X
تبلیغات
ایستگاه معرفت

اعمال شب عید قربان

گل

شب دهم ذیحجه از شب‎های مبارک است. و جزء چهار شبی است که احیاء و شب زنده داری در آنها مستحب است. در شب عید قربان، درهای آسمان باز است. برای این شب اعمالی ذکر شده است:

1- زیارت امام حسین علیه السلام .

2- خواندن دعای "یا دائِمَ الْفَضْلِ عَلیَ الْبَرِیَّةِ" که در شب جمعه هم وارد شده است.

 

اعمال روز عید قربان

روز دهم ذیحجه، روز عید قربان است و بسیار روز شریفی است و اعمال آن چند چیز است:

1- غسل . که در این روز سنّت مؤکد است و بعضی از علماء واجب دانسته‎اند.

2- اقامه نماز عید قربان، به همان نحو که در عید فطر ذکر شده است. اما در این روز مستحب است که بعد از نماز، با گوشت قربانی افطار شود.

3- خواندن دعاهائی که وارد شده پیش از نماز عید و بعد از آن و در اقبال ذکر شده و شاید بهترین دعاهای این روز، دعای چهل و هشتم صحیفه سجادیه باشد که اوّل آن "اَللّهُمَّ هذا یَوْمٌ مُبارَکٌ" است.

4- خواندن دعای چهل و ششم صحیفه سجادیه که اینگونه آغاز می‎شود: "یا مَنْ یَرْحَمُ مَنْ لا یَرْحَمُهُ الْعِبادُ". 

5- خواندن دعای ندبه .

6- قربانی کردن؛ که سنّت مؤکّد است .

7- خواندن تکبیرات برای کسی که در منا باشد بعد از پانزده نماز که اولش نماز ظهر روز عید است و آخرش نماز صبح روز سیزدهم است. و کسانی که در سایر شهرها هستند نیز بعد از ده نماز از ظهر روز عید تا صبح دوازدهم این تکبیرات را بگویند. تکبیرات بنا بر روایت صحیح در اصول کافی از این قرار است :

اللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبَرُ لا اِلهَ اِلا اللهُ وَاللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبَرُ ولِلّه الْحَمْدُ اللّهُ َکْبَرُ

خدا بزرگتر از توصیف است، معبودی جز خدا نیست و خدا بزرگتر است، و ستایش خاص خدا است

اعَلی ما هَدانا اَللّهُ اَکْبَرُ عَلی ما رَزَقَنا مِنْ بَهیمَةِ الاْنْعامِ

خدا بزرگتر است بر آنچه ما را راهنمائی کرد خدا بزرگتر است بر آنچه روزی ما کرد از چهارپایان انعام (شتر و گاو و گوسفند)

وَالْحَمْدُلِلّهِ عَلی ما اَبْلانا.

و ستایش خاص خدا است برای آنکه آزمود ما را .

و مستحب است که به مقداری که توانایی است این تکبیرات بعد از نمازها تکرار شود.



تاريخ : جمعه سی ام آذر 1386 | 1:24 | نویسنده : استاد |
زید شَمّام می‎گوید: قتادة بن دعامه از مفسران و دانشمندان معروف اهل تسنن، بر امام باقر علیه السلام وارد شد. حضرت از او پرسید: قتاده! تو فقیه اهل بصره‎ای؟ عرض کرد: چنین گمان می‎برند.

امام فرمود: شنیده‎ام قرآن را تفسیر می‎کنی؟ عرض کرد: آری! فرمود: قرآن را با علم تفسیر می‎کنی یا با جهل؟ عرض کرد: با علم!

امام فرمود: اگر چنین است تو دانشمندی هستی که باید به تو مراجعه کرد، من از تو می‎پرسم. عرض کرد: بپرسید.

حضرت فرمود: معنای این آیه کریمه را بگو: ... و قَدّرنا فیها السَّیرَ سیروُا فیها لَیالِیَ و اَیّاماً آمنین ؛ « قریه‎هایی (نزدیک به هم) قرار دادیم با فاصله کوتاه و سیر و سفری معین و آنها را گفتیم که در این ده و شهرهای نزدیک به هم، شبان و روزان با ایمنی کامل مسافرت کنید.»

قتاده گفت: منظور کسی است که با توشه و مرکب و درآمد حلال از خانه خود به عزم این خانه (کعبه) حرکت می‎کند. (چنین کسی) در ایمنی به سر خواهد برد تا به وطن خود باز گردد.

امام فرمود: قتاده! تو را به خدا سوگند می‎دهم! آیا غیر از این است که گاهی کسی از خانه خود با زاد و راحله و کرایه حلال به عزم کعبه حرکت می‎کند اما در راه دچار دزدان می‎شود و حتی ممکن است به او صدمه‎ای بزنند که موجب هلاکتش شود؟ عرض کرد: آری به خدا! (چنین است)

امام فرمود: وای بر تو قتاده! اگر تو قرآن را با رأی خود تفسیر کنی دیگران را (که مرید تواند و از تو حرف می‎شنوند) هلاک کرده‎ای و خود نیز هلاک شده‎ای و اگر این تفسیر را از دیگران گرفته‎ای (باز) هلاک کرده‎ای و هلاک شده‎ای!

وای بر تو قتاده! منظور خداوند (در این آیه کریمه) کسی است که با زاد و راحله و کرایه حلال از خانه خود به قصد این خانه حرکت می‎کند و در حالی که نسبت به حق ما (ولایت) معرفت دارد و دلش با ماست. خداوند در این باره از زبان ابراهیم علیه السلام می‎فرماید: ... فَاجعَل اَفئِدَةً مِنَ النّاسِ تَهویِ اِلَیهِم .!

تو دل‎های مردمان را به سوی آنها مایل گردان... » به خدا سوگند! دعوت ابراهیم ما هستیم نه کعبه، وگرنه می‎فرمود: «الیه»، (قتاده!) آن که از صمیم قلب ما را بخواهد حجش مقبول است وگرنه نه! قتاده! اگر کسی چنین (اهل ولایت ما) بود از عذاب جهنم ایمن است.

قتاده عرض کرد: به خدا سوگند! بعد از این، من این آیه را جز این، تفسیر نخواهم کرد. امام فرمود: وای بر تو قتاده! همانا کسانی قرآن را می‎فهمند که مخاطب آنند. (یعنی اگر بخواهی با حقایق قرآن آشنا شوی باید به سراغ ما بیایی و بس!).

اِنَّما اُمِرَ النّاسُ اَن یَأتوُا هذِهِ الاَحجارَ فَیَطوُفوُا بِها ثُمَّ یَأتُونا فَیُخبِرونا بِوِلایَتِهِم.

همانا! به مردم دستور داده شده (از جانب خدا) که بیایند و این سنگ‎ها (کعبه) را طواف کنند،، سپس به ما رجوع کنند و وفاداری خود را به ما اعلام کنند.

امام باقر (علیه السلام

 



تاريخ : جمعه سی ام آذر 1386 | 1:19 | نویسنده : استاد |
مسجد

شرط اول: مربوط به جنبه اعتقادي آنان است که سير حقيقي انسانهاي خداجو و مؤمن ‏به‎ ‎مبدأ و معاد مي‌باشد. ‏

 

شرط دوم: از به پا دارندگان نماز يا سند نماز به عنوان مظهر‏‎ ‎بندگي و راز و نياز با خداوند ‏مختص انسانهايي است که بندگي و عبوديت را از قلب و‎ ‎اعضا و جوارح خويش سرايت ‏داده‌اند. ‏

 

شرط سوم: آبادکنندگان مساجد کساني هستند که زکات‏‎ ‎يعني حقوق مالي واجب ‏خويش را ادا مي‌کنند نه اينکه ساختن و تعمير مسجد بهانه‌اي‎ ‎براي شانه خالي کردن از ‏زير بار وجوهات و حقوق شرعي باشد. ‏

 

شرط چهارم: چهارمين ويژگي‏‎ ‎آبادکنندگان مساجد مي‌فرمايند آنان تنها خشيت خدا را ‏در دل دارند. ضرورت

 

تبرک جستن به آثار و وسايل متعلق به ‏پيامبر اکرم (ص) از جمله مسائلي‎ ‎است که ميان مسلمانان مطرح بوده. پيامبر (ص) نه ‏تنها به هيچ گونه از آن نهي ننموده‎ ‎بلکه به انواع مختلف اين امر را تأکيد و امضأ مي‌نمودند ‏و اين مسأله در نزد هر کس‎ ‎که کمترين آشنايي با سيره و تاريخ پيامبر (ص) و به خصوص ‏کتابهاي معتبر اهل سنت‎ ‎‏ داشته باشد امر بديهي به شمار مي‌آيد



تاريخ : جمعه سی ام آذر 1386 | 1:5 | نویسنده : استاد |
  • مسجد

در برخي از‎ ‎روايات با تعبيري لطيف از مسجدها به عنوان بازار آخرت ياد شده يعني همان گونه که‎ ‎بازار محل خريد و فروش و مبادله کالا و متاعهاي دنيوي است مسجد نيز محل کسب امور‎ ‎معنوي ‏و اسبابي است که در سراي آخرت داراي کاربرد و تأثير مي‌باشد. در حديثي از‎ ‎رسول اکرم (ص) ‏آمده: «المساجد سوق من السواق الاخرة قراها المغفرة و تحضتها‎ ‎الجنة؛ مساجد بازاري ‏از بازارهاي آخرت است از کساني که به آن وارد مي¬شوند با‎ ‎مغفرت پذيراي مي‌شود و هديه آنان ‏بهشت است». از سوي ديگر از آنجا که بيشترين اهتمام‎ ‎انسان مؤمن متوجه تهيه و تأمين ‏اسبابي است که در سراي آخرت بدان نياز دارد شوق و‎ ‎انس وي به بازار آخرت (مسجد) به مراتب ‏بيش از علاقه او به بازارهاي دنياست و‎ ‎در‎ ‎جانب مقابل آنان که دنيا و حرص و آز بر متاع آن را وجه ‏همت خويش قرار داده‌اند‎ ‎معمولاً سودجويي و سودگرايي انس بيشتري دارند. بنابراين طبيعي ‏است که مؤمنين در‎ ‎هنگام رفتن به مساجد سعي کنند بر ديگران پيشي گيرند و به هنگام خروج ‏ديرتر از همه‎ ‎مسجد را ترک گويند. و بالعکس اهل دنيا پيش از همه به بازار رفته و پس از همه ‏خارج‎ ‎شوند و در برخي از روايات از آنان در رفتن به مسجد شتاب کرده و گوي بسقت را از‎ ‎ديگران ‏مي‌برند. به عنوان پرچمدار بهشتيان که در روز قيامت پيش از ديگران به بهشت‏‎ ‎وارد مي‌شويد.‏



تاريخ : جمعه سی ام آذر 1386 | 1:1 | نویسنده : استاد |

 

حج

در سال 1372 هجری شمسی كه با عده‎ای از دوستان به حج تمتع مشرف شده بودیم، در روز یازدهم ذیحجه 1413 هجری قمری مطابق با 11/3/1372 هجری شمسی، مجلس روضه‎ای در چادر كاروان ما برگزار شد كه بسیار با معنویت بود. چند ماه پس از بازگشت از سفر حج یكی از دوستان كه راضی نیست نامش در كتاب آورده شود جریانی را كه در آن جلسه برایش اتفاق افتاده بود با مقدمه‎ای برایم چنین نقل نمود:

قبل از مسافرت به مكه در حرم مطهر آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام از درگاه خداوند طلب نمودم كه در این سفر عنایت امام زمان (عج) شامل حالم گردد. شنیده بودم كه عده‎ای از عاشقان آن حضرت در جریان سفر به مكه خدمت آن بزرگوار رسیده‎اند، لذا از ابتدای سفر به یاد امام زمان (عج) بودم.

در مدینه منوره كه مدت یك هفته اقامت داشتیم، همواره دنبال حضرت می‎گشتم، در مسجدالنبی، در روضه منوره، كنار منبر، محراب، مأذنه، نزدیك ستون توبه، جایگاه اصحاب صفه، محراب تهجد پیامبر، كنار درب خانه حضرت زهرا علیهاالسلام و در بین سیل جمعیت، در قبرستان بقیع، كنار قبور خراب شده چهار امام مظلوم و غریب و در بین زائرین مدینه دنبال كسی می‎گشتم كه نشانی‎های او را داشته باشد.

ایام توقف ما در مدینه سپری گشت و ما با چشم گریان و قلب سوزان از پیامبر اكرم، دخت گرامیش و ائمه بقیع با كوله‎باری از خاطره جدا شده و خداحافظی نمودیم. در مكه نیز در حین انجام اعمال عمره تمتع، در مطاف، پشت مقام حضرت ابراهیم (ع)، در زمزم، در سعی صفا و مروه، به یاد حضرت بودم. چند روز بین اعمال عمره تمتع و حج تمتع نیز در جای جای مسجدالحرام خاطره حضرت در ذهنم بود، گاهی اوقات به عاشقان دلسوخته امام زمان (عج) برخورد می‎نمودم كه به او متوسل شده و در هجران او می‎سوزند، گاهی نیز با خود زمزمه می‎كردم:

از جهان دل به تو بستم به خدا مهدی جان                              طالب وصل تو هستم به خدا مهدی جان

هر كجا یاد تو و ذكر تو و نام تو بود                                          بی‎تامل بنشستـم به خـدا مهدی جــان

اعمال حج تمتع شروع شد به صحرای عرفات رفتیم، شب عرفه گذشت، روز عرفه در جبل الرحمه، در بین چادرها و در بین دعای عرفه امام حسین علیه السلام به یاد آن یوسف گمگشته بودم، غروب روز عرفه پس از نماز مغرب و عشاء سرزمینی را كه مطمئن بودم حضرت در آنجا بین جمعیت بوده‎اند به طرف مشعرالحرام پشت سر نهادیم، روز دهم ذیحجه در منا اعمال روز عید قربان را انجام دادیم. هوا در سرزمین منا بسیار گرم و ما در زیر چادرها به سر می‎بردیم، عصرها به قدری هوا گرم بود كه امكان استراحت و خوابیدن نبود.

عصر روز یازدهم همانطور كه مردها چند نفر در چادر دور هم جمع شده بودیم و از هر دری سخن می‎گفتیم و عده‎ای نیز در حال بیداری دراز كشیده بودند بدون این كه از قبل برنامه‎ریزی خاصی شده باشد روحانی كاروان شروع كرد به زمزمه كردن اشعاری در مورد امام زمان (عج). در نتیجه همگی نشسته و شروع به گوش كردن كردیم ناخودآگاه مجلسی برقرار شد و بعد هم مداح كاروان توسلی به حضرت نمود، حال خوشی در مجلس پیدا شده بود، سپس یكی از برادران اشعاری را خطاب به آن حضرت در رابطه با سفر حج خواند كه دو بیت آن چنین بود:

ای حریم كعبه محرم بر طواف كوی تو                                          من به گرد كعبه می‎گردم به یاد روی تو

گرچه بر مُحرم بود بوئیدن گلها حرام                                             زنده‎ام من ای گل زهرا ز فیض بوی تو

و در ضمن خواندن اشعار خطاب به حضرت می‎گفت: آقا جان در این سرزمین خیمه‎ها و چادرها زیادند و ما نمی‎توانیم همه آنها را یك به یك بگردیم تا خیمه شما را پیدا نمائیم. اما شما می‎دانید خیمه و چادر كاروان ما كجاست، شما به ما عنایتی بفرمائید، شما به ما سر بزنید، همه افراد گریه می‎كردند و اشك می‎ریختند، بعد هم یكی از برادارن دیگر توسلی به حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام پیدا نمود و گفت: آقا شما به روضه عمویتان خیلی علاقه دارید و خودتان سفارش به خواندن این روضه كرده‎اید، همینطور كه ایشان روضه می‎خواند و همگی با حال منقلب اشك می‎ریختند و من هم گریه می‎كردم، سرم را بلند كردم دیدم آقایی با لباس سفید عربی و به هیئت عرب‎ها در داخل چادر جلو در روی دو زانو بطور سرپا نشسته‎اند، روی سر ایشان دستمالی بود كه آن هم سفید رنگ بود و طوری قرار گرفته بود كه قسمت زیادی از پیشانی ایشان را هم پوشانده بود. من در چادر، جایی نشسته بودم كه تنها سمت چپ صورت و محاسن ایشان را می‎دیدم كه حالت گندمگون داشت چند ثانیه‎ای ایشان را نگاه كردم، آقایی بودند تنومند و با وقار كه شاید حدود چهل و چند ساله به نظر می‎رسید. سپس جلو در چادر را نگاه كردم دیدم دو نفر جوان كه سن آنها تقریباً زیر بیست سال بود با لباس سفید بلند عربی درست جلو قسمت ورودی چادر ایستاده‎اند و حدود یكی دو متر پشت سر آقا بودند.

در آن لحظه چنین تصور نمودم كه اینها عرب‎هایی هستند كه از جلو چادر ما عبور می‎كرده‎اند صدای روضه را شنیده لذا داخل چادر آمده‎اند تا به روضه گوش دهند. مجدداً سرم را پائین انداخته و اشك می‎ریختم دقیقاً نمی‎دانم چقدر طول كشید ولی مطمئن هستم كه مدت زیادی نگذشت مجدداً سرم را بلند كردم دیدم از آقا و جوان‎ها خبری نیست ولی در آن زمان چنان تصرفی در ذهنم ایجاد شده بود كه تنها درباره آنها چنین فكر می‎كردم كه اینها عرب بوده و برای گوش كردن به روضه به مجلس آمده‎اند. حتی پس از پایان این مجلس بسیار با معنویت اصلاً در ذهنم خطور نكرد كه در این مورد با دیگر اعضا كاروان صحبتی نمایم، روز بعد شنیدم كه یكی دو نفر از افراد كاروان راجع به آقایی كه به مجلس آمده بودند صحبت می‎كردند، از آنها پرسیدم شما چگونگی آمدن و رفتن آن آقا را متوجه شدید، گفتند: نه ما فقط دیده‎ایم ایشان جلو در چادر نشسته‎اند.

آن وقت به خود آمدم و كمی در مورد جریانی كه اتفاق افتاده بود فكر كردم و به تصور خودم در مورد این واقعه تأمل نمودم. به خود گفتم اگر اینها عرب بودند چگونه به روضه‎ای كه به زبان فارسی خوانده می‎شد گوش می‎دادند؟! چرا در زمانی كه همگی در عزای حضرت ابوالفضل علیه السلام گریه می‎كردند ایشان تشریف‌ آورده بودند؟! صدای روضه آنقدر بلند نبود كه به بیرون چادر برود تا كسی با شنیدن صدای روضه داخل شود!! چطور كسی دقیقاً متوجه چگونگی آمدن و رفتن آنها نشده بود!! چطور در اثر تصرفی كه در ذهن من ایجاد شده بود به این تصورم كه اینها عرب هستند و به روضه فارسی گوش می‎دهند شك نكرده‎ام!!

همه این سئوالاتی كه اكنون در ذهنم ایجاد شده بود مرا امیدوار ساخت كه ایشان خود حضرت یعنی امام زمان (عج) بوده‎اند و تاسف خوردم كه چرا در همان لحظه حضرت را نشناختم.

 

منبع:

کتاب تشرف یافتگان

 

 


تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 | 23:50 | نویسنده : استاد |

 

دعا و نیایش

عرفات سرزمین اشك و دعاست.  عرفات سرزمینى است كه خداوند به خاطر اشك‎ها و دعاهاى زائران به فرشتگان مباهات مى‏ورزد. سرزمینى كه گناهان در آن بخشیده مى‏شوند.

سرزمینى كه خیال بخشیده نشدن در آن، خود گناه بزرگى است.  حتى كسانى كه هنوز متولد نشده‏اند، امید است مورد لطف قرار گیرند.

عرفات سرزمینى است كه به عرصات قیامت ماند كه خلایق همه جمعند و هر كس به دعا مشغول، و در انتظار رد و قبول، بیرون دروازه‏اند. مى‏خواهند نزد مولایشان حضور یابند. ابتدا باید پشت در بایستند تا اجازه ورود بگیرند. باید بنالند تا به حرم(مشعر) راه یابند چقدر بنالند؟ چگونه بنالند؟... تا ننالند به حرم راه نیابند آنگاه كه پاك شوند، وارد حرم شوند. خانه خدا پاك است و مهمان پاك مى‏پذیرد.

پس دعا كنند. روز عرفه روز دعاست. انسان جز دعا مالك چیزى نیست نه تنها مالك مال نیست ‏بلكه مالك اجزاء و جوارحش نمى‏باشد. ما جز تضرع و دعا سلاحی نداریم، دشمن درون ما تنها با اشك رام مى‏شود. و "سلاحه البكاء".  یا از ترس جهنم مى‏نالد یا گریه شوق دارد كه چرا به بهشت نرسیده، چرا از هجرانش ننالد؟

عرفات سرزمینى است كه بهترین مردان خدا در آن توقف كرده، دعاها و اشك‏ها داشته‎اند، و در هر سوى این دشت ردّ پاى مهدى فاطمه است.  عرفات با اشك‎هاى مقدس سیدالشهدا اباعبدالله الحسین‏ علیه السلام در روز عرفه به هنگامه خواندن دعاى عرفه متبرك‏تر شد.



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 | 23:44 | نویسنده : استاد |
شب نهم از شب‎های متبرك و شب مناجات با قاضى الحاجات است و توبه در آن شب مقبول و دعا در آن مستجاب است. عبادت در این شب، اجر صد و هفتاد سال عبادت را دارد. براى شب عرفه چند عمل وارد شده است:

1- دعایی که با با این عبارت آغاز می‎شود، خوانده شود اَللّهُمَّ یا شاهِدَ كُلِّ نَجْوى وَ مَوْضِعَ كُلِّ شَكْوى وَ عالِمَ كُلِّ خَفِیَّةٍ وَ مُنْتَهى كُلِّ حاجَةٍ یا مُبْتَدِئاً كه روایت شده هر كس آن را در شب عرفه یا در شب‎هاى جمعه بخواند خداوند او را بیامرزد.

2- [به نقل كفعمى ] تسبیحات عشر را كه در اعمال روز عرفه آمده است را هزار مرتبه خوانده شود .

3- دعاء اللّهُمَّ مَنْ تَعَبَّاَ وَ تَهَیَّاَ را كه در روز عرفه و شب و روز جمعه نیز وارد است، خوانده شود.

4- زیارت امام حسین علیه السلام .

 

اعمال روز عرفه

روز نهم روز عرفه و از اعیاد عظیمه است اگرچه به اسم عید نامیده نشده است . عرفه روزى است كه حق تعالى بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود فرا خوانده و سفره های جُود و احسان خود را براى ایشان گسترانیده و شیطان در این روز خوار و حقیرتر و رانده‎تر و خشمناك‎ترین اوقات خواهد داشت و روایت شده كه حضرت امام زین العابدین علیه السلام در روز عرفه صدای سائلی را شنید كه از مردم تقاضای کمک مى‎نمود. امام به او فرمود: واى بر تو آیا در این روز از غیر خدا تقاضا مى‎كنى؟ حال آن كه در این روز امید مى‎رود که بچه‎هاى در شكم هم از فضل خدا بی نصیب نمانند و سعید شوند.

براى این روز اعمالی ذکر شده است:

1- غسل که مستحب است قبل از زوال انجام شود .

2- زیارت امام حسین علیه السلام ،

كه از هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد بالاتر است و احادیث، در كثرت فضیلت زیارت آن حضرت در این روز متواتر است و اگر كسى توفیق یابد كه در این روز در تحت قُبّه مقدّسه آن حضرت باشد ثوابش كمتر از كسى كه در عرفات است نیست.

3- بعد از نماز عصر پیش از آن كه مشغول به خواندن دعاهاى عرفه شود در زیر آسمان دو ركعت نماز بجا آورد و نزد حق تعالى به گناهان خود اعتراف و اقرار کند تا به ثواب عرفات رستگار شود و گناهانش آمرزیده گردد. پس چون وقت زوال شد زیر آسمان رَوَد و نماز ظهر و عصر را با ركوع و سجود نیكو به عمل آورد و چون فارغ شود دو ركعت نماز اقامه كند. در ركعت اوّل بعد از حمد، توحید و در دوم بعد از حمد، قُل یا اَیُّهَا الْكافِروُنَ خوانده شود. و بعد از آن چهار ركعت نماز گزارد که در هر ركعت بعد از حمد، توحید پنجاه مرتبه بخواند. كه این نماز، همان نماز حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام است .

4- شیخ كفعمى در مصباح فرموده مستحب است روزه روز عرفه براى كسى كه ضعف پیدا نكند و مانع دعا خواندن او نشود.

5- مستحب است غسل پیش از زوال و زیارت امام حسین علیه السلام در روز و شب عرفه .

6- تسبیحات حضرت رسول صَلَّى اللهِ عَلِیهِ وَ آله در روز عرفه 

که در ذیل می‎آید:

سُبْحانَ الَّذى فِى السَّمآءِ عَرْشُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الاَْرْضِ حُكْمُهُ

منزه است خدایى كه در آسمان است عرش او منزه است خدایى كه در زمین است فرمان و حكمش

سُبْحانَ الَّذى فِى الْقُبوُرِ قَضآؤُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْبَحْرِ سَبیلُهُ

منزه است خدایى كه در گورها قضا و فرمانش جارى است منزه است خدایى كه در دریا راه دارد

سُبْحانَ الَّذى فِى النّارِ سُلْطانُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْجَنَّةِ رَحْمَتُهُ

منزه است خدایى كه در آتش دوزخ سلطنتش موجود است منزه است خدایى كه در بهشت رحمت او است

سُبْحانَ الَّذى فِى الْقِیمَةِ عَدْلُهُ سُبْحانَ الَّذى رَفَعَ السَّمآءَ سُبْحانَ

منزه است خدایى كه در قیامت عدل و دادش برپا است منزه است خدایى كه آسمان را بالا برد منزه است خدایى

الَّذى بَسَطَ الاْرْضَ سُبْحانَ الَّذى لا مَلْجَاَ وَلا مَنْجا مِنْهُ اِلاّ اِلَیْهِ پس

كه زمین را گسترد منزه است خدایى كه ملجا و پناهى از او نیست جز بسوى خودش * *

بگو سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُ صد مرتبه و بخوان

منزه است خدا و حمد از آن خدا است و معبودى جز خدا نیست و خدا بزرگتر از توصیف است  .

7- سوره توحید صد مرتبه و آیة الكرسى صد مرتبه و صلوات بر محمّد و آل محمّد صد مرتبه خوانده شود و دعای ذیل خوانده شود:

لااِلهَاِلا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیى وَ یُمیتُ

معبودى جز خدا نیست یگانه اى كه شریك ندارد پادشاهى خاص او است و از آن او است حمد زنده كند و بمیراند

وَیُمیتُ وَیُحْیى وَهُوَ حَىُّ لا یَموُتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَهُوَ عَلى كُلِّشَىْءٍ َقدیرٌ

و بمیراند و زنده كند و او است زنده اى كه نمیرد هرچه خیر است بدست او است و او بر هر چیز توانا است.

ده مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ وَ اَتوُبُ اِلَیْهِ

آمرزش خواهم از خدایى كه معبود بحقى جز او نیست كه زنده و پاینده است و بسویش توبه كنم

ده مرتبه یا اَللّهُ ده مرتبه یا رَحْمنُ ده مرتبه یا رَحیمُ ده مرتبه یا بَدیعَ

اى خدا * اى بخشاینده * اى مهربان  * اى پدیدآرنده

السَّمواتِ وَالاْرْضِ یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ ده مرتبه یا حَىُّ یا قَیُّومُ ده

آسمانها و زمین اى صاحب جلالت و بزرگوارى * اى زنده و اى پاینده*

مرتبه یا حَنّانُ یا مَنّانُ ده مرتبه یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ ده مرتبه امینَ ده مرتبه

اى پرعطا اى پرنعمت * اى كه معبودى جز تو نیست * اجابت كن  *

دعا و نیایش

  8- ذكر صلوات از حضرت صادق علیه السلام

 اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ یا مَنْ هُوَ اَقْرَبُ اِلَىَّ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ یا

 خدایا از تو خواهم اى كسى كه او نزدیكتر است به من از رگ گردن اى

مَنْ یَحوُلُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ یا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الاَْعْلى وَبِالاُْفُقِ

كه حائل شود میان انسان و دلش اى كه او در دیدگاه اعلى است و در افق

الْمُبینِ یا مَنْ هُوَ الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى یا مَنْ لَیْسَ كَمِثْلِهِ

آشكارى است اى كه او بخشاینده است و بر عرش استیلا دارد اى كه نیست مانندش

شَىْءٌ وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ محمد

چیزى و او شنوا و بینا است از تو خواهم كه درود فرستى بر محمد و آل محمد .

و بخواه حاجت خود را كه برآورده خواهد شد انشاءالله تعالى پس بخوان این صَلَوات را كه از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه هر كه بخواهد مسرور كند محمّد و آل محمّد را در صَلَوات بر ایشان بگوید:

اَللّهُمَّ یا اَجْوَدَ مَنْ اَعْطى وَ یا خَیْرَ

خدایا اى بخشنده ترین عطابخشان و اى بهترین

مَنْ سُئِلَ وَیا اَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى

درخواست شدگان و اى مهربانترین كسى كه از او مهربانى جویند خدایا درود فرست بر محمد و آلش در

الاَْوَّلینَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الاَّْخِرینَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ

زمره پیشینیان و درود فرست بر محمد و آلش در زمره پسینیان و درود فرست بر محمد

و َآلِهِ فِى الْمَلاَءِ الاَْعْلى وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الْمُرْسَلینَ

و آلش در ساكنین عالم بالا و درود فرست بر محمد و آلش در زمره مرسلین

اَللّهُمَّ اَعْطِ مُحَمَّداً وَآلَهُ الْوَسیلَةَ وَالْفَضیلَةَ وَالشَّرَفَ وَالرِّفْعَةَ

خدایا عطا كن به محمد و آلش مقام وسیله و فضیلت و شرف و رفعت

وَالدَّرَجَةَ الْكَبیرَةَ اَللّهُمَّ اِنّى آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ

و درجه بلند خدایا من ایمان آوردم به محمد صلى الله علیه و آله

وَلَمْ اَرَهُ فَلا تَحْرِمْنى فِى الْقِیمَةِ رُؤْیَتَهُ وَارْزُقْنى صُحْبَتَهُ وَ تَوَفَّنى

با اینكه او را ندیده ام پس در روز قیامت از دیدارش محرومم مفرما و مصاحبت و همنشینى او را روزیم فرما

عَلى مِلَّتِهِ وَاسْقِنى مِنْ حَوْضِهِ مَشْرَباً رَوِیّاً سآئِغاً هَنَّیئاً لا اَظْمَاءُ

و بر كیش او بمیرانم و بنوشانم از حوض او (حوض كوثر) نوشاندنى سیراب و جانبخش و گوارا كه

بَعْدَهُ اَبَداً اِنَّكَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَدیرٌ اَللّهُمَّ اِنّى آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى

پس از آن هرگز تشنه نشوم كه براستى تو بر هرچیز توانایى خدایا من ایمان آورده ام به محمد صلى

اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَلَمْ اَرَهُ فَعَرَِّفْنى فِى الْجِنانِ وَجْهَهُ اَللّهُمَّ بَلِّغْ مُحَمَّداً

الله علیه وآله و او را ندیده ام پس در بهشت رویش را به من نشان ده خدایا برسان به محمد

صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ مِنّى تَحِیَّةً كَثیرَةً وَ سَلاماً .

صلى الله علیه و آله از جانب من تحیتى بسیار و سلامى .

9- دعای ام داود خوانده شود .

10- این تسبیح را كه ثواب آن بسیار است گفته شود:

 سُبْحانَ اللّهِ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ بَعْدَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ مَعَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ

منزه باد خدا پیش از هر كس و منزه باد خدا پس از هركس و منزه باد خدا با هركس و منزه باد

اللّهِ یَبْقى رَبُّنا ویَفْنى كُلُّ اءَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبیحاً یَفْضُلُ تَسْبیحَ

خدا كه باقى ماند پروردگار ما و فانى شود هركس و منزه باد خدا تنزیهى كه فزونى گیرد بر تسبیح

الْمُسَبِّحینَ فَضْلاً كَثیراً قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبیحاً یَفْضُلُ

تسبیح گویان فزونى بسیارى پیش از هركس و منزه باد خدا تنزیهى كه فزونى گیرد بر

تَسْبیحَ الْمُسَبِّحینَ فَضْلاً كَثیراً بَعْدَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبیحاً

تسبیح تسبیح گویان فزونى بسیارى پس از هركس و منزه باد خدا تنزیهى كه

یَفْضُلُ تَسْبیحَ الْمُسَبِّحینَ فَضْلاً كَثیراً مَعَ كُلِّ اَحَدٍ وَ سُبْحانَ اللّهِ تَسْبیحاً یَفْضُلُ تَسْبیحَ الْمُسَبِّحِینَ

فزونى گیرد بر تسبیح تسبیح گویان فزونى بسیار با هر كس ، و منزه باد خدا تنزیهى كه فزونى گیرد بر تسبیح تسبیح گویان

فَضْلاً كَثیراً لِرَبِّنَا الْباقى وَیَفْنى كُلُّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبیحاً لا یُحْصى وَلا یُدْرى وَلا یُنْسى وَلا

برترى بسیارى براى پروردگار ما كه باقى ماند و جز او فانى شودهر كس و منزه باد خدا تنزیهى كه به شماره در نیاید و دانسته نشود و فراموش نگردد و

یَبْلى وَلا یَفْنى وَلَیْسَ لَهُ مُنْتَهى وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبیحاً یَدوُمُ

كهنه نشود و فنا نپذیرد و انتهایى برایش نباشد و منزه باد خدا تنزیهى كه دوام داشته باشد

بِدَوامِهِ وَیَبْقى بِبَقآئِهِ فى سِنِى الْعالَمینَ وَشُهوُرِ الدُّهوُرِ وَاَیّامِ

به دوام او و باقى ماند به بقاى او در طول سالهاى این جهان و سایر جهانیان و ماههاى این روزگار و هر روزگار و روزهاى

الدُّنْیا وَساعاتِ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ وَسُبْحانَ اللّهِ اَبَدَ الاَْبَدِ وَمَعَ الاَْبَدِ مِمّا

دنیا و ساعات شب و روز و منزه باد خدا تا جاویدان است جاوید و همراه با جاوید بدانسان كه

لا یُحْصیهِ الْعَدَدُ وَلا یُفْنیهِ الاَْمَدُ وَلا یَقْطَعُهُ الاَْبَدُ و َتَبارَكَ اللّهُ

شماره اش نتوان كرد و زمان و مدت آنرا به فنا نكشاند و قطعش نكند ((هرگز)) و بزرگ است خدا

اَحْسَنُ الْخالِقینَ پس بگو: وَالْحَمْدُ لِلّهِ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ وَالْحَمْدُ لِلّهِ بَعْدَ كُلِّ

بهترین آفریدگان * و ستایش خاص خدا است پیش از هركس و ستایش از آن او است پس از هر

اَحَدٍ تا آخر دعا لكن بجاى هر سُبْحانَاللّهِ الْحَمْدُلِلّهِ بگو و چون به اَحْسَنُ

كس * منزه است خدا و ستایش خاص خداست  * بهترین

الْخالِقینَ رسیدى بگو: لا اِلهَ اِلا اللّهُ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ تا به آخر بجاى سُبْحانَ اللّهِ

آفریدگان * معبودى نیست جز خدا پیش از هركس * منزه است خدا

لا اِلهَ اِلا اللّهُ مى گوئى و بعد از آن بگو: وَاللّهُ اَكْبَرُ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ تا به آخر كه بجاى

جز او خدایى نیست * و خدا بزرگتر است از توصیف پیش از هر كس *

سُبْحانَ اللّهِ اَللّهُ اَكْبَرُ مى گوئى پس مى خوانى دعاى : اَللّهُمَّ مَنْ تَعَبَّاءَ وَتَهَیَّاءَ را كه

منزه است خدا و خدا بزرگتر است از توصیف

11- دعای امام حسین علیه السلام در روز عرفه خوانده شود.

12- در آخر روز عرفه این دعا خوانده شود :

یا رَبِّ اِنَّ ذُنُوبى لا تَضُرُّكَ وَاِنَّ مَغْفِرَتَكَ لى لا تَنْقُصُكَ فَاَعْطِنى ما لا

پروردگارا همانا گناهان من زیانى به تو نزند و محققاً آمرزش تو از من نقصانى به تو نرساند پس عطا كن به من

یَنْقُصُكَ وَاغْفِرْ لى ما لایَضُرُّكَ و ایضا بخوان : اَللّهُمَّ لا تَحْرِمْنى خَیْرَ ما

آنچه را نقصانت نرساند و بیامرز برایم آنچه را زیانت نزند * خدایا محرومم مكن از آن خیرى كه

عِنْدَكَ لِشَرِّ ما عِنْدى فَاِنْ اَنْتَ لَمْ تَرْحَمْنى بِتَعَبى وَ نَصَبى فَلا

نزد تو است بخاطر آن شرى كه در پیش من است پس اگر تو به رنج و خستگیم رحم نمى كنى پس

تَحْرِمْنى اَجْرَ الْمُصابِ عَلى مُصیبَتِهِ

محرومم مدار از پاداش مصیبت دیده اى بر مصیبتش .

13- دعای مشلول خوانده شود.

 

منبع:

مفاتیح الجنان

                           



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 | 23:31 | نویسنده : استاد |

اصول دین

به یک سلسله اعتقادات وباورهای عمیق که زیربناوپایه دین را تشکیل می دهند اصول دین گفته میشود.

اسلام که دین کامل وجامع است ویک مکتب حیاتبخش وسعادت آفرین محسوب میگردد اصول وزیر بناهای محکم وعمیقی به نام اصول دین دارد که در نزدشیعیان عبارتنداز:توحید،نبوت،معاد؛عدل وامامت.

برهرمسلمانی واجب است که خود بادلایل متین وقانع دربرابر هجوم عقائد باطل دیگران  بایستاد که تنها با

بکاربردن این اصول ممکن است.

 

فروع دین

وقتی که انسان مسلمان اصول عقائد خودربادلائل محکم شناخت آنگاه نوبت  به فراگیری روبناها وفروعاتی است تا درسایه بکارگیری آنهاخوب وبد رابیاموزد وبدانها عمل کند تادررسیدن به سعادت وزندگی برتر وسالم موفق باشد.این فروعات عبارتنداز:نماز،روزه،خمس،زکات،حج،جهاد،امر بمعروف،نهی ازمنکر،تولی وتبری.

 

توحید واقسام آن

توحید یعنی اعتقاد به وحدانیت ویگانگی خداوند که او یکی است وشریکی ندارد.توحید سنگ زیر بنای اعتقاد وپایه واساس دین است.(قل هوالله احد...)بیانگرمسئله توحیداست.

توحید مراتب واقسامی دارد که عبارتنداز:آلف)توحیدنظری  ب)توحید عملی

توحید نظری:عقیده ونظر هرفرد مومن به خداست که اویکی است.

توحید عملی:(توحید درعبادت):یعنی اینکه شخص خداپرست به بالاترین درجه عبودیت برسد ،به بندگی خداچنان تن دهد که جز او نبیند  وتسلیم محض اوگردد.(جلوه توحید دراعمال ورفتار انسان موحد است).

اقسام توحید نظری:الف-توحیدذاتی:اعتقاد به یگانگی ومستقل بودن خداونداست اینکه جزاوخدایی نیست.

                       آیه(قل هو الله احد،ولم یکن له کفوا احد) بیانگر توحید ذاتی اند.

                        ب-توحید افعالی:اعتقاد به اینکه تنهامدبر ورب جهان خدااست .اودرکارهای خود

                         ازدیگران بی نیاز است وهیچ موجودی ازخود استقلالی ندارد. توحید افعالی خوداقسامی

                       دارد که عبارتنداز:توحیددرمالکیت(ولم یکن له شریک فی الملک).توحیددرربوبیت(افرایتم  ماتحرثون اانتم تزرعونه ام نحن الزارعون).

 عبارات(لاحول ولاقوه الا باالله العلی العظیم،بحول الله وقوته واقوم واقعد)بیانگرتوحید افعالیند.

                       ج- توحید صفاتی: اعتقاد به اینکه صفات الهی عین ذاتش هستند وبین

                      صفاتش بایکدیگر تفاوتی نیست.

 

 

·       نکته:درمقابل توحید شرک(عدم اعتقاد به خدا یا اعتقادبه دو یا چند خدا وجود دارد )قراردارد که مانند توحید نیزخود اقسام ومراتبی دارد.

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 | 22:11 | نویسنده : استاد |

حضرت آیِت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی و ولی امر مسلمین در پیامی به کنگره عظیم حج، این آيین ابراهیمی را کانون توحید خالص و حقیقی خواندند و باتاکید بر لزوم بازخوانی و فراگیری درس های بزرگ حج تصریح کردند: برائت از مشرکین و بیزاری از بتها و بت گران، روح حاکم برحج مومنان است و جای جای حج، مظهر اتحاد و انسجام مسلمین و برجسته شدن وحدت و برادری حقیقی و ایمانی آنهاست .

بنا به گزارش پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، متن این پیام که امروز در اجتماع پرشکوه حجاج در مراسم برائت از مشرکین در صحرای عرفات قرائت شد به این شرح است :


بسم الله الرحمن الرحيم


الحمدلله رب‌ العالمين والصلاة و السلام علي سيّدنا محمد المصطفي و علي آله الاطيبين و صحبه المنتجبين


سلام بر زائران خانه‌ خدا، ميهمانان سراي دوست، و لبيك‌گويان دعوت او..
و درود ويژه بر دلهايي كه از ياد خدا طراوت يافته و بر فيض و رحمت بي‌دريغ او دَر گشوده‌اند. در اين روزها و شب ها و ساعت هاي اِكسيرگون، چه بسيارند آنها كه قدرشناسانه، خود را به جذبه‌‌ معنويت سپردند و با انابه و توبه، دل و جان را نورانيت بخشيدند و در امواج رحمت الهي كه در اين وادي قدس پي‌درپي فرا ميرسد، زنگار گناه و شرك را از خود ستردند. سلام خدا بر اين دل ها و بر اين صاحبدلان و پاكان.

همه‌ برادران و خواهران شايسته است به چنين دستاوردي بينديشند و اين فرصت بزرگ را مغتنم شمارند. نگذارند در اينجا نيز دل‌مشغولي هاي زندگي مادي، كه گرفتاري هميشگي ماست، دل ها را به خود سرگرم كند. با ياد خدا، با انابه و تضرع، با عزم راسخ بر راستي و درست‌كرداري و درست‌انديشي، و با كمك خواستن از خداوند، دلِ مشتاق خود را در فضاي توحيد و معنويتِ ناب، به پرواز درآورند و براي پايداري در راه خدا و صراط مستقيم، توشه بگيرند.

اينجا كانون توحيد حقيقي و خالص است. در اينجا است كه ابراهيم‌ خليل عليه‌السلام، با آوردن پاره‌ تن خود به قربانگاه،‌ مظهري از توحيد را كه غلبه بر نفس خود و تسليم محض در برابر امر الهي است،‌ براي همه‌ موحدان در سراسر تاريخ جهان به يادگار گذاشت و در اينجاست كه حضرت محمد مصطفي صلي‌الله‌ عليه‌و ‌آله در برابر مستكبران زمان و خداوندان زر و زور،‌ پرچم توحيد را برافراشت و بيزاري از طاغوت را در كنار ايمان به خدا، شرط نجات و رستگاري شمرد" فمن يكفر بالطاغوت و يؤمن بالله فقد استمسك بالعروة الوثقي ...".

حج، بازخواني و فراگيري اين درس هاي بزرگ است. برائت از مشركان و بيزاري از بت ها و بُتگران،‌ روح حاكم بر حجّ مؤمنان است. جاي‌جايِ حج،‌ نمايشگر دل‌‌سپردن به خدا و سعي و تلاش در راه او‌ و برائت از شيطان و رمي و طرد او و جبهه‌گيري در برابر اوست و جاي‌جاي حج، مظهر اتحاد و انسجام اهل‌قبله و رنگ‌باختنِ‌ تفاوت هاي طبيعي و اعتباري، و برجسته‌شدن وحدت و برادري حقيقي و ايماني آنها است.

اين ها درس هايي است كه ما مسلمانان از هر نقطه‌‌‌ جهان بايد فرا گيريم و بر اساس آن براي زندگي و آينده‌ خود برنامه‌ريزي كنيم.

قرآن،‌ جبهه‌گيري مقتدرانه در برابر دشمنان، عطوفت و مهرباني در ميانه‌ مؤمنان و عبوديت و خشوع در برابر خداوند را سه ‌نشانه‌ جامعه‌ اسلامي دانسته است"محمدٌ رسول‌الله والذين معه اشداء علي الكفار، رحماء بينهم، تراهم ركعاً سجداً يبتغون فضلاً‌ من الله و رضواناً..." اين، سه ركن اصلي براي برافراشتن پيكره‌ عزتمند و باشكوه امت اسلامي است.

همه‌ آحاد مسلمان با توجه به اين حقيقت،‌ مي توانند آسيب هاي كنوني دنياي اسلام را به درستي بشناسند.

امروز دشمن غدّار امت اسلامي، گردانندگان مراكز استكباري و قدرت هاي فزوني‌طلب و متجاوزي مي باشند كه بيداري اسلامي را تهديدي بزرگ براي منافع نامشروع و سلطه‌ي ظالمانه‌ خود بر دنياي اسلام مي دانند. همه‌ ملت هاي مسلمان و پيشاپيش آنان،‌سياستمداران و علماي دين و روشنفكران و رهبران ملي كشورها،‌بايد در برابر اين دشمن متجاوز، صف متّحد اسلامي را با استحكام هرچه بيشتر تشكيل دهند. بايد همه‌ عناصر قدرت را در خود گرد آورند و امت اسلامي را به درستي مقتدر سازند. دانش و معرفت،‌ تدبير و هشياري، احساس مسئوليت و تعهد، توكل و اميد به وعده‌ الهي، چشم ‌پوشيدن از خواست هاي حقير و كم‌بها در برابر كسب رضاي خدا و عمل به وظيفه... اين ها عناصر اصلي اقتدار امت اسلامي است كه او را به عزّت و استقلال و پيشرفت مادي و معنوي مي رساند و دشمن را در زياده‌خواهي و دست‌اندازي به كشورهاي اسلامي ناكام مي سازد.

عطوفت در ميانه‌ مؤمنان، ركن دوم و نشانه اي ديگر براي وضعيت مطلوب امت اسلامي است. تفرقه و ستيزه‌جويي ميان بخش هاي امت مسلمان، بيماري خطرناكي است كه بايد با همه‌ توان به درمان آن پرداخت. دشمنان ما از ديرباز در اين عرصه نيز به تلاش گسترده و بي‌وقفه دست زده‌اند و امروزه كه بيداري اسلامي،‌آنان را وحشتزده كرده است، تلاش خود را شدت بخشيده‌اند. همه‌ سخنِ دلسوزان آن است كه تفاوت ها نبايد به تضاد تبديل شود و چندگونگي نبايد به ستيزه‌گري بينجامد.

امسال را ملت ايران سال انسجام اسلامي ناميد. اين نام‌گذاري بر اثر آگاهي از توطئه‌هاي شدت‌يافته‌ دشمنان براي اختلاف‌افكني ميان برادران بود. در فلسطين،‌ در لبنان،‌ در عراق،‌ در پاكستان و افغانستان، اين توطئه‌ها كارگر شد و بخشي از مردم يك كشور مسلمان،‌ در برابر بخشي ديگر به جنگ و ستيز برخاستند و خون يكديگر را ريختند. در همه‌ اين حوادث تلخ و مصيبت‌بار،‌ نشانه‌هاي توطئه‌ آشكار بود و چشمهاي تيز‌بين، دست دشمن را مشاهده كردند.

فرمان: «رحماء بينهم» در قرآن به معني ريشه‌كني اين ستيزه‌گري ها است. شما در اين روزهاي پرشكوه و در مناسك گوناگون حج،‌ مسلمانان را از همه‌جا و از مذاهب گوناگون، مي‌بينيد كه گرد يك خانه مي گردند؛ به سوي يك كعبه نماز مي گزارند؛‌ نماد شيطانِ رجيم را با هم سنگباران مي كنند؛ در نماد قرباني كردن تمنيّات و هوس هاي نفساني به يك‌گونه رفتار مي كنند؛ در ميعاد عرفات و مشعر در كنار يكديگر به تضرع مي پردازند. مذاهب اسلامي در اصلي‌ترين و بيشترين فرايض و احكام و عقايد، به همين اندازه به يكديگر نزديك‌اند. با اين حال، چرا بايد تعصب ها و پيشداوري ها ميان آنان آتش‌افروزي كند و دست خيانتكار دشمن، به اين آتش خانمان سوز دامن بزند. امروز كساني با كوته‌بيني و بي‌خِردي،‌ به بهانه‌هاي واهي، جماعت بزرگي از مسلمانان را مشرك مي شمارند و حتي خون آنان را مباح مي دانند. اينها چه بدانند و چه ندانند، در خدمت شرك و كفر و استكبارند. چه بسا كساني كه احترام به بارگاه پيامبر اعظم صلي‌الله‌عليه‌و آله و اولياء و ائمه دين عليهم‌السلام را كه تكريم دين و دينداري است، شرك و كفر ناميدند اما خود در خدمت درگاه كافران و ستمگران درآمدند و به هدف هاي پليد آنان كمك كردند.

عالمان راستين و روشنفكران متعهد و زمامداران صادق بايد با اينگونه پديده‌هاي خطرناك مبارزه كنند.

وحدت و انسجام اسلامي امروز يك فريضه‌ حتمي است كه با همكاري خردمندان و دلسوزان مي تواند راه‌هاي عملي آن پيموده شود.

اين دو ركن عزت، يعني از سويي مرزبندي و جبهه‌‌گيري مقتدرانه در برابر استكبار و از سويي تراحم و همگرايي و برادري ميان مسلمانان،‌ آنگاه كه با ركن سوم،‌ يعني خشوع و تعبد در برابر پروردگار همراه شود، ‌امت اسلامي در راهي كه مسلمين صدر اسلام را به اوج عظمت و عزت رسانيد،‌ پي درپي به پيش خواهد رفت و ملت هاي مسلمان از عقب‌ماندگي حقارتباري كه در قرن هاي اخير بر آنان تحميل شده نجات خواهنديافت. طليعه‌ اين حركت بزرگ آغاز شده و امواج بيداري در همه‌ جاي دنياي اسلام كمابيش به حركت درآمده است. رسانه‌ها و تبليغات دشمن و عواملش مي كوشند هر جنبش آزاديخواهانه و عدالت‌طلب را در هر نقطه‌ جهان اسلام به ايران يا به شيعي‌گري نسبت دهند و ايران اسلامي را كه نخستين پرچمدار پيروز بيداري اسلامي است، مسئول ضرباتي بدانندكه از سوي غيرتمندان كشورهاي مسلمان در عرصه‌ سياست يا فرهنگ بر آنان وارد مي شود.

آنان حماسه‌ بي‌نظير حزب‌الله در جنگ 33روزه،‌ ايستادگي مدبرانه‌ ملت عراق كه به تشكيل مجلس و دولتي نادل بخواه اشغالگران منتهي شد،‌ صبر و استقامت اعجاب‌انگيز دولت قانوني فلسطين و ملت فداكار آن و بسياري از آيات تجديد حيات اسلام در كشورهاي مسلمان را، با تهمت هايي همچون ايراني گري يا شيعي گري متهم مي سازند تا حمايت يكپارچه‌ دنياي اسلام را دچار محذور كنند. ولي اين ترفند نخواهد توانست با سنت الهي كه پيروزي مجاهدان في‌سبيل‌الله و نصرت‌دهندگان دين خدا است، پنجه درافكند.

آينده از آن امت اسلامي است و يكايك ما مي توانيم به سهم خود و بقدر توان و ظرفيت و مسئوليت خود، آن آينده را نزديكتر سازيم.

مراسم حج، براي شما حج‌گزارانِ نيكبخت، فرصت بزرگي است تا خود را بيش از گذشته آماده‌ي اداي اين دين كنيد.

اميد است توفيق الهي و دعاي حضرت مهدي موعود عجل‌الله له الفرج، شما را در اين هدف بزرگ ياري دهد.

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

السيدعلي الحسيني الخامنه‌ئي

4 ذي‌الحجة 1428 هجري

24 آذر 1386





تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 | 1:29 | نویسنده : استاد |
فرارسیدن عید ضحی (قربان)برتمامی مسلمان جهان بخصوص هموطنان عزیزم مبارک باد.

تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 | 1:25 | نویسنده : استاد |
واجبات نماز یازده چیزندکه به ارکان وغیر ارکان تقسیم می شوند:

*ارکان نماز ( اگر عمداُبجا آورده نشوند نماز باطل است واگر به غیر عمد باشند دستوراتی دارد ونماز باطل نمیگردد)عبارتند:۱-نیت۲-قیام۳-تکبیره الاحرام۴-رکوع۵-سجود.

*غیرارکان(اگر عمداُبجا آورده نشوند نمازنیز باطل است واگر سهواّخوانده نشوند نماز صحیح است)وعبارتند:۱-قرائت۲-ذکر۳-تشهد۴-سلام۵-ترتیب۶-موالات.

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 | 1:13 | نویسنده : استاد |
نمازهای واجب عبارتنداز:

*نمازهای یومیه(پنجگانه).

*نمازآیات.

*نمازمیت.

*نماز طواف خانه کعبه.

*نماز قضای پدر (برپسربزرگ).

*نمازی که بواسطه قسم یا نذر وعهد واجب شود.



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 | 1:4 | نویسنده : استاد |
نام: محمّد بن على عليه السلام‏ پدر و مادر: امام سجّادعليه السلام، فاطمه (س)دختر امام حسن مجتبى(ع )از اين رو، آن حضرت(ع) هم از ناحيه پدر و هم از ناحيه مادر، به بنى‏هاشم، منسوب است.شهرت: باقر كُنيه: ابو جعفر زمان و محلّ تولّد: اوّل رجب، يا سوّم صفر سال 57 هجرى در مدينه.
زمان و محلّ شهادت: روز دوشنبه 7 ذيحجّه سال 114 ه ق در سنّ 57 سالگى، به دستور هشام بن عبد الملك، مسموم شده و در مدينه به شهادت رسيد.
مرقد شريف: در مدينه، (قبرستان بقيع).
دوران زندگى: سه بخش:الف) ۳سال و ۶ماه وده روز با جدّش‏امام حسين‏عليه السلام.
ب) ۳۸ سال و پانزده روز با پدرش امام سجّادعليه السلام.
ج)۱۸ سال و ده ماه و دوازده روز مدّت امامت، در اين دوره كه بنى‏اميّه و بنى عبّاس، در جنگ بودند، امام باقرعليه السلام كمال استفاده را در جهت تربيت شاگرد، و استحكام و گسترش تشيّع و انقلاب فرهنگى نمود.

 امام محمّد باقر(ع) چهار سال پيش از واقعه عاشوراى كربلايعنى در سال‏57 هجرى، چشم به جهان گشود.
*در باره روز ولادت او ميان راويان اختلاف است*برخى ميلادآن‏حضرت(ع) را سوّم صفر و برخى اوّل رجب گفته‏اند.
آن‏حضرت(ع) از نظرسنّى بزرگترين فرزند پدرش نبوده است، امّا براى تصدّى منصب امامت ازديگران شايستگى بيشترى داشت، و پدرش پيرو فرمان رسول خداصلى الله عليه وآله اورا به پيشوايى مردم منصوب كرد.
زهرى، همين نكته را از امام سجادعليه السلام مى‏پرسد: اى فرزند رسول‏خدا چرا به بزرگترين فرزندانت وصيّت نكردى؟ آن‏حضرت در پاسخ‏فرمود: اى ابو ابو عبداللَّه امامت به خردى است و به بزرگى نيست بلكه رسول‏خدا اين گونه مقدر كرده و ما آن را اين گونه در لوح و صحيفه يافته‏ايم.
مادر گرامى آن‏حضرت، چنان كه امام صادق(ع) فرمود است: صديقه‏اى‏بود كه در خاندان امام حسن(ع) همتا و نظير نداشت.
 

زندگى پاك‏ او چهار سال از عمر خود را در سايه جدّش، سبط شهيد پيامبر، سپرى‏كرد واز صبغه الهى كه در زندگى امام حسين تجلّى يافته بود، برخوردارگشت.
بى‏گمان فاجعه جانگداز كربلا، بر شخصيّت امام باقر كه لحظه به‏لحظه شاهد صحنه‏هاى آن بود، تأثير خود را گذاشت چرا كه بنابر برخى‏روايات، آن‏حضرت از جمله كسانى بود كه همراه با بقيه بنى هاشم در اين‏ماجرا حضور داشت.
حيات او نمونه‏اى والا از زندگى ربّانى بودو پرتو اين حيات، طريق سالكان حق را تا به امروز روشنى بخشيده است.
از همان روزهاى آغازين حياتش، خطوط امامت در سيمايش آشكاربود.
در حديثى از ابو الزبير محمّد بن مسلم مكّى آمده است كه گفت: نزدجابر بن عبداللَّه بوديم كه على بن الحسين و فرزندش محمّد كه هنوز كودك‏بود، وارد شدند.
جابر، آن‏حضرت را در آغوش گرفت، على بن الحسين‏خطاب به فرزندش فرمود: سر عمويت را ببوس، محمّد به جابر نزديك‏شد و سر او را بوسيد، جابر كه بينايى‏اش را از دست داده بود، پرسيد: اين‏كيست؟ على بن الحسين پاسخ داد: اين محمّد پسر من است.
جابر او را درآغوش گرفت وگفت: اى محمّد! رسول خداصلى الله عليه وآله بر تو سلام فرستاده،پرسيدند: چطور؟! گفت: پيش رسول خدا بودم و حسين در اتاق‏آن‏حضرت مشغول بازى بود، پيامبر فرمود: اى جابر: فرزندم حسين را پسرى است كه على خوانده مى‏شود چون‏روز قيامت فرا رسد، منادى بانك بر آورد كه سيد العابدين برخيزد.
درآن هنگام على بن الحسين بر مى‏خيزد، براى اين على پسرى به دنيا خواهدآمد كه محمّد نام دارد.
اى جابر چنانچه او را ديدى سلام مرا به او برسان‏و بدان كه عمر تو پس از ديدار او ، اندك خواهد بود.
پس از اين ديدار ديرى نپاييد كه جابر جهان را بدرود گفت.
 امام محمّد باقر (ع)پس از رحلت پدرش، امامت مردم را عهده دار شد.



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 | 22:52 | نویسنده : استاد |
بي ترديد چنان که بسياري از علماي اهل سنت، نيز گفته اند، امام باقر عليه السلام در زمان حيات خويش شهرت فراواني داشته و همواره محضر او از دوست دارانش، از تمامي بلاد و سرزمينهاي اسلامي، پر بوده است. موقعيت علمي ايشان، به مثابه شخصيتي عالم و فقيه، به ويژه به عنوان نماينده علوم اهل بيت، بسياري را وا مي داشت تا از محضر او بهره گيرند و حل اشکالات علمي و فقهي خود را از او بطلبند. در اين ميان، اهل عراق که بسياري از آنان شيعه بودند بيش از ديگران مفتون شخصيت آن حضرت شده بودند.

مراجعه کنندگان، خضوعي خاص نسبت به شخصيت علمي امام داشتند چنان که عبدالله بن عطاي مکي گويد: علما را در محضر هيچ کسي کوچکتر از زمان حضور در محضر امام باقر عليه السلام نديدم. حکم بن عينيه با تمام عظمت علمي اش در ميان مردم، در برابر آن حضرت مانند دانش آموزي در مقابل معلم خود به نظر مي رسيد.

شهرت علمي امام، در حد تعبير ابن عنبة، مشهورتر از آن است که کسي بخواهد آن را بيان کند. اين شهرت در زمان خود ايشان، نه تنها در حجاز که «کان سيد فقهاء الحجاز» بلکه حتي در عراق و خراسان نيز به طور گسترده فراگير شده بود. چنانکه راوي مي گويد: ديدم که مردم خراسان دور حضرت حلقه زده و اشکالات علمي خود را از ايشان مي پرسيدند.

ذهبي درباره امام باقر عليه السلام مي نويسد: ايشان از کساني است که بين علم و عمل، سيادت و شرف و وثاقت و متانت جمع کرده و براي خلافت اهليت داشت.

ابرش کلبي از هشام بن عبدالملک پرسيد: اين کيست که مردم عراق او را در ميان گرفته و مشکلات علمي خود را از وي مي پرسيدند؟ هشام گفت: اين پيامبر کوفه است، خود را پسر رسول خدا و شکافنده علم و مفسر قرآن مي داند.



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 | 22:42 | نویسنده : استاد |

در گفتار راستگو ترين و در ديدار گشاده رو ترين و در بذل جان در راه خدا بخشنده ترين و در اخلاق متواضع ترين مردمان بود.

 از خوف خدا بسيار ميگريست و هنگام مشكلات اهل بيت را جمع ميكرد و با هم به ذكر و استغفار ميپرداختند. قسمت عمده درآمد خود را در راه خدا انفاق مي فرمود و خود مانند غلامانش در مزرعه كار ميكرد. در زهد و فضل و تقوي و آشنايي با رموز قرآن و سنت و تفسير و احكام شرع سرآمد همگان بود … علي بن عيسي اربلي در كتاب كشف الغمه و انب طلحه در مطالب السوول و سبط ابن جوزي در تذكره الائمه و ساير محدثين اهل سنت از عبد الله بن عطاء مكي روايت كرده اند كه گفته است: علماء را نزد هيچكس حقير تر از آن نديدم كه در محضر ابو جعفر محمد بن علي ديدم …  امام محمد باقر (ع) در مورد نمونه اي از اخلاق امام باقر روايت است که مردى از اهل شام در مدينه ساكن بود و به خانه ‏امام بسيار مى‏آمد و به آن گرامى مى ‏گفت: «...در روى زمين بغض و كينه ا‏ى كسى را بيش از تو در دل ندارم و با هيچكس بيش از تو و خاندانت دشمن نيستم! و عقيده ‏ام آنست كه اطاعت‏ خدا و پيامبر و امير مؤمنان در دشمنى با توست، اگر مى ‏بينى به خانه  تو رفت و آمد دارم بدان جهت است كه تو مردى سخنور و اديب و خوش بيان هستى!» در عين حال امام عليه السلام با او مدارا مى‏ فرمود و به نرمى سخن مى ‏گفت. چندى بر نيامد كه شامى بيمار شد و مرگ را رويا روى خويش ديد و از زندگى نوميد شد، پس وصيت كرد كه چون در گذرد ابو جعفر «امام باقر» بر او نماز گزارد. شب به نيمه رسيد و بستگانش او را تمام شده يافتند، بامداد وصى او به مسجد آمد و امام باقر عليه السلام را ديد كه نماز صبح به پايان برده و به تعقيب نشسته است، و آن گرامى همواره چنين بود كه پس از نماز به ذكر و تعقيب مى ‏پرداخت. عرض كرد: آن مرد شامى به ديگر سراى شتافته و خود چنين خواسته كه شما بر او نماز گزاريد.  فرمود: او نمرده است... شتاب مكنيد تا من بيايم.

پس برخاست و وضو و طهارت را تجديد فرمود و دو ركعت نماز خواند و دستها را به دعا برداشت، سپس به سجده رفت و همچنان تا بر آمدن آفتاب، در سجده ماند، آنگاه به خانه‏ شامى آمد و بر بالين او نشست و او را صدا زد و او پاسخ داد، امام او را برنشانيد و پشتش را به ديوار تكيه داد و شربتى طلبيد و به كام او ريخت و به بستگانش فرمود غذاهاى سرد به او بدهند و خود بازگشت. ديرى بر نيامد كه شامى شفا يافت و به نزد امام آمد و عرض كرد: «گواهى مى ‏دهم كه تو حجت ‏خدا بر مردمانى

 



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 | 22:41 | نویسنده : استاد |
آوازه علوم و دانش امام باقر (ع) چنان اطراف و اكناف پيچيده بود كه ملقّب به باقرالعلوم; يعنى شكافنده دانش ها گرديد. در مكتب امام ابوجعفر باقر العلوم -كه درود فرشتگان بر او- شاگردانى نمونه و ممتاز پرورش يافتند كه اينك به نام برخى از آنان اشاره مى ‏شود:

1- ابان بن تغلب: او محضر سه امام - امام زين العابدين، امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهم السلام - را درک نمود . ابان از شخصيتهاي علمي عصر خود بود و در تفسير، حديث، فقه، قرائت و لغت تسلط بسياري داشت. والايي دانش ابان چنان بود که امام باقر عليه السلام به او فرمود: در مسجد مدينه بنشين و به راي مردم فتوا بده، زيرا دوست دارم، مردم فردي چون تو را در ميان شيعيان ما ببينند.

2- زراره: دانشمندان شيعه از ميان شاگردان امام باقر و امام صادق عليهما السلام، شش تن را فقيه تر مي شمرند  که زراره يکي از آنها است. از امام صادق نقل است که فرمود: اگر "بريد بن معويه"، "ابوبصير"، "محمد بن مسلم" و "زراره " نبودند، آثار پيامبر (معارف شيعه) از ميان مي رفت، آنان بر حلال و حرام خدا امين هستند. باز فرمود: بريد، زراره، محمد بن مسلم و احول در زندگي و مرگ نزد من محبوبترين مردمان هستند.

3- کميت اسدي: شاعري سر آمد بود و زبان گويايش در دفاع از اهل بيت، اشعاري پر مغز مي سرود. اشعارش چنان کوبنده و رسواگر بود که پيوسته از طرف خلفاي اموي تهديد به مرگ مي شد.

4- محمد بن مسلم: فقيه اهل بيت و از ياران راستين امام باقر و امام صادق عليه السلام بود. چنان که گفته شد، امام صادق او را يکي از آن چهار تن به شمار آورده که آثار پيامبر به وجودشان پا برجا و باقي است.



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 | 22:39 | نویسنده : استاد |

امام باقر (عليه السلام) با پنج خليفه از خلفاى بنى اميّه معاصر بود كه عبارتند از: وليد بن عبد الملك (96 ق) و سليمان بن عبد الملك ( 99 ق) و عمر بن عبد العزيز (101 ق) و يزيد بن عبد الملك (107ق) و هشام بن عبد الملك ( 125 ق) معاصر بوده است. و همه آنان جز عمر بن عبدالعزيز در ستمگرى و استبداد و خودكامگى دست كمى از نياكان خود نداشتند و پيوسته براى امام باقر (عليه السلام) مشكلاتى فراهم مى نمودند.
ولى در عين حال، او از طريق تعليم و تربيت، جنبشى علمى به وجود آورد و مقدّمات تأسيس يك مركز علمى اسلامى را در دوران امامت خود پى ريزى كرد كه در زمان فرزند بزرگوارش امام جعفر صادق (عليه السلام) به نتيجه كامل رسيد.
روش كار پيشوايان ما به ويژه امام سجّاد و امام باقر (عليهم السلام) كه در اوضاع فشار و خفقان به سر مى بردند به شيوه مخفى و زيرزمينى بود، شيوه اى كه موجب مى شد كسى از كارهاى آنان مطّلع نشود. همين كارهاى پنهانى، گاهى كه آشكار مى شد، خلفا را سخت عصبانى مى نمود در نتيجه، وسايل تبعيد و زندانى آنها فراهم مى شد.
سرانجام، امام باقر (عليه السلام) كه پيوسته مورد خشم و غضب خليفه وقت، هشام بن عبدالملك بود، به وسيله ايادى او مسموم شد و
در روز دوشنبه 7 ذيحجّه سال 114 هجرى قمرى در 57 سالگى به شهادت رسيد. بدن مطهر آن درياي بيکران دانش خدايي در خاک بقيع، در کنار پدر و جد بزرگوارش امام حسن مجتبي و امام سجاد عليهما السلام به خاک سپرده شده است.



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 | 22:36 | نویسنده : استاد |
رسول خدا (ص)از جانب خدا مامور بود تا مراسم ازدواج برترین بندگان خداوند را كه در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده بود علني كند.

 فاطمه زهرا علیهاالسلام دختر پیغمبر اكرم و از دوشیزگان ممتاز عصر خویش بود. پدر و مادرش از اصیل ترین و شریف ترین خانواده های قریش بودند. از حیث جمال ظاهری و كمالات معنوی و اخلاقی از پدر و مادر شریفش ارث می برد. و به عالیترین كمالات انسانی آراسته بود. شخصیت و عظمت پیامبر اكرم روز به روز در انظار مردم بالا می رفت و قدرت و شوكت او زیادتر می شد به همین علت دختر عزیزش زهرا علیها السلام همواره مورد توجه بزرگان قریش و رجال با شخصیت و ثروتمند قرار داشت هر از چندگاه از او خواستگاری می كردند اما پیامبر با خواستگاران طوری رفتار می كرد كه می پنداشتند مورد غضب پیامبر قرار گرفته اند.

رسول خدا فاطمه را برای علی علیه السلام نگاه داشته بود و مایل بود از جانب او پیشنهاد شود. پیامبر از جانب خدا مأمور بود كه نور را با نور به ازدواج در آورد.

اصحاب رسول خدا احساس كرده بودند كه پیغمبر اكرم تمایل دارد فاطمه علیها السلام را با علی پیوند ازدواج دهد، ولی از جانب علی پیشنهادی نمی شد. یك روز عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ و گروهی دیگر كه پیامبر تقاضای ازدواج آنها را رد كرده بود در مسجد گرد آمده بودند و از هر دری سخن می گفتند. در این بین سخن از فاطمه به میان آمد. ابوبكر گفت: مدتی است كه اعیان و اشراف عرب فاطمه علیهاالسلام را خواستگاری می نمایند اما پیغمبر اكرم پیشنهاد احدی را نپذیرفته و در جوابشان می فرماید: تعیین همسر فاطمه با خداست.برای همه روشن بود كه خدا وپیغمبر، فاطمه را برای علی علیه السلام نگاهداشته اند. سپس به عمر و سعد بن معاذ گفت: حاضرید به اتفاق هم نزد علی برویم و جریان را برایش تشریح كنیم و اگر به ازدواج مایل بود همراهیش كنیم؟! آنها از این پیشنهاد استقبال و او را در این كار تشویق كردند.

سلمان فارسی می گوید: عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ بدین قصد از مسجد خارج شدند و به جانب آن حضرت شتافتند. علی (ع) فرمود: از كجا می آیید و به چه منظور اینجا آمده اید؟

ابوبكر گفت: یا علی تو در تمام كمالات بر سایرین برتری داری، و از موقعیت خود و علاقه ایكه رسول خدا به تو دارد كاملاً آگاهی. اشراف و بزرگان قریش برای خواستگاری فاطمه علیها السلام آمده اند ولی پیغمبر صلی الله علیه وآله دست رد به سینه همه زده و تعیین همسر فاطمه را به دستور خدا حواله داده است. گمان می كنم خدا و رسول، فاطمه را برای تو گذاشته اند. و شخص دیگری قابلیت این افتخار را ندارد.

اوضاع بحرانی اسلام و گرفتاری ها و فقر اقتصادی مسلمین، چنان علی (ع) را مشغول ساخته بود كه به خواسته های درونی خویش و ازدواج و تشكیل خانواده هیچ گونه توجه نداشت.

علی (ع) اندكی پیرامون پیشنهاد آنها تأمل و اطراف و جوانب قضیه را به خوبی بررسی كرد. تهیدستی خود و مشاهده گرفتاریهای عمومی از یك طرف و فرا رسیدن زمان ازدواج وی از طرف دیگر. او بخوبی می دانست كه اگر همسری چون فاطمه را از دست بدهد دیگر این فرصت قابل جبران نیست.

این پیشنهاد علی را تحت تأثیر قرار داد بطوریكه دست از كار كشید و به منزل بازگشت. خود را شستشو داد، عبای تمیزی بر تن كرد و به خدمت رسول اكرم شتافت. درب خانه را به صدا درآورد. پیغمبر به ام سلمه فرمود: در را باز كن. كوبنده در شخصی است كه خدا و رسول او را دوست دارند او هم خدا و رسول را دوست دارد.

عرض كرد: یا رسول الله! پدر و مادرم فدایت، كیست كه ندیده درباره اش چنین داوری می كنی؟

فرمود: ای ام سلمه! مردی دلاور و شجاع است او برادر و پسرعمویم و محبوب ترین مردم نزد من است.

ام سلمه از جای جست و در سرای را باز كرد. علی (ع) داخل منزل شد، سلام داد و در حضور پیغمبر نشست. از خجالت سرش را به زیر انداخت، و نتوانست تقاضای خویش را عرضه بدارد. مدتی هر دو خاموش بودند. بالاخره پیغمبر (ص) سكوت را شكست و فرمود: یا علی گویا برای حاجتی نزد من آمده ای كه از اظهار آن خجالت می كشی؟ بدون پروا حاجت خود را بخواه و اطمینان داشته باش كه تمام خواسته هایت قبول می شود.

عرض كرد: یا رسول الله پدر و مادرم فدای تو باد، من در خانه شما بزرگ شدم و از الطاف شما برخوردار گشتم. بهتر از پدر و مادر، در تربیت وتأدیب من كوشش نمودی و به بركت وجود شما هدایت شدم. یا رسول الله! به خدا سوگند اندوخته دنیا و آخرت من شما هستی. اكنون موقع آن شده كه برای خود همسری انتخاب كنم و تشكیل خانواده دهم، تا با وی مأنوس گردم و از ناراحتیهای خویش بكاهم. اگر صلاح بدانی و دختر خود فاطمه علیها السلام را به عقد من در آوری سعادت بزرگی نصیب من شده است.

رسول خدا كه در انتظار چنین پیشنهادی بود صورتش از سرور و شادمانی بر افروخته شد، فرمود: صبر كن تا از فاطمه اجازه بگیرم.

پیغمبر نزد فاطمه (ع) رفت، فرمود: دخترم! علی بن ابی طالب (ع) را به خوبی می شناسی برای خواستگاری آمده است. آیا اجازه می دهی ترا به عقدش در آورم؟ فاطمه از خجالت سكوت كرد و چیزی نگفت. پیغمبر چون آثار خشنودى را درچهره او دید گفت: الله اكبر و سكوت او را علامت رضایت دانست.

رسول اكرم (ص) پس ازكسب اجازه به نزد علی آمد و با لبی خندان گفت: یا علی! آیا برای عروسی چیزی داری؟ پاسخ داد: یا رسول الله پدر و مادرم قربانت، شما از وضع من كاملاً اطلاع دارید. تمام ثروت من عبارت است از یك شمشیر، یك زره و یك شتر.

فرمود: تو مرد جنگ و جهادی و بدون شمشیر نمی توانی در راه خدا جهاد كنی، شمشیر از لوازم و احتیاجات ضروری تو است. شتر نیز از ضروریات زندگی تو محسوب می شود، باید به وسیله آن آبكشی كنی و امور اقتصادی خود و خانواده ات را تأمین كنی و برای اهل وعیالت كسب روزی نمایی و در مسافرت بارت را بر آن حمل كنی، تنها چیزی كه می توانی از آن صرف نظر كنی همان زره است. منهم به تو سخت نمی گیرم و به همان زره اكتفا می نمایم. یا علی آیا اكنون بشارتی به تو بدهم و رازی را برایت آشكار بسازم؟!

عرض كرد : آری یا رسول الله، پدر و مادرم فدایت، شما همیشه نیك خوی و خوشزبان بوده اید.

فرمود: پیش از آنكه به نزد من بیایی جبرئیل نازل شد و گفت: یا محمد! خدا ترا از بین مخلوقاتش
برگزیده و به رسالت انتخاب كرد. علی (ع) را برگزید و برادر و وزیر تو قرار داد. باید دخترت فاطمه را به ازدواج او درآوری. مجلس جشن ازدواج آنان در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده است. خدا فرزندان پاك و نجیب و طیب و طاهر و نیكو به آنان عطا خواهد نمود یا علی هنوز جبرئیل بالا نرفته بود كه تو درب منزل را زدی.

پیغمبر صلی الله علیه وآله فرمود: یا علی تو زودتر به مسجد برو و من نیز از عقب تو می آیم، تا در حضور مردم مراسم عقد را برگزار كنیم و خطبه بخوانیم.

علی (ع) مسرور و خوشحال به جانب مسجد حركت نمود. ابوبكر و عمر را در بین راه ملاقات كرد، آنها از جریان كار جویا شدند، گفت: رسول خدا دخترش را به من تزویج كرد، هم اكنون پیامبر در راه است تا در حضور جمعیت، مراسم عقد و خطبه خوانی را انجام دهد.

پیغمبر (ص) در حالی كه صورتش از سرور و شادمانی می درخشید به مسجد تشریف برد، ‌و به بلال فرمود: مهاجر و انصار را در مسجد جمع كن. هنگامی كه مردم جمع شدند، بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثنای فرمود: ای مردم آگاه باشید كه جبرئیل بر من نازل شد و از جانب خدا پیام آورد كه مراسم عقد ازدواج علی و فاطمه علیها السلام در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده و دستور داده كه در زمین نیز آن مراسم را انجام دهم، و شما را بر آن گواه بگیرم. سپس نشست و به علی (ع) فرمود: برخیز و خطبه عقد را بخوان.

علی علیه السلام برخاست و فرمود: خدا را بر نعمت هایش سپاس می گویم و شهادت می دهم كه بغیر از او خدایی نیست. شهادتی كه مورد پسند و رضایت او واقع شود. درود بر محمد صلی الله علیه وآله، درودی كه مقام و درجه اش را بالا برد. ای مردم! خدا ازدواج را برای ما پسندیده و بدان دستور داده است. ازدواج من و فاطمه را خدا مقدر كرده و بدان امر نموده است. ای مردم! رسول خدا فاطمه را به عقد من در آورد و زره ام را از بابت مهر قبول كرد. از آن حضرت بپرسید و گواه باشید.

مسلمانان به پیغمبر (ص) عرض كردند: یا رسول الله! فاطمه را با علی كابین بسته ای؟
رسول خدا پاسخ داد: آری
پس تمام حضار دست به دعا برداشته گفتند: خدا این ازدواج را بر شما مبارك گرداند و در میانتان دوستی و محبت افكند.

علی علیه السلام می فرماید: حدود یك ماه طول كشید و من خجالت می كشیدم با پیغمبر درباره فاطمه صحبت كنم، ولی گاهی كه خلوت می شد می فرمود: یا علی چه همسر نیكو و زیبائی نصیبت شد؟ بهترین زنان عالم را تزویج تو كردم.

روزی برادرم عقیل پیش من آمد و گفت: برادر جان! من از ازدواج تو بسیارمسرور هستم. چرا از رسول خدا (ص) خواهش نمی كنی كه فاطمه را به خانه ات بفرستد تا بوسیله عروسی شما، چشم ما روشن گردد؟ پاسخ دادم: خیلی میل دارم عروسی كنم اما از رسول خدا خجالت می كشم. عقیل گفت: تو را به خدا سوگند! هم اكنون با من بیا تا خدمت پیغمبر (ص) برویم.

علی با برادرش عقیل آهنگ منزل رسول خدا نمودند. در بین راه به «ام ایمن» برخورد كرده جریان را برایش گفتند. ام ایمن گفت: اجازه بدهید من با رسول خدا در این باره مذاكره كنم.

ام سلمه و سایر زنان از قضیه خبردار شدند و خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله مشرف گشتند. عرض كردند: یا رسول الله! پدر و مادرمان به فدایت، برای موضوعی خدمت شما رسیده ایم كه اگر خدیجه زنده بود چشمش بدان روشن می شد. وقتی پیغمبر (ص) نام خدیجه را شنید اشكش جاری شد و فرمود: خدیجه؟! كجا مانند خدیجه پیدا می شود؟ هنگامی كه مردم مرا تكذیب نمودند مرا تصدیق كرد و برای ترویج دین خدا، اموالش را در اختیار من قرار داد. خدیجه زنی بود كه خدا بر من وحی فرستاد كه بدو بشارت دهم خانه ای از زمرد در بهشت بدو عطا خواهد كرد.

ام سلمه عرض كرد: پدرم و مادرم فدایت شود، شما هرچه درباره خدیجه می فرمایید صحیح است. خدا ما را با او محشور گرداند. یا رسول الله! برادر و پسر عموی شما میل دارد همسرش را به منزل ببرد.

فرمود: پس چرا خودش در این باره صحبتی نمی كند؟ عرض كرد: از كمروئی اوست.
پیغمبر (ص) به ام ایمن فرمود: علی را نزد من حاضر كن.
وقتی علی (ع) خدمت پیغمبر مشرف شد فرمود: یا علی! آیا میل داری همسرت را به منزل ببری.
عرض كرد: آری یا رسول الله.
فرمود: خدا مبارك كند، همین امشب یا فردا شب وسائل عروسی را فراهم می كنم.

سپس به همسرانش فرمود: فاطمه را زینت كنید و خوشبویش نمایید و اطاقی را برایش فرش كنید تا مراسم عروسی را برگزار كنیم. مراسم ازدواج برترین بندگان خداوند در روز اول یا ششم ذی الحجه سال دوم یا سوم هجری انجام گرفت.

برگرفته از كتاب بانوی نمونه اسلام تألیف ابراهیم امینی.














تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 | 0:49 | نویسنده : استاد |
خانه خدا از مطهرترين چيزها در زمين است و انجام هرگونه اعمالي كه به اركان اعمال حج ارتباط داشته باشد توسط حجت خدا حضرت قائم(عج) صورت خواهد پذيرفت. از جمله اين امور نصب حجر الاسود در دوران عيبت كبري است.

مختص ابوالقاسم جعفر بن محمد قولویه می فرماید: من در سال 337 هجری که اوایل غیبت کبری بود، همان سالی که قرامطه، حجرالاسود را به مسجد الحرام برگردانده بودند، به عزم زیارت بیت الله، وارد بغداد شدم و بیشترین هدفم دیدن کسی بود که حجرالاسود را به جای خود نصب می کند؛ زیرا در کتاب‌ها خوانده بودم که آن را از جایش کنده و بیرون می برند و پس از آوردن، حجت زمان و ولیّ رحمان حضرت بقیة الله ارواحنا فداه آن را در جایش نصب می کنند. (چنانکه در زمان حجاج لعنه الله علیه از جایش کنده شد و هر کس خواست آن را در جای خود نصب کند ممکن نشد تا آن که امام زین العابدین (ع) به دست مبارک خود آن را بر جایش قرار دادند.)

در بغداد سخت بیمار شدم؛ به طوری که خود را در شرف مرگ دیدم؛ لذا از آن مقصدی که داشتم (تشرف به بیت الله الحرام) ناامید شدم. مردی را که به ابن هشام مشهور بود از جانب خود نایب نمودم؛ نامه ای سر به مهر به او سپردم و در آن از مدت عمر خود سؤال کرده بودم و این که آیا در این بیماری از دنیا می روم یا نه؟

و به او گفتم: عمده هدف من آن است که این رقعه را به کسی که حجرالاسود را به جای خود نصب می کند، برسانی و جوابش را از او بگیری؛ زیرا من تو را فقط برای همین کار می فرستم. ابن هشام می گوید: وقتی به مکه معظمه وارد شدم و خواستند حجرالاسود را در جای خود نصب نمایند، مبلغی به خدام دادم تا بتوانم کسی که آن سنگ را بر جای خود قرار می دهد ببینم.

چند نفر از ایشان را نزد خود نگاه داشتم، تا مرا از ازدحام جمعیت حفظ نمایند. هر کس که می خواست حجرالاسود را در جای خود نصب نماید، سنگ اضطراب داشت و بر جای خود قرار نمی گرفت. در آن حال جوانی گندمگون و خوشرو پیدا شد. ایشان آمد و حجر را بر جای خود گذارد. سنگ در آن جا قرار گرفت، به طوری که گویا اصلاً و ابداً از جای خود برداشته نشده است.

بعد از مشاهده این حال، صدای جمعیت به تکبیر بلند گردید و آن جوان پس از این کار از در مسجدالحرام خارج شد. من نیز به دنبال او رفتم و مردم را از جلوی خود دور می کردم و راه را باز می نمودم؛ به طوری که آنها گمان کردند دیوانه یا مریض هستم و راه را باز می نمودند.

چشم از آن جوان برنمی داشتم تا آن که از بین مردم به کناری رفت و با وجودی که من با سرعت راه می رفتم و ایشان با کمال تأنی حرکت می کرد، باز به او نمی رسیدم؛ تا به جایی رسید که جز من کسی نبود که او را بیند. توقف نمود و فرمود: چیزی را که همراه داری بیاور.

رقعه را به او دادم. بدون آن که آن را باز و نگاه کند، فرمود: به صاحب رقعه بگو، او در این بیماری فوت نمی کند؛ بلکه سی سال دیگر، از دنیا خواهد رفت. ابن هشام گفت: آنگاه چنان گریه ای بر من غلبه کرد که قادر بر حرکت کردن نبودم. جوان مرا به همان حال گذاشت و رفت، تا آن که از نظرم غایب شد.

ابوالقاسم بن قولویه می فرماید: ابن هشام بعد از مراجعت از حج، این واقعه را به من خبر داد.
ناقل اصل قضیه می گوید: پس از آن که سی سال از جریان گذشت؛ ابن قولویه مریض شد و در صدد تهیه کارهای آخرت خود بر آمد. وصیت نامه خود را نوشت و کفن خود را آماده کرد و محل قبر خود را معین نمود. به او گفتند: چرا از این بیماری می ترسی؟ امید داریم که خداوند تفضل کرده و تو را عافیت دهد. جواب داد: این همان سالی است، که خبر فوت مرا در آن داده اند. در آن سال و با همان مرض وفات کرد و به رحمت الهی رسید.


تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 | 0:13 | نویسنده : استاد |
آیت الله نوری همدانی تصريح كرد: سلطه دشمنان بر کشورهای مسلمان نتیجه فراموش شدن فرهنگ جهاد و شهادت طلبی در میان مسلمین است.

به گزارش خبرگزاری شبستان ازقم، آیت الله نوری همدانی ظهر امروز 25 آذر در دیدار با جمعی از افسران ارشد نیروهای مقاومت بسیج سراسر کشور تصریح کرد:سلطه دشمنان بر کشورهای مسلمان نتیجه فراموش شدن فرهنگ جهاد و شهادت طلبی است و پیروزی انقلاب اسلامی درایران احیاگر جهاد در میان مسلمین است.

آیت الله نوری همدانی در ادامه به ايمان به خدا اشاره كرد و گفت: ایمان به خداوند امر تحصیلی نیست و مومنین باید با دلایل عقلانی و منطق آفریدگار خود را بشناسند.

وی افزود: در قرآن مجید 150 آیه مربوط به خلقت و خداشناسی وجود دارد که بیانگر اهمیت شناخت و ایمان به خداوند یکتاست.

آیت الله نوری همدانی در ادامه حج را کنگره عظیم مسلمین جهان دانست و گفت: حجاج باید ضمن عمل به مناسک حج از مسائل جهان اسلام اطلاع یابند.

این مرجع تقلید درخصوص ایام حج گفت: حج یکی از عوامل تقویت اسلام درجهان است و مسلمین در این گردهمایی با شکوه هر سال قدرت خود را به دشمنان ثابت می کنند.

وی با اشاره به جمعیت یک میلیارد و نیمی مسلمانان در جهان اظهار داشت: مسلمانان باید در کنار عمل به مناسک حج با ایجاد ارتباط از اوضاع و مسائل مسلمانان دیگر کشورها آگاه شوند.

وی برائت از مشرکین را از ثمرات انقلاب اسلامی دانست و افزود: امام راحل(ره) بر لزوم شناخت مشرکین ابراز انزجار آنها در ایام حج تاکید داشتند.



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 | 23:45 | نویسنده : استاد |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.