش * *

بگو سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُ صد مرتبه و بخوان

منزه است خدا و حمد از آن خدا است و معبودى جز خدا نیست و خدا بزرگتر از توصیف است  .

7- سوره توحید صد مرتبه و آیة الكرسى صد مرتبه و صلوات بر محمّد و آل محمّد صد مرتبه خوانده شود و دعای ذیل خوانده شود:

لااِلهَاِلا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیى وَ یُمیتُ

معبودى جز خدا نیست یگانه اى كه شریك ندارد پادشاهى خاص او است و از آن او است حمد زنده كند و بمیراند

وَیُمیتُ وَیُحْیى وَهُوَ حَىُّ لا یَموُتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَهُوَ عَلى كُلِّشَىْءٍ َقدیرٌ

و بمیراند و زنده كند و او است زنده اى كه نمیرد هرچه خیر است بدست او است و او بر هر چیز توانا است.

ده مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ وَ اَتوُبُ اِلَیْهِ

آمرزش خواهم از خدایى كه معبود بحقى جز او نیست كه زنده و پاینده است و بسویش توبه كنم

ده مرتبه یا اَللّهُ ده مرتبه یا رَحْمنُ ده مرتبه یا رَحیمُ ده مرتبه یا بَدیعَ

اى خدا * اى بخشاینده * اى مهربان  * اى پدیدآرنده

السَّمواتِ وَالاْرْضِ یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ ده مرتبه یا حَىُّ یا قَیُّومُ ده

آسمانها و زمین اى صاحب جلالت و بزرگوارى * اى زنده و اى پاینده*

مرتبه یا حَنّانُ یا مَنّانُ ده مرتبه یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ ده مرتبه امینَ ده مرتبه

اى پرعطا اى پرنعمت * اى كه معبودى جز تو نیست * اجابت كن  *

دعا و نیایش

  8- ذكر صلوات از حضرت صادق علیه السلام

 اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ یا مَنْ هُوَ اَقْرَبُ اِلَىَّ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ یا

 خدایا از تو خواهم اى كسى كه او نزدیكتر است به من از رگ گردن اى

مَنْ یَحوُلُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ یا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الاَْعْلى وَبِالاُْفُقِ

كه حائل شود میان انسان و دلش اى كه او در دیدگاه اعلى است و در افق

الْمُبینِ یا مَنْ هُوَ الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى یا مَنْ لَیْسَ كَمِثْلِهِ

آشكارى است اى كه او بخشاینده است و بر عرش استیلا دارد اى كه نیست مانندش

شَىْءٌ وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ محمد

چیزى و او شنوا و بینا است از تو خواهم كه درود فرستى بر محمد و آل محمد .

و بخواه حاجت خود را كه برآورده خواهد شد انشاءالله تعالى پس بخوان این صَلَوات را كه از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه هر كه بخواهد مسرور كند محمّد و آل محمّد را در صَلَوات بر ایشان بگوید:

اَللّهُمَّ یا اَجْوَدَ مَنْ اَعْطى وَ یا خَیْرَ

خدایا اى بخشنده ترین عطابخشان و اى بهترین

مَنْ سُئِلَ وَیا اَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى

درخواست شدگان و اى مهربانترین كسى كه از او مهربانى جویند خدایا درود فرست بر محمد و آلش در

الاَْوَّلینَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الاَّْخِرینَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ

زمره پیشینیان و درود فرست بر محمد و آلش در زمره پسینیان و درود فرست بر محمد

و َآلِهِ فِى الْمَلاَءِ الاَْعْلى وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الْمُرْسَلینَ

و آلش در ساكنین عالم بالا و درود فرست بر محمد و آلش در زمره مرسلین

اَللّهُمَّ اَعْطِ مُحَمَّداً وَآلَهُ الْوَسیلَةَ وَالْفَضیلَةَ وَالشَّرَفَ وَالرِّفْعَةَ

خدایا عطا كن به محمد و آلش مقام وسیله و فضیلت و شرف و رفعت

وَالدَّرَجَةَ الْكَبیرَةَ اَللّهُمَّ اِنّى آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ

و درجه بلند خدایا من ایمان آوردم به محمد صلى الله علیه و آله

وَلَمْ اَرَهُ فَلا تَحْرِمْنى فِى الْقِیمَةِ رُؤْیَتَهُ وَارْزُقْنى صُحْبَتَهُ وَ تَوَفَّنى

با اینكه او را ندیده ام پس در روز قیامت از دیدارش محرومم مفرما و مصاحبت و همنشینى او را روزیم فرما

عَلى مِلَّتِهِ وَاسْقِنى مِنْ حَوْضِهِ مَشْرَباً رَوِیّاً سآئِغاً هَنَّیئاً لا اَظْمَاءُ

و بر كیش او بمیرانم و بنوشانم از حوض او (حوض كوثر) نوشاندنى سیراب و جانبخش و گوارا كه

بَعْدَهُ اَبَداً اِنَّكَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَدیرٌ اَللّهُمَّ اِنّى آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى

پس از آن هرگز تشنه نشوم كه براستى تو بر هرچیز توانایى خدایا من ایمان آورده ام به محمد صلى

اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَلَمْ اَرَهُ فَعَرَِّفْنى فِى الْجِنانِ وَجْهَهُ اَللّهُمَّ بَلِّغْ مُحَمَّداً

الله علیه وآله و او را ندیده ام پس در بهشت رویش را به من نشان ده خدایا برسان به محمد

صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ مِنّى تَحِیَّةً كَثیرَةً وَ سَلاماً .

صلى الله علیه و آله از جانب من تحیتى بسیار و سلامى .

9- دعای ام داود خوانده شود .

10- این تسبیح را كه ثواب آن بسیار است گفته شود:

 سُبْحانَ اللّهِ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ بَعْدَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ مَعَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ

منزه باد خدا پیش از هر كس و منزه باد خدا پس از هركس و منزه باد خدا با هركس و منزه باد

اللّهِ یَبْقى رَبُّنا ویَفْنى كُلُّ اءَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبیحاً یَفْضُلُ تَسْبیحَ

خدا كه باقى ماند پروردگار ما و فانى شود هركس و منزه باد خدا تنزیهى كه فزونى گیرد بر تسبیح

الْمُسَبِّحینَ فَضْلاً كَثیراً قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبیحاً یَفْضُلُ

تسبیح گویان فزونى بسیارى پیش از هركس و منزه باد خدا تنزیهى كه فزونى گیرد بر

تَسْبیحَ الْمُسَبِّحینَ فَضْلاً كَثیراً بَعْدَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبیحاً

تسبیح تسبیح گویان فزونى بسیارى پس از هركس و منزه باد خدا تنزیهى كه

یَفْضُلُ تَسْبیحَ الْمُسَبِّحینَ فَضْلاً كَثیراً مَعَ كُلِّ اَحَدٍ وَ سُبْحانَ اللّهِ تَسْبیحاً یَفْضُلُ تَسْبیحَ الْمُسَبِّحِینَ

فزونى گیرد بر تسبیح تسبیح گویان فزونى بسیار با هر كس ، و منزه باد خدا تنزیهى كه فزونى گیرد بر تسبیح تسبیح گویان

فَضْلاً كَثیراً لِرَبِّنَا الْباقى وَیَفْنى كُلُّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبیحاً لا یُحْصى وَلا یُدْرى وَلا یُنْسى وَلا

برترى بسیارى براى پروردگار ما كه باقى ماند و جز او فانى شودهر كس و منزه باد خدا تنزیهى كه به شماره در نیاید و دانسته نشود و فراموش نگردد و

یَبْلى وَلا یَفْنى وَلَیْسَ لَهُ مُنْتَهى وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبیحاً یَدوُمُ

كهنه نشود و فنا نپذیرد و انتهایى برایش نباشد و منزه باد خدا تنزیهى كه دوام داشته باشد

بِدَوامِهِ وَیَبْقى بِبَقآئِهِ فى سِنِى الْعالَمینَ وَشُهوُرِ الدُّهوُرِ وَاَیّامِ

به دوام او و باقى ماند به بقاى او در طول سالهاى این جهان و سایر جهانیان و ماههاى این روزگار و هر روزگار و روزهاى

الدُّنْیا وَساعاتِ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ وَسُبْحانَ اللّهِ اَبَدَ الاَْبَدِ وَمَعَ الاَْبَدِ مِمّا

دنیا و ساعات شب و روز و منزه باد خدا تا جاویدان است جاوید و همراه با جاوید بدانسان كه

لا یُحْصیهِ الْعَدَدُ وَلا یُفْنیهِ الاَْمَدُ وَلا یَقْطَعُهُ الاَْبَدُ و َتَبارَكَ اللّهُ

شماره اش نتوان كرد و زمان و مدت آنرا به فنا نكشاند و قطعش نكند ((هرگز)) و بزرگ است خدا

اَحْسَنُ الْخالِقینَ پس بگو: وَالْحَمْدُ لِلّهِ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ وَالْحَمْدُ لِلّهِ بَعْدَ كُلِّ

بهترین آفریدگان * و ستایش خاص خدا است پیش از هركس و ستایش از آن او است پس از هر

اَحَدٍ تا آخر دعا لكن بجاى هر سُبْحانَاللّهِ الْحَمْدُلِلّهِ بگو و چون به اَحْسَنُ

كس * منزه است خدا و ستایش خاص خداست  * بهترین

الْخالِقینَ رسیدى بگو: لا اِلهَ اِلا اللّهُ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ تا به آخر بجاى سُبْحانَ اللّهِ

آفریدگان * معبودى نیست جز خدا پیش از هركس * منزه است خدا

لا اِلهَ اِلا اللّهُ مى گوئى و بعد از آن بگو: وَاللّهُ اَكْبَرُ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ تا به آخر كه بجاى

جز او خدایى نیست * و خدا بزرگتر است از توصیف پیش از هر كس *

سُبْحانَ اللّهِ اَللّهُ اَكْبَرُ مى گوئى پس مى خوانى دعاى : اَللّهُمَّ مَنْ تَعَبَّاءَ وَتَهَیَّاءَ را كه

منزه است خدا و خدا بزرگتر است از توصیف

11- دعای امام حسین علیه السلام در روز عرفه خوانده شود.

12- در آخر روز عرفه این دعا خوانده شود :

یا رَبِّ اِنَّ ذُنُوبى لا تَضُرُّكَ وَاِنَّ مَغْفِرَتَكَ لى لا تَنْقُصُكَ فَاَعْطِنى ما لا

پروردگارا همانا گناهان من زیانى به تو نزند و محققاً آمرزش تو از من نقصانى به تو نرساند پس عطا كن به من

یَنْقُصُكَ وَاغْفِرْ لى ما لایَضُرُّكَ و ایضا بخوان : اَللّهُمَّ لا تَحْرِمْنى خَیْرَ ما

آنچه را نقصانت نرساند و بیامرز برایم آنچه را زیانت نزند * خدایا محرومم مكن از آن خیرى كه

عِنْدَكَ لِشَرِّ ما عِنْدى فَاِنْ اَنْتَ لَمْ تَرْحَمْنى بِتَعَبى وَ نَصَبى فَلا

نزد تو است بخاطر آن شرى كه در پیش من است پس اگر تو به رنج و خستگیم رحم نمى كنى پس

تَحْرِمْنى اَجْرَ الْمُصابِ عَلى مُصیبَتِهِ

محرومم مدار از پاداش مصیبت دیده اى بر مصیبتش .

13- دعای مشلول خوانده شود.

 

منبع:

مفاتیح الجنان

                           



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 | 23:31 | نویسنده : رضا |

اصول دین

به یک سلسله اعتقادات وباورهای عمیق که زیربناوپایه دین را تشکیل می دهند اصول دین گفته میشود.

اسلام که دین کامل وجامع است ویک مکتب حیاتبخش وسعادت آفرین محسوب میگردد اصول وزیر بناهای محکم وعمیقی به نام اصول دین دارد که در نزدشیعیان عبارتنداز:توحید،نبوت،معاد؛عدل وامامت.

برهرمسلمانی واجب است که خود بادلایل متین وقانع دربرابر هجوم عقائد باطل دیگران  بایستاد که تنها با

بکاربردن این اصول ممکن است.

 

فروع دین

وقتی که انسان مسلمان اصول عقائد خودربادلائل محکم شناخت آنگاه نوبت  به فراگیری روبناها وفروعاتی است تا درسایه بکارگیری آنهاخوب وبد رابیاموزد وبدانها عمل کند تادررسیدن به سعادت وزندگی برتر وسالم موفق باشد.این فروعات عبارتنداز:نماز،روزه،خمس،زکات،حج،جهاد،امر بمعروف،نهی ازمنکر،تولی وتبری.

 

توحید واقسام آن

توحید یعنی اعتقاد به وحدانیت ویگانگی خداوند که او یکی است وشریکی ندارد.توحید سنگ زیر بنای اعتقاد وپایه واساس دین است.(قل هوالله احد...)بیانگرمسئله توحیداست.

توحید مراتب واقسامی دارد که عبارتنداز:آلف)توحیدنظری  ب)توحید عملی

توحید نظری:عقیده ونظر هرفرد مومن به خداست که اویکی است.

توحید عملی:(توحید درعبادت):یعنی اینکه شخص خداپرست به بالاترین درجه عبودیت برسد ،به بندگی خداچنان تن دهد که جز او نبیند  وتسلیم محض اوگردد.(جلوه توحید دراعمال ورفتار انسان موحد است).

اقسام توحید نظری:الف-توحیدذاتی:اعتقاد به یگانگی ومستقل بودن خداونداست اینکه جزاوخدایی نیست.

                       آیه(قل هو الله احد،ولم یکن له کفوا احد) بیانگر توحید ذاتی اند.

                        ب-توحید افعالی:اعتقاد به اینکه تنهامدبر ورب جهان خدااست .اودرکارهای خود

                         ازدیگران بی نیاز است وهیچ موجودی ازخود استقلالی ندارد. توحید افعالی خوداقسامی

                       دارد که عبارتنداز:توحیددرمالکیت(ولم یکن له شریک فی الملک).توحیددرربوبیت(افرایتم  ماتحرثون اانتم تزرعونه ام نحن الزارعون).

 عبارات(لاحول ولاقوه الا باالله العلی العظیم،بحول الله وقوته واقوم واقعد)بیانگرتوحید افعالیند.

                       ج- توحید صفاتی: اعتقاد به اینکه صفات الهی عین ذاتش هستند وبین

                      صفاتش بایکدیگر تفاوتی نیست.

 

 

·       نکته:درمقابل توحید شرک(عدم اعتقاد به خدا یا اعتقادبه دو یا چند خدا وجود دارد )قراردارد که مانند توحید نیزخود اقسام ومراتبی دارد.

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 | 22:11 | نویسنده : رضا |

حضرت آیِت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی و ولی امر مسلمین در پیامی به کنگره عظیم حج، این آيین ابراهیمی را کانون توحید خالص و حقیقی خواندند و باتاکید بر لزوم بازخوانی و فراگیری درس های بزرگ حج تصریح کردند: برائت از مشرکین و بیزاری از بتها و بت گران، روح حاکم برحج مومنان است و جای جای حج، مظهر اتحاد و انسجام مسلمین و برجسته شدن وحدت و برادری حقیقی و ایمانی آنهاست .

بنا به گزارش پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، متن این پیام که امروز در اجتماع پرشکوه حجاج در مراسم برائت از مشرکین در صحرای عرفات قرائت شد به این شرح است :


بسم الله الرحمن الرحيم


الحمدلله رب‌ العالمين والصلاة و السلام علي سيّدنا محمد المصطفي و علي آله الاطيبين و صحبه المنتجبين


سلام بر زائران خانه‌ خدا، ميهمانان سراي دوست، و لبيك‌گويان دعوت او..
و درود ويژه بر دلهايي كه از ياد خدا طراوت يافته و بر فيض و رحمت بي‌دريغ او دَر گشوده‌اند. در اين روزها و شب ها و ساعت هاي اِكسيرگون، چه بسيارند آنها كه قدرشناسانه، خود را به جذبه‌‌ معنويت سپردند و با انابه و توبه، دل و جان را نورانيت بخشيدند و در امواج رحمت الهي كه در اين وادي قدس پي‌درپي فرا ميرسد، زنگار گناه و شرك را از خود ستردند. سلام خدا بر اين دل ها و بر اين صاحبدلان و پاكان.

همه‌ برادران و خواهران شايسته است به چنين دستاوردي بينديشند و اين فرصت بزرگ را مغتنم شمارند. نگذارند در اينجا نيز دل‌مشغولي هاي زندگي مادي، كه گرفتاري هميشگي ماست، دل ها را به خود سرگرم كند. با ياد خدا، با انابه و تضرع، با عزم راسخ بر راستي و درست‌كرداري و درست‌انديشي، و با كمك خواستن از خداوند، دلِ مشتاق خود را در فضاي توحيد و معنويتِ ناب، به پرواز درآورند و براي پايداري در راه خدا و صراط مستقيم، توشه بگيرند.

اينجا كانون توحيد حقيقي و خالص است. در اينجا است كه ابراهيم‌ خليل عليه‌السلام، با آوردن پاره‌ تن خود به قربانگاه،‌ مظهري از توحيد را كه غلبه بر نفس خود و تسليم محض در برابر امر الهي است،‌ براي همه‌ موحدان در سراسر تاريخ جهان به يادگار گذاشت و در اينجاست كه حضرت محمد مصطفي صلي‌الله‌ عليه‌و ‌آله در برابر مستكبران زمان و خداوندان زر و زور،‌ پرچم توحيد را برافراشت و بيزاري از طاغوت را در كنار ايمان به خدا، شرط نجات و رستگاري شمرد" فمن يكفر بالطاغوت و يؤمن بالله فقد استمسك بالعروة الوثقي ...".

حج، بازخواني و فراگيري اين درس هاي بزرگ است. برائت از مشركان و بيزاري از بت ها و بُتگران،‌ روح حاكم بر حجّ مؤمنان است. جاي‌جايِ حج،‌ نمايشگر دل‌‌سپردن به خدا و سعي و تلاش در راه او‌ و برائت از شيطان و رمي و طرد او و جبهه‌گيري در برابر اوست و جاي‌جاي حج، مظهر اتحاد و انسجام اهل‌قبله و رنگ‌باختنِ‌ تفاوت هاي طبيعي و اعتباري، و برجسته‌شدن وحدت و برادري حقيقي و ايماني آنها است.

اين ها درس هايي است كه ما مسلمانان از هر نقطه‌‌‌ جهان بايد فرا گيريم و بر اساس آن براي زندگي و آينده‌ خود برنامه‌ريزي كنيم.

قرآن،‌ جبهه‌گيري مقتدرانه در برابر دشمنان، عطوفت و مهرباني در ميانه‌ مؤمنان و عبوديت و خشوع در برابر خداوند را سه ‌نشانه‌ جامعه‌ اسلامي دانسته است"محمدٌ رسول‌الله والذين معه اشداء علي الكفار، رحماء بينهم، تراهم ركعاً سجداً يبتغون فضلاً‌ من الله و رضواناً..." اين، سه ركن اصلي براي برافراشتن پيكره‌ عزتمند و باشكوه امت اسلامي است.

همه‌ آحاد مسلمان با توجه به اين حقيقت،‌ مي توانند آسيب هاي كنوني دنياي اسلام را به درستي بشناسند.

امروز دشمن غدّار امت اسلامي، گردانندگان مراكز استكباري و قدرت هاي فزوني‌طلب و متجاوزي مي باشند كه بيداري اسلامي را تهديدي بزرگ براي منافع نامشروع و سلطه‌ي ظالمانه‌ خود بر دنياي اسلام مي دانند. همه‌ ملت هاي مسلمان و پيشاپيش آنان،‌سياستمداران و علماي دين و روشنفكران و رهبران ملي كشورها،‌بايد در برابر اين دشمن متجاوز، صف متّحد اسلامي را با استحكام هرچه بيشتر تشكيل دهند. بايد همه‌ عناصر قدرت را در خود گرد آورند و امت اسلامي را به درستي مقتدر سازند. دانش و معرفت،‌ تدبير و هشياري، احساس مسئوليت و تعهد، توكل و اميد به وعده‌ الهي، چشم ‌پوشيدن از خواست هاي حقير و كم‌بها در برابر كسب رضاي خدا و عمل به وظيفه... اين ها عناصر اصلي اقتدار امت اسلامي است كه او را به عزّت و استقلال و پيشرفت مادي و معنوي مي رساند و دشمن را در زياده‌خواهي و دست‌اندازي به كشورهاي اسلامي ناكام مي سازد.

عطوفت در ميانه‌ مؤمنان، ركن دوم و نشانه اي ديگر براي وضعيت مطلوب امت اسلامي است. تفرقه و ستيزه‌جويي ميان بخش هاي امت مسلمان، بيماري خطرناكي است كه بايد با همه‌ توان به درمان آن پرداخت. دشمنان ما از ديرباز در اين عرصه نيز به تلاش گسترده و بي‌وقفه دست زده‌اند و امروزه كه بيداري اسلامي،‌آنان را وحشتزده كرده است، تلاش خود را شدت بخشيده‌اند. همه‌ سخنِ دلسوزان آن است كه تفاوت ها نبايد به تضاد تبديل شود و چندگونگي نبايد به ستيزه‌گري بينجامد.

امسال را ملت ايران سال انسجام اسلامي ناميد. اين نام‌گذاري بر اثر آگاهي از توطئه‌هاي شدت‌يافته‌ دشمنان براي اختلاف‌افكني ميان برادران بود. در فلسطين،‌ در لبنان،‌ در عراق،‌ در پاكستان و افغانستان، اين توطئه‌ها كارگر شد و بخشي از مردم يك كشور مسلمان،‌ در برابر بخشي ديگر به جنگ و ستيز برخاستند و خون يكديگر را ريختند. در همه‌ اين حوادث تلخ و مصيبت‌بار،‌ نشانه‌هاي توطئه‌ آشكار بود و چشمهاي تيز‌بين، دست دشمن را مشاهده كردند.

فرمان: «رحماء بينهم» در قرآن به معني ريشه‌كني اين ستيزه‌گري ها است. شما در اين روزهاي پرشكوه و در مناسك گوناگون حج،‌ مسلمانان را از همه‌جا و از مذاهب گوناگون، مي‌بينيد كه گرد يك خانه مي گردند؛ به سوي يك كعبه نماز مي گزارند؛‌ نماد شيطانِ رجيم را با هم سنگباران مي كنند؛ در نماد قرباني كردن تمنيّات و هوس هاي نفساني به يك‌گونه رفتار مي كنند؛ در ميعاد عرفات و مشعر در كنار يكديگر به تضرع مي پردازند. مذاهب اسلامي در اصلي‌ترين و بيشترين فرايض و احكام و عقايد، به همين اندازه به يكديگر نزديك‌اند. با اين حال، چرا بايد تعصب ها و پيشداوري ها ميان آنان آتش‌افروزي كند و دست خيانتكار دشمن، به اين آتش خانمان سوز دامن بزند. امروز كساني با كوته‌بيني و بي‌خِردي،‌ به بهانه‌هاي واهي، جماعت بزرگي از مسلمانان را مشرك مي شمارند و حتي خون آنان را مباح مي دانند. اينها چه بدانند و چه ندانند، در خدمت شرك و كفر و استكبارند. چه بسا كساني كه احترام به بارگاه پيامبر اعظم صلي‌الله‌عليه‌و آله و اولياء و ائمه دين عليهم‌السلام را كه تكريم دين و دينداري است، شرك و كفر ناميدند اما خود در خدمت درگاه كافران و ستمگران درآمدند و به هدف هاي پليد آنان كمك كردند.

عالمان راستين و روشنفكران متعهد و زمامداران صادق بايد با اينگونه پديده‌هاي خطرناك مبارزه كنند.

وحدت و انسجام اسلامي امروز يك فريضه‌ حتمي است كه با همكاري خردمندان و دلسوزان مي تواند راه‌هاي عملي آن پيموده شود.

اين دو ركن عزت، يعني از سويي مرزبندي و جبهه‌‌گيري مقتدرانه در برابر استكبار و از سويي تراحم و همگرايي و برادري ميان مسلمانان،‌ آنگاه كه با ركن سوم،‌ يعني خشوع و تعبد در برابر پروردگار همراه شود، ‌امت اسلامي در راهي كه مسلمين صدر اسلام را به اوج عظمت و عزت رسانيد،‌ پي درپي به پيش خواهد رفت و ملت هاي مسلمان از عقب‌ماندگي حقارتباري كه در قرن هاي اخير بر آنان تحميل شده نجات خواهنديافت. طليعه‌ اين حركت بزرگ آغاز شده و امواج بيداري در همه‌ جاي دنياي اسلام كمابيش به حركت درآمده است. رسانه‌ها و تبليغات دشمن و عواملش مي كوشند هر جنبش آزاديخواهانه و عدالت‌طلب را در هر نقطه‌ جهان اسلام به ايران يا به شيعي‌گري نسبت دهند و ايران اسلامي را كه نخستين پرچمدار پيروز بيداري اسلامي است، مسئول ضرباتي بدانندكه از سوي غيرتمندان كشورهاي مسلمان در عرصه‌ سياست يا فرهنگ بر آنان وارد مي شود.

آنان حماسه‌ بي‌نظير حزب‌الله در جنگ 33روزه،‌ ايستادگي مدبرانه‌ ملت عراق كه به تشكيل مجلس و دولتي نادل بخواه اشغالگران منتهي شد،‌ صبر و استقامت اعجاب‌انگيز دولت قانوني فلسطين و ملت فداكار آن و بسياري از آيات تجديد حيات اسلام در كشورهاي مسلمان را، با تهمت هايي همچون ايراني گري يا شيعي گري متهم مي سازند تا حمايت يكپارچه‌ دنياي اسلام را دچار محذور كنند. ولي اين ترفند نخواهد توانست با سنت الهي كه پيروزي مجاهدان في‌سبيل‌الله و نصرت‌دهندگان دين خدا است، پنجه درافكند.

آينده از آن امت اسلامي است و يكايك ما مي توانيم به سهم خود و بقدر توان و ظرفيت و مسئوليت خود، آن آينده را نزديكتر سازيم.

مراسم حج، براي شما حج‌گزارانِ نيكبخت، فرصت بزرگي است تا خود را بيش از گذشته آماده‌ي اداي اين دين كنيد.

اميد است توفيق الهي و دعاي حضرت مهدي موعود عجل‌الله له الفرج، شما را در اين هدف بزرگ ياري دهد.

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

السيدعلي الحسيني الخامنه‌ئي

4 ذي‌الحجة 1428 هجري

24 آذر 1386





تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 | 1:29 | نویسنده : رضا |
فرارسیدن عید ضحی (قربان)برتمامی مسلمان جهان بخصوص هموطنان عزیزم مبارک باد.

تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 | 1:25 | نویسنده : رضا |
واجبات نماز یازده چیزندکه به ارکان وغیر ارکان تقسیم می شوند:

*ارکان نماز ( اگر عمداُبجا آورده نشوند نماز باطل است واگر به غیر عمد باشند دستوراتی دارد ونماز باطل نمیگردد)عبارتند:۱-نیت۲-قیام۳-تکبیره الاحرام۴-رکوع۵-سجود.

*غیرارکان(اگر عمداُبجا آورده نشوند نمازنیز باطل است واگر سهواّخوانده نشوند نماز صحیح است)وعبارتند:۱-قرائت۲-ذکر۳-تشهد۴-سلام۵-ترتیب۶-موالات.

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 | 1:13 | نویسنده : رضا |
نمازهای واجب عبارتنداز:

*نمازهای یومیه(پنجگانه).

*نمازآیات.

*نمازمیت.

*نماز طواف خانه کعبه.

*نماز قضای پدر (برپسربزرگ).

*نمازی که بواسطه قسم یا نذر وعهد واجب شود.



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 | 1:4 | نویسنده : رضا |
نام: محمّد بن على عليه السلام‏ پدر و مادر: امام سجّادعليه السلام، فاطمه (س)دختر امام حسن مجتبى(ع )از اين رو، آن حضرت(ع) هم از ناحيه پدر و هم از ناحيه مادر، به بنى‏هاشم، منسوب است.شهرت: باقر كُنيه: ابو جعفر زمان و محلّ تولّد: اوّل رجب، يا سوّم صفر سال 57 هجرى در مدينه.
زمان و محلّ شهادت: روز دوشنبه 7 ذيحجّه سال 114 ه ق در سنّ 57 سالگى، به دستور هشام بن عبد الملك، مسموم شده و در مدينه به شهادت رسيد.
مرقد شريف: در مدينه، (قبرستان بقيع).
دوران زندگى: سه بخش:الف) ۳سال و ۶ماه وده روز با جدّش‏امام حسين‏عليه السلام.
ب) ۳۸ سال و پانزده روز با پدرش امام سجّادعليه السلام.
ج)۱۸ سال و ده ماه و دوازده روز مدّت امامت، در اين دوره كه بنى‏اميّه و بنى عبّاس، در جنگ بودند، امام باقرعليه السلام كمال استفاده را در جهت تربيت شاگرد، و استحكام و گسترش تشيّع و انقلاب فرهنگى نمود.

 امام محمّد باقر(ع) چهار سال پيش از واقعه عاشوراى كربلايعنى در سال‏57 هجرى، چشم به جهان گشود.
*در باره روز ولادت او ميان راويان اختلاف است*برخى ميلادآن‏حضرت(ع) را سوّم صفر و برخى اوّل رجب گفته‏اند.
آن‏حضرت(ع) از نظرسنّى بزرگترين فرزند پدرش نبوده است، امّا براى تصدّى منصب امامت ازديگران شايستگى بيشترى داشت، و پدرش پيرو فرمان رسول خداصلى الله عليه وآله اورا به پيشوايى مردم منصوب كرد.
زهرى، همين نكته را از امام سجادعليه السلام مى‏پرسد: اى فرزند رسول‏خدا چرا به بزرگترين فرزندانت وصيّت نكردى؟ آن‏حضرت در پاسخ‏فرمود: اى ابو ابو عبداللَّه امامت به خردى است و به بزرگى نيست بلكه رسول‏خدا اين گونه مقدر كرده و ما آن را اين گونه در لوح و صحيفه يافته‏ايم.
مادر گرامى آن‏حضرت، چنان كه امام صادق(ع) فرمود است: صديقه‏اى‏بود كه در خاندان امام حسن(ع) همتا و نظير نداشت.
 

زندگى پاك‏ او چهار سال از عمر خود را در سايه جدّش، سبط شهيد پيامبر، سپرى‏كرد واز صبغه الهى كه در زندگى امام حسين تجلّى يافته بود، برخوردارگشت.
بى‏گمان فاجعه جانگداز كربلا، بر شخصيّت امام باقر كه لحظه به‏لحظه شاهد صحنه‏هاى آن بود، تأثير خود را گذاشت چرا كه بنابر برخى‏روايات، آن‏حضرت از جمله كسانى بود كه همراه با بقيه بنى هاشم در اين‏ماجرا حضور داشت.
حيات او نمونه‏اى والا از زندگى ربّانى بودو پرتو اين حيات، طريق سالكان حق را تا به امروز روشنى بخشيده است.
از همان روزهاى آغازين حياتش، خطوط امامت در سيمايش آشكاربود.
در حديثى از ابو الزبير محمّد بن مسلم مكّى آمده است كه گفت: نزدجابر بن عبداللَّه بوديم كه على بن الحسين و فرزندش محمّد كه هنوز كودك‏بود، وارد شدند.
جابر، آن‏حضرت را در آغوش گرفت، على بن الحسين‏خطاب به فرزندش فرمود: سر عمويت را ببوس، محمّد به جابر نزديك‏شد و سر او را بوسيد، جابر كه بينايى‏اش را از دست داده بود، پرسيد: اين‏كيست؟ على بن الحسين پاسخ داد: اين محمّد پسر من است.
جابر او را درآغوش گرفت وگفت: اى محمّد! رسول خداصلى الله عليه وآله بر تو سلام فرستاده،پرسيدند: چطور؟! گفت: پيش رسول خدا بودم و حسين در اتاق‏آن‏حضرت مشغول بازى بود، پيامبر فرمود: اى جابر: فرزندم حسين را پسرى است كه على خوانده مى‏شود چون‏روز قيامت فرا رسد، منادى بانك بر آورد كه سيد العابدين برخيزد.
درآن هنگام على بن الحسين بر مى‏خيزد، براى اين على پسرى به دنيا خواهدآمد كه محمّد نام دارد.
اى جابر چنانچه او را ديدى سلام مرا به او برسان‏و بدان كه عمر تو پس از ديدار او ، اندك خواهد بود.
پس از اين ديدار ديرى نپاييد كه جابر جهان را بدرود گفت.
 امام محمّد باقر (ع)پس از رحلت پدرش، امامت مردم را عهده دار شد.



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 | 22:52 | نویسنده : رضا |
بي ترديد چنان که بسياري از علماي اهل سنت، نيز گفته اند، امام باقر عليه السلام در زمان حيات خويش شهرت فراواني داشته و همواره محضر او از دوست دارانش، از تمامي بلاد و سرزمينهاي اسلامي، پر بوده است. موقعيت علمي ايشان، به مثابه شخصيتي عالم و فقيه، به ويژه به عنوان نماينده علوم اهل بيت، بسياري را وا مي داشت تا از محضر او بهره گيرند و حل اشکالات علمي و فقهي خود را از او بطلبند. در اين ميان، اهل عراق که بسياري از آنان شيعه بودند بيش از ديگران مفتون شخصيت آن حضرت شده بودند.

مراجعه کنندگان، خضوعي خاص نسبت به شخصيت علمي امام داشتند چنان که عبدالله بن عطاي مکي گويد: علما را در محضر هيچ کسي کوچکتر از زمان حضور در محضر امام باقر عليه السلام نديدم. حکم بن عينيه با تمام عظمت علمي اش در ميان مردم، در برابر آن حضرت مانند دانش آموزي در مقابل معلم خود به نظر مي رسيد.

شهرت علمي امام، در حد تعبير ابن عنبة، مشهورتر از آن است که کسي بخواهد آن را بيان کند. اين شهرت در زمان خود ايشان، نه تنها در حجاز که «کان سيد فقهاء الحجاز» بلکه حتي در عراق و خراسان نيز به طور گسترده فراگير شده بود. چنانکه راوي مي گويد: ديدم که مردم خراسان دور حضرت حلقه زده و اشکالات علمي خود را از ايشان مي پرسيدند.

ذهبي درباره امام باقر عليه السلام مي نويسد: ايشان از کساني است که بين علم و عمل، سيادت و شرف و وثاقت و متانت جمع کرده و براي خلافت اهليت داشت.

ابرش کلبي از هشام بن عبدالملک پرسيد: اين کيست که مردم عراق او را در ميان گرفته و مشکلات علمي خود را از وي مي پرسيدند؟ هشام گفت: اين پيامبر کوفه است، خود را پسر رسول خدا و شکافنده علم و مفسر قرآن مي داند.



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 | 22:42 | نویسنده : رضا |

در گفتار راستگو ترين و در ديدار گشاده رو ترين و در بذل جان در راه خدا بخشنده ترين و در اخلاق متواضع ترين مردمان بود.

 از خوف خدا بسيار ميگريست و هنگام مشكلات اهل بيت را جمع ميكرد و با هم به ذكر و استغفار ميپرداختند. قسمت عمده درآمد خود را در راه خدا انفاق مي فرمود و خود مانند غلامانش در مزرعه كار ميكرد. در زهد و فضل و تقوي و آشنايي با رموز قرآن و سنت و تفسير و احكام شرع سرآمد همگان بود … علي بن عيسي اربلي در كتاب كشف الغمه و انب طلحه در مطالب السوول و سبط ابن جوزي در تذكره الائمه و ساير محدثين اهل سنت از عبد الله بن عطاء مكي روايت كرده اند كه گفته است: علماء را نزد هيچكس حقير تر از آن نديدم كه در محضر ابو جعفر محمد بن علي ديدم …  امام محمد باقر (ع) در مورد نمونه اي از اخلاق امام باقر روايت است که مردى از اهل شام در مدينه ساكن بود و به خانه ‏امام بسيار مى‏آمد و به آن گرامى مى ‏گفت: «...در روى زمين بغض و كينه ا‏ى كسى را بيش از تو در دل ندارم و با هيچكس بيش از تو و خاندانت دشمن نيستم! و عقيده ‏ام آنست كه اطاعت‏ خدا و پيامبر و امير مؤمنان در دشمنى با توست، اگر مى ‏بينى به خانه  تو رفت و آمد دارم بدان جهت است كه تو مردى سخنور و اديب و خوش بيان هستى!» در عين حال امام عليه السلام با او مدارا مى‏ فرمود و به نرمى سخن مى ‏گفت. چندى بر نيامد كه شامى بيمار شد و مرگ را رويا روى خويش ديد و از زندگى نوميد شد، پس وصيت كرد كه چون در گذرد ابو جعفر «امام باقر» بر او نماز گزارد. شب به نيمه رسيد و بستگانش او را تمام شده يافتند، بامداد وصى او به مسجد آمد و امام باقر عليه السلام را ديد كه نماز صبح به پايان برده و به تعقيب نشسته است، و آن گرامى همواره چنين بود كه پس از نماز به ذكر و تعقيب مى ‏پرداخت. عرض كرد: آن مرد شامى به ديگر سراى شتافته و خود چنين خواسته كه شما بر او نماز گزاريد.  فرمود: او نمرده است... شتاب مكنيد تا من بيايم.

پس برخاست و وضو و طهارت را تجديد فرمود و دو ركعت نماز خواند و دستها را به دعا برداشت، سپس به سجده رفت و همچنان تا بر آمدن آفتاب، در سجده ماند، آنگاه به خانه‏ شامى آمد و بر بالين او نشست و او را صدا زد و او پاسخ داد، امام او را برنشانيد و پشتش را به ديوار تكيه داد و شربتى طلبيد و به كام او ريخت و به بستگانش فرمود غذاهاى سرد به او بدهند و خود بازگشت. ديرى بر نيامد كه شامى شفا يافت و به نزد امام آمد و عرض كرد: «گواهى مى ‏دهم كه تو حجت ‏خدا بر مردمانى

 



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 | 22:41 | نویسنده : رضا |
آوازه علوم و دانش امام باقر (ع) چنان اطراف و اكناف پيچيده بود كه ملقّب به باقرالعلوم; يعنى شكافنده دانش ها گرديد. در مكتب امام ابوجعفر باقر العلوم -كه درود فرشتگان بر او- شاگردانى نمونه و ممتاز پرورش يافتند كه اينك به نام برخى از آنان اشاره مى ‏شود:

1- ابان بن تغلب: او محضر سه امام - امام زين العابدين، امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهم السلام - را درک نمود . ابان از شخصيتهاي علمي عصر خود بود و در تفسير، حديث، فقه، قرائت و لغت تسلط بسياري داشت. والايي دانش ابان چنان بود که امام باقر عليه السلام به او فرمود: در مسجد مدينه بنشين و به راي مردم فتوا بده، زيرا دوست دارم، مردم فردي چون تو را در ميان شيعيان ما ببينند.

2- زراره: دانشمندان شيعه از ميان شاگردان امام باقر و امام صادق عليهما السلام، شش تن را فقيه تر مي شمرند  که زراره يکي از آنها است. از امام صادق نقل است که فرمود: اگر "بريد بن معويه"، "ابوبصير"، "محمد بن مسلم" و "زراره " نبودند، آثار پيامبر (معارف شيعه) از ميان مي رفت، آنان بر حلال و حرام خدا امين هستند. باز فرمود: بريد، زراره، محمد بن مسلم و احول در زندگي و مرگ نزد من محبوبترين مردمان هستند.

3- کميت اسدي: شاعري سر آمد بود و زبان گويايش در دفاع از اهل بيت، اشعاري پر مغز مي سرود. اشعارش چنان کوبنده و رسواگر بود که پيوسته از طرف خلفاي اموي تهديد به مرگ مي شد.

4- محمد بن مسلم: فقيه اهل بيت و از ياران راستين امام باقر و امام صادق عليه السلام بود. چنان که گفته شد، امام صادق او را يکي از آن چهار تن به شمار آورده که آثار پيامبر به وجودشان پا برجا و باقي است.



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 | 22:39 | نویسنده : رضا |

امام باقر (عليه السلام) با پنج خليفه از خلفاى بنى اميّه معاصر بود كه عبارتند از: وليد بن عبد الملك (96 ق) و سليمان بن عبد الملك ( 99 ق) و عمر بن عبد العزيز (101 ق) و يزيد بن عبد الملك (107ق) و هشام بن عبد الملك ( 125 ق) معاصر بوده است. و همه آنان جز عمر بن عبدالعزيز در ستمگرى و استبداد و خودكامگى دست كمى از نياكان خود نداشتند و پيوسته براى امام باقر (عليه السلام) مشكلاتى فراهم مى نمودند.
ولى در عين حال، او از طريق تعليم و تربيت، جنبشى علمى به وجود آورد و مقدّمات تأسيس يك مركز علمى اسلامى را در دوران امامت خود پى ريزى كرد كه در زمان فرزند بزرگوارش امام جعفر صادق (عليه السلام) به نتيجه كامل رسيد.
روش كار پيشوايان ما به ويژه امام سجّاد و امام باقر (عليهم السلام) كه در اوضاع فشار و خفقان به سر مى بردند به شيوه مخفى و زيرزمينى بود، شيوه اى كه موجب مى شد كسى از كارهاى آنان مطّلع نشود. همين كارهاى پنهانى، گاهى كه آشكار مى شد، خلفا را سخت عصبانى مى نمود در نتيجه، وسايل تبعيد و زندانى آنها فراهم مى شد.
سرانجام، امام باقر (عليه السلام) كه پيوسته مورد خشم و غضب خليفه وقت، هشام بن عبدالملك بود، به وسيله ايادى او مسموم شد و
در روز دوشنبه 7 ذيحجّه سال 114 هجرى قمرى در 57 سالگى به شهادت رسيد. بدن مطهر آن درياي بيکران دانش خدايي در خاک بقيع، در کنار پدر و جد بزرگوارش امام حسن مجتبي و امام سجاد عليهما السلام به خاک سپرده شده است.



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 | 22:36 | نویسنده : رضا |
رسول خدا (ص)از جانب خدا مامور بود تا مراسم ازدواج برترین بندگان خداوند را كه در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده بود علني كند.

 فاطمه زهرا علیهاالسلام دختر پیغمبر اكرم و از دوشیزگان ممتاز عصر خویش بود. پدر و مادرش از اصیل ترین و شریف ترین خانواده های قریش بودند. از حیث جمال ظاهری و كمالات معنوی و اخلاقی از پدر و مادر شریفش ارث می برد. و به عالیترین كمالات انسانی آراسته بود. شخصیت و عظمت پیامبر اكرم روز به روز در انظار مردم بالا می رفت و قدرت و شوكت او زیادتر می شد به همین علت دختر عزیزش زهرا علیها السلام همواره مورد توجه بزرگان قریش و رجال با شخصیت و ثروتمند قرار داشت هر از چندگاه از او خواستگاری می كردند اما پیامبر با خواستگاران طوری رفتار می كرد كه می پنداشتند مورد غضب پیامبر قرار گرفته اند.

رسول خدا فاطمه را برای علی علیه السلام نگاه داشته بود و مایل بود از جانب او پیشنهاد شود. پیامبر از جانب خدا مأمور بود كه نور را با نور به ازدواج در آورد.

اصحاب رسول خدا احساس كرده بودند كه پیغمبر اكرم تمایل دارد فاطمه علیها السلام را با علی پیوند ازدواج دهد، ولی از جانب علی پیشنهادی نمی شد. یك روز عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ و گروهی دیگر كه پیامبر تقاضای ازدواج آنها را رد كرده بود در مسجد گرد آمده بودند و از هر دری سخن می گفتند. در این بین سخن از فاطمه به میان آمد. ابوبكر گفت: مدتی است كه اعیان و اشراف عرب فاطمه علیهاالسلام را خواستگاری می نمایند اما پیغمبر اكرم پیشنهاد احدی را نپذیرفته و در جوابشان می فرماید: تعیین همسر فاطمه با خداست.برای همه روشن بود كه خدا وپیغمبر، فاطمه را برای علی علیه السلام نگاهداشته اند. سپس به عمر و سعد بن معاذ گفت: حاضرید به اتفاق هم نزد علی برویم و جریان را برایش تشریح كنیم و اگر به ازدواج مایل بود همراهیش كنیم؟! آنها از این پیشنهاد استقبال و او را در این كار تشویق كردند.

سلمان فارسی می گوید: عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ بدین قصد از مسجد خارج شدند و به جانب آن حضرت شتافتند. علی (ع) فرمود: از كجا می آیید و به چه منظور اینجا آمده اید؟

ابوبكر گفت: یا علی تو در تمام كمالات بر سایرین برتری داری، و از موقعیت خود و علاقه ایكه رسول خدا به تو دارد كاملاً آگاهی. اشراف و بزرگان قریش برای خواستگاری فاطمه علیها السلام آمده اند ولی پیغمبر صلی الله علیه وآله دست رد به سینه همه زده و تعیین همسر فاطمه را به دستور خدا حواله داده است. گمان می كنم خدا و رسول، فاطمه را برای تو گذاشته اند. و شخص دیگری قابلیت این افتخار را ندارد.

اوضاع بحرانی اسلام و گرفتاری ها و فقر اقتصادی مسلمین، چنان علی (ع) را مشغول ساخته بود كه به خواسته های درونی خویش و ازدواج و تشكیل خانواده هیچ گونه توجه نداشت.

علی (ع) اندكی پیرامون پیشنهاد آنها تأمل و اطراف و جوانب قضیه را به خوبی بررسی كرد. تهیدستی خود و مشاهده گرفتاریهای عمومی از یك طرف و فرا رسیدن زمان ازدواج وی از طرف دیگر. او بخوبی می دانست كه اگر همسری چون فاطمه را از دست بدهد دیگر این فرصت قابل جبران نیست.

این پیشنهاد علی را تحت تأثیر قرار داد بطوریكه دست از كار كشید و به منزل بازگشت. خود را شستشو داد، عبای تمیزی بر تن كرد و به خدمت رسول اكرم شتافت. درب خانه را به صدا درآورد. پیغمبر به ام سلمه فرمود: در را باز كن. كوبنده در شخصی است كه خدا و رسول او را دوست دارند او هم خدا و رسول را دوست دارد.

عرض كرد: یا رسول الله! پدر و مادرم فدایت، كیست كه ندیده درباره اش چنین داوری می كنی؟

فرمود: ای ام سلمه! مردی دلاور و شجاع است او برادر و پسرعمویم و محبوب ترین مردم نزد من است.

ام سلمه از جای جست و در سرای را باز كرد. علی (ع) داخل منزل شد، سلام داد و در حضور پیغمبر نشست. از خجالت سرش را به زیر انداخت، و نتوانست تقاضای خویش را عرضه بدارد. مدتی هر دو خاموش بودند. بالاخره پیغمبر (ص) سكوت را شكست و فرمود: یا علی گویا برای حاجتی نزد من آمده ای كه از اظهار آن خجالت می كشی؟ بدون پروا حاجت خود را بخواه و اطمینان داشته باش كه تمام خواسته هایت قبول می شود.

عرض كرد: یا رسول الله پدر و مادرم فدای تو باد، من در خانه شما بزرگ شدم و از الطاف شما برخوردار گشتم. بهتر از پدر و مادر، در تربیت وتأدیب من كوشش نمودی و به بركت وجود شما هدایت شدم. یا رسول الله! به خدا سوگند اندوخته دنیا و آخرت من شما هستی. اكنون موقع آن شده كه برای خود همسری انتخاب كنم و تشكیل خانواده دهم، تا با وی مأنوس گردم و از ناراحتیهای خویش بكاهم. اگر صلاح بدانی و دختر خود فاطمه علیها السلام را به عقد من در آوری سعادت بزرگی نصیب من شده است.

رسول خدا كه در انتظار چنین پیشنهادی بود صورتش از سرور و شادمانی بر افروخته شد، فرمود: صبر كن تا از فاطمه اجازه بگیرم.

پیغمبر نزد فاطمه (ع) رفت، فرمود: دخترم! علی بن ابی طالب (ع) را به خوبی می شناسی برای خواستگاری آمده است. آیا اجازه می دهی ترا به عقدش در آورم؟ فاطمه از خجالت سكوت كرد و چیزی نگفت. پیغمبر چون آثار خشنودى را درچهره او دید گفت: الله اكبر و سكوت او را علامت رضایت دانست.

رسول اكرم (ص) پس ازكسب اجازه به نزد علی آمد و با لبی خندان گفت: یا علی! آیا برای عروسی چیزی داری؟ پاسخ داد: یا رسول الله پدر و مادرم قربانت، شما از وضع من كاملاً اطلاع دارید. تمام ثروت من عبارت است از یك شمشیر، یك زره و یك شتر.

فرمود: تو مرد جنگ و جهادی و بدون شمشیر نمی توانی در راه خدا جهاد كنی، شمشیر از لوازم و احتیاجات ضروری تو است. شتر نیز از ضروریات زندگی تو محسوب می شود، باید به وسیله آن آبكشی كنی و امور اقتصادی خود و خانواده ات را تأمین كنی و برای اهل وعیالت كسب روزی نمایی و در مسافرت بارت را بر آن حمل كنی، تنها چیزی كه می توانی از آن صرف نظر كنی همان زره است. منهم به تو سخت نمی گیرم و به همان زره اكتفا می نمایم. یا علی آیا اكنون بشارتی به تو بدهم و رازی را برایت آشكار بسازم؟!

عرض كرد : آری یا رسول الله، پدر و مادرم فدایت، شما همیشه نیك خوی و خوشزبان بوده اید.

فرمود: پیش از آنكه به نزد من بیایی جبرئیل نازل شد و گفت: یا محمد! خدا ترا از بین مخلوقاتش
برگزیده و به رسالت انتخاب كرد. علی (ع) را برگزید و برادر و وزیر تو قرار داد. باید دخترت فاطمه را به ازدواج او درآوری. مجلس جشن ازدواج آنان در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده است. خدا فرزندان پاك و نجیب و طیب و طاهر و نیكو به آنان عطا خواهد نمود یا علی هنوز جبرئیل بالا نرفته بود كه تو درب منزل را زدی.

پیغمبر صلی الله علیه وآله فرمود: یا علی تو زودتر به مسجد برو و من نیز از عقب تو می آیم، تا در حضور مردم مراسم عقد را برگزار كنیم و خطبه بخوانیم.

علی (ع) مسرور و خوشحال به جانب مسجد حركت نمود. ابوبكر و عمر را در بین راه ملاقات كرد، آنها از جریان كار جویا شدند، گفت: رسول خدا دخترش را به من تزویج كرد، هم اكنون پیامبر در راه است تا در حضور جمعیت، مراسم عقد و خطبه خوانی را انجام دهد.

پیغمبر (ص) در حالی كه صورتش از سرور و شادمانی می درخشید به مسجد تشریف برد، ‌و به بلال فرمود: مهاجر و انصار را در مسجد جمع كن. هنگامی كه مردم جمع شدند، بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثنای فرمود: ای مردم آگاه باشید كه جبرئیل بر من نازل شد و از جانب خدا پیام آورد كه مراسم عقد ازدواج علی و فاطمه علیها السلام در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده و دستور داده كه در زمین نیز آن مراسم را انجام دهم، و شما را بر آن گواه بگیرم. سپس نشست و به علی (ع) فرمود: برخیز و خطبه عقد را بخوان.

علی علیه السلام برخاست و فرمود: خدا را بر نعمت هایش سپاس می گویم و شهادت می دهم كه بغیر از او خدایی نیست. شهادتی كه مورد پسند و رضایت او واقع شود. درود بر محمد صلی الله علیه وآله، درودی كه مقام و درجه اش را بالا برد. ای مردم! خدا ازدواج را برای ما پسندیده و بدان دستور داده است. ازدواج من و فاطمه را خدا مقدر كرده و بدان امر نموده است. ای مردم! رسول خدا فاطمه را به عقد من در آورد و زره ام را از بابت مهر قبول كرد. از آن حضرت بپرسید و گواه باشید.

مسلمانان به پیغمبر (ص) عرض كردند: یا رسول الله! فاطمه را با علی كابین بسته ای؟
رسول خدا پاسخ داد: آری
پس تمام حضار دست به دعا برداشته گفتند: خدا این ازدواج را بر شما مبارك گرداند و در میانتان دوستی و محبت افكند.

علی علیه السلام می فرماید: حدود یك ماه طول كشید و من خجالت می كشیدم با پیغمبر درباره فاطمه صحبت كنم، ولی گاهی كه خلوت می شد می فرمود: یا علی چه همسر نیكو و زیبائی نصیبت شد؟ بهترین زنان عالم را تزویج تو كردم.

روزی برادرم عقیل پیش من آمد و گفت: برادر جان! من از ازدواج تو بسیارمسرور هستم. چرا از رسول خدا (ص) خواهش نمی كنی كه فاطمه را به خانه ات بفرستد تا بوسیله عروسی شما، چشم ما روشن گردد؟ پاسخ دادم: خیلی میل دارم عروسی كنم اما از رسول خدا خجالت می كشم. عقیل گفت: تو را به خدا سوگند! هم اكنون با من بیا تا خدمت پیغمبر (ص) برویم.

علی با برادرش عقیل آهنگ منزل رسول خدا نمودند. در بین راه به «ام ایمن» برخورد كرده جریان را برایش گفتند. ام ایمن گفت: اجازه بدهید من با رسول خدا در این باره مذاكره كنم.

ام سلمه و سایر زنان از قضیه خبردار شدند و خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله مشرف گشتند. عرض كردند: یا رسول الله! پدر و مادرمان به فدایت، برای موضوعی خدمت شما رسیده ایم كه اگر خدیجه زنده بود چشمش بدان روشن می شد. وقتی پیغمبر (ص) نام خدیجه را شنید اشكش جاری شد و فرمود: خدیجه؟! كجا مانند خدیجه پیدا می شود؟ هنگامی كه مردم مرا تكذیب نمودند مرا تصدیق كرد و برای ترویج دین خدا، اموالش را در اختیار من قرار داد. خدیجه زنی بود كه خدا بر من وحی فرستاد كه بدو بشارت دهم خانه ای از زمرد در بهشت بدو عطا خواهد كرد.

ام سلمه عرض كرد: پدرم و مادرم فدایت شود، شما هرچه درباره خدیجه می فرمایید صحیح است. خدا ما را با او محشور گرداند. یا رسول الله! برادر و پسر عموی شما میل دارد همسرش را به منزل ببرد.

فرمود: پس چرا خودش در این باره صحبتی نمی كند؟ عرض كرد: از كمروئی اوست.
پیغمبر (ص) به ام ایمن فرمود: علی را نزد من حاضر كن.
وقتی علی (ع) خدمت پیغمبر مشرف شد فرمود: یا علی! آیا میل داری همسرت را به منزل ببری.
عرض كرد: آری یا رسول الله.
فرمود: خدا مبارك كند، همین امشب یا فردا شب وسائل عروسی را فراهم می كنم.

سپس به همسرانش فرمود: فاطمه را زینت كنید و خوشبویش نمایید و اطاقی را برایش فرش كنید تا مراسم عروسی را برگزار كنیم. مراسم ازدواج برترین بندگان خداوند در روز اول یا ششم ذی الحجه سال دوم یا سوم هجری انجام گرفت.

برگرفته از كتاب بانوی نمونه اسلام تألیف ابراهیم امینی.














تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 | 0:49 | نویسنده : رضا |
خانه خدا از مطهرترين چيزها در زمين است و انجام هرگونه اعمالي كه به اركان اعمال حج ارتباط داشته باشد توسط حجت خدا حضرت قائم(عج) صورت خواهد پذيرفت. از جمله اين امور نصب حجر الاسود در دوران عيبت كبري است.

مختص ابوالقاسم جعفر بن محمد قولویه می فرماید: من در سال 337 هجری که اوایل غیبت کبری بود، همان سالی که قرامطه، حجرالاسود را به مسجد الحرام برگردانده بودند، به عزم زیارت بیت الله، وارد بغداد شدم و بیشترین هدفم دیدن کسی بود که حجرالاسود را به جای خود نصب می کند؛ زیرا در کتاب‌ها خوانده بودم که آن را از جایش کنده و بیرون می برند و پس از آوردن، حجت زمان و ولیّ رحمان حضرت بقیة الله ارواحنا فداه آن را در جایش نصب می کنند. (چنانکه در زمان حجاج لعنه الله علیه از جایش کنده شد و هر کس خواست آن را در جای خود نصب کند ممکن نشد تا آن که امام زین العابدین (ع) به دست مبارک خود آن را بر جایش قرار دادند.)

در بغداد سخت بیمار شدم؛ به طوری که خود را در شرف مرگ دیدم؛ لذا از آن مقصدی که داشتم (تشرف به بیت الله الحرام) ناامید شدم. مردی را که به ابن هشام مشهور بود از جانب خود نایب نمودم؛ نامه ای سر به مهر به او سپردم و در آن از مدت عمر خود سؤال کرده بودم و این که آیا در این بیماری از دنیا می روم یا نه؟

و به او گفتم: عمده هدف من آن است که این رقعه را به کسی که حجرالاسود را به جای خود نصب می کند، برسانی و جوابش را از او بگیری؛ زیرا من تو را فقط برای همین کار می فرستم. ابن هشام می گوید: وقتی به مکه معظمه وارد شدم و خواستند حجرالاسود را در جای خود نصب نمایند، مبلغی به خدام دادم تا بتوانم کسی که آن سنگ را بر جای خود قرار می دهد ببینم.

چند نفر از ایشان را نزد خود نگاه داشتم، تا مرا از ازدحام جمعیت حفظ نمایند. هر کس که می خواست حجرالاسود را در جای خود نصب نماید، سنگ اضطراب داشت و بر جای خود قرار نمی گرفت. در آن حال جوانی گندمگون و خوشرو پیدا شد. ایشان آمد و حجر را بر جای خود گذارد. سنگ در آن جا قرار گرفت، به طوری که گویا اصلاً و ابداً از جای خود برداشته نشده است.

بعد از مشاهده این حال، صدای جمعیت به تکبیر بلند گردید و آن جوان پس از این کار از در مسجدالحرام خارج شد. من نیز به دنبال او رفتم و مردم را از جلوی خود دور می کردم و راه را باز می نمودم؛ به طوری که آنها گمان کردند دیوانه یا مریض هستم و راه را باز می نمودند.

چشم از آن جوان برنمی داشتم تا آن که از بین مردم به کناری رفت و با وجودی که من با سرعت راه می رفتم و ایشان با کمال تأنی حرکت می کرد، باز به او نمی رسیدم؛ تا به جایی رسید که جز من کسی نبود که او را بیند. توقف نمود و فرمود: چیزی را که همراه داری بیاور.

رقعه را به او دادم. بدون آن که آن را باز و نگاه کند، فرمود: به صاحب رقعه بگو، او در این بیماری فوت نمی کند؛ بلکه سی سال دیگر، از دنیا خواهد رفت. ابن هشام گفت: آنگاه چنان گریه ای بر من غلبه کرد که قادر بر حرکت کردن نبودم. جوان مرا به همان حال گذاشت و رفت، تا آن که از نظرم غایب شد.

ابوالقاسم بن قولویه می فرماید: ابن هشام بعد از مراجعت از حج، این واقعه را به من خبر داد.
ناقل اصل قضیه می گوید: پس از آن که سی سال از جریان گذشت؛ ابن قولویه مریض شد و در صدد تهیه کارهای آخرت خود بر آمد. وصیت نامه خود را نوشت و کفن خود را آماده کرد و محل قبر خود را معین نمود. به او گفتند: چرا از این بیماری می ترسی؟ امید داریم که خداوند تفضل کرده و تو را عافیت دهد. جواب داد: این همان سالی است، که خبر فوت مرا در آن داده اند. در آن سال و با همان مرض وفات کرد و به رحمت الهی رسید.


تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 | 0:13 | نویسنده : رضا |
آیت الله نوری همدانی تصريح كرد: سلطه دشمنان بر کشورهای مسلمان نتیجه فراموش شدن فرهنگ جهاد و شهادت طلبی در میان مسلمین است.

به گزارش خبرگزاری شبستان ازقم، آیت الله نوری همدانی ظهر امروز 25 آذر در دیدار با جمعی از افسران ارشد نیروهای مقاومت بسیج سراسر کشور تصریح کرد:سلطه دشمنان بر کشورهای مسلمان نتیجه فراموش شدن فرهنگ جهاد و شهادت طلبی است و پیروزی انقلاب اسلامی درایران احیاگر جهاد در میان مسلمین است.

آیت الله نوری همدانی در ادامه به ايمان به خدا اشاره كرد و گفت: ایمان به خداوند امر تحصیلی نیست و مومنین باید با دلایل عقلانی و منطق آفریدگار خود را بشناسند.

وی افزود: در قرآن مجید 150 آیه مربوط به خلقت و خداشناسی وجود دارد که بیانگر اهمیت شناخت و ایمان به خداوند یکتاست.

آیت الله نوری همدانی در ادامه حج را کنگره عظیم مسلمین جهان دانست و گفت: حجاج باید ضمن عمل به مناسک حج از مسائل جهان اسلام اطلاع یابند.

این مرجع تقلید درخصوص ایام حج گفت: حج یکی از عوامل تقویت اسلام درجهان است و مسلمین در این گردهمایی با شکوه هر سال قدرت خود را به دشمنان ثابت می کنند.

وی با اشاره به جمعیت یک میلیارد و نیمی مسلمانان در جهان اظهار داشت: مسلمانان باید در کنار عمل به مناسک حج با ایجاد ارتباط از اوضاع و مسائل مسلمانان دیگر کشورها آگاه شوند.

وی برائت از مشرکین را از ثمرات انقلاب اسلامی دانست و افزود: امام راحل(ره) بر لزوم شناخت مشرکین ابراز انزجار آنها در ایام حج تاکید داشتند.



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 | 23:45 | نویسنده : رضا |

من مسلمانم

قبله ام یک گل سرخ

جانمازم چشمه، مهرم نور

دشت سجاده من

من وضو با تپش پنجره ها می گیرم

در نمازم جریان دارد ماه، جریان دارد طیف

سنگ از پشت نمازم پیداست

همه ذرات نمازم متبلور شده است

من نمازم را وقتی می خوانم که

اذانش را باد،گفته باد سر گلدسته سرو

من نمازم را پی تکبیره الاحرام علف می خوانم

پی قدقامت موج

 

کعبه ام بر لب آب

کعبه ام زیر اقاقی هاست

کعبه ام زیر نسیم،می رود باغ به باغ

 می رود شهر به شهر

 

حجرالاسود من روشنی باغچه است

 



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 | 2:19 | نویسنده : رضا |

پیرزنی در خواب به خدا گفت: خدایا ، من خیلی تنها هستم. آیا مهمان خانه من میشوی؟

ندایی به او گفت که فردا خدا به دیدنش خواهد آمد.

پیرزن از خواب بیدار شد. با عجله به جارو کردن خانه مشغول شد. رفت و چند نان تازه خرید و خوشمزه ترین غذایی را که بلد بود، پخت. سپس نشست و منتظر ماند.

چند دقیقه بعد در به صدا در آمد. پیرزن با عجه در را باز کرد. پشت در پیرمرد فقیری بود. پیرمرد از او خواست تا غذایی به او بدهد. پیرزن با عصبانیت سر فقیر داد زد و در را بست.

نیم ساعت بعد ، باز در خانه به صدا در آمد. پیرزن دوباره در را باز کرد. این بار کودکی که از سرما میلرزید از او خواست تا از سرما پناهش دهد. ولی پیرزن با ناراحتی در را بست و غرغر کنان به خانه برگشت.

نزدیک غروب، بار دیگر در خانه به صدا در آمد. این بار پیرزن مطمئن بود که خدا آمده، پس با عجله به سوی در دوید. در راباز کرد.ولی این بار زن فقیری پشت در بود. زن فقیر از او کمی پول خواست تا برای کودکان گرسنه اش غذایی بخرد. پیرزن که خیلی ناراحت شده بود با داد و فریاد زن فقیر را دور کرد.

 

شب شد ولی خدا نیامد. پیرزن، ناامید شد و با ناراحتی سر به آسمان بلند کرد و به خدا گفت: خدایا مگر تو نگفتی که به دیدنم می آیی؟

جواب آمد که خدا سه بار به در خانه ات آمد و تو هر سه بار در را به روی او بستی!

 



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 | 2:15 | نویسنده : رضا |
پژوهشگران تبارشناسان زبان ،در اين كه كربلا، واژه ي عربي، عربي يا آرامي است اختلاف نظر دارند. ووجوه مشهور معناي اين واژه را صاحب نظران اين گونه بر شمرده اند:
1-برخي اين واژه را آرامي و معادل كربلاتو (karblatu) به معني وسيله اي كه با آن سر را مي پوشانند دانسته اند .پوششي كه انسان را از آفت ها نگاه دارد .ياقوت حموي مي گويد: خالد بن وليد به هنگام فتح حيره در كربلا فرود آمد. عبدالله بن وشيمه بصري از كثرت مگس هاي مزاحم به وي شكايت برد . (معجم البلدان ، ج4 ، ص 250)
2-كربلا به معناي نرمي وسستي است وجود چشمه ها و نهر ها و آبگيرها در اين ناحيه باعث شده بود كه خاك نرم وهنگام راه رفتن ،پا در آن فرو رود و به همين دليل به آن كربلا مي گفتند.(همان ، ص 249 ) 3-كربلا از واژه كور بابل كه مركب از دو جزء كور و بابل است گرفته شده كور ابزاري است كه آهنگران براي دميدن در آهن از آن استفاده ميكنند و بابل به معناي صحراي گرم است. پس كور بابل به معني شعله هاي داغ و گدازان صحراست. شعله هايي كه از دميدن دمه ي آهنگر برخيزد.
4-كربلا رويشگاه گياهي است به نام الكربل كه آن را حماض (ترشك ) نيز مي گويند و به دليل فراواني اين گياه، چنين نامي بر اين سرزمين نهاده شده است .
5-كربلا تركيبي است از دو واژه كرب و لا ، كرب همان كرت به معني مزرعه است و لا در عربي به معناي خداست .اِل وئيل در واژه هاي بابل و اسرائيل و جبرئيل نيز به همين معنا هستند بنابراين كربلا به معني مزرعه اي خداست.
6-روز دوم محرم سال 61 هجري ، هنگامي كه امام حسين به اين سرزمين وارد شد و نام آن را پرسيد هركس نامي مطرح كرد و سر انجام به نام كربلا رسيدند و امام با شنيدن اين نام فرمودند : الهم اني اعوذ بك من الكرب و البلاء. هم اكنون بسياري واژه كربلا را مركب از دو واژه "كرب " به معني رنج و درد و اندوه و" بلاء" به معني سختي و آزمون و مصيبت ميدانند. ترديدي نيست كه آن چه امام بكار گرفته اند غير از ريشه و تبار اين واژه است . در صورت پذيرش اين وجه تسميه، واژه كربلا عربي خواهد بود . 7-كربلا به معناي غربل(غربال) است. در برخي لهجه ها، تبديل غين به كاف كاملا رايج است. در تحليل اين وجه گفته اند كه سرزمين كربلا سرزميني صاف و هموار و فاقد سنگ و ريگ بوده است. آن سان كه گويي خاك آن را غربال كرده اند اين وجه تسميه به اعتبار قرار گرفتن كربلا در اطراف فرات است. 8-كربلا همان (قرب الاله)ميباشد و از زبان بايلي به ما رسيده است و به معني نزديكي و همسايگي با خداست. در اين صورت كرب همان قرب است.
9-كربلا واژه آرامي و بر گرفته از (كرب ايلو) است كه نام معبدي در اين سرزمين بوده است. در زمان آرامي كرب به معني پرستشگاه ،حرم يا مصلي و ايلو به معني خداوندست. پس كربلا به معني حرم خداوند يا پرستشگاه معبود است .
10-برخي واژه ي كربلا را به ريشه ي فارسي،كار بلا ،يعني كار بالا و ارزنده يا كاربلند و آسماني باز ميگردانند .
تعبير ها و تبارشناسي هاي ديگري نيز در اين زمينه هست كه بيش و پيش از آن كه علمي و محققانه باشد ذوقي يا عوامانه است. جز نام آشناي كربلا ، اين سرزمين نام هاي ديگر نيز دارد از آن جمله اند طف يا طفوف يا وادي الطف (به معني نزديك يا كم آب)، نيوا (سرزميني باستان در شرق كربلا)، نواويس، واژه ي غير عربي و مفرد آن ناووس به معني قبر مسيحي است) عقر(به معني سر بريدن و سر بريده شدن يا گودي و نشيب و فراز زمين است) غاضريه(منسوب به غاضره يكي از طائفه هاي بني اسد يا غاضره، زني ابني عامر )،ذوحسم (به معني داراي خارها وتيغ ها بلند، خارزار) قصر مقاتل(قصر منسوب به مقاتل بن حسان بن ثعلبه )، حائر يا حير(جايي كه آب در آن گرد آيد يا چيزي كه برگردد و پيرامون چيز ديگري باشد) نوائح (به معناي نوحه سرايي و گريه و نوحه و مصيبت)، شاطي الفرات يا شط الفرات (كرانه فرات يا رود فرات ).
در كتاب هاي تاريخ، شانزده نام براي اين سرزمين برشمرده اند: كربلا، نينوا، غاصريه، شاطي الفرات، طف، قبه السلام، عموردا، ماريه، مكان قصي، البقعه المباركه، صغوردا، شفيه، موضع البلاء، محل الوفا، فيوضات رب العالمين، حائر المحسنين.
مشهد الحسين نام آشناي كربلا نزد مردم عراق است .
شيخ محمد السماوي –شاعر عرب – در مثنوي خويش، نام هاي كربلا را بر شمرده اند :
لطف ما اطل بااشراف علي العراق و علي الاياف او ما علا فراه من شط واختص في مثنوي الحسين البط وسمي الحائر و هو الدائر اذا دار فيه الماء و هو حائر لدن راي هارون ثم جعفر ان يحرث القبر كما سنذكر و ذاك عشرون ذارعا تضرب بمثلها فعم اقصي اقرب و يئتوني لقربه قديمه جدد فيها يونس اديمه اذ قذفه النون عاري البشره فانبتت الله عليه الشجره و ذاك في روايه معروفه قيل بها و قيل بل بالكوفه لكنما التسميه المذكوره دلت علي الطرقه و اباكوره و كربلا لان فيها رخوا او انها تنبت وردا احوي او كور بابل كما يقال و حفف القطه الاستعمال والغاضريات لان غاضره من اسد قد تخذته حاضره و فيه نهر لهم او انهر تعرف في نسبتهم و الشهر و مشهدالحسين حيث استشهدا او حيث ما يشهد مَن يشهدا و اشاطي الفرات عم ثم خص لكن هذا نادر لمن فحص طف سرزميني است كه بر عراق و همه روستاها و آبادي ها بلندي دارد.
يا فرات آن رودخانه اي والاست واين ويژگي را از آن خود ساخته كه آرامگاه حسين(ع) نوه ي رسول خداست.آن جائر ناميده شده و جائر به معناي دائر است؛ چه اين كه آب در اين سرزمين گرد آمده است. آن هنگام كه هارون و پس از او جعفر متوكل –آن زمان كه خواهيم گفت – خواستند اين زمين را شخم زنند . آن جا چهار صد زراع است و دورترين آبادي ها را نيز در بر گرفته است.
نينوا نام آبادي اي كهن است كه يونس اراضي آن را ديگر بار آباد كرد.
آن گاه كه ماهي او را تهيدست و بي چيز بدين سرزمين افكند و خداوند براي او در ختان را سرسبز ساخت. اين در روايتي مشهور آمده و بنابراين روايت اين رخداد در كربلا بوده،گر چه گفته اند اين رخداد در كوفه بوده است .
اما به هر روي ،اين نام گزاري بر دست نخورده بودن و خرمي اين سرزمين دلالت دارد.
آن جا هم چنين كربلا است از آن روي كه زمين سست دارد، يا از آن روي كه در آن گلي سرخ وجود دارد . يا چنان كه گفته ميشود، كوربابل است و اين واژه درگزر زمان و در استعمال مخفف شده است. و عناصريات است از آن روي كه عناصر يكي از طايفه هاي بني اسد، آن جا را مركز و مسكن خود قرار دارد. اين قوم را در آن جا نهر يا نيروهايي است كه هر يك به نام يكي از آن ها شناخته و نامور است.
هم مشهد حسين است، آن جا كه او شهيد شد يا آن جا كه شهيدان يا آن جا كه شهيدان گواه و شاهدند. سرانجام شاطي الفرات است كه نامي عمومي بوده و سپس اختصاصا بر اين سرزمين دلالت كرده است هر چند كه براي اهل تحقيق روشن شود كه اين كاربرد نادرست است .
1-الحسين في الفكر المسيحي ، آنتوان بارا
2-آشنايي با عتبات مقدسه و زندگاني چهارده معصوم
3- كربلا و حرم هاي مطهر
4- معجم البلدان

جغرافياي كربلا
در شصت مايلي جنوب غرب بغداد ، در حاشه‌ي صحرا و در غرب فرات و در منطقه ي آب رفتي به نام ارمن السوار شهر مقدس و تاريخي كربلا قرار دارد . شهر انبار در شمال غربي ، شهر باستاني بابل در شرق ، صحراي غربي در سمت غرب و شهر يحيره پايتخت بني منذر در جنوب غربي آن قرار دارد . در سال شصت ويك هجري ، كربلا زميني ناشناخته بوده است.
برخي معتقدند سرزمين اصلي كربلا در استان هاي قرطه و كماليه در ناحيه شمال غربي كربلاي كنوني بوده است اما فاصله ي چهارده كيلو متري ميان اين دو چنين نظرگاهي را متزلزل مي كند. منطقه اي نيز به نام كربله در جنوب شرقي كربلاي كنوني قرار دارد .
كربلا در سال چهاردهم هجري به دست خالدبن عرفطه و به فرمان سعد بن ابي وقاص فتح شد .در سال 36 هجري، امام علي در راه صفين از آن جا گذشت و پس از نماز گزاردن در اين سرزمين ،خاك آن را بوييد و به حادثه ي شهادت اباعبدالله و يارانش در اين ديار اشاره كرد. در عاشوراي سال 61 هجري ،زمين كنوني كربلا خالي از سكنه بوده است. منطقه نينوا در پنج فرسنگي آن قرار داشته است.
منطقه ي نواويس( قبرستان مسيحي) همان محلي است كه علقمه جريان داشته است .برخي نيز نواويس را منطقه ي مجاور و قبر حر بن رياحي ميدانند.
نهر علقمه از نزديكي قبر حضرت عباس مي گذرد سپس راه خود را به سوي نواحي مدينه تغيير ميدهد و در شمال غربي الكفل مجددا به فرات مي پيوندد علقم به معني خنطل است و گويا در اطرا ف علقمه خنطل فراوان بوده است.
نوشته اند كه امام هنگام ورود به كربلا نواحي قبر شريف را از ساكنان نينوا غاضريه به مبلغ شصت هزار درحم خريد و به عنوان صدقه و وقف به خود آنان سپرد. بدين شرط كه مردمان را به قبر او راه نمايندو زائران او را نيز سه روز ميهمان كنند. امام صادق(ع) فرموده است: حرم امام حسين كه آنرا خريده چهار ميل (هر ميل 1609)در چهار ميل است و براي فرزندان و وابستگان او حلال و بر ديگران كساني كه با او مخالفند حرام است و اين سرزمين را بركتي است.
در كامل الزاريات به نقل از امام صادق از چهار سو پنج فرسنگ حرم حسيني داشته شده است و در همان جا به نقل از امام باقر آمده ست كه خلق الله تعالي كربلا قبل ان يخلق لكعبه باربعه و عشرين الف عام و قدسها و بارك عليها فمازالت قبل ان يخلق مقدسه مباركه و لا تزال كذالك و يجعلها افضل ارض في الجنه خداوند بزرگ كربلا را بيست و چهار هزار سال پيش از آفرينش كعبه آفريد و آن را زميني مقدس و مبارك قرار داد. اين زمين پيش از خلقت انسان مقدس و مبارك و پس از آن نيز چنين بوده است . كربلا برترين زمين در بهشت است .
1-كربلا و حرم هاي مطهر ،صص 33-34
2-كامل الزيارات ، اين قولويه ،صص 270-272

مشخصات ديگر حادثه كربلا
الف : روز عاشوراي سال 61 هجري معادل 21 مهرماه سال 59 شمسي بوده است طول آن روز 13 ساعت و 38 دقيقه و لحظه‌ي شهادت امام حسين(ع) 2 ساعت و 48 دقيقه مانده به غروب آفتاب بوده است . روز عاشوراي سال 61 هجري روز جمعه و در نتيجه روز ورود اباعبدالله به كربلا روز دوم محرم و روز پنجشنبه بوده است .
ب : سپاهيان مستقر در كربلا كه از كوفه آمده بودند :
عمر بن سعد (ورود به كربلا روز سوم محرم ) 6000 نفر
سنان بن انس 4000 نفر
ثبت بن وبعي 4000 نفر
عروة بن قيس 4000 نفر
يزيد بن ركاب كلبي 2000 نفر
نصرمازني 2000 نفر
حصين بن غير 4000 نفر
شمربن ذالجوشن (ورود روز نهم محرم ) 4000 نفر
جمع 33000 نفر
1- منتخب التواريخ ،ص 181
2- بحث دقيق و فني در اين زمينه را در تحقيق مرحوم ابوالحسن شعراني در پاورقي صفحات 202 ، 203 و مع النجوم بايد خواند ( ر. ك معالنجوم ترجمه ي نفس المهموم ، حاج ميرزا ابوالحسن شعراني. انتشارات علميه اسلاميه 1364)
عمر سعد سنان ، ثبت بن ربعي ، عروه بن قيس ، در نوبت اول به كربلا آمدند و يزيدبن ركاب و حصين بن غير و مازني و شمر در مرحله بعد افزوده شدند .
پ‌ : مجموعه شهداي كوفه از ياران امام 138 تن بوده اند كه 14 تن غلام بوده اند. شهدائي كه در زيارت ناحيه مقدسه و برخي منابع ديگر آمده اند 82 تن كه 17 تن آن ها بني هاشم اند. در مجموع منابع 33 تن بني هاشم معرفي شده اند جز 82 تن ،29 نفر ديگر در منابع متاخر ذكر شده است. يكي از مسائل رازآميز كربلا، عدد مشهور 72 است بي شك ياران امام و شهداي كربلا بيش از اين بوده اند برخي بر آنند كه عدد 72 بر اساس سر هايي است كه از تن جدا و ميان قبايل تقسيم شد. آمار مشهور سرهاي جداشده 78 نفر است كه در روز يازدهم محرم يك روز بعد از عاشورا –به ترتيب زير تقسيم شد :
قيس بن اشعث رئيس قبيله بني كنده 13 سر
شمر بن ذي الجوشن رئيس قبيله هوازن 12 سر (برخي بيست سر نوشته اند)
قبيله تميم 17 سر
قبيله بني اسد 16 (17 سر )
قبيله مذحج 7 سر
ديگر قبايل 13 (9 سر )
انساب الاشراف ، ج3 ، ص 207
ت : در روز عاشورا ، چند تن از شهدا با حضور مادر خويش به شهادت رسيدند
1- عبد الله بن حسين (علي اصغر) مادرش رباب
2- عون بن عبد الله بن جعفر مادرش زينب
3- محمد بن عبد الله بن جعفر مادرش زينب
4- قاسم بن الحسن مادرش مرحله
5- عبدالله بن حسن مادرش بنت شليل جبليه
6- عبدالله بن مسلم مادرش رقيه دختر علي بن ابي طالب
7-محمد بن ابي سعيد بن عقيل
8- عمرو بن جناده انصاري
9- عبد الله بن وهب كلبي مادرش ام وهب ( قمر)
ث‌ : پنج تن از اصحاب اباعبدالله از اصحاب رسول خدا بودند: 1- انس بن حارث كاهلي 2- حبيب بن مظاهر اسدي 3- مسلم بن عوسجه 4- هاني بن عروه مرداي 5 – عبد الله بن يقطر حميري
ج : پنج تن از ياران پس از امام حسين (ع) در كربلا به شهادت رسيدند : 1- سعدبن حرث 2- برادر سعد ابوالحتوف 3- سويد بن ابي المطاع 4 – محمد بن ابي سعيد بن عقيل 5 – هفهاف بن منهد راسبي
چ : هفت تن در حضور پدرشان شهيد شدند. 1- علي اكبر 2- علي اصغر 3- عمروبن جناده 4- عبد الله بن يزيد 5- عبيدالله بن يزيد 6 – مجمع بن عائذ 7- عبد الرحمن بن مسعود
ح: دو تن از ياران اسير و شهيد شدند : سوار بن منعم نهمي و موقع بن شماسه صداوي
خ: سر سه تن از شهداي كربلا را، پس از شهادت به جانب امام حسين پرتاب كردند عبد الله بن عمر كلبي عمربن جناده انصاري ، عابس بن ابي شبيب شاكري
د: امام حسين بربالين هفت تن از شهدا پياده حاضر شد، مسلم بن عوسجه، حر بن يزيد رياحي، واضح رويي يا اسلم تركي، عباس، قاسم، عبدالله بن حسن، عبدالله رفيع، مسلم بن عوسجه، حبيب بن مظاهر، زهر بن القين و جون غلام ابوذر
ر : جز خانواده حضرت اباعبدالله، چند تن از ياران اباعبدالله، همراه خانواده در كربلا حضور يافتند. عبدالله بن كلبي از منطقه برجعه همراه زنش هانيه و مادرش قمر ( ام وهب) به كربلا آمد و خود و همسرش به شهادت رسيدند . مسلم بن عوسجه اسدي ، با همسر(خانواده ) و كنيزش در كربلا شركت كرد . جناده بن حارث(حرث) با همسر و فرزندش عمرو در كربلا حضور داشت.
ز : در كربلا پانزده تن از بردگان در ركاب امام عاشقانه جنگيدند و به شهادت رسيدند تنها يك تن از آنان پيش از عاشورا را به شهادت رسيد .
1- نصر غلام امام علي
2- سعد غلام امام علي
3- حرث غلام حضرت حمزه
4- اسلم غلام امام حسين
5- قارب غلام امام حسين
6- سلمان غلام امام حسين (در بصره به شهادت رسيد )
7- منجح غلام امام حسن مجتبي
8- جون غلام ابوذر
9- واضح غلام حرث سلماني
10- شبيب غلام حرث جابري
11- شوذب غلام شاكر ( در غلام بودن او ترديد است )
12- رافع غلام مسلم اذري
13-سالم غلام عامر عبدي
14- سالم غلام بني مدينه
ژ : هفت تن ، پدر وپسر در ركاب اباعبدالله جنگيدندو به شهادت رسيدند
1- علي اكبر (علي ابن الحسين ) فرزند ابا عبد الله
2- عبد الله رفيع فرزند ابا عبد الله
(بر اساس قول مسعودي ميان علي اصغر و عبد الله رفيع يك يا سه روزه فرق بايد نهاد در آن صورت سه فرزند اباعبد الله به شهادت رسيده اند )
3- عمروبن جناده انصاري
4- عبدالله بن يزيد بن ثبط عبدي
5- عبيدالله بن ثبط عبدي
6- عبدالرحمن بن مسعود
7- مجمع بن عائذ
س : يك تن از ياران امام حسين ، پدرش در جنگ صفين به شهادت رسيده بود وي عمار بن حسان طايي است.
ش : دو تن از ياران امام به نام هاي محمد و عبدالله ، پدرشان مسلم بن عقيل در كوفه به شهادت رسيده بود.
ص : سه برادر از فرزندان عقيل به نام هاي مسلم، عبد الرحمن و جعفر به شهادت رسيدند و سه برادر از غير بني هاشم به نام هاي قاسط، كردوس و مقسط فرزندان زهر ثعلبي در ركاب امام حسين جانفشاني كردند . سه برادر از فرزندان امام مجتبي به نام هاي ابوبكر ، قاسم و عبد الله از آرمان عمومي خويش دفاع كردند و جان باختند.
ض : شش برادر از بني هاشم به شهادت رسيدند وامام حسين (ع) ، عباس (ع) ، جعفر ، عثمان ، عبدالله و ابوبكر
ط : شهيدان دو برادري ( دو برادر شهيد در كربلا )
1- علي اكبر و علي اصغر فرزندان امام حسين
2- عبدالله و محمد فرزندان مسلم
3- عون و جعفر (محمد ) فرزندان عبدالله جعفر و حضرت زينب
4- عبدالله و عبد الحمن فرزندان عروه انصاري
5- نعمان و حلاس فرزندان عمرو رابي
6- سعد و ابو الحتوف فرزندان حرث انصاري
7- مالك و سيف (برادران ناتني ) از جابريان
ظ : كودكاني كه به سن بلوغ نرسيده ، در كربلا به شهادت رسيدند .
1- علي اصغر (علي بن الحسين ) باير حرمله
2- عبد الله بن الحسين در گودال قتلگاه به دست بحر بن كعب
3-محمد بن ابي سعيد به دست لقيط يا هاني
4- عمرو بن جناده انصاري در نبرد تن به تن
5- قاسم بن الحسن عمرو بن ازدي ( او را نوجوان دانسته اند او را تا 17 سال نيز ذكر كرده اند)
ع : امام در سوگ دو تن از يارانش كه در كوفه شهيد شده بودند سخن گفت : مسلم بن عقيل وهاني بن عروه
غ : دو زن در عاشورا ، در ركاب امام جنگيدند نخستين مادر عبد الله بن عمير كلبي (ام وهب يا قمر ) بود و دومي مادر عمرو بن جناده انصاري
ف : پيكر چند تن از ياران امام قطعه قطعه شد، نخستين آنان سردار رشيد كربلا، ابوالفضل العباس است كه دست راست، سپس چپ و سرانجام سر از بدنش جدا شد پس از او، فرزند برومند امام، علي اكبر است كه بدنش با ضربات شمشير قطعه قطعه شد. سومين تن عبدالله عمركلبي است كه در جنگ تن به تن با سالم وسيار، ابتدا دست سپس ساق پا و آن گاه سرش جدا و به سمت امام پرتاب شد.
ق : تنها زن شهيد در ركاب اباعبدالله، همسر عبدالله عمر كلبي است. اين دو هفده روز پس از ازدواج به امام پيوستند و به كربلا آمدند و هر دو در كنار هم شهيد شدند .
ك : روز عاشورا پنج بانو در ميدان نبرد با دشمن سخن گفتند يا با دشمن رو يا رو شدند . 1-زينب كبري 2- مادر عمرو بن جناده 3 – همسر عبد الله بن عمر كلبي 4- مادر عبد الله بن عمر كلبي 5-كنيزك مسلم بن عوسجه پس از شهادت مسلم بن عوسجه
گ : در كربلا يك تن ايراني به نام اضح رومي يا اسلم (سليمان ) تركي فداكاري كرده و به شهادت رسيده است .
ل‌ : از مجموع ياران امام حسين ،34 تن تبار يمني و 18 نفر نزاري (از تبار نزار معد)بوده اند .در نتيجه حدود 25 درصد ياران اباعبدالله يمني بوده اند كه در كوفه و اطراف ساكن بودند .
م : جز بني هاشم ، عمده اي ياران از قبايل بني اسد، همدان، مذحج، خشعم، كنده، غفاري، ازد، تَيم طايي، تغلبي، حجهني و تميمي هستند .
1- نويسنده اي كتاب نقش قبايل يمني در حمايت از اهل بيت بر اساس آمار مشهور 72 تن مينويسد : شهداي واقعه كربلا از هر دو گروه قبايل يمني و نزاري تشكيل ميشدند . بيست نفر از بني هاشم يعني 28 درصد آنان هجده نفر نزاري يعني 25 درصد ايشان و 34 درصد شهدا يمني هستند ( ر.ك نقش قبايل يمني در حمايت از اهل بيت ، اصغر نشطر القائم ناشر نوشته ي كتب قم ، چاپ اول ، 1380 ، ص (30)

ويژگي هاي رزم و رزمگاه
در روز داغ عاشورا، در گستره ي حدود شش كيلومتر و در طول حدود هشت ساعت حماسه‌ي عظيم وبي‌بديل حسيني رخ ميدهد. ويژگيهاي ميدان را اين گونه ميتوان برشمرد.
- زمين ،خارزار با پستي و بلندي
- هوا صاف آفتابي و داغ
- طول محور عمليات حدود 360 متر و طول جبه ي دفاعي 180 متر
- تعداد خيمه هاي جبهه اباعبدالله حدود 60 خيمه و فاصله ي هريك 2 متر
- فرمانده نيروهاي اباعبدالله خود امام، پرچمدار ابوالفضل العباس ، فرمانده جناح راست زهر بن القين و فرمانده جناح چپ حبيب بن مظاهر
- وضعيت دشمن حدود سي‌وسه هزار نفر نيرو ، باسواره وپياده
- فرمانده لشكر عمر بن سعد، پرچمدار لشكر عندم عمر سعد دريد، فرمانده پياده نظام ثبث بن وبعي ،فرمانده سوار نظام عروه بن قيس احمصي غزره بن قيس، فرمانده جناح راست (ميمنه) عمرو بن حجاج (نگاهبان فرات هم هست.) فرمانده جناح چپ (ميسره ) شمربن ذالجوشن
- امكانات سپاه اباعبدالله ،اندك ،در محاصره ،فاصله با آب حدود 500 متر از نظرگاه موازنه‌ي قوا (تقريبا 400 نفر متقابل يك نفر)
- فاصله ي مقتل ابا عبد الله و مقتل علي اكبر 300متر ، فاصله ي مقتل الحسين و علي اصغر 150 متر فاصله ي مقتل الحسين و تل زينبيه 100 متر و فاصله ي مقتل الحسين و خيام 150 متر.


[منــــــوها]

  کل یوم عاشورا

  

[دیگر مقالات]...

  کل ارض کربلا



تاريخ : جمعه بیست و سوم آذر 1386 | 3:22 | نویسنده : رضا |
هدف قيام امام حسين(عليه السلام) را به آسانى و بدون تكلّف مىتوان از سخنان آن حضرت استنباط كرد.
آن گاه كه امام(عليه السلام) بر اثر تهاجم عمّال حكومت ناچار شد از مدينه خارج گردد، در ضمن نوشته هاى، هدف حركت خود را چنين شرح داد:
1 ـ «إِنّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطَرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظالِمًا وَإِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى، أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ وَأَسيرَ بِسيرَةِجَدّى وَأَبى عَلِىِّ بْنِ أَبيطالِب»; يعنى: «من از روى خود خواهى و خوشگذرانى و يا براى فساد و ستمگرى قيام نكردم، من فقط براى اصلاح در امّت جدّم از وطن خارج شدم.
مىخواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به سيره و روش جدّم و پدرم على بن ابيطالب عمل كنم.»در اين سخن چند نكته مهمّ، شايان توجّه است:1 ـ اصلاح امّت، 2 ـ امر به معروف و نهى از منكر، 3 ـ تحقّقِ سيره و روش پيامبر و على(عليهم السلام).
2 ـ آن حضرت در مقام ديگرى فرموده است:«أَللّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ ما كانَ مِنّا تَنافُسًا فى سِلْطان وَلاَاِلْتماسًا مَنْ فُضُولِ الْحُطامِ وَلكِنَّ لِنَرُدَّ الْمَعالِمَ مِنْ دينِكَ وَنَظْهِرَ الاِْصْلاحَ فى بِلادِكَ وَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مَنْ عِبادِكَ ويُعْمَلَ بِفَرائِضِكَ وَسُنَنِكَ وَأَحْكامِكَ.»«بار خدايا! تو مىدانى كه آنچه از ما اظهار شده براى رقابت در قدرت و دستيابى به كالاى دنيا نبوده، بلكه هدف ما اين است كه نشانه هاى دينت را به جاى خود برگردانيم و بلادت را اصلاح نماييم، تا ستمديدگان از بندگانت امنيّت يابند و به واجبات و سنّتها و دستورهاى دينت عمل شود.»در اين سخن هم چند نكته قابل توجّه است:1 ـ برگرداندن نشانه و علائم دين به جاى اصلى خود،2 ـ اصلاحات در همه شهرها،3 ـ ايجاد امنيّت براى مردم،4 ـ فراهم ساختن زمينه عمل به واجبات و مستحبّات و احكام الهى.
3 ـ در برخورد با سپاه حرّ بن يزيد رياحى فرمود:«أَيُّهَا النّاسُ فَإِنَّكُمْ إِنْ تَتَّقُوااللهَ وَتَعْرِفُوا الْحَقَّ لاَِهْلِهِ يَكُنْ أَرْضى للهِ وَنَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّد(صلى الله عليه وآله وسلم) أَوْلى بِوِلايَةِ هذا الاَْمْرِ مِنْ هؤُلاءِ الْمُدَّعينَ ما لَيْسَ لَهُمْ وَالسّائرينَ بِالْجَوْرِ وَالْعُدْوانِ.»«اى مردم اگر شما از خدا بترسيد و حقّ را براى اهلش بشناسيد، اين كار بهتر موجب خشنودى خداوند خواهد بود.
و ما اهل بيت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)، به ولايت و رهبرى، از اين مدّعيانِ نالايق و عاملان جور و تجاوز، شايسته تريم .»
4 ـ و نيز در مقام ديگر فرمود:«إِنّا أَحَقُّ بِذلِكَ الْحَقِّ الْمُسْتَحَقِّ عَلَيْنا مِمَّنْ تَوَلاّهُ.»«ما اهل بيت به حكومت و زمامدارى ـ نسبت به كسانى كه آن را تصرّف كرده اند ـ سزاوارتريم.»از اين دو بخش از سخن امام(عليه السلام) نيز به وضوح استفاده مىشود كه آن حضرت خود را شايسته رهبرى و زمامدارى بر مردم مىداند، نه يزيد فاسد و دستگاه جائر او را.
بنابراين، هدف امام حسين(عليه السلام) در اين قيام ، تحقّقِ كاملِ حقّ بوده است.
امورى كه آن حضرت به عنوان فلسفه قيامش به آنها اشاره مىكند، از قبيل: اصلاح امّت، امر به معروف و نهى از منكر، تحقّق سيره پيامبر و على، برگرداندن علائم و نشانه هاى دين به جاى خود، اصلاحات در شهرها، امنيّت اجتماعى، فراهم ساختن زمينه اجراى احكام، همه و همه اين امور، زمانى قابل تحقّق و اجراست كه ولايت و حكومت در مجرا و مسير اصلىاش قرار گيرد و به دست امام(عليه السلام)بيفتد; لذا فرمود: «ما اهل بيت شايسته اين مقاميم نه متصرّفانِ متجاوز و جائر».
پس هدف نهايى آن حضرت، تشكيل حكومت اسلامى بر اساس سيره پيامبر و على بوده است; كه در پرتو آن، احكام الهى اجرا مىشود و نشانه هاى دين آشكار و شهرها اصلاح و امنيّت پابرجا و امر به معروف و نهى از منكر انجام، و سيره و سنّت پيامبر و على متحقّق، و در نتيجه كار امّت اصلاح مىگردد.
نكته شايان توجّه اين كه تلاش خالصانه براى تشكيل حكومت اسلامى كه منبع و منشأ تمام خيرات و بركات است ـ و شعبه مهّم ولايت على و آل على(عليه السلام) هم كه همان قبول حاكميّت و پذيرش تفسير آنان از دين است ـ غير از حكومت و سلطنت استبدادى و رياست طلبى و كشورگشايى بر اساس هواهاى نفسانى است كه منشأ تمام مفاسد و شُرور است.

نتايج قيام حسينى

1ـ درهم شكستن اركان مخوف دين سالارى ساختگى اُمَوى كه امويان و يارانشان سلطه سلطنتى خود را بر آن استوار ساخته بودند و رسوا ساختن حاكمان تبهكار بنىاميّه كه پيوسته در صدد اِحياى نظام جاهلى بودند.
2ـ بيدار كردن وجدانهاى خفته : شهادت فجيع امام حسين(عليه السلام)در كربلا موجى شديد از احساس گناه در وجدان مسلمانانى كه او را يارى نكردند برانگيخت.
اين احساس گناه دو جنبه داشت: از يك طرف آنها را وادار مىساخت كه گناهى را كه مرتكب شده اند با كفّاره بشويند و از طرف ديگر به كسانى كه آنها را به ارتكاب چنين گناهى واداشته بودند، كينه و نفرت بورزند.
به طورى كه انگيزه قيام توّابين همان كفّاره يارى نكردن امام حسين(عليه السلام)، و انتقام گرفتن از امويان بود.
مقدّر چنين بود كه آتش اين احساس گناه، پيوسته برافروخته ماند و انگيزه انتقام از بنىاميّه در هر فرصت به انقلاب و قيام بر ضدّ ستمگران منتهى گردد.
3ـ ارائه اخلاق جديد : قيام امام حسين(عليه السلام) موجب آن گرديد كه در جامعه، نوعى اخلاق بلند نظرانه پديد آيد.
امام(عليه السلام) و فرزندان و يارانش در قيام بر ضدّ بنىاميّه، اخلاق عالى اسلامى را با همه صفات و طراوت آن نشان دادند.
آنان اين اخلاق را بر زبان نياوردند، بلكه با خون خود آن را مسجّل ساختند.
مردم عادى قبايل عادت كرده بودند كه دين و وجدان خود را به بهاى اندك بفروشند و در برابر ستمكاران گردن خم كنند تا از عطاهاى آنان بهره مند گردند.
هدف مسلمانان عادى همان زندگى روزمرّه شخصى بود و تنها به زندگانى خويش مىانديشيدند.
در آنان، دردهاى اجتماعى تأثيرى نداشت، به قول شاعر :از درد سخن گفتن و از درد شنيدن با مردم بىدرد ندانى كه چه دردى است!تنها كوشش آنان اين بود كه دسترنج خويش را حفظ كنند و به توجيهات رهبران رام باشند، مبادا نامشان از فهرست حقوق بگيران حذف شود، لذا در مقابل جور و ستمى كه مىديدند، خاموشى مىگزيدند و تمام تلاش آنها اين بود كه مفاخر قبيله اى خود را بازگو كنند و سنّتهاى جاهلى خويش را زنده سازند.
اصحاب حسين(عليه السلام) مردمى ديگر بودند كه در سرنوشت خويش با امام همراه شدند و با اين كه داراى زن و فرزند و دوستانى بودند و از بيت المال هم حقوقى دريافت مىنمودند و زندگانى نسبتاً راحتى داشتند و مىتوانستند از لذّت هاى حيات برخوردار گردند، از همه اينها چشم پوشيدند و براى نثار جان در راه حسين(عليه السلام) با ستمگران به ستيز برخاستند.
براى بيشتر مسلمانان آن روز، اين نكته بسى جالب بود كه يك انسان بين زندگانى زبونانه و مرگ شرافتمندانه، مرگ با عزّت را بر زندگى با ذلّت ترجيح دهد.
براى مردم اين نمونه اى عالى و شگفت انگيز بود.
چنان خصلتى وجدان هر مسلمانى را تكان مىداد و او را از خواب سنگين و طولانى راحت طلبى و فرصت طلبى و بيدار مىكرد تا زندگى اسلامى شكلى ديگر گيرد; شكلى كه سالها پيش از قيام حسين(عليه السلام)از ميان رفته بود.
قيام امام حسين(عليه السلام) پس از ديرى خاموشى، از نو موجب برانگيختن روح مبارزه جويى گرديد و اين چنين قيام حسينى و كربلاى خونين او، همه سدّهاى روحى و اجتماعى را كه مانع قيام و انقلاب مىشد، درهم فرو ريخت.
قيام حسين(عليه السلام) به مردم اين درس را آموخت كه به آنان بگويد: تسليم نشويد، انسانيّت خود را مورد معامله قرار ندهيد، با نيروى اهريمن بجنگيد، و همه چيز را در راه تحقّق آرمانهاى اسلام محمّدى(صلى الله عليه وآله وسلم) فدا سازيد.
قيام حسينى در وجدان گروه بسيارى از مردم اين انديشه را برانگيخت كه با حمايت نكردن از حسين(عليه السلام) مرتكب گناه شده اند و بايد كفّاره بپردازند و كفّاره آن جز مبارزه با حاكمان جور و ظلم و ريشه كن نمودن بنياد فاسد استبداد، چيز ديگرى نيست.
اين گونه پس از نهضت حسينى(عليه السلام)، در مكتب، روح انقلاب دميده شد و مردم در انتظار رهبرى قاطع بودند و هرگاه پيشگامِ ظلم ستيزى را مىيافتند بر ضدّ حكومت بنىاميّه دست به انقلاب مىزدند.

در همه اين انقلابها، شعار انقلابيون، خونخواهى حسين(عليه السلام)بود.
انقلاب توّابين و انقلاب مردم مدينه و قيام مختار ثقفى در سال 66 هجرى و انقلاب زيد بن على بن حسين(عليه السلام) در سال 122 هجرى، نمونه هايى از ظلم ستيزى است كه همه آنها ريشه در حركت و قيام بىنظير حسينى(عليه السلام)دارد.
در اين انقلابها مسلمانان پيوسته به دنبال آزادى و عدالت بودند ـ كه حكومتكنندگان آن را خفه كرده بودند ـ و تمام اين تحرّكات به بركت تحرّك و قيام حسينى بود.
و اين گونه حسين(عليه السلام) درس حريّت و آزادگى و استقلال و ظلم ستيزى را تا دامنه قيامت به همه انسانها آموخت.
سخنان حضرت ابىعبداللّه الحسين، بهترين معرّف هدف والاى آن حضرت است، از سرتاسر كلمات حضرتش نداى انسان دوستى و حريّت و عدالت و ظلم ستيزى و مقاومت در برابر جور حاكمان زر و زور به گوش مىرسد.
از ميان كلمات قدسى آن حضرت، دو حديث را برگزيدهايم كه تقديم خوانندگان ارجمند مىكنيم.
* * *

دو حديث

رُوِىَ عَنْ أَبى عَبْدِاللهِ الْحُسَيْن(عليه السلام):

1- پند امام به عالمان
«أَيَّتُهَا الْعِصابَةُ بِالْعِلْمِ مَشْهُورَةٌ وَ بِالْخَيْرِ مَذْكُورَةٌ وَ بِالنَّصيحَةِ مَعْرُوفَةٌ وَ باللّهِ فى أَنـْفُسِ النّاسِ مَهابَةٌ، يُهابِكُمُ الشَّريفُ، وَ يُكْرِمُكُمُ الضَّعيفُ وَ يُؤْثِرُكُمْ مَنْ لافَضْلَ لَكُمْ عَلَيْهِ وَ لا يَدٌ لَكُمْ عِنْدَهُ، تَشْفَعُونَ فِىالْحَوائِجِ إِذَا امْتُنِعَتْ مِنْ طُلاّبِها، وَ تَمْشُونَ فِى الطَّريقِ بِهَيْبَةِ الْمُلُوكِ وَ كَرامَهِ الاَْكابِرِ... فَأَمّا حَقُّ الضُّعَفاءِ فَضَيَّعْتُمْ وَ أَمّا حَقُّكُمْ بِزَعْمِكُمْ فَطَلَبْتُمْ أَنْتُم تَتَمَنَّوْنَ عَلَى اللّهِ جَنَّتَهُ وَ مُجاوَرَةَ رَسُلِهِ وَ أَمانًا مِنْ عَذابِهِ؟!ح
ضرت ابى عبداللّه الحسين(عليه السلام) خطاب به عالمان بىعمل و تاركان امر به معروف و نهى از منكر فرموده اند:اى گروه نيرومندى كه به دانش مشهور و به نيكى مذكور و به خيرخواهى معروف و با نام خدا و مذهب در نفوس مردم، با مهابت جلوه گريد! شريف از شما حساب مىبرد و ضعيف شما را گرامى مىدارد، و كسانى كه بر آنها برترى و حقّى نداريد، شما را بر خود ترجيح مىدهند، شما وسيله حوائجى هستيد كه بر خواستارانش ممتنع است، و به هيبت پادشاهان و كرامت بزرگان در راه گام برمىداريد...!و امّا حق ضعيفان را ضايع كرديد! و حقّ خود را كه به گمانتان شايسته آنيد طلب نموديد...! و با اين حال آرزوى بهشت الهى را داريد و همجوارى پيامبران و امان از عذابش را در سر مىپرورانيد!
2- اصلاح امّت، نه قدرت طلبى
«أَللّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ ما كانَ مِنّا تَنافُسًا فى سُلْطان وَ لاَ الِْتماسًا مِنْ فُضُولِ الْحُطامِ وَ لكِنْ لِنَرُدَّ الْمَعالِمَ مِنْ دينِكَ وَ نُظْهِرَ الاِْصْلاحَ فى بِلادِكَ وَ يَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبادِكَ وَ يُعْمَلَ بِفَرائِضِكَ وَ سُنَنِكَ وَ أَحْكامِكَ.»:
در باره فلسفه قيامش فرمود :بار خدايا! تو مىدانى كه آنچه از ما اظهار شده براى رقابت در قدرت و دستيابى به كالاى دنيا نيست; بلكه هدف ما اين است كه نشانه هاى دينت را به جاى خود برگردانيم و بلادت را اصلاح نماييم تا ستمديدگان از بندگانت امنيّت

تاريخ : جمعه بیست و سوم آذر 1386 | 2:43 | نویسنده : رضا |

 


تاريخ : جمعه بیست و سوم آذر 1386 | 2:35 | نویسنده : رضا |

فهرست پايگاه هاي اهل بيت عليهم السلام

آدرس

مشخصات

عنوان

www.imamalinet.net

انديشه امام على، سيره امام على، شيعه‏امام على، نهج البلاغه با سه ترجمه و يك شرح، الغدير، كتابخانه،امام على در قرآن و سنت، امام على از منظر ديگران، فضائل امام على و ... زبان: فارسى، عربى، انگليسى

امام على عليه السلام

www.ashura.com

گالرى تصاوير و فرهنگ ‏عاشورا مطالبى درباره چيستى عاشورا، امام حسين، شهادت آن حضرت. زبان: انگليسى

عاشورا

www.abuturab.org

مطالب بسيار زيادی درباره امام علی عليه السلام از جمله؛ تولد، شهادت ، زندگانی، شخصيت، خلافت، کلمات قصار، جنگ­ها و... زبان: انگليسی

ابوتراب
www.yamahdi.com/books/books.htm

متن كامل تعدادى كتاب درباره امام زمان (ع) زبان: انگليسى

كتابهايى درباره حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف
www.hawzah.net/Per/E/PayDefa.asp?URL=Start/PayStart.htm

خلاصه‏اى از زندگانى ائمه اطهار (ع) زبان: فارسى

پيامبر و اهل ‏بيت
www.al-shia.com/html/far/ahl/index.htm

خلاصه‏اى از زندگانى 14 معصوم همراه‏با بعضى نوحه‏ها، متن كامل چندين كتاب درباره اهل‏بيت (ع) و متن زيارت عاشورا زبان: فارسى، عربى

اهل بيت در پايگاه شيعه
www.al-shia.com/html/eng/index.htm

خلاصه‏اى از زندگانى 14 معصوم
زبان: انگليسى

اهل بيت عليهم السلام
www.al-islam.org/index/main3.htm#ab-general

شامل متن كامل تعداد زيادى كتاب، تعدادى مقاله و چندين سخنرانى و فيلم درباره اهل بيت و به ويژه امام على(ع) ، حضرت زهرا (س)، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) و امام سجاد(ع) زبان: انگليسى

اهل بيت عليهم السلام در پايگاه الاسلام
www.al-islam.org/masoom/index.html

زندگانى ائمه اطهار (ع) گفتار 14 معصوم، نصايحى از اهل بيت و ...
زبان: انگليسى

چهارده معصوم عليهم السلام
www.al-islam.org/arabic/main3.htm#ab-general

شامل سخنرانيها و كتابهايى درباره‏اهل بيت و همچنين نهج البلاغه و خطبه حضرت زهرا و ... زبان: عربى

اهل بيت عليهم السلام
www.hadith.net/persian/ahl-al-bayt/14masuminsunnahsources/index.htm

چند كتاب درباره اهل بيت، اهل بيت در منابع اهل سنت زبان: فارسى

اهل بيت در منابع اهل سنت
www.hadith.net/persian/imam-ali/index.htm

معرفى انواع نسخه ها و شرح هاى نهج البلاغه، كتاب عيون‏الحكم و المواعظ، رساله‏هاى درباره حضرت على(ع) و مقالات علمى بسيارى درباره امام على (ع) زبان: فارسى

امام على عليه السلام
www.ya-hussain.com

مجموعه جالب درگزينه هايى همچون: امام حسين، حضرت على، فرآن، اسماء الحسنى، سيد محمد طباطبايى، علما و دانشمندان و... شعر و نوحه ، خطاطى، درحدود 600 نشانى از پايگاههاى اسلامى زبان: انگليسى، اردو

پايگاه امام حسين عليه السلام
www.al-kawthar.com/ahl_bayt/bayt_pg.htm

مباحثى كوتاه درباره اهل بيت(ع) زبان: عربى

اهل بيت در پايگاه الكوثر
www.al-kawthar.com/husainia

بخشهاى متنوعى شامل: زندگانى امام كاظم، زندگى پيامبر، كتابى از شهيد مطهرى، فرهنگ عاشورا، خطبه امام سجاد، صلح امام حسن، جهاد امام حسن، نوحه، فيلم و ... زبان: عربى

حسينيه الكوثر
www.Montazar.net

تفاسير آياتي از قرآن مجيد ، قرآن وعترت ، قرآن در حديث ، تفسير و مفسران ، ترتيل قرآن ، مطالبي در معرفت و انتظار امام مهدي، مقالات و كتابشناسي امام مهدي، مجلات مربوطه، بحثهاي اعتقادي ، ادعيه و زيارات و...  زبان: فارسي ، انگليسي

شبكه امام مهدي (عج )
www.yazahra.net

پایگاه يا زهرا  وابسته به مركز جهانى اطلاع رساني آل البيت متن کامل قرآن، نهج البلاغه، پرتوی از سيره اهلبيت، زندگانی، فضائل، مظلوميت، خطبه­ها و کلمات حضرت زهرا سلام الله عليها ، کتاب شناسی، مديحه سرايی و مرثيه، مقالات، استفتائات و رساله عمليه، مناسبت­های اسلامی زبان: فارسی، عربى و انگليسى

پايگاه يا زهرا سلام الله عليها
www.balagh.net/persian/pro_ahl/index.htm

مطالبى درباره: اهل بيت چه كسانى هستند؟ امامت و رهبرى، امامان در منابع اهل سنت، سيره ائمه به همراه زندگى پيامبر، امام على، حسن، حسين و امام زمان (ع) زبان: فارسى

پيامبر و اهل بيت عليهم السلام
www.balagh.net/persian/pro_ahl/vije_imam_husain/index.htm

ويژه نامه سال عزت و افتخار حسينى، مطالبى پيرامون: نهضت كربلا، زندگينامه امام حسين عليه السلام، فضايل و سيره فردى حضرت، اصحاب امام حسين عليه السلام، كتابخانه و زبان: فارسى

سال عزت و افتخار حسينى
http://www.shia.org/masoomeen.html

آشنايى اجمالى با زندگى 14 معصوم (ع) زبان: انگليسى

چهارده معصوم عليهم السلام
www.al-imam.net/soundpage.htm

تعدادى زياد از نوحه‏ ها و مرثيه‏ ها درباره امام حسين بهمراه ادعيه با قابليت دانلود زبان: عربى

نوحه و مرثيه
www.al-imam.net/14.htm

آشنايى اجمالى با زندگانى معصومين بهمراه معرفى منابع بيشتر براى هر معصوم در اينترنت زبان: انگليسى

معصومين عليهم السلام
www.al-imam.net/imagepage.htm

شجره‏نامه پيامبر اكرم (ص)، معجزات امام على (ع) و تصاويرى از مرقد ائمه اطهار (ع) زبان: انگليسى

پيامبر و امام على عليهما السلام
www.al-imam.net/encyclopedia.htm

بحثى درباره سجده بر تربت كربلا، كتاب فرهنگ عاشورا
زبان: انگليسى

فرهنگ عاشورا
www.imamreza.net/arb/islam/nabi/index.html

مقالات و مطالبى درباره پيامبر، اهل بيت، امام حسين (ع) همراه با مراثى و نوحه و قرائت زيارت وارث و عاشورا
زبان: عربى

پيامبر و اهل بيت در پايگاه امام رضا عليه السلام
www.imamreza.net/arb/emamreza/index.htm

مطالبى درباره زندگى، دوران امامت و ولايت ، كرامات، گفتارها، احاديث آن حضرت، كتابها، دعاها، شهادت، زيارت و ... زبان: عربى

امام رضا عليه السلام
www.imamreza.net/arb/lib/lib/index.htm

ليست كتابهاى موجود درباره اهل بيت (در زبانهاى مختلف) همراه با توضيحات اجمالى زبان: عربى

كتابهاى مربوط به اهل بيت عليهم السلام
www.imamreza.net/eng/emamreza/index.htm

مطالبى جامع درباره زندگى، احاديث، حكايت‏ها، سلستة الذهب و ... درباره امام رضا(ع)
زبان: عربى

امام رضا عليه السلام
www.aqrazavi.org/haram/H002.htm

زندگينامه امام، از مدينه تا خراسان، سخنان امام و كرامات رضويه
زبان: فارسى

آستان قدس رضوى
www.fadak.org/ahal/ahal.htm

ديدگاه و زندگى 14 معصوم بصورت مجزا
زبان: عربى

اهل بيت در پايگاه فدك
www.fadak.org/do3a/do3a.htm

متن كامل، گوش كردن و دانلود كردن بسيارى از ادعيه و زيارتهاى مشهور
زبان: عربى

ادعيه و زيارت
www.fadak.org/LTMEYAT/latmeyat.htm

گوش كردن به تعداد بسيارى از نوحه‏ها و مرثيه با صداى بيش از 15 ذاكر اهل بيت با قابليت دانلود
زبان: عربى

نوحه و مرثيه
www.fadak.org/karbala/karbala.htm

سيره امام حسين، فضائل امام حسين (ع)، انصار امام حسين، قهرمانان كربلا، بعد از شهادت امام حسين (ع)
زبان: عربى

كربلا
www.karbala-najaf.org/Fourteen/index.html

زندگينامه و سيره اهل بيت (ع) بهمراه تصاويرى زيبا از اماكن مقدس
زبان: انگليسى

چهارده معصوم عليهم السلام
www.imam-hussein.org/doua/doua.htm

زيارت عاشورا، زيارت حضرت زهرا، زيارت امام حسين و حديث كساء بصورت صوت
زبان: عربى

زيارت معصومين
www.imam-hussein.org/mjales/majales.html

مجموعه‏اى‏از سخنرانيهاى خطيب علامه سيد عبدالحسين قزوينى و فاضل خطيب در شبهاى محرم
زبان: عربى

سخنرانيهاى محرم
www.fabonline.com/guide/guide_imams.html

مطالبى درباره امام على(ع)، امام حسين(ع)، امام باقر(ع)، امام كاظم(ع)، امام هادى(ع)، امام حسن عسگرى(ع) و امام زمان( عج )
زبان: انگليسى

مقالاتى درباره اهل بيت عليهم السلام
www.fabonline.com/guide/guide_ladies.html

مقالاتى درباره حضرت زهرا (س) و حضرت زينب (س)
زبان: انگليسى

زنان نامدار اسلام
www.yamahdi.com

شامل‏چندين كتاب، مقاله، داستانهايى براى نوجوانان، كارت پستال، نغمه‏ها، ادعيه، مسابقه، جدول و ... درباره امام زمان(عج)
زبان: انگليسى

پايگاه يا مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف
www.imamjawad.net

مطالب قابل توجهي درباره زندگي ، سيره ، انديشه ، ولادت ، شهادت امام جواد و كودكان ، كتابخانه ، مسابقه و ...
زبان: فارسي ، عربي، انگليسي

شبكه اطلاع رساني امام جواد عليه السلام
www.maaref-foundation.com/english/index.htm

قبل از رسالت، بعداز رسالت،اخرين رسالت پيامبر، مهمترين وقايع بعد از هجرت و بعد از پيامبر
زبان: انگليسى

پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم
www.maaref-foundation.com/english/prophet_and_ahl_al-bayt/index.htm

خلاصه‏اى از زندگانى و سيره دوازده امام (ع)
زبان: انگليسى

اهل بيت عليهم السلام
www.maaref-foundation.com/urdu/ahl-al-bayt/index.htm

كتابهايى درباره غدير و اهل بيت عليهم السلام به زبان اردو
زبان: اردو

غدير
www.jamkaran.info

كراماتى از مسجد مقدس جمكران، داستان شفا دادن امام زمان در چند مورد
زبان: فارسى

كرامات مسجد مقدس جمكران
www.jamkaran.info/english/htmls/mivaclas/Mivaclas.htm

معجزاتى از امام زمان(عج) و داستان شفا دادن آن حضرت در چند مورد
زبان: انگليسى

معجزات امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف
www.ejlasmahdi.com

برگزيده مقالات‏و گزارش از اجلاسهاى برگزار شده درباره امام مهدى(ع)بهمراه نغمه،مولودى و مناجات با امام زمان(عج)
زبان: فارسى، عربى، انگليسى

شبكه اجلاس امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف
www.playandlearn.org/muharram/index.htm

اعمال روز عاشورا، اشعار و دانستنيهاى مختلف براى كودكان و نوجوانان درباره امام حسين (ع)
زبان: انگليسى

محرم
www.14Masom.com

مطالب قابل توجهي درباره اهل بيت به طور كلي و براي هركدام از معصومين به صورت تفصيلي، متن كامل تعدادى از كتب حديثي ، مطالبي در اصول دين ، طب معصومين،كتابخانه صوتى و تصويرى، قصه هاى كوتاه و...
زبان: عربى

پايگاه چهارده معصوم عليهم السلام
www.iiny.org

خلاصه‏اى از زندگانى ائمه اطهار
زبان: انگليسى

زندگى چهارده معصوم عليهم السلام
www.islam4u.com/qesas/maa_almasomin/maa_almasomin.htm

زندگى 14 معصوم در 14 جلد براى نوجوانان
زبان: عربى

كتابهايى براى نوجوانان
www.tebyan.net/html1/etrat/etr12/etr12_right.htm

داستان ، زندگي نامه، زيارت نامه ، داستان هاي مربوطه

زبان: فارسى

امام هادى عليه السلام
www.ghadeer.org/site/abasaleh/index.html

پايگاه نسبتا كاملى درباره امام مهدى، غيبت، طول عمر، انتظار فرج، ظهور، حكومت حضرت مهدى، رجعت، كتابخانه، ديگر پايگاه ها و بخش صوت و تصوير .

زبان: فارسى

ابا صالح عجل الله تعالى فرجه الشريف
www.shia.org/aliakbar.html

حضرت علي اكبر عليه السلام

زبان: انگليسى

حضرت علي اكبر عليه السلام
www.shia.org/abbas.html

حضرت ابوالفضل العباس

زبان: انگليسى

حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام

www.rafed.net/books/tarikh/maasoma/index.html

كتابى درباره حضرت معصومه سلام الله عليها

زبان: عربى

حضرت معصومه سلام الله عليها
www.hawzah.net/Per/Script/Search/Query.asp

حضرت معصومه در پايگاه حوزه: مطالبي که در مجلات موجود در پايگاه، مربوط به حضرت معصومه است.

زبان: فارسى

حضرت معصومه سلام الله عليها
www.al-shia.com/html/ara/books/ayat_gadir/c17.htm

خطبه حضرت زهرا عليها سلام

زبان: عربى

حضرت زهرا سلام الله عليها
www.tebyan.net/html1/etrat/etr3/etr3_right.htm

داستان ، زندگي نامه، زيارت نامه ، داستان هاي مربوطه

زبان: فارسى

حضرت زهرا سلام الله عليها
www.al-islam.org/index/main3.htm#AB-Sayyida

بخشي از سايت الاسلام مربوط به حضرت فاطمه عليها سلام شامل گفتارها ، زيارت ، کتاب فاطمه فاطمه است

زبان: انگليسى

حضرت زهرا سلام الله عليها
www.imamalinet.net/en/ec/ind-ac.htm

بخش مربوط به حضرت فاطمه از پايگاه امام علي (ع)

زبان: انگليسى

حضرت زهرا سلام الله عليها
www.karbala-najaf.org/Fourteen/JanabeZahra.htm

تولد حضرت فاطمه

زبان: انگليسى

حضرت زهرا سلام الله عليها
lwww.fabonline.com/guide/guide_ladies.htm

حضرت رهرا در پايگاه اتباع اهل بيت

زبان: انگلیسی

حضرت زهرا سلام الله عليها

www.jannah.org/sisters/fatimah.html

فاطمه دختر محمد (ص)

زبان: انگليسى

حضرت زهرا سلام الله عليها
www.yafatima.org/index.asp

پايگاه يا فاطمه : شامل تولد ، ازدواج ، کودکان، فاطمه در قرآن ، شهادت ايشان ، و فات پيامبر و...

زبان: انگليسى

حضرت زهرا سلام الله عليها
www.aljaafaria.com/aljaafaria-old/eternal.html

مطالبي است درباره حضرت فاطمه (س) ، فدک ، خطبه و ...

زبان: انگليسى

حضرت زهرا سلام الله عليها
www.hadith.net/english/prophet/fatimah.htm

حضرت فاطمه ؛ بيوگرافي ، ازدواج ، صفات اخلاقي ، فدک ، شهادت و ...

زبان: انگليسى

حضرت زهرا سلام الله عليها
www.zainab.org

چندين مقاله و سخنرانى در موضوعات اسلامى، زيارت، فيلم

زبان: انگليسى

حضرت زينب سلام الله عليها

www.al-kawthar.com/husainia/zeinab.htm

مختصري از زندگاني حضرت زينب

زبان: عربى

حضرت زينب سلام الله عليها

www.tebyan.net/html1/etrat/etr4/etr4_right.htm

داستان ، زندگي نامه، زيارت نامه ، داستان هاي مربوطه

زبان: فارسى

امام حسن عليه السلام
www.almujtaba.com/imammujtaba.html

زندگينامه امام حسن مجتبي (ع)

زبان: انگليسى

امام حسن مجتبى عليه السلام
www.tebyan.net/html1/etrat/etr2/etr2_right.htm

احاديث ، زندگي نامه ، زيارتنامه ، داستان هاي مربرطه

زبان: فارسى

امام على عليه السلام

www.logistic.tbzmed.ac.ir/nahj/mainnahj.htm

برگزيده اي از سخنان نهج البلاغه

زبان: فارسى

امام على عليه السلام
www.karbala-najaf.org/Fourteen/ImamAli.htm

زندگاني امام علي به صورت کوتاه

زبان: انگليسى

امام على عليه السلام
www.rafed.net/towns/najaf.html

مطالبي درباره عراق ، مساجد آن ، تاريخ آن ، اماکن مقدسه از جمله مرقد شريف امام علي (ع)

زبان: عربى

امام على عليه السلام

www.ghadeer.org/sokhan/salimamali.html

پيام هاي مقام رهبري ، حکومت امام علي در نگاه امام خميني ، سيماي گارگزاران امام علي ، الگوهاي رفتاري امام علي و مناجات امام علي ، مولودي و مديحه سرايي ( به صورت صوتي )

زبان: فارسى

امام على عليه السلام
www.balagh.net/persian/pro_ahl/02/03/05/index.htm

مطالبي درباره واقعه غدير خم و مسائل مربوط به آن

زبان: فارسى

امام على عليه السلام
www.shia.org/ImamAli.html

زندگينامه ، گفتارها، نهج البلاغه ، دعاي کميل و ...

زبان: انگليسى

امام على عليه السلام
www.irna.com/ahlbayt/ghadir

تاريخ غدير ، احاديث ، غدير در ادبيات ،غدير در نهج البلاغه ، خطبه غدير ، فيلم و سخنراني ، نغمه ها ، نصاوير

زبان: فارسى

امام على عليه السلام
www.balagh.net/persian/pro_ahl/02/03/index.htm

شناخت مختصري از زندگاني امام علي ،امام على (ع) در يك نگاه ، اوصاف بدنى امام على (ع)، فضائل امام على(ع)، همسران امام على (ع)، فرزندان امام على (ع)، امام علي (ع) در كنار رسول خدا(ص) و ...

زبان: فارسى

امام على عليه السلام
www.hadith.net/persian/imam-ali/index.htm

نهج البلاغه ، رساله ها، کتاب ، مقالات

زبان: فارسى

امام على عليه السلام
www.al-islam.org/nahjul/index.htm

زبان: انگليسى

امام على عليه السلام
&no=3&mo=nwww.al-shia.com/html/far/ahl/index.php?i_d=14masoum

پرتوى از سيره و سيماى اميرالمؤمنين على(عليه السلام) ، پرتوى از سيره و سيماى اميرالمؤمنين على(ع)

زبان: فارسى

امام على عليه السلام

www.tebyan.net/html1/etrat/etr6/etr6_right.htm

داستان ، زندگي نامه، زيارت نامه ، داستان هاي مربوطه

زبان: فارسى

امام سجاد عليه السلام

www.tebyan.net/html1/etrat/etr13/etr13_right.htm

داستان ، زندگي نامه، زيارت نامه ، داستان هاي مربوطه

زبان: فارسى

امام حسن عسكرى عليه السلام
www.montazar.net

تفاسير آياتي از قرآن مجيد ، قرآن وعترت ، قرآن در حديث ، تفسير و مفسران ، ترتيل قرآن ، مطالبي در معرفت و انتظار امام مهدي، مقالات و كتابشناسي امام مهدي ، مجلات مربوطه ، بحثهاي اعتقادي ، ادعيه و زيارات و كتابخانه منتظر ، بخش كودك و نوجوان و ...

زبان: فارسى

امام مهدى عليه السلام
www.irib.com/presidency/imamali/imamali-fa.htm

بخش ويژه امام علي در پايگاه صدا و سيما : زندگينامه ، سخنان رهبري ، برنامه هاي مربوط به حضرت در صدا و سيما ، سرود ، ادعيه مربوط به ايشان و ...

زبان: فارسى

امام على عليه السلام
www.mahdimission.com

داراى اطلاعات كلى درباره قرآن، نهج البلاغه، احكام، عقايد، تاريخ و سيره و بخش ويژه حضرت مهدى (عج) با موضوعاتى چون: غيبت، علامات ظهور، احاديث، تصاوير، دعا و نيايش و مجالس مذهبى.

زبان: اردو

پايگاه حضرت مهدى عج الله تعالى فرجه الشريف
www.monjee.org

گفتمان مهدويت(شامل سخنراني هاي علما و شخصيت ها يي همچون آيات صافي گلپايگاني ، عظام اميني ، رفسنجاني ، معرفت ، عسكري و...) كنابخانه مهدويت ، كتاب شناسي ، پرسش و پاسخ ، نگار خانه ي صوتي و...

زبان: فارسى

امام مهدى عليه السلام
www.ahl-ul-bayt.org/Persian/15shaban-farsi/mabahes

مباحث تاريخى وكلامى ويژه غيبت امام زمان عليه السلام :زمان و مكان غيبت صغرى ، سرداب غيبت ، زمينه سازى و پيشگويى هاى پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(عليهم السلام)براى غيبت و قيام امام مهدى (عج) ، پيامبر اكرم(ص)

زبان: فارسى

امام مهدى عليه السلام
www.hazratmahdi.com

امام مهدي در قرآن و در روايات ، کتابخانه ( متن کامل تعدادي کتاب )، کتابشناسي، تشرفات ، اخبار مربوطه، شبهات و پاسخ آنها ، سخنراني ، مداحي ، سرود و شعر و...

زبان: فارسي عربي انگليسي تركي اردو اسپانيايي فرانسه چيني هلندي آلماني و آذري

امام مهدى عليه السلام
www.tebyan.net/html1/etrat/etr14/etr14_right.htm

داستان ، زندگي نامه، زيارت نامه ، داستان هاي مربوطه

زبان: فارسى

امام مهدى عليه السلام

www.jamkaran.info/persian/htmls/yekketab

يك كتاب در يك نگاه (معرفي اجمالي سيصد و سيزده كتاب از كتب مهدويت)

زبان: فارسى، عربى

امام مهدى عليه السلام

www.emammahdi.com

پايگاه امام مهدي (عج) : امام مهدي در قرآن و حديث، کتابخانه امام مهدي ، خاطره ها ، صوت ، عکس و ...

زبان: فارسى

امام مهدى عليه السلام
www.imammahdi-s.com/index.asp

سخن بزرگان ، اخبار مهدويت، پرسش و پاسخ ، مسابقه ، مقالات کوتاه ، انتشارات بنياد و ...

زبان: فارسى، عربى، انگليسى

امام مهدى عليه السلام
www.tebyan.net/html1/etrat/etr9/etr9_right.htm

داستان ، زندگي نامه، زيارت نامه ، داستان هاي مربوطه

زبان: فارسى

امام كاظم عليه السلام
www.shaaer.com

فضائل و مناقب امام حسين عليه السلام، مطالبى درباره عاشورا و ياران امام حسين، شعر و عاشورا و ...

زبان: فارسى

هيات ابولفضل العباس عليه السلام
www.imamkazem.net

حاوى زندگينامه، دوران امامت، احاديث، مناظرات، شهادت و زيارت امام موسى كاظم عليه السلام مىباشد.

زبان: فارسى

شبكه امام كاظم عليه السلام
www.mouood.org

حاوي نشريه هاي موعد، موعود جوان، نشر موعود، مقالاتي در باره آفات جهاني شدن، رجعت، گفتگو، داستان و...

زبان: فارسى

امام مهدى عليه السلام
www.imambaqer.net

زندگينامه ، كتابها و مقاله و نيز مطالبى تحت عنوان دوران امامت، مناظرات، شهادت و ... .

زبان: فارسى، عربى و انگليسى

امام باقر عليه السلام
www.aalulbayt.org

شامل بخش‌های: قرآنی، عترت، مراجع، کتابخانه، بانک صوتی، اجتماعی و ...

زبان: فارسی، عربی، انگلیسی، اسپانیایی، هندی و ...

مرکز جهانی اطلاع‌رسانی آل‌البیت
 www.masoumeh.com

شامل زیارت، کرامات، متون ادبی، تاریخچه ابنیه، موزه، نشریات و ...

زبان: فارسی، عربی، انگلیسی، اردو

پایگاه آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه(س)
www.islamic-rf.org

فهرست موضوعی احادیث امام رضا(ع)، فهرست موضوعی کتاب‌ها و ...

زبان: فارسی

بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی

www.alghadir110.com

غدیر یا نماد ولایت، اعتقادات شیعه، کلمات قصار، داستان‌های قضاوت، زیارت‌ها، زندگانی، کتابخانه و ...زبان: فارسی

واحد تحقیقاتی تخصصی الغدیر


تاريخ : جمعه بیست و سوم آذر 1386 | 2:31 | نویسنده : رضا |
پرچم توحيد، پرچم پيروزي را تقديم مي‌كنم به:
ـ ابوالفضل العباس(ع) بزرگ پرچمدار نهضت عاشورا
ـ معمار كبير انقلاب اسلامي، امام شهيدان، روح‌الله الموسوي الخمينيي (قدس سره)
ـ پيشكوستان انقلاب و شهداي هشت سال دفاع مقدس
«و لكم في رسول الله اسوه حسنه» پيغمبر بزرگ اسلام همه چيز را فداي اسلام كرد تا پرچم توحيد را به اهتزاز درآورد و ما به حكم پيروي از آن بزرگوار بايد همه چيزمان را فدا كنيم تا پرچم توحيد برقرار ماند.
رهبر كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني(قدس‌سره) / صحيفه نور، ج 2، ص 76، 20/3/57)
شهادت و شهيد براي يك ملت وسيله حركت و مقدمه پيروزي است و تنها مربوط به ملت ما هم نيست، بلكه هر جامعه‌اي كه در جهت اهداف عالي الهي گام بردارد و از خود بگذرد آن اجتماع پيروز و سربلند است. لذا ما شهيد را پرچم پيروزي مي‌دانيم و به آن مفتخر هستيم.
«مقام معظم رهبري، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، در جمع خانواده شهداي فاجعه هفتم تير، 1/4/62»
«خون شهيدان ما امتداد خون پاك شهيدان كربلا است.»
«انقلاب اسلامي،‌ گوش و چشمش، پر از شهيدان حسين‌گونه است.»
امام خميني(ره)
مقاله فرارو با پيش‌فرضهايي مبني بر چگونگي دست يافتن به راه‌حل‌هايي به منظور نهادينه كردن ارزشهاي فرهنگي در حركتها و سنن جاري ملي مذهبي جامعه ايران اسلامي تهيه شده است.
طرح موضوع و مساله
1. چگونه مي‌توان به يك ارزش فرهنگي نقش ماندگار و جاودانه بخشيد؟
2. اهداف و سياستهاي يك نهاد چگونه مي‌تواند در جامعه تاثيرگذار و ثابت بماند؟
3. امروزه رايحه عطر شهادت در سطح جامعه خصوصاً به همت نهاد مقدس بنياد شهيد و (عموماً) به عنايت خانواده معظم شهدا در قالب برپايي كنگره و يادواره‌هاي شهدا منتشر مي‌شود. آيا با گذشت زمان و حضور نسلهايي احتمالاً كم آگاه، اين فرهنگ زنده نگه داشتن ياد و خاطره شهيدان كم‌رنگ تر خواهد شد؟
4. چه تدبيري مي‌توان پيش‌بيني كرد تا اقشار مختلف جامعه، در زنده نگه داشتن و ترويج فرهنگ شهيد و شهادت، ايفاي نقش نمايند و به اين وظيفه مباهات ورزند؟
بي‌ترديد فرهنگي پابرجا خواهد ماند كه با اعتقادات و باورهاي مردمي عجين شده و با فرهنگ عميق ديني، هم رنگ، هم آوا و هم سو شده باشد. در اين ميان فرهنگ متعالي شهيد و شهادت، ‌كه از اعتقادات راسخ دين مبين اسلام است،‌ريشه در اعتقادات فكري و قلبي مسلمانان دارد. اين فرهنگ فراتر از سنن و فراگردهاي اجتماعي، مي‌تواند در جامعه به منصه ظهور برسد و به عنوان سند مجرد و شرف هر خانه و خانواده، كوي و برزن، طايفه و عشيره، شهر و روستا و ... جلوه‌گر شود.
در جامعه اسلامي ما فرهنگ شهيد و شهادت، فرهنگي برخاسته از متن اعتقادات ديني است كه با ظهور انقلاب اسلامي ايران و حوادث ايام هشت سال دفاع مقدس تبلور فكري و اعتقادي آن فراگير و نمود عيني آن در سطح جامعه كراراً هويدا شده است. امروزه تلاش در جهت حفظ و حراست از اين فرهنگ ارزشمند و سند مجد و شرف ملي و مذهبي كشور ما وظيفه‌اي نهاده بر دوش تمام اقشار جامعه است و نشر آن به فرموده امام(ره):
بر دست‌اندركاران نظام است كه همه ذوق و استعداد و توان خود را در هرچه بهتر رسيدن به امور معنوي و مادي و ارزشي و فرهنگي اين يادگاران هدايت و نور به كار گيرند و از خدمت بي‌شائبه و بي‌منت به آن دريغ نكنند كه هر چه انقلاب اسلامي ايران دارد از بركت مجاهدت شهدا و ايثارگران است.
ملت شريف در سراسر ايران ياد شهداي فداكار را كه جمهوري اسلامي و پيروزي‌ها، رهين جان‌نثاري آنها است، زنده نگه دارند.
با تامل و تدبر در يافتن راه‌حل‌هايي به منظور حفظ و زنده نگهداشتن ياد و خاطره شهدا و ارتباط و در آميختن آن با سنن جاري و نهادهاي مردمي، مي‌توان فرهنگ هشت سال دفاع مقدس را رنگ و روي سنتي و مردمي بخشيد تا ارزشهاي دوران انقلاب و هشت سال دفاع مقدس در خاطره‌ها زنده بماند و نسلهاي آتي در پي حفظ آن بر يكديگر پيش‌دستي كنند. در اين بين ضمن توجه به كلام حضرت امام (قدس سره) پيرامون جايگاه، مقام و منزلت شهدا نكات عميق و ظريف مشاهده مي‌شود كه از آن جمله توجه به نكات ذيل است:
ـ انقلاب اسلامي ايران، پرتوي از عاشورا و انقلاب الهي آن است.
ـ خون شهيدان ما امتداد خون پاك شهيدان كربلا است.
ـ گوارا باد بر اين شهيدان لذت انس و همجواري‌شان با انبياي عظام و اولياي گرام و شهداي صدر اسلام و گواراتر بر آنان باد نعمت رضايت حق كه «رضوان من الله‌اكبر»
ـ اينان پيروان سيد شهدايند كه در راه سالام و قرآن كريم از طفل شش ماهه تا پيرمرد هشتاد ساله را قربان كرد. اسلام عزيز را با خون پاك خود آبياري و زنده نمود.
حضرت امام خميني(ره) در جايگاه يك فقيه، يك مرجع و يك زعيم عالي قدر و آگاه به مسايل اعتقادي و علوم ديني و آشنا به تاريخ اسلام در تعيين معنا و اصالت شهادت شهيدان انقلاب اسلامي، حجت را بر همگان تمام كرده، نهضت را ادامه قيام سيدالشهدا و پيروي از حركت عاشورا مي‌داند و نثار خون اين عزيزان را وصل به خون پاك شهداي عاشورا مي‌خواند:
«اينان پيروان سيدالشهدايند.»
با توجه به بيانات بنيانگذار جمهوري اسلامي و روشني اهداف اين نهضت الهي جاي هيچ شك و شبهه‌اي باقي نخواهد ماند، كه نهضت خميني(ره) تبلور مجدد نهضت صدر اسلام و زنده شدن احكام الهي در اين برهه از زمان در سرزمين الهي ايران است:
«انقلاب اسلامي ايران، پرتوي از عاشورا و انقلاب عظيم الهي است.»
از آنجايي كه نهضت خميني(ره) پرتوي از نهضت عاشورا است و تجلي انوار آن به تمام و كمال كربلايي است، لذا ضروري است در زنده نگه داشتن ياد و خاطره شهداي اين نهضت از سيماي عاشورا الهام گرفت و هماهنگ و همگام با نواي جاودانه اين قيام توحيدي قدم برداشت.
امروزه در اقصا نقاط كشور اسلامي ايران، ‌تصاوير شهداي هر محل به صورت قاب شده بر در و ديوار مساجد و تكايا نقش بسته است و در دسته‌هاي عزاداري حمل مي‌شود كه نمايانگر حضور جوانان آن مسجد، آن هيئت يادسته در دوران هشت سال دفاع مقدس مي‌باشد (اين تصاوير به مرور زمان كم رنگ و بعضاً به دليل عدم تدابير مناسب گم مي‌شوند.)
ضمن توجه و دقت نظر به سبك و سياق ظاهري هيئت‌ها و دسته‌هاي عزاداري ائمه معصومين(ع) و آذين شدن مساجد، تكايا، هيئت‌ها، دسته‌ها و ... در ايام سوگواري مشاهده مي‌شود عمده اين هيئت‌ها به سياه پرده، پرده هيئت، بيرق، كتل، علم و ... مزين مي‌شوند كه نمايانگر اهداف، مقاصد و آمال دروني آن هيئت نسبت به انگيزه‌اي است كه در نظر گرفته است. با انتخاب اين علايم و نشانهاي ارزشي كه ريشه در اعتقادات ديني و قلبي مردم متدين كشور اسلامي ما دارد مي‌توان زمينه مبادرت به انجام حركتي اصيل، ريشه‌دار و جاودانه را به منظور ترويج فرهنگ شهيد و شهادت در سطح جامعه به منصه ظهور رسانيد.
بيرق عاشورا
بيرق كه در ايام سوگواري ائمه معصومين (عليهم السلام اجمعين)،‌ ماه محرم،‌ ماه صفر و ... در اماكن مذهبي برافراشته مي‌شود، در واقع بيانگر ماتم در عزاي شهادت ائمه(ع) و اصحاب با وفاي آنها است.
بيرق عاشورا نمادي است از يك هدف، بياني است از يك حركت و نشاني است از جمعيتي كه به خاطر نهضتي توحيدي هستي خود را در طبق اخلاق نثار كرده‌اند.
با گزينه كردن بيرق مرسوم در ايام سوگواري ائمه معصومين(ع) و با درج اسامي شهدا بر روي اين گونه بيرقها، در واقع حركت شهدا را از نهضت عاشورا پيگيري كرده‌ايم و به كلمه توحيد لبيك گفته‌ايم. اين فرهنگ ريشه‌دار، با احساسات و عواطف مردمي آميخته و نهادينه خواهد شد و در طول تاريخ جاودانه خواهد ماند.
در اينجا به منظور روشن كردن موضوع بيرق شهدا در ترويج فرهنگ شهيد و ش هادت با طرح پيشينه تاريخي پيرچم، ابعاد و اندازه بيرق، رنگها در نماد پرچم، محل نگهداري و زمان به حركت درآوردن بيرق شهدا به شرح موضوع پرداخته شده است.
هيئت و شمايل بيرقهاي پيشنهادي
بيرق شهدا به طور كلي متشكل از يك پنجه، چفيه، روبان قرمز، زرد، آبي و يا سبز، پارچه‌اي سه‌گوش (مثلث) و يا مربع مستطيل (جهت شهداي خاص) و نهايت از يك چوب با ارتفاع دو متر در نظر گرفته شده است با نوشتارهاي مندرج در آن.
1. پنجه، نمايانگر دستان بريده ابوالفضل العباس(ع) علمدار دشت كربلا است و اين نشان اشاره به او در قسم است كه «به خدا قسم اگر دستانم را قطع كنيد از ياري دين وامام خود دست برنخواهم داشت.» و به معناي توسل واعتقاد ديني به خاندان نبوت و پنج تن آل عبا است. همچنين در معناي اتحاد و يكپارچگي است. كثرت و تعدد بند بند انگشتان و يك شكلي در پنجه دست،‌وحدت در هدف را معنا مي‌دهد.
2. پيشاني‌بند كه غالباً با شعارهاي الله اكبر، لا اله الا الله، راهيان كربلا، يا حسين، لبيك يا خميني، يا ثارالله و ... بر پيشاني بسيجيان مخلص خدا، نقش‌آفرين عمليات غرورآفرين هشت سال دفاع مقدس مي‌باشد (برادران اهل سنت و اقليتهاي مذهبي يا الله، الله اكبر، لا اله الا الله و لبيك يا خميني استفاده مي‌كردند.)
3. چفيه، علامت اختصاري تمام بسيجيان عاشق و مخلص خداست، ‌عاري از هرگونه علاقه دنيوي، در عين دارا بودن ويژگيهاي ارزشمند، مونس اشكهاي شبانه، سجاده نماز و كفن پيكرهاي متلاشي شده شهدا است.
4. پرچم، نمادي است عيني از نيت، هدف و مقاصد دروني فرد، گروه، ‌اجتماع و جوامع كوچك و بزرگ، در دو شكل مربع مستطيل جهت امام شهيدان روح‌الله الموسوي الخميني(ره) و شهداي ويژه، و به صورت مثلث، جهت ساير شهداي انقلاب از 15 خرداد 42 تا به امروز.
5. نوشتارها، روي پرچم‌ها متفاوت و فراخور هر موضوع به شرح زير است:
عنوان بالاي بيرق
متناسب با ايام دفاع مقدس و پرچم‌هاي مرسوم در همان زمان شعار درج مي‌شود: الله اكبر، لا اله الا الله، يا حسين(ع)، يا علي(ع)، يا محمد(ص)، يا ابوالفضل‌العباس(ع)، يا فاطمه الزهرا(س). پيشنهاد مي‌شود بر بالاي پرچم با نوشتن الله اكبر شعارهاي زير درج گردد «اين موضوع در پنجه رعايت شده است.»
الف) السلام عليك يا اباعبدالله(ع)، براي شهداي انقلاب و هشت سال دفاع مقدس. سپس نوشته شود بيرق شهيد.
ب) السلام عليك يا ابوالفضل العباس(ع)،‌ برايا جانبازان شهيد
ج) السلام عليك يا فاطمه الزهرا(س)، براي شهداي مونث، شهداي گمنام و مفقودالاثر
د) براي امام(ره) درج شعارهاي مندرج عبارتند از:
ـ الله اكبر، «كه در پنجه رعايت شده و كفايت مي‌كند»
ـ السلام عليك يا ثارالله(ع)
ـ السلام عليك يا روح‌الله(ع)
ـ بيرق امام شهيدان روح‌الله الموسوي الخميني(ره)
اقليت‌هاي ديني
در خصوص اقليت‌هاي ديني (كليمي، مسيحي، زرتشتي، صائبي) ضروري است به نكات ذيل توجه شود:
الف) درج در بالاي پرچم جمله لا اله الاالله به زبان همان اقليت يا الله اكبر كفايت مي‌كند، سپس درج بيرق شهيد معظم... (بر روي پنجه نيز درج الله يا الله اكبر كفايت مي‌كند.)
ب) برادران اهل سنت با درج عنوان ذيل و با همان سبك و سياق برادران شيعه لا اله الا الله، محمد رسول‌الله(ص). بيرق شهيد...
6. عمود يا چوبه پرچم: پيشنهاد مي‌شود عمود پرچم بيشتر از دو متر نباشد.
شكل و نمود پرچم
هر شيئي داراي دو خاصيت است: يكي، شكل و حجم آن و ديگري، ‌نمود و رنگ آن.
در انتخاب پرچم به شكل سه گوش (مثلث) و با الوان مختلف (متناسب با بيرقهاي مرسوم در دوران هشت سال دفاع مقدس) انگيزه‌ها و اهدافي نشات گرفته از آرمانهاي متعالي ايثارگران مدنظر بوده است كه فراخور موضوع دسته‌بندي شده ارائه مي‌گردد.
نكته اول، در شكل ظاهري پرچم، بيرقهاي مرسوم در ايام عزاداري ائمه معصوم(عليهم السلام)، دهه محرم، صفر، ايام فاطميه و ... كه به صورت سه گوش (مثلث) و سنتي انتخاب شده است.
مثلث كه از تقاطع سه پاره خط مورب به وجود آمده، ضمن اينكه حالت جنگجويي و حمله و تعرض دارد، انديشه و حركت را نيز تداعي مي‌كند.
نكته دوم، حالت قرارگيري آن است كه به صورت افقي در اهتزاز درخواهد آمد. حالت افقي دلالت بر وزن، فاصله و وسعت و پهنا دارد.
نكته سوم، رنگ پرچم: «در هنر مذهبي، رنگها با توجه به معاني سمبليك آنها مورد استفاده قرار مي‌گيرند.»
رنگها براي زندگي انسان ضروري است و نقش مهمي در زندگي عاطفي و معنوي ما بازي مي‌كنند. انسان در تمام دورانها با رنگ سروكار داشته و به نحو شايسته‌اي از آن استفاده كرده است و به طور كلي در تمام احوال و زمانها توجه انسان را جلب نموده است.
هرگاه در رنگها تأمل مي‌كنيم و اين پديده را در نظر مجسم مي‌نماييم به صورت جملاتي آن را به زبان مي‌آوريم. كلمات و الحان، فرمها و رنگها محل تجمع پيامهيا ماوراء ما هستند. رنگ به فرم كمال مي‌بخشد و بدان جان مي‌دهد. جوهر اصلي رنگ، ‌انعكاسي از عالم خيال است و مانند نور مي‌باشد كه مبدل به موسيقي شده است.
موضوع پرچم و رنگ آن
الف) پرچم سبز، متناسب با سيادت شهداي معظم سادات در نظر گرفته و علم شده است.
ـ رنگ سبز، نشان دهنده ارضا و اميدواري است.
ـ رنگ سبز، آميزش دانش و ايمان است.
ب) پرچم قرمز، مختص شهداي هشت سال دفاع مقدس، از 31/6/59 لغايت اعلام قطعنامه در سال 67، مي‌باشد.
ـ رنگ قرمز، رنگي تاريك و متراكم، حرارت و تابندگي آن دروني و باطني است. وقتي رنگ قرمز به قرمز نارنجي مبدل شود، نيروي آتشين و ملتهب پيدا مي‌كند. رنگ قرمز سمبل حيات، زندگي و عامل موثري در سازندگي و تشديد رويش گياهان بوده و بيان كننده هيجان و شورش است.
قرمز نارنجي، تابشي پرشور از عشق، و قرمز ارغواني بر عشقي روحاني دلالت مي‌كند.
ج) پرچم مشكي، به علامت ماتم و نشستن در عزاي شهداي انقلاب، پيشكسوتان نهضت از 15 خرداد 42 لغايت شروع جنگ تحميلي و تجاوز بعثيون به ميهن اسلامي ايران در نظر گرفته شده است.
ـ رنگ مشكي عملكرد مهمي دارد و در همه جا اهميت رنگهاي خالص را تحت شعاع قرار مي‌دهد. مطابقت رنگهاي تاريك با تجمع الوان شديد شخصيات زنده و خشن را با حساسيت قوي نشان مي‌دهد.
رنگ تيره، نهايت فاجعه و مصيبت است. سمبل حزن، غم و اندوه و سمبل مرگ است.
د) پرچم سفيد، به اقتضاي رنگ سفيد كه نشان از پاكي و پاكدامني است جهت كليه شهداي مونث انتخاب شده است.
ـ رنگ سفيد دلالت بر پاكي، بي‌آلايشي و يك رنگي و عاري از هر چيز مي‌باشد.
ـ رنگ سفيد نشانه عفت و پاكي است، همراهي با فضيلت و كمال است.
در خصوص دو رنگ مشكي و سفيد بايد گفت:
سفيد و مشكي در زندگي انسان و در طبيعت دو قطب مهم و اساسي محسوب مي‌شوند. وجود رنگ مشكي در ميان ساير رنگها سبب محدوديت ساير رنگها است و سبب شده تا هر رنگي جلوه حقيقي خود را داشته باشد.
در آزمايشها مشخص شده كه وجود تضادهاي رنگي همزمان و پي در پي، براي چشم هم رضايت‌بخش بوده و تعادل به وجود مي‌آورد.
ﻫ) پرچم زرد و علم زرد براي كليه شهداي اقليتهاي مذهبي شامل مسيحي، كليمي، زرتشتي و صائبي در نظر گرفته شده است.
ـ رنگ زرد نشان روشني و نور است. از نظر مردم عادي ديدن نور، تحقق واقعيتي است كه قبلاً پنهان بوده است. وقتي گفته مي‌شود فلاني «روشن» است، اين نشان هوش و آگاهي اوست. بنابراين رنگ زرد، روشن‌ترين رنگها است. از لحاظ سمبليك با فهم ودانايي ارتباط دارد و نشان دانش و معرفت است.
تمامي اين رنگها در دوران هشت سال دفاع مقدس بر روي پرچم‌هايي با شعاير اسلامي از قبيل: الله اكبر، لا اله الاالله، لا سيف الا ذوالفقار، يا حسين(ع)، يا زهرا(س)، سپاهيان محمد(ص)، السلام عليك يا اباعبدالله و ... به وضوح نمايان و آشكار بوده است.
رنگ نوشتارهاي پرچم
ـ رنگ زرد در وسط زمينه سياه جلوه خاصي دارد. بسيار روشن، واضح و نيرومند است.
ـ رنگ زرد بر روي زمينه قرمز خودنمايي مي‌كند.
ـ رنگ زرد بر روي قرمز پر سر و صدا، ‌بشاش و داراي زرق و برق است. مي‌خواهد فرياد بزند و نشان دهنده شكوه و جلال و معرفت است.
ـ رنگ قرمز بر روي زمينه سياه رنگ به گرمي متمايل مي‌شود و روشني بيشتر به خود مي‌گيرد.
ـ قرمز بر روي زمينه سبز متمايل به آبي جلوه و درخشندگي فوق‌العاده پيدا مي‌كند، افروخته و شعله‌ور شده و نشان از آتش دارد.
ـ توجه شود براي شهداي مونث، كه پرچم آنها سفيدرنگ است، چنانچه شهيد مربوط به موضوع خاص باشد عبارتند از:
ـ شهيد سيد با نوشتار سبز در متن پرچم درج شود.
ـ اگر شهيد مربوط به انقلاب است متن مندرج مشكي است.
ـ اگر شهيد مربوط به دفاع مقدس است متن مندرج قرمز است.
ـ اگر شهيد اقليت مذهبي است متن مندرج زرد است.
محل نگه‌داري و طريقه استفاده از پرچم‌ها
امروز ما پيروان اهداف شهدا،‌ پرچم حقانيتشان را بر دوش مي‌كشيم و با مكتب و انگيزه‌هاي قيامشان پيمان مي‌بنديم. پرچم اين عزيزان تداعي كننده اخلاص و تلاش خداپسندانه آنان در راه احياي فرهنگ عاشورا است. يادآور نثار خونها است كه جهت تبلور اسلام ناب محمدي(ص) بر زمين ريخته شده است.
مساجد، تكايا، هيئت‌هاي عزاداري و حسينيه‌ها مناسب‌ترين محل جهت نگهداري پرچم رهروان قيام حسين(ع) است. پايگاه‌هاي مقاومت بسيج كه در طول دوران پرفراز و نشيب انقلاب و هشت سال دفاع مقدس، محل استقرار خود را در مساجد يافته و عمده فعاليتهاي مردمي نيز در همين خانه‌هاي نور و ايمان به انجام رسيده است، اين امكان بهترين محل براي حفظ و نگهداري پرچم شهيدان به نظر مي‌رسد.
ايام و محل برافراشتن پرچم‌ها
از آنجايي كه شهداي انقلاب متصل به نهضت رسول‌الله(ص) و شهيد راه مكتب متعالي اسلام ناب محمدي(ص) مي‌باشند، ضروري است پرچم اين شهيدان معظم در ايام دهه محرم، ماه صفر، فاطميه،‌ماه مبارك رمضان (خصوصاً شب ضربت مولاي متقيان علي‌بن ابيطالب(ع) و شب شهادت آن حضرت)، روز عرفه و ايام سوگواري چهارده معصوم(ع) به طور كلي در مساجد، تكايا و حسينيه‌ها برافراشته شده و به همراه دسته‌هاي عزاداري و هيئت‌ها چرخانده شوند. حتي در اعياد ملي و مذهبي و ايام‌الله ولادت معصومين (عليه‌السلام اجمعين)‌، هفته دفاع مقدس، دهه فجر و ... مي‌توان مساجد را به اين پرچمها آذين بست و هر مسجد و هر هيئت، خود موظف به نگهداري و حفظ اين پرچم‌ها در طول ايام باشد.
برادران اهل سنت نيز جز ايام سوگواري كه خاص شيعيان است در ساير موارد مي‌توانند از بستر مساجد استفاده كنند.
ايام چرخانيدن و به حركت درآوردن پرچم شهدا
الف) روز عرفه: روز عرفه كه يادآور آغاز حركت و قيام امام حسين(ع) از صحراي عرفه به سمت كربلا است، به عنوان روز ميثاق با آرمان شهدا قلمداد مي‌شود. عامه مردم، در يك حركت نمادين،‌از ميان مساجد، تكايا، هيئت‌ها، دسته‌ها و ... با به همراه داشتن پرچم شهداي محل خود، به طرف گلزار شهدا رهسپار و در كنار مزار شهدا به برگزاري مراسم پرفيض دعاي عرفه اهتمام ورزند.
ب) يوم‌العَلَم: روز تاسوعا كه به روز ابوالفضل العباس(ع) معروف و منسوب مي‌باشد به عنوان روز علم و گردانيدن پرچم‌ها اختصاص دارد. (اين موضوع پيشنهادي است و هيچ منافاتي با فرهنگ عاشورا و دهه محرم ندارد). هيئت‌ها با يك برنامه از پيش هماهنگ و متناسب با فرهنگ جاري در محل خود به گرداندن پرچم‌ها و بردن به طرف گلزار شهدا و يا مساجد جامع، كه اكثراً محل اعزام رزمندگان اسلام هنگام عزيمت به سوي جبهه‌ها بوده‌اند، به منزله تجديد عهد و پيمان با شهدا مبادرت خواهند كرد.
حاملان بيرق شهدا
افراد حمل كننده پرچم، در وهله نخست، خود خانواده معظم شهدا، شامل: پدر، مادر، برادر، خواهر و فرزندان معظمشان خواهند بود و سپس ساير افراد.
«و بيرق‌هاي خونين عاشورا،‌به علامت حلول روز انتقام مظلوم از ظالم، هر چه بيشتر افراشته شود.»
حضرت امام خميني(قدس سره) / كلمات قصار،‌نشر آثار امام، ص 59
پيشينه پرچم در ادوار تاريخ
از سنتهاي جاري بشري بوده است كه در جنگها، هر جبهه براي تشخيص و امتياز افراد سرباز و قشون خود از ديگري، پرچم و علمي برمي‌افراشتند كه به وسيله آن متمايز گردند. اين مسأله در طول تاريخ تحولاتي را پشت سر گذاشته است. «لوا» علامت قشون بوده كه مقدم بر لشكر برمي‌افراشتند و هر دسته به اين علامت (لوا) ممتاز بود و «عَلَم»، علامت مميزه طبقات و قبايل بود، چنانچه در دسته‌ها و موكب‌هاي كنوني ملاحظه مي‌شود. مشخص است پرچم، كه همان لواي بزرگ باشد، براي معرفي مليت است و عَلم براي معرفي قوميت، كه در حقيقت عموم و خصوص مورد نظر هستند. هر لوايي مي‌تواند علم و پرچم باشد، ولي پرچم، لواي در امور دين و عقيده اطلاق شده است. درفش، علم و پرچم در معنا يكي است، و هدف و انگيزه گروهي را كه به پرچم مزين شده، ‌مشخص مي‌كند. علم گوياي موجوديت است و استقلال را معنا مي‌كند. در جنگ‌ها، هر دسته‌اي به پرچمي آذين مي‌شد و در واقع يك لشكر يا يك سپاه از پرچم‌هاي متعددي تشكيل مي‌شد و تمام اين پرچم‌ها مطيع يك علم بزرگ در مركزيت سپاه بودند. همچنين براي هر كدام از مسوولان هر دسته يا گروه نيز پرچمي در نظر گرفته مي‌شد. دسته يا گروه راست،‌چپ، قلب، عقب و ... از پنج دسته تشكيل مي‌شد: ميمنه، ميسره، قلب،‌عقبه و ... حتي بيشتر.
رايت از لوا بدين ترتيب تشخيص داده مي‌شد كه اگر پارچه بر سر نيزه بود آن رايت مي‌گفتندو اگر بر سر نيزه نبود لوا مي‌گفتن، ولي علم داراي بندهاي مختلفي بود كه از لوان مختلف تشكيل مي‌شد. لوا براي فرمان فرمايان و حكام ولايات بود و پرچم رايت براي قشونها و علم براي مردم (ملي) بود.
رومي‌ها داراي لواي عقاب نشان بودند و اعراب اين علامت را از آنها گرفتند. معاويه در شام از روميان تقليد كرد، ولي شكل آن را عوض نمود. رومي‌ها هر علم را نشانه ده هزار قشون مي‌دانستند يا بيشتر بر حسب تشكيلات ارتش خودشان.
كسري، پادشاه ايران،‌در سال 13 هجري، داراي پرچمي بود كه عرض آن هشت ذراع و طول آن 12 ذراع بود و درفش كاوياني ناميده مي‌شود و به طلا زردوزي شده و مجلل به جواهر بود و در جنگها برمي‌افراشتند و در خزائن دولتي نگاه مي‌داشتند.
مورخان مي‌نويسند اين درفش از ضحاك بوده و روزافزون تجليل و تجمل آن افزوده شده است تا به دست كاوه اصفهاني كه خروج كرد، افراشته شد. همچنين بني‌اميه در روز عاشورا پرچمهاي خود را مانند درفش كاوياني تعبيه كرده بود. ابوالعلاء طوفي و پدرش از عمال اموي بودند كه به يزد رفتند و او مدتي معلم هشام‌بن عبدالملك بوده كه او را به پاس معلمي فرماندار يزد كرد. اين پرچم را در يزد ديد و در باغي محفوظ آن را برافراشت و مردم را براي بيعت با اموي‌ها دعوت كرد. ابومسلم خراساني، در سال 132، از مردم يزد مطالبه آن پرچم را كرد.
باري، اولين پرچم كه در عالم بند شد لواي ابراهيم خليل(ع) بود كه به جنگ روميان به حمايت قوم لوط رفت. اولين لوايي كه در اسلام بلند شد لواي اسلام بود، رسول‌الله(ص) فرمود از پارچه سفيد تعبيه كردند و به دست حمزه بن عبدالمطلب سپرد. زيرا لوا را بايد بهقرمان قوم و برجسته‌ترين شخصيتها سپرد كه همه از او بيم داشته باشند و در لشكر اسلام قهرماناني جنگجوتر از حمزه نبود،‌ لذا لوا را به او سپردند. اين لواي سفيد، در اول ماه رمضان سال اول هجري، به دست حمزه برافراشته شد و نشان ملت اسلام بود و اولين رايت كه از مسلمانان برافراشته شد در ماه شوال سال اول هجري بود كه بر سر نيزه بلند افراشته بودند.
همچنين مسلمانان در شام و مصر و فارس (ايران) انواع و اقسام لواي مختلف و رنگارنگ تهيه كردند و هر يك را به نامي ناميدند و هر دسته به تعداد بيشتر لواي خود بر ديگري مفاخره مي‌كرد تا آنجا كه چون «العزيز بالله فاطمي» خروج كرد براي فتح شام پانصد رايت بلند كردند و با هر يك شيپور مي‌زدند. در اين پرچم‌ها، بيشتر اسامي خلفا را مي‌نوشتند و مفاخرات خود را به نثر و نظم نقل و درج مي‌كردند و در اندلس بر پرچم‌ها، آيات قرآن بر حرير مي‌نوشتند و نقش و نگار زيبا مي‌كشيدند.
ابومسلم خراساني بر لواي خودش نوشت:
«اذن للذين يقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علي نصرهم القدير».
پرچمي براي ابراهيم فرستاد كه اول نام خودش را نوشته بود و اين پرچم به نام «ظل» بر نيزه‌اي بلند به طول 14 ذراع نصب شده بود. پرچم ديگري به نام «سحاب» بر نيزه‌اي به طول 13 ذراع نصب كرده بود.
در دوره جاهليت،‌رنگ علم‌ها سياه بود. در بدو اسلام، اعراب رنگ سفيد را انتخاب كردند. «رايت النبي» در جنگ‌ها سفيد بود.
در جنگ بدر، رنگ پرچم را سرخ گرفتند. اميرالمومنين(ع) كه از قهرمانان و جنگجويان نامي جهان بود و پيغمبر(ص) پرچم را پس از حمزه به او داد، رنگ پرچم را سبز نمود و روز احد و خيبر لواي رايت سفيد گرفتند. در «عين الورده» پرچم خاكستري رنگ بود. بني‌اميه پرچم خود را سرخ كردند، علويان رنگ پرچم را سفيد كردند، بني‌عباس رنگ سياه را انتخاب كردند ولي اشعار ‌آنها رنگ سبز بود. در ولايتعهدي حضرت امام رضا(ع) مامون دستور داد رنگ سبز انتخاب كردند و شعار بني‌عباس را ترك كردند. متوكل براي پسرانش بيعت گرفت و به هر يك دو لوا داد؛ يكي، سياه كه لواي عهد و ميثاق بود و ديگري، سفيد كه لواي جنگ و مفاخرت بود.
«مختار بن ابي عبيده ثقفي، در امارت شيعه،‌ اول كسي است كه پرچم سه رنگ انتخاب كرد كه هم اكنون، پرچم ملي ايرانيان است.»
يكي ديگر از نكات مورد توجه اين بود كه بايد پرچم به دست شجاع‌ترين و قوي‌ترين جنگجويان سپرده شود تا در تشكيلات نظامي فرمانده كل زير پرچم قرار گيرد و سرنگون شدن پرچم به فتح و ظفر جبهه غالب تمام مي‌شد و لذا بيشتر از هر چيز در جنگها مي‌كوشيدند پرچم‌دار را بكشند و پرچم را سرنگون كنند. در واقعه كربلا، ابن سعد پرچمي مخصوص به خود داشت و در حفظ آن سخت مي‌كوشيد و تماماً‌با خود همراه داشت و غلامي به نام «دوريد» آن را با خود حمل مي‌كرد. هر كجا كه ابن سعد مي‌رفت پرچم به دنبال او كشانده مي‌شد، تمام توجه و نگاه لشكر به همين دوخته شده بود. در بعض يتواريخ وارد شده كه حضرت قاسم‌بن‌حسن(ع) همت كرد كه پرچم ابن سعد را سرنگون كند. اين جوان رشيد و با بصيرت كه از خانواده والامقام، ‌صاحب درايت و آشنا به امور جنگ بود، متوجه مطلب شد و به همين انگيزه جهت واژگون ساختن پرچم هجوم برد. دشمن وقتي از قصد و نيت قاسم(ع) مطلع شد، دستور آماده باش و فرمان پرتاب سنگ به سمت اين شهيد عزيز آغاز شد و ...
حضرت علي(ع) پرچمدار بزرگ
پرچمداران در حفظ و مراقبت از پرچم بسيار كوشا بودند و حتي حاضر بودند خودشان كشته شوند، ولي نگذارند پرچم سرنگون شود. بزرگترين افتخار براي كسبي بود كه پرچم را سرنگون كند. پيغمبر اسلام(ص) در تمام جنگهاي اسلام، پس از حمزه، پرچم را به دست اميرالمومنين(ع) مي‌داد و هيچ وقت پرچم از دست او كج و سرازير نشد. همه جا فتح و پيروزي در سايه شمشير پرچمدار نصيب مسلمانان مي‌شد. پرچم آن وقتي شرافت دارد كه صاحب آن حرمت را بشناسد و به وظيفه خطيري كه برعهده دارد توجه كند. در پايداري، استقامت و استقرار پرچم تا پاي جان بكوشد. لذا مي‌بينيم جعفر طيار(ع) با توجه به جراحت شديد تا پاي جان از علم نگهداري مي‌كند.
حضرت علي(ع) از 25 سالگي پرچمدار بود و چنان قدرت و شجاعت و قوت بازو نشان داده بود كه قتالان عرب از او بر خود مي‌لرزيدند. در روز جنگ احد براي تقرب قبيله بني عبدالدار پرچم را به دست مصعب ابن عمير داد واو كشته شد، پرچم را به دست علي(ع) سپرد. ديگر اين پرچم سرنگوني نديد تا اسلام جهانگير شد. دشمن هم پرچم را به دست قهرمان‌ترين افراد مي‌داد مانند طلحه بن ابي‌طلحه و عمروبن عبدود كه هر دو در پيشگاه علي(ع) به زانو درآمدند تا فرمان منصب «لا سيف الا ذوالفقار و لا فتي الا علي(ع)» بر دوش اميرالمومنين نصب شد.
اين پرچم پس از جنگهاي اميرالمومنين بيست و پنج سال در خانه علي(ع) آرام بود تا در جنگ جمل به دست «محمدبن حنيفه» افر اشته شد و حضرت امير فرمود اين پرچم رسول خدا(ص) است و اين لشكر جندالله است و قيس بن سعد بن عباده گفت:
«اين همان رايتي است كه ما زير آن همراه پيامبر(ص) جنگ مي‌كرديم و جبريل ما را مدد مي‌كرد. هر كس را كه انصار ياري كنند،‌هر چند يارو ديگري نداشته باشد، زيان نمي‌كند. انصار مردمي هستند كه چون جنگ مي‌كنند دست‌هايشان با شمشيرهاي مشرفي چنان دراز مي‌شود كه شهر را مي‌گشايند.»
در روز جنگ صفين، لشكر معويه پرچم خود را به چند دست داد و هر كس پرچمدار مي‌شد به دست علي(ع) كشته مي‌شدو ديگري پرچم را به دست مي‌گرفت تا سرانجام متوسل به حيله شدند، ولي پرچمدار علي(ع) مانند كوه پابرجا ايستاد و پرچم را حفظ كرد.



تاريخ : جمعه بیست و سوم آذر 1386 | 1:35 | نویسنده : رضا |
بهترین دوست، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیمتان می کند و خوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد.

* اگر پیام خدا رو خوب دریافت نکردید، به «فرستنده ها» دست نزنید، «گیرنده ها» را تنظیم کنید.

خدا بی گناه است در پروندۀ نگاهتان تجدید نظر کنید.

* خداوند، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم.

* خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند: قیمت=خدا!

* این همه خود را تحقیر نکنید، خداوند پس از ساختن شما به خود تبریک گفت.

* وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است.

* یادمان باشد که خدا هیچ وقت ما را از یاد نبرده است.

* کسی که با خدا حرف نمی زند، صحبت کردن نمی داند.

* آنکه خدا را باور نکرده است، خود را انکار کرده است.

* کسی که با خدا قهر است، هرگز با خودش آشنی نمی کند.

* خدا بی گناه است در پروندۀ نگاهتان تجدید نظر کنید.

* ما خلیفۀ خداییم، مثل خدا باشیم، قابل دسترس در همه جا و همه گاه.

* آنکه  خدا را زندگیش سانسور کند همیشه دچار خود سانسوری خواهد بود.

* خدا از آنکه روزهایش بیهوده میگذرد، نمی گذرد.

* بیهوده گفته اند تنها «صداست» که می ماند، تنها «خداست» که می ماند.

* روزی که خدا همه چیز را قسمت کرد، خود را به خوبان بخشید.

* برای اثبات کوری کافیست که انسان چشم های نگران خدا نبیند.

* شکسته های دلت را به بازار خدا ببر، خدا، خود بهای شکسته دلان است

* به چشم های خود دروغ نگوییم، خدا دیدنی است.

* چشم هایی که خدا را نبینند، دو گودال مخوفند که بر صورت انسان دهن باز کرده اند.

* امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟

خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند: قیمت = خدا!

*اگر از خدا بپرسید کیستی؟ در جواب «ما» را معرفی خواهد کرد! ما بهترین معرف خداییم، آیا اگر از ما بپرسند کیستی؟ خدا را معفی خواهیم کرد؟

* وقتی خدا هست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست.

* آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیشۀ من و تو.

* خداوند سند آسمان را به نام کسانی که در زمین خانه ندارند امضا کرده است.



تاريخ : جمعه بیست و سوم آذر 1386 | 0:47 | نویسنده : رضا |
خدایا!من شهادت می دهم با وجودم، از قله حقیقت ایمانم و از بلنداى بناى محكم یقینم، با خلوص و صراحت توحیدى‏ام و از اعماق پوشیده ضمیرم، با بندبند رگ‏هاى دیدگانم و روشنایى چشمانم...
  • نسيم ياد تو بر دل
    نسيم ياد تو بر دل
    خدای من! اگر اطاعت امر تو نبود هرگز با کوره خاطر خویش بر ساحل دریای یاد تو گذر نمی کردم چرا که می دانم ظرف وجود من شایسته من است، نه بایسته تو. وکاسه دل من به اندازه ظرفیت خویش از بحر تو آب ذکر بر می دارد، ونه به وسعت بی کرانگی تو. وکجا پای ناتوا
  • با دستهای تهی از طاعت
    با دستهای تهی از طاعت
    خداوندا! این دل شکسته را جز دستهای مهربانی تو درمانی نیست و این دست بسته را جز از ابر احسان
  • تو بارانی... 


  • تاريخ : جمعه بیست و سوم آذر 1386 | 0:27 | نویسنده : رضا |
    عبدالله: خودتان را معرفی کنید.

    شیطان: فردی هستم از طایفه جن. مسمی به اسم خاص "ابلیس" و مشهور به اسم عام "شیطان"؛ البته اسامی و اوصاف دیگری هم دارم که چندان معروف نیستند نظیر وسواس، خنّاس، عزازیل، عفریت، شیصبان، حارث، مارد، غوی، رجیم،  ابو مره، ابولبین، مذموم، مرید و…(1)

    عبدالله: پیشه و شغل شما چیست؟

    شیطان: مشاغل فراوانی دارم؛ گاهی مسافر کشم؛ سر دو راهی حق و باطل می ایستم و مسافران را در جاده گمراهی در بست به سفر جهنم می برم. گاهی کشاورزم و بذر کینه و نفاق را در زمین دلها می افشانم. گاهی نقاشم؛ رنگ بطلان به چهره حقیقت می زنم و جامه کژی برقامت راستی می پوشانم. گاهی هم خلبانم؛ با بالهای وسوسه و القاء آنقدر بر فراز قلب آدمی چرخ می زنم تا باند مناسب برای فرود بیابم.(2)

    عبدالله: دشمنی دیرینه ات با آدمی زاد از کجا سرچشمه می گیرد؟

    شیطان: ماجرا از آن روزی شروع شد که صحنه آرای خلقت، دست به کار آفرینش آدم شد.(3) ملائک نه از روی اعتراض که از روی کنجکاوی گفتند: این موجود خاکی که می آفرینی بر روی زمین فسادها خواهد انگیخت و خونهای بسیارخواهد ریخت.اگر قصد تو طاعت بردن است که ما در فرمانبری مطاعیم. واگر مقصود تو تسبیح و تقدیس است که ما پیوسته در این کاریم.(4)

    با ما بگوحکمت این کار در چیست؟  او در جواب فرمود:

    در این کار رازهاییست سر به مهر؛ من آنچه را که در خشت خام می بینم شما در آینه هم نخواهید دید.(5)

    اینچنین بود که خالق به واسطه این مخلوق نوپای دو پا به خود بالید و بر ما فخر فروخت؛ آنگاه فرمانمان داد که: "در مقابل این مخلوق خاکی به خاک سجده فرو افتید!"

    تمامی فرشتگان بی درنگ  برآدم سجده بردند.

    این فرمان اما بر من بسیار گران آمد؛ چه آنکه من سوابقی درخشان داشتم، تنها 6000هزار سال(6)(با حساب شما البته صد و نه میلیارد و پانصد میلیون سال دنیا(7))، خالصانه خدای را در آسمانها دوشادوش فرشتگان پرستیده بودم، آنقدر مستغرق در عبادت بودم که فرشتگان گمان می کردند که من نیز چون آنها فرشته ام، من نتوانستم بار این خفت را به دوش کشم. هر چه باشد آفرینش من از آتش بود وخلقت او از خاک، برتری من بر او چون آفتاب روز، روشن بود، من کجا می توانستم بر انسانی خاکزاد سجده برم.

    آری، آن روز گستاخانه در برابر خالق ایستادم و متکبرانه از این فرمان سر باز زدم.

    این شد که از درگاه ربوبی اش رانده شدم. از آن زمان به بعد کینه آدم را سخت به دل گرفتم و هر روز آتش این کینه در دلم شعله ورتر می شود.

    عبدالله: این عبادتهای خالصانه که گفتی چگونه ترا از این تکبرورزی بازنداشت؟

    شیطان: من به زعم خود از روی خلوص خدای را می پرستیدم حال اینکه از ابتدا شائبه شرک و نفاق در خداپرستی ام راه داشت و این امتحان، شرک و نفاقم را آفتابی کرد.

    عبدالله: با چه شیوه و شگردی انسانها را به دام می افکنی؟

    شیطان: با روش منحصر به فرد " گام به گام". (8) من به طور معمول کارم را در چند مرحله انجام می دهم؛ نخست از طریق وسوسه های تحریک آمیزخود، افکاری پلید را بر قلب انسان القا می کنم، آنگاه آن اندیشه زشت را نیک جلوه می دهم، سپس در مرحله عمل با تزیینات گوناگون، اشتیاق فرد را برای ارتکاب گناه برمی انگیزم.

    این را هم اضافه می کنم  که در مقام روش اساساً با حصر گرایی مخالفم؛ بر این باورم که همیشه نمی توان با روشی واحد به صید شکار رفت. وسوسه، تزیین و حتی تسویل، شاید برای اغلب انسانها سودمند افتد، اما حریم دفاعی برخی انسانها گاهی نفوذ ناپذیر است؛ اینجاست که ناگزیرم به حربه های دیگری چون وحی، نسیان و ایجاد فراموشی متوسل شوم.(9) البته هنرمندیهای دیگری هم دارم؛ مثلا در هیئت و قالب اجسام، تمثل و تجسم می یابم و از این رهگذر، ابنای آدم را به سراشیبی سقوط در پرتگاه تباهی و عصیان، سوق، که چه عرض کنم، هل می دهم.(10)

    عبدالله: بزرگترین آرزوی شیطان چیست؟

    شیطان: گفتن ندارد اما اغوای تمامی آدمییان در همه ادوار و اعصار تنها آرزوییست که در سر می پرورانم.

    عجبا! من فقط شما را سوی گناه خواندم؛ شما اما به سوی گناه دویدید، اگرطعم گناه در ذائقه شما شیرین افتاد دیگر چرا مرا مقصر و مسوول این تباهی و گمراهی می انگارید؟

    عبدالله: کدام عمل انسانها بیش از همه تو را خشمگین می کند؟

    شیطان: هر چند خوش ندارم از ابرازش اما برخی انسانها برحسب عادت، با سجده های طولانی، مدام مرا آزار می دهند و بینی مرا به خاک مذلت می مالند.

    عبدالله: کدام عملشان تو را بیشتر خوشحال می کند؟

    شیطان: برای من بسی مسرت بخش است اینکه آدمی پشت سر هم گناه کند و توبه را مدام به تاخیر بیاندازد.

    عبدالله: عجیبترین عمل انسانها کدام است؟

    شیطان: برسر سفره گناه می نشینند و از هر گناهی لقمه ای بر می گیرند، آنگاه معترضانه برمن خشم می آورند که سفره گناه را تو گستردی.

    عجبا! من فقط شما را سوی گناه خواندم؛ شما اما به سوی گناه دویدید، اگر طعم گناه در ذائقه شما شیرین افتاد دیگر چرا مرا مقصر و مسوول این تباهی و گمراهی می انگارید؟!(11)

    عبدالله: شاید انسانها پر بیراهه نمی روند که تو را مقصر می دانند؟

    شیطان: چنین نیست. رسالت اغواگری را خداوند خود بر دوش من نهاده است؛ پست تبهکاری و اضلال از ناحیه خداوند به من اعطا شده است. او خود فرموده که هر که را از فرزندان آدم می توانم بلغزانم؛ با سواره نظام و پیاده نظام بر آنها بتازم؛ در ثروت و فرزند شریکشان گردم والبته من جز فریب و دروغ نویدشان نخواهم داد.(12)

    عبدالله: چه اموری زمینه های نفوذ تو را بیش از پیش فراهم می کنند؟

    شیطان: زمینه های نفوذ من البته بی شمارند اما نقطه ضعفها، حساسیت ها، حقارت ها، حسادت ها، رقابت ها، محرومیت ها، عقده ها، شهرت طلبی ها، شهوترانی ها، افزون خواهی ها و... مناسبترین زمینه هایی(بخوانید زمین هایی) هستند که درخت دشمنی و بستر نفوذ مرا بارور می کنند.

    عبدالله: اگر اجازه بفرمایید سوال را قدری خصوصی تر کنیم. شما آیا ازدواج هم کرده اید؟

    شیطان: آری، من در اوان جوانی با دختری به نام"لهبا" فرزند"روحا" از طائفه جن ازدواج کردم.(13)

    عبدالله: این ازدواج ثمره ای هم داشت؟

    شیطان: البته که داشت. حاصل این ازدواج فرزندان بی شماری بودند که در وجود آمدند.(14)

    عبدالله: سرنوشت آنها چه شد؟

    شیطان: در زمانهای کهن پیش از خلقت انسانها، میان طوایفی از جن و نسناس(طایفه ای به جای انسانهای فعلی) جنگ و خونریزی بالا گرفت و خداوند فرشتگان را فرمود که به زمین هبوط کنند، آنها هر دو طائفه از جمله فرزندان مرا به هلاکت رساندند و من از آنجا که خداپرست بودم از این معرکه جان سالم به در بردم.(15) آنگاه فرشتگان مرا به آسمان بردند و من در کنار ایشان، خدای را به جد می پرستیدم تا اینکه سخن از خلقت و خلافت آدم به میان آمد و در پی نافرمانی ام از آن جمع رانده شدم.

    عبدالله: آیا در میان طائفه خود هواخواه و طرفدار هم داری؟

    شیطان: نه تنها در میان قبیله خود که در میان انسانها نیز.

    عبدالله: متوجه منظور شما نشدم یعنی می فرمایید انسانها هم به سوی تو دست دوستی دراز می کنند؟

    شیطان: تعجب کردید؟! آری! عده ای هستند که مرا ارباب و سرپرست خود می انگارند، کارگزاران وخدمتگزارانی وفادار که اهداف شوم و توطئه های پلید مرا به خوبی جامه عمل می پوشانند.(16)

    برسر سفره گناه می نشینند و از هر گناهی لقمه ای بر می گیرند، آنگاه معترضانه برمن خشم می آورند که سفره گناه را تو گستردی.

    عبدالله: قلمرو فعالیتهای شما تا چه اندازه می تواند باشد؟

    شیطان:امور تکوینی از قلمرو نفوذ و سلطه من بیرون است؛ تنها در حوزه امور تشریعی مجال جولان دارم، یعنی اعمالی که بشر از روی اختیار و تکلیف ملزم به انجام آنهاست؛ چه می گویم؛ باید اعتراف کنم که در حوزه تشریع نیزدست من بسته است چرا که فعالیتم منحصر به اندیشه و روان(و نه جسم) آدمی است؛ آن هم در حدود دعوت واجابت؛ همین وبس.

    عبدالله: حرف آخر؟

    شیطان(در حالیکه چهره اش از شدت خشم برافروخته بود): سوگند یاد می کنم که تا انتقامم را باز نستانم شما آدمیان را لحظه ای آسوده نخواهم گذاشت، پیوسته بر سر راهتان در کمین می نشینم  و راهزن راهتان می شوم. اکنون ببینید چگونه راه نجات را بر شما خواهم بست.

     

    تهیه و تنظیم: ابوالقاسم شکوری، کارشناس دین و اندیشه


    پی نوشت ها:

    1- صالحی حاجی آبادی، نعمت الله، شیطان در کمینگاه

    2- در سوره اعراف آیه 201 می خوانیم: "ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون" ترجمه: هنگامی که اهل تقوی دچار وسوسه های شیطان می شوند به یاد خدا می افتند و ناگهان بینا می گردند. طائف یعنی طواف کننده؛ گویا شیطان همچون طواف كننده‏اى پیرامون فكر و روح انسان پیوسته گردش مى‏كند تا راهى براى نفوذ بیابد؛ ویاد خدا اکسیری است که ابرهای تیره و تار وسوسه ها ی شیطان را کنار می زند.

    3- بقره/30

    4- پیشین

    5- پیشین

    6- نهج البلاغه، خطبه 192، حضرت در این خطبه  که به خطبه "قاصعه" مشهور است می فرمایند: شیطان 6000 سال خدا را عبادت کرد که معلوم نیست از سالهای دنیوی است یا اخروی.

    7- از نظر قرآن، هر روز آخرت به اندازه پنجاه هزار سال دنیاست(معارج/3) بنابراین چنانچه سالهای عبادت شیطان اخروی باشد از حاصل ضرب این دو، عدد یاد شده به دست می آید.

    8- نور/21

    9- انعام/121 ونیز بنگرید : کهف/63

    10- در تفسیر آیه 48 از سوره انفال برخی از مفسران قائلند به اینکه شیطان درقادر است درقالب اجسام نیز تمثل یابد؛ ر.ک: مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن3، صص 109-108

    11- ابراهیم/22

    12- اسراء/24

    13- تفسیر برهان جلد 2 ذیل آیات سوره حجر در داستان خلقت آدم .

    14- پیشین

    15- پیشین

    16- نحل/100ونیزناس/5

     

     

     

     

     



    تاريخ : جمعه بیست و سوم آذر 1386 | 0:7 | نویسنده : رضا |
    .: Weblog Themes By BlackSkin :.