نجوم | آپلود
کبوتران زمینی | گالری عکس
بازی آنلاین | قیمت طلا
کد لوگوهای سه گوشه

شهادت طلب | نایت ملودی
پزشکی | کرمان
پاپو | کبوتران زمینی
کد لوگوهای سه گوشه
گنجینه آفتاب

اصحاب و شاگردان امام محمد باقر"ع"

شرایط زمان (سستی پایه‏های حکومت امویان)، برای امام محمد باقر (ع) و نیز امام صادق (ع) زمینه‏ای را فراهم آورد که آنان به تأسیس حوزه‏های بزرگ درسی اقدام نمایند و عالمان و فقیهان بسیاری را پرورش دهند و بیشترین آرای فقهی، تفسیری و اخلاقی را در کتب فقهی و حدیثی از خویش بر جای گذارند .

این چنین است که فردی چون محمد بن مسلم می‏تواند سی هزار حدیث از امام باقر (ع ( [1] نقل کند. و شخصیتی چون جابر جعفی هفتاد هزار حدیث. [2]

در نزد عالمان امامیه، فقیه ترین فقیهان صدر اسلام شش نفرند که همه آنان از اصحاب امام باقر (ع) و امام صادق (ع) بوده‏اند. آنان عبارتند از: زرارة بن اعین، معروف بن خربوذ المکی، ابو بصیر الاسدی، فضیل بن یسار، محمد بن مسلم الطائفی و برید بن معاویة العجلی [3]

شیخ الطائفة، ابو جعفر محمد بن حسن طوسی در کتاب رجال خویش، اصحاب و شاگردان امام باقر (ع) را که از آن حضرت نقل حدیث کرده‏اند 462 مرد و دو زن دانسته است .

در میان اصحاب و شاگردان امام باقر (ع) برخی از نظر اعتبار و وثاقت مورد اتفاق اهل سنت و امامیه اند، و دسته‏ای به دلیل گرایشهای عمیق شیعی، در دایره ی رجال اهل سنت قرار نگرفته، بلکه تنها مورد اعتماد امامیه می‏باشند .

 *حجت‌الاسلام مجتبي فرجي از پژوهشگران مؤسسه دارالحديث در گفت‌وگو با خبرنگار آيين و انديشه فارس گفت: بر اساس نقل مشهور امام باقر (ع) در روز اول ماه رجب سال 57 هجري به دنيا آمده است.
وي افزود: از جمله القاب ايشان مي‌توان به باقر، هادي، امين و شاكر اشاره كرد. «ابوجعفر» نيز كنيه آن امام بزرگوار بوده است.
اين كارشناس علوم ديني با اشاره به لقب امام پنجم يعني «باقرالعلوم» اظهار داشت: امام باقر در جايگاه علمي و فقهي رفيعي در نزد انديشمندان عصر خويش برخوردار بود و سرآمد همه آنان محسوب مي‌شد. زندگي اين امام بزرگوار از دو منظر تربيت شاگردان و آثار بر جاي مانده از ايشان قابل بررسي است.
فرجي، كثرت علم و دانش امام باقر را مورد پذيرش تمام هم‌عصران آن امام بزرگوار بيان كرد و گفت: «قُتاده» ـ كه از علماي اهل سنت است ـ خطاب به امام مي‌گويد:‌ من در مقابل هيچ دانشمندي مثل تو لرزان و شكننده نبودم. همچنين عثمان ذهبي مي‌نويسد: ابوجعفر جامع علم و عمل، سيادت و شرف و متانت و وثاقت بود و به همين دليل شايستگي خلافت رسول الله را داشت.
وي تعداد شاگردان تربيت يافته در مكتب امام را بيش از 460 نفر عنوان كرد و ادامه داد: شيخ طوسي در كتاب رجال خود تعداد شاگردان امام باقر عليه‌السلام را تا 462 نفر برمي‌شمارد. هر يك از اين شاگردان، دانشمندان برجسته‌اي در عصر و زمان خويش محسوب مي‌شدند، به طوريكه جابربن جعفي از شاگردان حضرت در حدود 70 هزار حديث نقل كرده است. همچنين زراره و ابوبصير نيز از شاگردان مشهور امام هستند.
اين حديث‌پژوه معاصر، شاگردان و بهره‌مندان مكتب باقري را به شيعيان محدود ندانست و ابراز داشت: در بين شاگردان امام از مذاهب اربعه نيز حضور داشتند. افراد مشهور اهل تسنن مانند ابوحنيفه، مالك بن انس و شافعي به طور مستقيم يا غير مستقيم از محضر امام بهره برده‌اند.
فرجي با بيان اينكه امام باقر (ع) با تربيت شاگردان خويش قصد بيان و اجراي احكام واقعي دين را داشته است، اظهار داشت: از اهداف امام باقر (ع) در تأسيس جايگاه علمي و برگزاري كلاس‌هاي فقهي، مقابله و مبارزه با افكار انحرافي از جمله غُلات، جبريه و قدريه بوده است.
وي مبارزه با بدعت‌گذاران را نيز از هم كارهاي امام عنوان كرد و گفت: امام بيم ورود مباحث غير ديني با نام دين به جامعه را داشت. چرا كه در اين صورت سلامت جامعه از بين مي‌رود.
اين كارشناس علوم حديث، ايجاد پايگاه‌هاي فكري و فرهنگي براي تمام اقشار جامعه را از دغدغه‌هاي امام باقر (ع) عنوان كرد و گفت: امام "ع"در صدد ايجاد وحدت همگاني بود و براي تحقق اين مهم در بسياري از موارد به تقيه متوسّل مي‌شد

 


[1] بحار 11/83 .

[2] اعیان الشیعة 4 ق، 2/28، ائمتنا 1/332.

[3] مناقب، ابن شهر آشوب 4/ 211



تاريخ : چهارشنبه سی ام دی 1388 | 5:17 | نویسنده : رضا |
*" صحیفه کامله سجادیه "اثر جاودانه حضرت زین العابدین علیه السلام، یکی از جامع‌ترین و ارزنده‌ترین منابع فرهنگی ناب اسلامی است که در میان آثار به‌جا مانده از این امام از همه مهمتر است.
این کتاب شریف که دومین کتابی است که در صدر اسلام تدوین شده است.
از جهت اهمیت پس از قرآن و نهج البلاغه قرار دارد و « اخت القران » (خواهر قرآن) ، « زبور آل محمد »

و « انجیل اهل بیت"ع" » لقب گرفته است.

انتساب صحیفه سجادیه به حضرت زین العابدین علیه السلام مورد قبول تمام علمای اسلام از همه‌ی فرقه‌هاست و هیچکس در این باره تردیدی ندارد. بسیاری از علما این مجموعه ارزشمند را از جمله متواترات دانسته‌اند که کمترین نیازی به بررسی صحت و سقم سند آن نیست.

با توجه به جایگاه والای صحیفه سجادیه، این « زبور آل محمد "ص"» که به «اخت القرآن» (خواهر قرآن) هم ملقب شده است، و انبوه حقایق و معارفی که در آن موجود است، سال‌های زیادی است که علمای بزرگ و اندیشمندان فرهیخته شرح و تفسیر‌های متعددی بر آن نوشته‌اند که تعدادشان از شصت تجاوز می‌کند.
یکی از بهترین این تفاسیر مربوط به حکیم و فقیه و ادیب بزرگ، مرحوم سید علی‌خان کبیر مدنی شیرازی به نام «ریاض السالکین» است؛ و غیر از او، محققینی همچون ملا محمد محسن فیض کاشانی و شیخ بهاء الدین عاملی و میرداماد و مرحوم علامه مجلسی نیز بر صحیفه شرح نوشته‌اند.

بنا بر روایت جعفر بن محمد حسنی، اصل صحیفه‌ی سجادیه مشتمل بر هفتاد و پنج دعاست. متوکل بن هارون که این کتاب را گردآوری کرده معتقد است یازده فقره دعا از اصل دعاها مفقود شده؛ و به همین دلیل شصت و چهار دعا را روایت کرده است.
در روایت محمد بن احمد بن مسلم مطهری فقط پنجاه و چهار دعا چنانکه امروزه هم از صحیفه می‌بینیم موجود است. بنابراین از اصل صحیفه بیست و یک دعا افتاده است و در حال حاضر آنچه از صحیفه کامله سجادیه باقی مانده است، همین 54 دعاست.

برای آشنایی با این اقیانوس معارف اسلامی باید موضوعات زیر را مورد بررسی قرار داد:


منابع:

  • الذریعه، ‌ج 13، ‌امام شناسی جلد 15، ‌ص 40
  • امام شناسی، ‌ج 15، ص 53، ص101


تاريخ : دوشنبه بیست و یکم دی 1388 | 0:23 | نویسنده : رضا |

ایام البیض به چه روزهائی اطلاق میشود؟روزهای(سیزده/چهارده/پانزده)هرماه قمری

مساجدومکانهای چهارگانه که نمازمسافر در آنها چه قصر وچه تمام صحیح است؟

الف)مسجد الحرام

ب)مسجد النبی"ص"

ج)مسجدمسجد کوفه

د)حرم امام حسین"ع" درکربلا

ماههای حرام درسال قمری کدامند؟محرم/صفر/ ذی القعده/ذی الحجه

پیامبران اولو العزم کدامند؟ حضرت نوح"ع"/حضرت ابراهیم"ع"/حضرت موسی"ع"/حضرت عیسی"ع"/حضرت محمد"ص

واجب نماز(ارکان) چند چیزند؟نیت/تکبیره الاحرام/قیام/رکوع/سجود

واجبات نماز(غیررکن)چند چیزند؟قرائت/ذکر/تشهد/سلام/ترتیب/موالات

کتابی که مجموعه سخنان واحادیث پیامبر اسلام"ص" راشامل میشود؟ نهج الفصاحه

کتابی که مجموعه سخنان واحادیث امام علی"ع" راشامل میشود؟ نهج البلاغه

کتابی که مجموعه ادعیه و مناجاتهای امام چهارم زین العابدین"ع" راشامل میشود؟ صحیفه سجادیه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



تاريخ : جمعه هجدهم دی 1388 | 23:10 | نویسنده : رضا |

اولینها پیرامون اصحاب پیامبر اسلام "ص" وائمه معصومین"ع"

*اولین کسی که به اسلام ایمان آورد؟ حضرت علی"ع"

*اولین زنی که به اسلام ایمان آورد؟ حضرت خدیجه"س"

*اولین مردی که درصدر اسلام به شهادت رسید؟یاسر

*اولین زنی که درصدر اسلام به شهادت رسید؟ سمیه

*اولین کسی که از اهلبیت به شهادت رسید؟ محسن

*اولین کسی که درمحراب به شهادت رسید؟ حضرت علی"ع"

*اولین کسی که لقب سید الشهداء گرفت؟حضرت حمزه"ع"

*اولین زن شهیدی که وارد بهشت میشود؟ حضرت فاطمه زهرا"س"

*اولین مرد شهیدی که وارد بهشت میشود؟ حضرت علی"ع"

*اولین امامی که بدست یک زن به شهادت رسید؟ امام حسن"ع"

*اولین شهید انصار درجنگ بدر که بود؟حارثه بن سراقه

*اولین شهید سپاه اسلام درجنگ احد که بود؟ابو عبدالله بن عمرو

*اولین شهید ازاصحاب امام علی"ع" درجنگ نهروان که بود؟یزید بن نویره

*اولین شهید ازاصحاب امام علی"ع" درجنگ صفین که بود؟ابوسفاح الجبلی

*اولین شهید از خاندان اهل البیت"ع" در کربلاکه بود؟ حضرت علی اکبر(ع)

*اولین شهیدی که زبانش درراه اسلام بریده وجسدش به نخل آویخته شد؟میثم تمار

*اولین شهید زن در واقعه کربلا که بود؟هانیه ام وهب

*اولین امامی که در زندان به شهادت رسید؟ امام موسی کاظم(ع)

...............................................................



تاريخ : جمعه هجدهم دی 1388 | 23:8 | نویسنده : رضا |

 

*اولین پیامبری که زمین راشخم زد؟ حضرت آدم"ع"

*اولین پیامبری که خانه خدا"کعبه" راساخت؟حضرت آدم"ع"

*اولین پیامبری که درخت خرما کاشت؟ انوش بن شیث بن آدم"ع"

*اولین پیامبری که که خیاطی کرد؟حضرت ادریس"ع"

*اولین پیامبری که خط نوشت؟حضرت ادریس"ع"

*اولین پیامبری که مورد اذیت وآزار قوم خویش قرارگرفت؟حضرت نوح"ع"

*اولین پیامبری که از "سگ" برای حفاظت ونگهبانی استفاده کرد؟حضرت نوح"ع"

*اولین پیامبری که به حضرت ابراهیم(ع) ایمان آورد؟ حضرت لوط"ع"

*اولین پیامبری که تیر وکمان ساخت؟حضرت ابراهیم"ع"

*اولین پیامبری که که حجت وبرهان درعوت خود اقامه کرد؟حضرت ابراهیم"ع"

*اولین پیامبری که درراه خدامهاجرت کرد وباشمشیرجنگید؟حضرت ابراهیم"ع"

*اولین پیامبری که برمنبررفت وخطبه خواند؟حضرت ابراهیم"ع"

*اولین پیامبری که برای خانه خدا"کعبه" پرده بافت وبه آن اویخت؟حضرت اسماعیل"ع"

*اولین پیامبری که که ازشدت گریه نابینا شد؟ حضرت یعقوب"ع"

*اولین پیامبری که علم تعبیرخواب بیاموخت؟حضرت یوسف"ع"

*اولین پیامبری که پیمانه وترازو ساخت؟حضرت شعیب"ع"

*اولین پیامبری که زره بافت ودرجنگ بکاربرد؟حضرت داوود"ع"

*اولین پیامبری که علم منطق الطیر(زبان پرندگان)ازخداوند به اورسید؟حضرت داوود"ع"

*اولین پیامبری که علم قضاوت به اوعطا شد؟حضرت داوود"ع"

*اولین پیامبری که آهن دردستش نرم شد؟حضرت داوود"ع"

*اولین پیامبری که بیت المقدس رابنا نهاد؟ حضرت سلیمان"ع"

*اولین پیامبری که به سلطنت وحکومت رسید؟حضرت سلیمان"ع"

*اولین پیامبری که هرگز ازدواج نکرد؟حضرت یحیی"ع"

*اولین پیامبری که نام او قبل ازتولد بشارت داده شد؟حضرت یحیی"ع"

*اولین پیامبری که درکودکی به پیامبری نائل شد؟حضرت یحیی"ع"

 

 

 

 



تاريخ : پنجشنبه هفدهم دی 1388 | 22:34 | نویسنده : رضا |

حضرت زینب(س)پاسدار بزرگ ارزشها

 


زنی که نمی خواهد در حماقت و جهل زندگی کند و تسلیم دنیاپرستان شود، چگونه زیستن را از کجا و چه کسی بیاموزد؟ در این دنیای پرتلاطم مادی و زرق و برق های پرجاذبه و فریبنده که ممکن است هر دین داری را به سوی خود بکشاند آیا راهی برای خود ساختن و صحیح زیستن وجود دارد؟

آیا در مذهب و فرهنگ ما زن می تواند بینشی اصیل، مستقل و مناسب با طبیعت فطری خود داشته باشد، تا بازیچه مغرضان، استعمارگران و هوسرانان دنیای مادی نشود؟ برای به دست آوردن پاسخ باید به سراغ قرآن و تاریخ اسلام رفت.

قرآن کریم زنانی را معرفی می کند که به خودسازی و زندگی پاکیزه دست یافته اند مانند آسیه (همسر فرعون) و مریم مادر مسیح. در تاریخ اسلام نیز افرادی این راه را پیموده و به ما آموخته اند که چگونه باشیم و چگونه زندگی کنیم. آنها زندگان تاریخ اند.

در این مقاله به برخی از صفات یکی از آن بانوان، حضرت زینب سلام الله علیها اشاره می کنیم و گوشه هایی از زندگی درخشان آن بانو را به نظاره می نشینیم.

محیط تربیتی خانه علی(ع)

اولین محیط تربیتی هر انسان خانه اوست خانواده زینب; پدر و مادر او نمونه های کامل انسانیت هستند; علی(ع) تا زمانی که زنده بود ذره ای غیر از حلال نخورد و برای غذای خود به نان جو خشکی همراه با شیر اکتفا می کرد. آخرت را بر آسایش و راحتی زندگانی دنیا ترجیح می داد و اگر در مقابل دو کار الهی قرار می گرفت کار سخت تر را انتخاب می کرد. خود آب از چاه می کشید و هیزم برای آتش می آورد. علی(ع) همیشه خوشرو و متبسم، متواضع و فروتن بود. بسیار ساده مانند بردگان می نشست و غذا می خورد. در عبادت بی نظیر بود. در هر شبانه روز ای بسا هزار رکعت نماز می خواند. کانون خانواده اش سراسر ایثار، محبت و تعاون بود.

مادر زینب یعنی فاطمه زهرا(س) نیز الگوی فضایل و در تربیت فرزندانش بسیار کوشا بود. تمام کارهای خانه را خود انجام می داد. گندم آرد می کرد و آرد را خمیر می نمود و نان می پخت و لباس وصله می زد. شبهای جمعه تا صبح در حالت رکوع و سجده به سر می برد و جز برای دیگران برای خود هیچ دعا نمی کرد. در اثر کار زیاد بدنش رنجور شد، تا آنجا که علی(ع) فرمود: در پی آب کشیدن از چاه اثر آن بر سینه زهرا باقی ماند و در اثر آرد کردن با آسیاب دست هایش پینه بست و در اثر نظافت و پخت و پز لباسش پیوسته گردآلود بود. در سخن گفتن از راستگوترین افراد بود.

این خانواده بهترین الگو برای احترام متقابل نسبت به یکدیگر است، احترام به همسر یکی از اصول زندگی خانه آنهاست، علی(ع) می فرماید: «به خدا قسم من هیچ زمان فاطمه را خشمناک نکردم و او را بر کاری اجبار ننمودم تا اینکه از دنیا رحلت کرد و همچنین هیچ گاه فاطمه مرا خشمناک نکرد و از من نافرمانی ننمود و هر وقت به او نگاه می کردم غم ها از وجودم رخت برمی بست.»

انفاق این خانواده سرمشق زندگی همگان است، زیرا پناهگاه یتیمان، فقیران و بردگان بوده و از کوچک تا بزرگ ایشان حتی غذای خود را برای خدا از خویش دریغ می داشتند و به نیازمند می دادند. (آیات 7 تا 11 سوره «هل اتی » بیان کننده روحیه جود و بخشش این خانواده است.)

فرزندان این خانواده که از جمله آنها «زینب » است، از مکارم اخلاق این پدر و مادر بهره ها گرفته اند; در دانش، زهد، صبر، عفت، حضور در صحنه های سیاسی.

از روایات و اخبار استفاده می شود که بخشی از علوم بانوزینب سلام الله علیها از جانب پروردگار به او افاضه شده بود.

زینب در چنین خانواده و محیطی بزرگ شد. او نزد بهترین آموزگاران بشریت تربیت یافت.

دانشی از سوی خدا

از روایات و اخبار استفاده می شود که بخشی از علوم بانو زینب سلام الله علیها از جانب پروردگار به او افاضه شده بود. امام سجاد(ع) در خطابی به عمه اش زینب فرموده است: «انت بحمدالله عالمة غیر معلمه و فهمه غیر مفهمه » تو بحمدالله دانشمندی معلم ندیده هستی و دارای درک و فهمی هستی که ذاتی تواست.

او «مفسر قرآن » بوده است و در ایامی که علی(ع) در کوفه حضور داشت این بانوی بزرگ مجلسی در منزل خود داشته و برای زنان تفسیر قرآن بیان می فرموده است. در یکی از روزها بیان تفسیر «کهیعص » را می فرمود. در آن میان امیرمؤمنان(ع) وارد شد و فرمود: ای نور دیده! شنیدم که تفسیر کهیعص را برای زنان بیان می نمودی. عرض کرد: بلی فدایت شوم! فرمود: ای نور دیده! این رمزی است در مصیبتی که پس از این بر شما عترت پیغمبر، وارد می شود پس برخی از آن مصایب را برایش برشمرد تا جایی که گریه آن مظلومه بلند شد.

گواه دیگر بر دانش انبوه آن بانو خطبه هایی است که در کوفه و شام ایراد کرده است و دانشمندان زیادی آنها را ترجمه و شرح کرده اند. این خطبه ها نشان دهنده تسلط علمی آن بانو در علوم اسلامی بویژه قرآن کریم بوده است. آیاتی که او در این خطبه ها مطرح کرده است جواب دهنده شبهات بسیاری در زمینه های اعتقادی و غیر آن است.

حضرت زینب در خطبه های خود نشان داده که به معارف قرآن کاملا آشنا بوده است. اگر کسی به آیات قرآن معرفتی جامع نداشته باشد چگونه می تواند هر آیه ای را برای استدلال مخصوص به گونه ای که دشمن را محکوم کند، به کار برد.

آری، تنها غواص ماهر دریای قرآن و حقایق آن می تواند حامل پیام امامت ودیعه دار اسرار الهی باشد. او در زمان بیماری امام سجاد(ع) از جانب امام حسین(ع) نیابت خاصی برای مراجعات و رفع مشکلات مذهبی مردم داشته است و مردم نیز در امور حلال و حرام به زینب سلام الله علیها مراجعه می کردند تا زمانی که امام سجاد(ع) از بیماری شفا پیداکرد.

شاهد دیگر بر مقام علمی او روایاتی است که آن محدثه نقل کرده است، از جمله آنها، خطبه مادرش فاطمه(س) در مسجد مدینه است. و حدیث «ام ایمن » پیرامون حوادثی که در آینده در کربلا به وقوع خواهد پیوست.

در محضر خدا

چنانکه نوشته اند آن بانوی پاک در همه عمر هیچ گاه نمازهای نافله را ترک نکرده است. امام سجاد(ع) فرمود: «عمه ام زینب در مسیر کوفه تا شام نمازهای واجب و مستحب را به جا می آورد و در بعضی جاها به علت گرسنگی و تشنگی زیاد نمازش را نشسته می خواند.»

از آنجا که امام حسین(ع)، از عبادت های خواهرش زینب کاملا مطلع بود می دانست که او نزد پروردگار خود مقام استجابت دعا دارد در آخرین وداع به وی می فرماید: «یا اختاه لا تنسینی فی نافلة اللیل »: ای خواهرم! مرا در نمازهای شبت فراموش نکن.

مراتب عرفانی حضرت زینب با مقام امامت چندان فاصله ای ندارد. او مانند مادرش زهرا چنان در عبادت کوشا بود که پاهای مبارکش متورم شد.

نشان داد که تفاوتی بین زن و مرد برای رسیدن به عبودیت پروردگار نیست و ملاک و امتیاز انسان نزد خداوند مذکر و مؤنث بودن نیست.

قرآن می فرماید:«من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاة طیبة و لنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون »: هر کس عمل صالحی انجام دهد - مرد باشد یا زن - در صورتی که ایمان داشته باشد ما حتما به او زندگی پاکیزه روزی گردانیم و بهتر از آنچه عمل کرده اند به آنها پاداش می دهیم.

در آیینه زهد

زاهد آن فقیری نیست که به دلیل ناتوانی خویش دنیا را نخواهد بلکه کسی است که با وجود ثروت و امکانات، به زر و زیور دنیا دلبسته نباشد. زینب پاک در دامن مادری تربیت شد که پوست گوسفند فرش خانه اش بود و پدر بزرگوارش بارها کفش خود را پینه می زد و در زمان خلافت هرگز دو خورشت یکجا مصرف نکرد.

همسرش «عبدالله بن جعفر» از نیکان زمان و ثروتمندان آن عصر بود و در جود و بخشش مشهور به «ابوالمساکین » است.با این حال زینب سلام الله علیها برای خود هیچ اندوخته نداشت و با دست خالی به کربلا به اسارت رفت و بازگشت. امام سجاد(ع) فرمود: «زینب سلام الله علیها در زندگانی خود برای آینده اش هیچ چیز ذخیره نکرد.»

او هجرت و شرکت در حماسه کربلا و اسارت را بر ماندن در مدینه و زندگی در کنار شوهر و داشتن کنیزان و غلامان ترجیح داد و فریفته خوشی چند روزه دنیا نشد و نام خود را در کنار امام حسین(ع) ثبت کرد، آگاهی داشتن آن بانو از حوادث کربلا، شهادت برادرش و اسارت خود، بر عظمت این زهد می افزاید.

وی دو فرزند خود را نیز به کربلا برد و آنها به شهادت رسیدند. با اینکه علاقه مادر نسبت به فرزند امری ذاتی و فطری است وقتی که آن دو به شهادت رسیدند برای اینکه در صبر و ایمان او خللی پیدا نشود برای دیدن دو فرزند شهیدش از خیمه ها بیرون نیامد.

او به زنان مسلمان آموخت به جای نظاره و تقلید زندگی دیگران و توجه به زیورهای دنیا و دل بستن به آنها باید دنیا را وسیله رسیدن به آخرت دانست و زخارف دنیا انسان را ابدی نمی کند و آنچه به انسان حیات جاوید می بخشد تکیه به معنویت است.

مقام تسلیم و رضا

1. از ارزشهای اخلاقی برای کمال ایمان و شرافت انسان، راضی بودن به قضای الهی و تسلیم محض بودن در مقابل شداید، بلاها و گرفتاریهای ناخواسته زندگی است. «احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتنون - و لقد فتنا الذین من قبلهم...»: آیا مردم می پندارند همینکه گفتند ما ایمان آورده ایم رهایشان کنند و امتحان نخواهند شد! (هرگز چنین نیست) و ما امتهای پیشین را همه امتحان و آزمایش کردیم.»

تمام پیامبران مورد آزمایش و امتحان الهی قرار گرفتند اما امتحان همه یکسان نبود، برخی سخت تر و برخی ساده تر بود.

بسیاری از این آزمایش ها موفق بیرون نمی آیند و درجه ای هم نمی گیرند اما زینب سلام الله علیها از این آزمایش سربلند بیرون آمد. او نسبت به دین الهی سخن ناسزا بر زبان نراند و پس از مادرش بالاترین افتخار برای زنان مسلمان شد.

این پیام رضایت و تسلیم در مقابل حوادث از سوی امام حسین(ع) آن «نفس مطمئنه ای » که ندای «ارجعی » را با مقام بلند «راضیة مرضیة » لبیک گفته است در روز عاشورا به زینب واگذار شد.

ابن زیاد به حضرت زینب سلام الله علیها می گوید: «کیف رایت صنع الله باخیک و اهل بیتک »: معامله خدا را با برادرت حسین و اهل بیتت چگونه دیدی؟

زینب جواب می دهد: «ما رایت الا جمیلا» جز زیبایی چیزی ندیدم.

یعنی او نه تنها راضی به شهادت بوده است بلکه بر این خون و نبرد شجاعانه مباهات می کند زیرا فرجام آن را زیبا می بیند. کسی که خون و شهادت و سر از تن جدا شدن و بر بالای نیزه رفتن را «زیبا» می بیند سربلند همیشه روزگار است. وی علیت این زیبایی را چنین بیان می کند: «اینها از آن انسانهایی هستند که خداوند کشته شدن را بر پیشانی آنها ثبت کرده است و اکنون به سوی جایگاههای حقیقی خود رفته اند.»

آری، وی با این همه رنج ها و بلاها نه تنها روحیه خود را نباخت بلکه به مقام خشنودی رسید. این فرهنگ زینبیان است که از کار پاکیزه خود پشیمان و ناراضی نیستند.

صبر و استقامت

به فرموده رسول گرامی اسلام صابر حقیقی کسی است که بر مصیبت، طاعت و معصیت صبر بورزد و زینب در این سه در درجه بالایی قرار داشت. عبادات آن بانو بهترین نشانه صبر بر اطاعت ایشان است و کسی که بر ترک گناه شکیبا نباشد لیاقت حمل پرچم کربلا را بعد از برادرش ندارد.

اما صبر بر مصیبت، راستی چه زنی به اندازه زینب مصیبت، رنج و اندوه دیده است. این زن قهرمان شاهد رنجهای مادرش زهرا(س) و پدرش علی(ع) بوده است.

شاهد شهادت مادرش و فرق شکافته پدر، شهادت برادرش حسن مجتبی و بیرون ریختن جگر او، شهادت برادرش حسین و چهار یا پنج برادر دیگرش، دو فرزند خود و فرزندان برادرش حسن و حسین که مجموع شهدای این خانواده 18 نفر می باشند.

او خود به اسارت رفته است و گرسنگی، تشنگی، آوارگی و سرگردانی در بیابانها و .. را تحمل کرده است.

اینها بخشی از مصیبتهای زینب است و به همین علت او را «ام المصائب » نامیده اند. براستی اگر این رنج ها بر قامت کوهی بلند فرو می ریخت خم می گشت و اگر بر روز روشن بار می شد به شب تار تبدیل می گشت.

زینب در صبر بی نظیر است. او از پیامبران اولوالعزم بویژه پیامبر خاتم صبر را به ارث برده است، قرآن پیامبر را چنین دعوت به صبر می کند: «فاصبر کما صبر اولواالعزم من الرسل »او صبر را از برادرش آموخت . حسین(ع) همه را از صبر خود به شگفتی درآورد: «لقد عجبت من صبرک ملائکة السماء» از صبرش نه تنها انسانها بلکه فرشتگان نیز که بر کرده صابران عالم آگاهند به شگفت آمدند.

امام سجاد(ع) می فرماید: «وقتی ما واردگودال قتلگاه شدیم و چشم من به بدنهای قطعه قطعه پدرم و یاوران او افتاد سینه ام دچار تنگی شد و حالتی به من دست داد که نزدیک بود روح از بدنم پرواز کند. در این حال عمه ام زینب وقتی نگرانی مرا دید، گفت: «مالی اراک تجود بنفسک؟»: ای یادگار جد و پدر و برادرانم، این چه حالی است که در تو مشاهده می کنم؟ چرا با جان خود بازی می کنی؟ غمگین مباش و بیتابی مکن! به خدا سوگند این پیمان رسول خداست با جد و پدر و عموی تو.»

شجاعت زینب

شجاع تنها آن نیست که در میدانهای جنگ دلیران بجنگد و ترسی به دل راه ندهد. چه، ای بسا همین شخص اگر بلاهای بزرگی به او برسد تحمل خود را از دست دهد. و اگر هوای نفس بر او غلبه کند چیره وی شود. همان طور که پیامبر اکرم(ص) فرموده است شجاعترین مردم کسی است که بر هوای نفس خود غالب شود. مؤمن به کسی گویند که همانند کوه استوار است و حوادث روزگار ایمان او را سست نمی کند.

زینب کبری سلام الله علیها در حادثه کربلا نه تنها ایمانش ضعیف نشد بلکه با تکیه به خداوند هر روز بر عزت و شوکتش افزوده می گشت. دلاوری زینب، پس از حادثه کربلا تجلی می کند. در زمانی شجاعت خود را بروز می دهد که حکومت جلاد و ظالم بنی امیه مهر خاموشی بر دهان همه زده است. تا زمان حسین(ع) تنها او بود که قدرت مقابله با طاغوت زمان را داشت اما بعد از امام حسین(ع) کسی جرات مبارزه علنی و افشاگری با آن حکومت را نداشت. در چنین زمانی که خفقان کامل حکمفرما بود تنها زینب حافظ آیین خدا روی زمین و مصداق روشن آمر به معروف و ناهی از منکر، افشاگر مفاسد حاکمان جور، پاسدار آیین محمد و خون حسین و یاران او شد.

وی در دو مجلس کوفه و شام این قدرت را به نمایش گذاشت. با بی اعتنایی وارد مجلس ابن زیاد شد. ابن زیاد پرسید این زن کسیت؟ زینب جوابی به او نداد. پس وی برای تحقیر حضرت گفت: «ستایش خدای را که شما را رسوا کرد و شما را کشت و سخنهای دروغتان را نمایان کرد.»

اما پاسدار خون حسین به او چنین فرمود: «ستایش خدای را که ما را با پیامبری چون محمد(ص) گرامی داشت. بدان که فاسق رسوا شد و دروغگو انسان نابکار است که آن هم غیر از ما (خاندان نبوت) است.»، یعنی شمایید فاسق و فاجر.

این سخن رویارو در حضور نماینده یک حاکم ظالم است، اما زینب در حضور خود ظالم یعنی یزید با عزت و قوت قلب بیشتر وارد مبارزه می شود:

ای یزید! سلطنت، انسانیت تو را از بین برده است.

تو اهل عذاب آخرت هستی.

تو کسی نبوده ای «یابن الطلقاء»; آزاد شده جد من رسول خدایی.

نفرین ها بر تو باد.

ارزش تو را بسیار پست و ناچیز می دانم، تو را سرزنشها و نکوهشهای بسیار و کوبنده می نمایم.

تو با دین رسول خدا مبارزه می کنی اما بدان اگر تمام تلاشهایت را به کارگیری دین ما از بین نمی رود و تا ابد باقی خواهد ماند. اما تو نابود خواهی شد.

این شجاعت زینب چنان یزید سرمست را به ذلت کشاند که او را پشیمان نمود و مردم نیز چهره پلید یزید را به خوبی شناختند. «یزید را دشنام دادند و لعن کردند و به اهل بیت علیهم السلام روی نمودند و یزید آگاه شد، خواست خویش را از خون آن حضرت تبرئه نماید نسبت قتل را به «ابن زیاد» داد و او را نفرین کرد و بر کشتن آن حضرت اظهار پشیمانی نمود ...»

سرچشمه این قدرت زینب، ایمان به خداست و انسان مؤمن همیشه دارای عزت و شوکت بوده، ذلت در او راه ندارد: «فلله العزة و لرسوله و للمؤمنین ».

این در حالی است که زینب سلام الله علیها عاطفه، رقت و گریه خود در پی داغ های بسیار سنگین را در سینه خفه کرده است و این گونه بر یزید می تازد.

پس چرا گریه؟

با چنین حال، وی در جاهای متعدد گریه کرده و همه را نیز به گریه انداخته است. چه اینکه گریه با شجاعت و استقامت منافاتی ندارد. او همان طور که با شجاعت و صبر و استقامت، مقام خویش را بالا برد با گریه بر سیدالشهدا و شهیدان خود در حماسه آنان و حفظ خون ایشان، جایگاه آنها را ارج نهاد. آری گریه بر سیدالشهدا برای زینب پلکان عروج و آرام جان اوست و برای ما وسیله آمرزش گناهان است.»

دیگر این که انسان هر چه مقامات معنوی بالایی داشته باشد اما چون دارای جسم و جان انسانی است. از عاطفه، رقت و محبت بیشتری برخوردار است. کسی که چنین عزادار است عاطفه اش تحرک دارد و باید بر عزیز از دست رفته اش بیشتر اشک بریزد، همان طور که فاطمه زهرا(س) بر پدرش و امام صادق(ع) بر فرزندش گریستند.

پرستار یادگاران

در عظمت او همین بس که حضرتش مدتی از عمر خود را پرستار یادگاران آخرین برگزیده خدا بوده است. کودکان بی سرپرست و بیماری که وی عهده دار تیمار آنان بود نیاز شدید به عطوفت، محبت و سرپرستی وی داشتند. پس از واقعه کربلا، حضرت سجاد(ع) سخت مریض و کودکان بی سرپرست و یتیم شده بودند و از نظر غذا، آب و امکانات در مضیقه قرار داشتند و در این حال یک پرستار و سرپرست قوی نیاز داشتند و آن حضرت زینب سلام الله علیها بود.

امام سجاد فرمود: «من در آن شبی که پدرم فردای آن کشته شد نشسته بودم و عمه ام زینب نزد من بود و از من پرستاری می کرد.»

در جای دیگر فرمود: «در سفر اسارت از کوفه تا شام مشاهده کردم عمه ام زینب گاهی غذای خود را بین کودکان تقسیم می نمود و خود از شدت گرسنگی و ضعف نماز شب را نشسته می خواند.»

در بین راه شام در یکی از منازل کودکی از شتر می افتد، فریاد می کند «یا عمتاه »! چون حضرت به کمک وی می شتابد بچه را در زیر دست و پای شتر کشته می بیند.

هنر یک پرستار این نیست که بالای سر بیمار باشد بلکه باید خود را جای او قرار دهد و بگوید گرسنگی او گرسنگی من و درد او درد من و ناله های او ناله های من است. و زینب در تیمار خود چنین بود.

هنرآفرین عصر

هنر روشهای ویژه و شیوه های پیرایش شده حرکت انسان است. در هر امری اگر انسان با روش خاص حرکت کرده و به آن نظم دهد تا به نتیجه مطلوب و نهایی برسد، این هنرمندی است.

زینب سلام الله علیها در سفر آسمانی خود با سه خطر بزرگ مواجه بوده است: یکی از بین رفتن و توجیه کردن خون سیدالشهدا از طرف دشمنان، دیگری ادامه خلافت غاصبانه و سوم حفظ امانتهایی که به او سپرده شده بود. او باید ودیعه امامت را که از جانب برادرش حسین به او واگذار شده صحیح و سالم به صاحبش تحویل دهد و دیگر اینکه جان کودکان، دختران و بیمار عزیزیش علی بن الحسین(ع) را به قیمت جان خود حفظ کند.

او چه شیوه ای برگزیند تا این سه خطر را دفع کند؟

با الهام از فکر بلند و ایمان قوی دو شیوه حساس و مهم را انتخاب می کند: یکی حضور در صحنه مبارزه، سیاست و اجتماع مخوف آن زمان و دیگری شیوه تبلیغ در زمان اسارت.

1- حضور زینب در صحنه اجتماع

سیاست در نگاه او اداره جامعه بر اساس عدل است نه فریب کاری. حضور زینب در صحنه های سیاسی از کوفه تا شام و از شام تا مدینه در پی از دست دادن یک برادر یا به خاطر چند عزیز نیست بلکه از دیدگاه زینب مساله اسلام و کفر، ایمان و نفاق و اصل خلافت مطرح است.

حرکت زینب مفهوم گسترده ای دارد و در اعماق خود تصمیم راسخی را نشان می دهد که بر آن است تا حکومتی بناحق غصب شده را بازستاند و امتی را که به جاهلیت گذشته خود باز گشته به راه اعتدال آورد.

در کوفه مردم را متوجه اصل امامت کرده، در مجلس ابن زیاد، این جنایتکار را محکوم می کند، خشم این ظالم تحریک می شود تصمیم به قتل امام زین العابدین(ع) می گیرد، اما زینب خود راسپر قرار داده، می فرماید: «اگر تصمیم بر قتل او داری باید از جسد من بگذری و اول مرا بکشی.»

در شام و مدینه نیز مردم را علیه حکومت وقت می شوراند و مردم با فرستادن نفرین ها و حرکتهای مبارزاتی مخفیانه متاثر می شوند و زینب در هر فرصتی وضعیت خلافت را به تصویر می کشد و مفاسد را افشاگری می کند.

بنابراین حضور زینب در صحنه سیاست یعنی تحکیم اسلام در جامعه که این مساله هم به دوش مرد است و هم مربوط به زن، جز آنکه هر وجودی چون دارای ظرفیتی خاص است شیوه خاص نیز باید طی کند. زن از دیدگاه اسلام آنجا که لازم شود باید در جامعه حضور داشته باشد، اما با شرایط ویژه خود; حفظ عفت، ایمان، خود نباختن در برابر هر اجنبی، دفاع از حق، عدالت و ولایت.

2- تبلیغ در زمان اسارت

در زمان اسارتش او تبلیع را یک وظیفه الهی می دانست. با فصاحت و بلاغت موروثی، علم ذاتی، شجاعتی علی وار، با اینکه در بند است اما شمشیر برنده و گویای خود را برهنه کرده، آن را با تمام وجودش علیه تمام اقتدار یک حکومت طاغوتی فرود می آورد.

این قهرمان بزرگ تاریخ برای کاری سترگ بپا خاست بی آنکه کمترین تردیدی به خاطرش راه یابد یا از آن وقعیت خطرخیز بهراسد.

او در کوفه با مشاهده مردمی فریبکار در اوج استعداد و قله توانایی و در اجرای طرح و شیوه دفاعی خود در نهایت پایداری و ثبات قدم، قرار می گیرد. پای نهادن در چنین راهی برای زن، به علت ضعف طبیعتش و فراوانی دردها و رنجهایش نه تنها آسان نیست بلکه علاوه بر همت و شجاعت، قدرت ادبی، فصاحت بیان و قوه خلاقه ای می طلبید تا کلمات را بتمامی از معانی انقلابی و اعتقادی پربار سازد. و مهارت هنرآفرینی نیاز است که حقایق و درد و رنجها را تصویر و وضع موجود را نقد و ترسیم، و حسین و یزید دو چهره متضاد را معرفی کند.

در رویارویی با «ابن زیاد» و «یزید» در کوفه و شام در اطرافش زنان چندی از نزدیکان و خویشان او مانند ستارگان پراکنده بر صفوفی نامنظم گرد آمده بودند که همه آنها جوانب این مبارزه را اندیشیده، آماده پیکار بودند.

گویی زینب در آن لحظه برای رویارویی با دشواریها، قلب «امام حسین » را به عاریت گرفته بود. حاضر شدن در کنار ظالمانی که کوههای سرکش را به هراس می انداخت و انسانهای زیادی را مرعوب می نمود و مردم آن روز رنگ پریده با ترس و هراس جرات خود را از دست داده بودند کاری بس دشوار می نمود. اما زینب هر چند قلبش پردرد، خاطرش مکدر و تنش ناتوان به نظر می رسد اما در عمق وجود ژرفای اندیشه دوربینش صبح شادی و بهجت دمیده و اطمینان خاطری می یابد و این اطمینان خاطر از آن نظر است که پیروزی واقعی را در برابر چشم، مجسم می بیند.

زینب با فصاحت و بلاغتی تمام رسالت خود را اداء می نماید، به گونه ای که «ابن زیاد» اقرار به فصاحت و بلاغت این بانوی سخنور می کند و پس از سخنان زینب می گوید: «این زنی است که سخن به سجع و قافیه گوید و به جان خودم همانا پدرش سخن به سجع می گفت و شاعر بود.»

در مجلس یزید چنان فصاحت و بلاغت سر داده، جنایات یزید را بر حاضران در مجلس آشکار نمود که یزید خویشتن را حیران دید و مجلسی را که برای افتخار خود تنظیم کرده بود موجب رسوایی و افتضاح او شد. این سخنها به اطراف پایتخت سرایت کرد و بنی امیه منفور و مورد غضب مسلمین شدند و یزید را آشکارا لعن کردند و یزیدی که ی خواست برای پیروزی خود جشنها بگیرد، با سخنان این بانو چنان پست شد که چاره ای ندید جز اینکه قتل حسین را از خود دفع کند و به ابن زیاد نسبت دهد. و در مجلس بصراحت گفت: خدا لعنت کند پسر مرجانه را، من به قتل حسین راضی نبودم. ابن زیاد عجله کرد و او را به قتل رسانید!

ولی این سخن در نفوس مردم تاثیر نکرد بلکه کار به جایی رسید که دودمان یزید بکلی نیست و نابود گردید.

یکی از دانشمندان لبنانی می نویسد: «زینب نشان داد که در میان اهل بیت با جرات ترین بانو و فصیح تر و بلیغ ترین آنهاست. او کارهایی مانند استدلالات عقلی، قوت نفس، شجاعت همراه با فصاحت و بلاغت، در کربلا و بعد از آن انجام داد که شهرتش همه جا پیچید و ضرب المثل گردید. مورخان و نویسندگان به این مطلب گواهی می دهند.»

زینب با استفاده از دو اصل همدوش «پیکار» و «تبلیغ »، رسالت عاشورای حسین را با همه ویژگیهایش به طرز صحیح به پایان می رساند و با قهرمانی خاص خود در بحرانهای فرساینده زندگی مسؤولیت خویش را فراموش نمی کند و بسان یک «پیامبر تبلیغی » نقشه طرح ریزی شده مکتب انقلاب حسین(ع) را شکل می بخشد.

این بانو زینب است. نواده بزرگ پیامبر، دختر سخنور و دانشمند علی، فرزند شجاع و پارسای زهرا، یادگار قیام و پایداری محمد(ص)، چهره نمونه بانوان تاریخ، پیشوای شایسته همه زنان عالم. پرچم دار نهضت خونین کربلا، سیاستمدار آگاه به عصر خود و تنها حامی ولایت، دین و مکتب و ...

                                       والسلام، سلام بر او در روز میلاد و میعاد



تاريخ : چهارشنبه نهم دی 1388 | 2:52 | نویسنده : رضا |

سخنان آتشین امام سجاد با کوفیان

 


رسالت بیدارگرانه امام سجاد - علیه السلام - چندان دیر آغاز نشد.
با فاصله ای کوتاه ، علی رغم همه دردهای درونی و رنجهای جسمی ، امام بر سکوی رهبری ایستاد.
از لابلای توده های غم و درد، قد برافراشت و چنان با سخنان برنده اش ‍ فضای تیره اتهامها و تبلیغات مسموم امویان را شکافت که کورترین چشمها، درخشش حقیقت را دیدند و سنگترین دلها، لرزید و بر مظلومیت حیسن و خاندانش گریستند و بر آینده خویش بیمناک شدند!
امام علی بن الحسین - علیه السلام - در مدت اقامت خویش در کوفه ، دو بار به احتجاج برخاست ، یک بار روی سخنش با مردم پیمان شکن کوفه بود، و بار دیگر در دارالاماره و در برابر عبیدالله بن زیاد.
نخست ، احتجاج آن حضرت با مردم کوفه را می آوریم :
قافله حسینی را پی از عاشورا به سوی کوفه آوردند و برای آنان در کنار شهر، خیمه زدند.
خاندان حسین - علیه السلام - را - که اکنون اسیران حکومت اموی شناخته می شوند - در آن خیمه ها جا دادند.
جارچیان حکومت ، در شهر نفرت و خیانت ، کوفیان را فرا می خوانند تا از اسیران جنگی خویش دیدار کنند!
از میهمانانشان ، فرزندان پیامبرشان ، استقبال نمایند!
براستی مگر خانه هاشان را برای پذیرایی از حسین و خاندانش تزیین نکرده اند!
مگر نخلستانها و باغستانهایشان به ثمر ننشسته است !
و مگر برای حمایت از ولایت و امامت آماده نیستند !
آیا با مسلم ، نماز پیمان نخوانده اند !
اکنون نامه ای که مسلم از زبان آنان برای حسین (ع ) نوشته بود، قاصدان شهادت پاسخش را آورده اند و در کنار دروازه های کوفه ، منتظر استقبالند !
کوفیان ، آن قدرها هم که شهرت یافته اند بی وفا نیستند !
خون از سرنیزه و لبه شمشیرهایشان شستند.
و غبار شرم و خجالت از چهره های سیاهشان پاک کردند.
و مهر سکوت خانه نشینی وترس از قلبها و قدمهایشان برداشتند !
عبیدالله اجازه داده بود که از خانه ها بیرون بیایند !
کوفیان هم ، بی شرمان آمدند.
آمدند برای تماشا !
تماشای بزرگترین ستم تاریخ بر اهل بیت پیامبر - صلی الله علیه وآله -.
ستمی که کوفیان پایه های آن را بنیان نهاده بودند!
کوفیان ایستاده اند و منتظر دیدن اسیران !
علی بن الحسین - علیه السلام - از خیمه ها خارج می شود.
برای نخستین بار نگاهش در چشمان بی مهر و چهره های پیمان شکن کوفیان خیره می گردد.
براستی ، علی بن الحسین با غم انبوهی که در سینه دارد و با شکوه های بی پایانی که از کوفیان در قلبش نهفته است ، چه بگوید واز کجا آغاز کند!
تاریخنگاران ثبت نکرده اند که در نخستین لحظه ، کوفیان با مشاهده علی بن الحسین (ع ) چه عکس العملی نشان دادند.
گریستند، ناله بر آوردند؟یا هلهله کردند و کف زدند!
هر چه بود، فضای بیابان آرام نبود.
حذیم بن شریک اسدی روایتگر آن صحنه می گوید:
علی بن الحسین (ع ) با اشاره از مردم خواست تا قدری آرام شوند.
همه آرام شدند.
امام برجای ایستاد، سخنش را با ستایش پروردگار آغاز کرد و بر پیامبر اسلام درود فرستاد و سپس چنین فرمود:
هان ای مردم ! آن که مرا می شناسد، سخنی با او ندارم ولی آن کس که مرا نمی شناسد، بداند که من علی بن الحسین فرزند عمان حسین هستم که در کنار رود فرات ، با کینه و عناد، سرمقدسش را از بدن جدا کردند بی این که جرمی داشته باشد و حقی داشته باشند!
من فرزند کسی هستم که حریم او را حرمت ننهادند، آرامش او را ربودند، اموالش را به غارت بردند و خاندانش را به اسارت گرفتند.
من فرزند اویم که دشمنان انبوه محاصره اش کردند و در تنهایی و بی یاوری - بی آن که کسی را داشته باشد تا به یاریش برخیزد و محاصره دشمن را برای او بشکافد - به شهادتش رساندند.
و البته این گونه شهادت ،
- شهادت در اوج مظلومیت و حقانیت -
افتخار ماست !
هان ، ای مردم ای کوفیان !
شما را به خدا سوگند، آیا به یاد دارید نامه هایی را که برای پدرم نوشتید!
نامه های سراسر خدعه و نیرنگتان را!
در نامه هایتان با او عهد پیمان بستید و با او بیعت کردید! ولی او را کشتید، به جنگ کشاندید و تنهایش گذاشتید!
وای بر شما! از آنچه برای آخرت خویش تدارک دیده اید!
چه زشت و ناروا، اندیشیدید و برنامه ریختید!
پیامبر اکرم (ص ) را با کدام رو با کدام چشم نگاه خواهید کرد. (1)
امام سجاد - علیه السلام - در این بخش از سخنان خویش به آیه ای از قرآن اشاره کرد که خداوند می فرماید ولکم فی رسول الله اسوة حسنه یعنی برنامه های پیامبر و شیوه عمل او الگویی شایسته برای شماست . گویا امام با مطرح ساختن این آیه ، می خواست به کوفیان بنمایاند که روش آنان مخالف روش پیامبر اسلام است ، چه این که پیامبر (ص ) نسبت به خویش بویژه نسبت به فاطمه زهرا و علی بن ابی طالب و فرزندان ایشان - حسن بن علی وحسین بن علی - علیه السلام - محبتی خاص ‍ داشت و درباره رعایت حقوق و حرمت آنها سفارشهای صریحی به امت کرده بود. از سوی دیگر کوفیان که به ظاهر هوادار اهل بیت بوده و از دیرزمان با منطق استدلالی شیعه آشنایی داشتند بسرعت منظور امام سجاد - علیه السلام - را دریافتند و یک بار دیگر سخنان علی بن ابی طالب - علیه السلام - در گوشهایشان طنین افکند و گویی با همین آیه ، همه چیز را دریافتند از این رو به جای این که بگذارند بیان امام سجاد و استدلال آن حضرت تمام شود، به اضهار پشیمانی و ندامت و ابراز همدردی پرداختند.
کوفیان یکصد فریاد بر آوردند:
ای فرزند رسول خدا! تمامی ما گوش به فرمان شما و پاسدار حق شماییم بی این که از این پس ، روی بگردانیم و نافرمانی کنیم !
اکنون با کسی که به جنگ شما برخیزد خواهیم جنگید. و با کسی که در صلح با شما باشد صلح و سازش خواهیم داشت .
ما حق خودمان را از ظالمان باز خواهیم گرفت ! (2)
سخنان ندامت آمیز کوفیان ، جدی می نمود و شعارهایشان رنگی جذاب داشت ولی نه برای امام سجاد و نه برای آنان که بارها شعارها و دعوتها و حمایتهای کوفیان را تجربه کرده بودند! از این رو امام سجاد - علیه السلام - بی این که تحت تاءثیر شعارهای مقطعی و بی اساس کوفیان قرار گیرد بدانها پاسخی مناسب داد.
امام سجاد (ع ) در پاسخ کوفیان فرمود:
هرگز! هرگز تحت شعارهای شما قرار نخواهم گرفت و به شما اعتماد نخواهم کرد ای خیانت پیشگان مکار!
میان شما و آرمانهایی که اظهار می دارید فاصله ها و موانع بسیار است . (3)
آیا می خواهید همان جفا و پیمان شکنی که با پدران و من داشتید، دوباره درباره من روا دارید!
نه به خدا سوگند! هنوز جراحتهای گذشته ای که از شما بر تن داریم ، الیتام نیافته است همین دیروز بود که پدرم به شهادت رسید در حالی که خاندانش در کنار او بودند.
داغهای برجای مانده از فقدان رسول خدا، پدرم و فرزندانش و جدم امیر مؤمنان فراموش نشده است .
طعم تلخ مصیبتها هنوز در کامم هست و غمها در گسترده سینه ام موج می زند.
در خواست و سفارش من درباره یاری خواستن از شما نیست
تنها می خواهم که شما - شما کوفیان ! - نه هزم یاری ما کنید و نه به دشمنی و ستیز با ما برخیزید! (4)
امام سجاد (ع ) در پایان این سخنان که آتش ندامت و حسرت را درجان کوفیان برافروخت و مهر بی اعتباری و بی وفایی را برای همیشه بر پیشانی آنان زد، اندوه عمیق خویش را با این شعرها اظهار کرد و بر التهاب قلبها افزود:

لا غرو اءن الحسین و شیخه

قد کاان خیرا من حسین و اءکرما

قتیل تفرحوایا اهل نفسی فداؤ ه

جزاء الذی اءراده نار جهنما

یعنی : اگر حسین - علیه السلام - کشته شد، چندان شکفت نیست .
چرا که پدرش با همه آن ارزشها و کرامتهای برتر نیز قبل از او شهادت رسید.
ای کوفیان ! با آنچه نسبت به حسین روا داشتند شادمان نباشید.
واقعه ای عظیم صورت گرفت و آنچه گذشت رخدادی بزرگ بود!
جانم فدای او باد که در کنار شط فرات ، سر بر بستر شهادت نهاد.
آتش دزخجزا کسانی است که او را به شهادت رساندند.

پینوشتها:
1- قال حذیم بن شریک الاسدی : خرج زین العابدین - علیه السلام - الی الناس و اومی الیهم ان اسکتوا فسکتوا، و هو قائم فحمدالله و اثنی علیه و صلی علی نبیه ، ثم قال : ایها الناس ، من عرفنی فقد عرفنی ! و من لم یعرفنی فاءنا علی بن الحسین المذبح بشط الفرات من غیر ذحل و ل ترات ، انا ابن من انتهک حریممه ، و سلب نعیمه و انتهب ماله و سبی عیاله ، اءنا ابن من قتل صبرا، فکفی بذلک فخرا.
ایها الناس ناشد بالله هل تعلمون انکم کتبتم الی الی و خدعتمئه ، و اعهطیتموه من انفسکم العهد و المیثاق و الیبعة ؟ثم قاتلتموه فتبا لکم ما قدمتم لا نفسکم و سوء لرایکم ، باءیه عین تنظرون الی رسول
الله - صلی الله علیه وآله -.
2- فقالو باجمعهم : نخن کلنا یا ابن رسول الله سامعون مطیعون حافظون لذمامک ، غیر زاهدین فیک و لا راغبین عنگ ، فمرنا باءمرک رحمک الله فانا حرب لحربک ، وسلم لسلمک ، لناءخذن ترئک و ترئنا، ممن ظلمک و ظلمنا.
3- امام سجاد - علیه السلام - در اینجا به آیه ای اشاره دارد که از جهات مختلف به موضوع مورد سخن آن حضرت ارتباط دارد. پیوند عمیق این آیه با موضوع یاد شده ژرفای علم امام و احاطه آن خضرت بر مفاهیم پیام وحی را می رساند. در این آیات خداوند به پیامبر می فرماید: ای پیامبر به امت خویش بگو شما را موعظه می کنم به قیام در راه هدا.. ای پیامبر به اینان بگو: آنجه من از شما می طلبم در جهت منافع خود شماست ... در ادامه این آیه خداوند به مجرمان و متخلفان از جهاد و یاری پیامبر هشدار داده و می فرماید: کافران هنگام مشاهده غذاب الهی نگران و مضطرب شده و می گویند ما هب حق ایمان آوردیم ولی آنها کجا و ایمان کجا! آنها در زندگی دنیا و در آنجا که فرصت و زمینه داشتند کافر شدند و امروز که میان ایشان و آرمانهایشان فاصله افتاده ، دم از ایمان می زنند! و حیل بینهم و بین ما یشتهون رک : سوره سباء آیه 46 تا 54.
4- فقال علی بن الحسین - علیه السلام -: هیهات ! ایها الغدره ، المکرة ، یل بینکم بین شهوات انفسکم ، اتریدون ان تاءتوا الیکما اتیتم الی آبائی من قبل . کلا و رب الرقصات الی منی ، فاءن الجرح لما یندمل ، قتل اءبی بالامس و اهل بیته معه ، فلم ینسنی ثکل رسول الله (ص ) و ثکل اءبی و بنی اءبی و جدی شق لهاز و مرارته بین حناجری و حلقی و غصصه تجری صدری و مساءلتی لا تکونو النا و لا علینا. ثم قال - علیه السلام - : لا غرو ان قتل الحسین و شیخه ... احتجاج طبرسی 2/306



تاريخ : چهارشنبه نهم دی 1388 | 2:48 | نویسنده : رضا |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.