سال نوآوری وشکوفائی

بیانات رهبر معظم انقلاب درآغاز سال نو درصحن رضوی
سال نوآوری وشکوفائی.
رهبر معظم انقلاب اسلامي در جمع دهها هزار نفر از زائران و مجاوران حضرت امام رضا(ع )در محل صحن جامع رضوي ضمن تبيين مهمترين دستاوردهاي نظام اسلامي در سي سال گذشته ، نياز كشور به نوآوري و شكوفايي را مهم و ضروري خواندند.
حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي عصر امروز در جمع هزاران نفر از زائران و مجاوران حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام تصريح كردند: براي ورود به دهه چهارم انقلاب اسلامي، كشور نيازمند به دو شاخص بسيار مهم پيشرفت و عدالت است كه لازمه پيشرفت همراه با عدالت هم اين است كه همه مسئولان در بخش‌هاي گوناگون، نوآوري، خلاقيت و ابتكار در روشها را وظيفه خود بدانند و با پشتيباني ملت همه طرحها و كارهايي را كه از مدتها پيش و يا در سالهاي اخير شروع شده، در سال ‪ ۱۳۸۷‬به شكوفايي برسانند.
حضرت آيت الله خامنه‌اي در تشريح علت نامگذاري سال ‪ ۱۳۸۷‬به عنوان سال نوآوري و شكوفايي، به نوآوري بزرگ و تاريخي ملت ايران در پيروزي انقلاب اسلامي اشاره كردند و افزودند: پيروزي انقلاب اسلامي خط كشي باطلي را كه سالهاي متمادي در جهان وجود داشت و كشورها را به دو دسته سلطه گر و سلطه پذير تقسيم مي‌كرد، در هم شكست و نظام جمهوري اسلامي ايران صراحتا اعلام كرد با سلطه گري مخالف است و هرگز نيز سلطه گري نخواهد كرد.
ايشان با تاكيد بر اينكه نظام جمهوري اسلامي در طول حدود سي سال گذشته با اين موضع‌گيري برجسته و تاريخي خود در مقابل سلطه گران ايستاده و اين ايستادگي موجب تغيير اوضاع خاورميانه به نفع ملتها و به ضرر قدرتهاي سلطه گر شده است خاطرنشان كردند: خاورميانه كه روزي مركز تاخت و تاز و قدرت نمايي مستكبران و دولتمردان آمريكايي بود امروز به نمايشگاه ناكامي‌ها و شكست‌هاي آمريكا تبديل شده است.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به ايستادگي قاطعانه نظام جمهوري اسلامي به پشتيباني ملت بزرگ و رشيد ايران در مقابل انواع توطئه‌ها و فشارها در طول سالهاي گذشته افزودند: دشمن در اين سي سال هرآنچه را كه توانست اعم از جنگ تحميلي، تحريم اقتصادي، جنگ رواني، هياهو و جنجال انجام داد اما جمهوري اسلامي در مقابل آنها ايستاد و توانست قدرت خود را روز به روز افزايش دهد و امروز پيام انقلاب اسلامي علاوه بر گسترش در سطح، در عمق هم ريشه دوانيده است.
حضرت آيت الله خامنه اي، عشق و علاقه ملتهاي منطقه و همچنين ملتهاي مناطق بسياري از دنيا به انقلاب اسلامي و نگاه تحسين آميز آنان به ملت ايران را نشانه گسترش پيام انقلاب در سطح دانستند و تاكيد كردند:
پيشرفتهاي كشور در عرصه‌هاي علمي، فناوري، و اجتماعي و همچنين ارائه خدمات عظيم و انبوه دولتها به مردم نيز از نتايج گسترش پيام انقلاب اسلامي در عمق است.
ايشان حركت رو به جلو نظام جمهوري اسلامي در سي سال گذشته را نتيجه اتكاء ملت ايران به همت و استعداد خود به ويژه جوانان، و ايستادگي مردم در مقابل دشمنان ارزيابي و خاطرنشان كردند: نظام جمهوري اسلامي ايران در آستانه ورود به دهه چهارم حيات پربركت خود است كه لازمه ورود به دهه چهارم ، برطرف كردن كمبودها و حركت با شتابي بيشتر از حد متعارف براي جبران عقب ماندگي‌هاي تاريخي و رسيدن به اهداف و آرمانهاي تعيين شده است.
رهبر انقلاب اسلامي، پيشرفت و عدالت را دو شاخص بسيار مهم دهه چهارم نظام جمهوري اسلامي دانستند و افزودند: عدالت بدون پيشرفت منجر به برابري در فقر خواهد شد و پيشرفت بدون عدالت هم هرگز مطلوب نخواهد بود زيرا در كنار رفاه و پيشرفت جامعه بايد فواصل طبقاتي كم شود و همه كساني كه استعداد تحرك، كار و توليد دارند از فرصت‌هاي برابر برخوردار شوند.
حضرت آيت الله خامنه‌اي تصريح كردند: مطالبه مردم از مسئولان در دولت ، مجلس و قوه قضائيه همواره بايد پيشرفت كشوردربخشهاي مختلف اعم از توليد ثروت و افزايش بهره وري، عزم و اراده ملي، اتحاد ملي، دستاوردهاي علمي و فناوري، اخلاق و معنويت، كم كردن فاصله طبقاتي، رفاه عمومي، انضباط اجتماعي، وجدان كاري، امنيت اخلاقي، آگاهي و رشد سياسي، و اعتماد به نفس ملي باشد و رسيدن به اين پيشرفتها نيز تنها در سايه تامين عدالت امكان پذير است.
ايشان با اشاره به برخي ديدگاهها درخصوص ممكن نبودن پيشرفت اقتصادي در كنار كاهش فاصله طبقاتي خاطر نشان كردند: دراين گونه موارد نبايد نسخه هاي غرب بعنوان تنها راه حل تصور شوند بلكه در چنين مسائلي تاكيد بر نوآوري و استفاده از ايده‌ها و فكرهاي نو است.
رهبر انقلاب اسلامي با تاكيد براينكه شرايط براي سرمايه‌گذاري در بخشهاي توليدي و افزايش توليد با بهره دهي بالا فراهم است، افزودند:
سرمايه‌گذاري ثروتمندان در بخش‌هاي توليدي و توليد ثروت در جامعه يك عبادت و ثواب است كه اين فرهنگ بايد بيش از پيش در جامعه عموميت يابد ضمن آنكه مديريت كشور نيز بايد به گونه‌اي باشد كه همه طبقات و قشرهاي مختلف از نتايج اين سرمايه گذاريها بهره مند شوند.
حضرت آيت الله خامنه‌اي با اشاره به توفيقات و پيشرفتهاي فراوان نظام جمهوري اسلامي به رغم همه فشارها و توطئه ها، تصريح كردند: دشمنان ملت ايران كه همان شبكه شيطاني صهيونيسم و رژيم مستكبر آمريكا هستند تا به امروز شكست خورده‌اند و در ميان افكار عمومي دنيا منفور و منزوي هستند و شعارهايشان هم رنگ باخته است.
ايشان با اشاره به ادعاي رژيم آمريكا مبني برطرفداري از حقوق بشر افزودند: درحاليكه دولت آمريكا بنابر آمار رسمي خود در ‪ ۶‬سال گذشته از ‪۳۲‬ ميليون نفر از مردم اين كشور بازجويي كرده و مكالمات تلفني مردم را شنود مي‌كند و رئيس جمهور اين كشور نيز مانع اجراي قانون منع شكنجه مي‌شود، چگونه مي‌تواند شعار حمايت از حقوق بشر سر دهد.
رهبر انقلاب اسلامي همچنين با اشاره به دويست بازداشتگاه مخفي آمريكا در دنيا بويژه در اروپا خاطر نشان كردند: اروپائي‌ها كه به هر بهانه اي دم از حقوق بشر مي‌زنند چرا در مقابل اين بازداشتگاهها كه نقض صريح حقوق بشر است، سكوت كرده اند.
حضرت آيت الله خامنه‌اي افزودند: اروپائي‌ها كه در مقابل هرگونه سوالي از هولوكاست جنجال بپا مي‌كنند چرا در مقابل اهانت به پيامبر عظيم الشان اسلام اعتراض نمي‌كنند بلكه همراهي هم مي‌كنند.
ايشان با تاكيد بر اينكه برخي دولتهاي اروپايي بايد از نفرت عمومي موجود از آمريكا و رژيم صهيونيستي عبرت بگيرند، افزودند: امروز حقوق بشر به همه دولتها و ملتها حكم مي‌كند كه صف واحدي را در مقابل زورگويي‌هاي آمريكا و صهيونيست‌هاي مسلط بر آمريكا تشكيل بدهند و ملت ايران در اين ميانه از همه ملتها صريح تر و شجاع تر ايستاده است.
رهبر انقلاب اسلامي همچنين با اشاره به شعار آمريكا و دولتهاي غربي در حمايت از دموكراسي خاطرنشان كردند: دروغ بودن اين شعار نيز به اثبات رسيده است زيرا درهرنقطه از دنيا كه آراء مردم برخلاف نظر آنها باشد با مشت آهنين با راي مردم برخورد مي‌كنند كه يك نمونه بارز آن دولت مردمي حماس در فلسطين است.
حضرت آيت الله خامنه اي، اظهارات بي‌محتوا برضد مردم سالاري نظام جمهوري اسلامي را نمونه ديگري از واهي بودن شعارهاي دولتهاي غربي دانستند و افزودند: نظام جمهوري اسلامي ايران كه داراي يك مردم سالاري وسيع و كم نظير در دنيا است، تهديد به تحريم و حمله نظامي مي‌شود در حاليكه اين مسائل در طول سي سال گذشته همواره وجود داشته است و مسئله جديدي نيست.
ايشان تاكيد كردند: ملت ايران از اينگونه اظهارات و تهديدها هراسي ندارد زيرا با شجاعت و ايستادگي به دستاوردهاي بزرگي رسيده و قدرت خود را از درون ذات خود به دست آورده است.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به عزم و آمادگي ملت و مسئولان براي حركت در مسير پيشرفت روزافزون و در جهت ارزشهاي اسلامي، خاطرنشان كردند: نظام جمهوري اسلامي روز به روز شاهد شكوفايي بيشتر خواهد بود و اميد است روزهاي پاياني سال ‪ ،۸۷‬بسيار بهتر و پرثمرتر از روزهاي آغازين آن براي ملت ايران باشد.
حضرت آيت الله خامنه‌اي در بخش ديگري از سخنانشان، پيامبر مكرم اسلام را مظهر پاكي، امانت، صداقت و جوانمردي دانستند و خاطر نشان كردند:
امروز نيز همانند دوران جاهليت علت دشمني و توهين به پيامبر اعظم (ص)، دشمني با پيام توحيد، عدل و آزادگي پيامبر اسلام است.
ايشان با تاكيد بر اينكه اهانت‌كنندگان به پيامبر (ص) از موضع ضعف و ترس و شكست به اين رفتار ناشايست دست مي‌زنند تصريح كردند: اسلام، زورگويان و مستكبران را به شدت ترسانده است و آنها به توهين به پيامبر اسلام (ص) روي آورده‌اند اما در اين توطئه نيز شكست خواهند خورد.
رهبر انقلاب اسلامي همچنين با اشاره به نقش برجسته امام صادق (ع) در گسترش معارف اهل بيت عليهم السلام و اسلام ناب و تلاش در جهت هم افزايي مسلمانان تاكيد كردند: امروز نيز دنياي اسلام بيش از گذشته نيازمند وحدت و اتحاد است.
حضرت آيت الله خامنه‌اي با اشاره به نزديكي هفته وحدت افزودند: پيام هفته وحدت و دعوت جمهوري اسلامي برجسته شدن مشتركات مذاهب اسلامي است.
ايشان با تاكيد بر اينكه آمريكا و صهيونيست‌ها با مسلمانان اعم از شيعه و سني دشمن هستند خاطرنشان كردند: نمونه بارز اين دشمني را مي‌توان در مخالفت استكبار با حزب الله در لبنان و حماس و جهاد اسلامي در فلسطين ديد بنابراين امت اسلامي به ويژه نخبگان متوجه اين مسئله باشند و در جهت اتحاد بيش از پيش مسلمانان و جلوگيري از هرگونه تفرقه تلاش كنند.
در آغاز اين ديدار آيت الله واعظ طبسي نماينده ولي فقيه در استان خراسان رضوي و توليت آستان قدس رضوي ضمن خيرمقدم به رهبر معظم انقلاب اسلامي اظهار اميدواري كرد در سال جاري كه سال نوآوري و شكوفايي نامگذاري شده است در همه بخش‌ها بويژه حوزه، دانشگاه و مراكز علمي و پژوهشي از همه تجارب و انديشه‌ها براي ابتكار، خلاقيت و نوآوري استفاده شود

17ربیع الاول میلاد امام صادق"ع"

ولادت امام و نامگذاری

امام جعفر صادق، امام ششم شیعیان، در هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری قمری در مدینه متولد گردید. کنیه ایشان ابو عبدالله و لقبشان صادق می باشد. پدر ارجمندشان امام باقر و مادرش ام فروة است. رسول خدا سالها قبل ولادت آن حضرت را خبر داده و فرموده بود نام او را صادق بگذارید، زیرا از فرزندان او کسی است که همنام اوست، اما دروغ می گوید «جعفر کذّاب».

دوران قبل از امامت

در دوران قبل از امامت، حضرت شاهد فعالیتهای پدر خویش در نشر معارف دینی و تربیت شاگردان وفا دار و با بصیرت بود. امام باقر در مناسبتهای مختلف به امامت و ولایت فرزندش جعفر صادق تصریح فرموده و شیعیان را پس از خودش به پیروی از او فرا می خواند. لذا احادیث، زیادی مبنی بر نص امامت حضرت صادق نقل شده است.

امام صادق در سال 114 هجری قمری پس از شهادت پدرش در سن 31 سالگی به امامت رسید. دوران امامتش مصادف بود با اواخر حکومت امویان که در سال 132 به عمر آن پایان داده شد و اوایل حکومت عباسیان.

اوضاع جامعه در آغاز امامت حضرت

در آغاز امامت حضرت افرادی از شیعیان و حتی بستگان حضرت حاضر به قبول امامت ایشان نبودند، لذا حضرت از راههای گوناگونی کوشیدند آنها را به قبول راه صحیح وادار سازند و دراین زمینه به اذن خداوند معجزاتی نیز انجام دادند.
دوران امام جعفر صادق در میان دیگر دورانهای ائمه اطهار، دورانی منحصر به فرد بود و شرایط اجتماعی و فرهنگی عصر آن حضرت در زمان هیچ یک از امامان وجود نداشته است و این به دلیل ضعف بنی امیه و قدرت گرفتن بنی عباس بود.

این دو سلسله مدتها در حال مبارزه با یکدیگر بودند که این مبارزه در سال 129 هجری وارد مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی گردید.
این کشمکش ها و مشکلات سبب شد که توجه بنی امیه و بنی عباس کمتر به امامان و فعالیتشان باشد، از این رو این دوران، دوران آرامش نسبی امام صادق و شیعیان و فرصت بسیار خوبی برای فعالیت علمی و فرهنگی آنان به شمار می رفت.

جنبش فرهنگی در دوران امامت حضرت

عصر آن حضرت همچنین عصر جنبش فرهنگی و فکری و برخورد فرق و مذاهب گوناگون بود. پس از زمان رسول خدا دیگر چنین فرصتی پیش نیامده بود تا معارف اصیل اسلامی ترویج گردد، بخصوص که قانون منع حدیث و فشار حُکّام اموی باعث تشدید این وضع شده بود. لذا خلأ بزرگی در جامعه آنروز که تشنة هرگونه علم و دانش و معرفت بود، به چشم می خورد.
امام صادق با توجه به فرصت مناسب سیاسی و نیاز شدید جامعه، دنباله نهضت علمی و فرهنگی پدرش را گرفت و حوزه وسیع علمی و دانشگاه بزرگی به وجود آورد و در رشته های مختلف علمی و نقلی شاگردان بزرگی تربیت کرد. شاگردانی چون: هشام بن حکم، مفضل بن عمر کوفی جعفی، محمد بن مسلم ثقفی، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، مؤمن طاق، جابر بن حیان و . . . . تعداد شاگردان امام را تا چهار هزار نفر نوشته اند.

ابوحنیفه رئیس یکی از چهار فرقه اهل سنت مدتی شاگرد ایشان بود و خودش به این موضوع افتخار کرده است.
امام از فرصت های گوناگونی برای دفاع از دین و حقانیت تشیع و نشر معارف صحیح اسلام استفاده می برد. مناظرات زیادی نیز در همین موضوعات میان ایشان و سران فرقه های گوناگون انجام پذیرفت که طی آنها با استدلال های متین و استوار، پوچی عقاید آنها و برتری اسلام ثابت می شد.

همچنین در حوزه فقه و احکام نیز توسط ایشان فعالیت زیادی صورت گرفت، به صورتی که شاهراههای جدیدی در این بستر گشوده شد که تاکنون نیز به راه خود ادامه داده است.
بدین ترتیب، شرایطی مناسب پیش آمد و معارف اسلامی بیش از هر وقت دیگر از طریق الهی خود منتشر گشت، به صورتی که بیشترین احادیث شیعه در تمام زمینه ها از امام صادق نقل گردیده و مذهب تشیع به نام مذهب جعفری و فقه تشیع به نام فقه جعفری خوانده می شود.

حاکمان معاصر

همانطور که گفته شد امام بین دو دوره عباسی و اموی و دوران گذار از امویان به عباسیان می زیست. ایشان ازمیان خلفای اموی با افراد زیر معاصر بود:

1- هشام بن عبدالملک (105- 125 ه. ق)
2- ولید بن یزید بن عبدالملک (125-126)
3- یزید بن ولید بن عبدالملک (126)
4- ابراهیم بن ولید بن عبدالملک (70 روز از سال 126)
5- مروان بن محمد (126-132)

و از خلفای عباسی نیز معاصر بود با :
1- عبدالله بن محمد مشهور به سفاح (132-137)
2- ابوجعفر مشهور به منصور دوانیقی (137-158)

نباید تصور کرد که امام به کلی خود را از جریانات و امور سیاسی دور نگه داشت، بلکه همواره از وقتهای مناسب برای ترویج حقانیت خود و بطلان هیأت حاکمه بهره می برد و بدین منظور نمایندگانی را نیز به مناطق مختلف بلاد اسلامی می فرستاد.
عباسیان برای کسب قدرت و محبوبیت در دلهای مردم از وجهه اهل بیت پیامبر استفاده می کردند و حتی شعارشان" الرضا فی آل محمّد" بود. آنان به دنبال اشخاصی با وجهه مردمی بودند که هم از بستگان پیامبر باشند و هم درمیان مردم محبوبیت داشته باشند. لذا بهترین شخص در نظر عباسیان امام صادق بود.

امام صادق پیشنهاد آنان را رد کردند و فرمودند: نه شما از یاران من هستید نه زمانه، زمانه من است. حتی برخی از بستگان آن حضرت نزدیک بود با این پیشنهاد ها فریب به خورند، اما امام با روشنگری خاص خود به آنان فهماندند که به ظاهر توجه نکنند. امام می دانست که عباسیان نیز هدفی جز رسیدن به قدرت ندارند و اگر شعار طرفداری از اهل بیت را مطرح می کنند، صرفاً به خاطر جلب حمایت توده های شیفته اهل بیت است. امام می دید که سران سیاسی و نظامی عباسیان در خط مستقیم اسلام و اهل بیت نیستند و لذا حاضر نبود با آنان همکاری کرده و به اقداماتشان مشروعیت بخشد.

چنانکه در تاریخ می بینیم که چه جنایاتی کردند و چه خونهایی ریختند تا پایه های عباسیان محکم گردد.
از حوادث مهم در زمان امامت حضرت، قیام عمویش زید بن علی است که شکست خورد و با شهادت زید به پایان رسید.

شهادت حضرت صادق علیه السلام

پس از به قدرت رسیدن عباسیان، همانطور که آن حضرت پیش بینی کرده بود فشار بر شیعیان افزایش یافت و با روی کار آمدن منصور این فشار به اوج خود رسید. امام نیز از این فشار ها مستثنی نبود. این دوران، یعنی چند سال آخر عمر آن حضرت بر خلاف دوران اولیه امامتشان،‌ دوره سختی ها و انزوای دوبارة آن حضرت و حرکت تشیع بود. منصور شیعیان را به شدت تحت کنترل قرار داده بود.

img/daneshnameh_up/8/8d/sadegh.jpg


سرانجام کار به جایی رسید که با تمام فشارها، منصور چاره ای ندید که امام صادق را که رهبر شیعیان بود از میان بردارد و بنابراین توسط عواملش حضرت را به شهادت رساند. آن حضرت در سن 65 سالگی در سال 148 هجری به شهادت رسید و در قبرستان معروف بقیع در کنار مرقد پدر و جدّ خودش مدفون گردید .

در زمینه فضایل و مکارم اخلاقی حضرت صادق روایات و وقایع بسیار زیادی نقل شده است. آن حضرت با رفتار کریمانه و خلق و خوی الهی خود بسیاری از افراد را به راه صحیح هدایت فرمود، به گونه ای که پیروان دیگر مکاتب و ادیان نیز زبان به مدح آن حضرت گشوده اند.

زندگانی پیامبراسلام"ص" دریک نگاه

 


*ولادت *
حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم در سال عام الفیل (570 میلادی) در ماه ماه ربیع الاول دیده به جهان گشود. مورخان و دانشمندان شیعی ولادت رسول گرامی اسلام را در صبح جمعه روز هفدهم ربیع الاول و اکثر علمای تسنن دوازدهم همان ماه می دانند .

!شجره ‌نامه پیامبر
پدر بزرگوار رسول خدا عبدالله ابن عبدالمطلب پسر عبدالمطلب و مادر ارجمندش آمنه بنت وهب است.
نسب او به این گونه است:
عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصی بن کلاب بن مرة بن کعب بن لؤی بن غالب بن فهر بن مالک بن نضر بن کنانه بن خزیمة بن مدرکة بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان، همگی موحد و از مردان نیک روزگار خویش بوده‌اند.
!سرپرست پیامبر
حضرت محمد صلی الله علیه و آله، هنوز به دنیا نیامده بود (یا در گهواره بود) که پدرش در بازگشت از سوریه در مدینه درگذشت. از آن پس سرپرستی کودک به عبدالمطلب، بزرگ خاندان قریش رسید و او نیز کودک را به دایه‌ای به نام حلیمه سعدیه از قبیله بنی‌سعد سپرد.

حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم پنج سال در قبیله بنی‌سعد نزد حلیمه بود و پس از آن به دامان خانواده خویش بازگشت. پس از مدتی، آمنه برای زیارت قبر همسر خویش، عبدالله، و دیدار خویشاوندان راهی مدینه شد. او در این سفر فرزند خود را نیز همراه برد، یک ماه در شهر مدینه درنگ کرد و هنگام بازگشت در محلی به نام ابواء از دنیا رفت.

عبدالمطلب پس از درگذشت آمنه، بیش از پیش از محمد محافظت می‌کرد؛ هر گاه در کنار کعبه با سران قریش و پسران خویش می‌نشست، همین که چشمش به محمد می افتاد او را در کنار خود می‌نشاند و می‌گفت:« به خدا سوگند، او دارای منزلتی بزرگ خواهد بود.»

در هشتمین بهار زندگی حضرت محمد صلی الله علیه و آله، عبدالمطلب نیز درگذشت و بنا به سفارش او ابوطالب سرپرستی حضرت وی را به عهده گرفت.

ابوطالب که مردی با ایمان، موحد و نیز از شخصیت‌های برجسته قریش بود، در نگهبانی و دفاع از پیامبر از هیچ کوششی فرو گذار نکرد و در سالی که محمد دوازده ساله شد، او را همراه خود به سفر سالیانه خود برای تجارت به شام «سوریه» برد.
دراین سفر، کاروان قریش در مسیر خود در محلی به نام بصری توقف نمود. بحیرا راهب مسیحی، که دراین مکان اقامت داشت، محمد را دید و خبر از آینده او و دین جهان‌گستر او داد.
!دوران نوجوانی
پیامبر صلی الله علیه و آله در بیست (یا پانزده) سالگی همراه عموهای خود در چهارمین جنگ از جنگ‌های فجار شرکت کرد. این نبرد بین طایفه قریش و قبیله هوازن واقع شد. رسول خدا فرموده است: « من در این جنگ به عموهایم تیر می‌دادم تا آنان پرتاب کنند.»

پس از پایان نبرد فجار، پیمانی به نام «حلف الفضول» بین طایفه‌هایی از قریش بسته شد که بر اساس آن می‌بایست برای یاری هر مظلومی در مکه و باز گرفتن حق او از ستمکار، متحد شوند و اجازه ندهند در مکه بر کسی ستم رود. رسول خدا بیست ساله بود که در خانه عبدالله بن جدعان در این پیمان شرکت کرد و با قریشیان هم‌پیمان گردید تا یاور ستمدیدگان باشد.

آن حضرت سال‌ها پس از حلف الفضول در زمان بسط اسلام فرمود:
«در سرای عبدالله بن جدعان در پیمانی شرکت کردم که اگر در اسلام هم به مانند آن دعوت می‌شدم اجابت می‌کردم و اسلام جز استحکام، چیزی بر آن نیفزوده است.»

حضرت محمد در سن 35 سالگی با تدبیر خود در نصب حجرالاسود (در ماجرای تجدید بنای کعبه) مانع جنگ و نزاع بین طواپف قریش گردید.

آوازه امانت‌داری و راست‌گفتاری محمد صلی الله علیه و آله باعث شد تا حضرت خدیجه علیهاسلام، دختر خویلد، زن برجسته و ثروتمند قریش که برای تجارت، از مردان یاری می‌گرفت او را به همکاری دعوت نماید و آن حضرت را در قالب قراردادی برای تجارت عازم شام «سوریه» کند.

رسول اکرم پس از بازگشت، سود فراوانی را که به دست آورده بود به خدیجه سپرد. خدیجه که شیفته‌ی حسن خلق و صفات برجسته او شده بود، به آن حضرت پیشنهاد ازدواج داد که مورد پذیرش او قرار گرفت. ازدواج آن ها دو ماه و بیست و پنج روز پس از بازگشت او از شام «سوریه» بوده است. سن خدیجه را هنگام ازدواج با پیامبر از 25 تا 40 ، متفاوت، نقل کرده‌اند.
! همسران و فرزندان
خدیجه اولین همسر پیامبر صلی الله علیه و آله بود و تا زمانی که زنده بود رسول خدا همسر دیگری اختیار نکرد.
پیامبر از خدیجه دارای سه پسر و چهار دختر شد: قاسم (که کنیه پیامبر صلی الله علیه و آله به همین خاطر ابوالقاسم است)، عبدالله، طاهر، رقیه، ام الکلثوم، زینب و حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام.
پیامبر از دیگر همسران خود فرزندی نداشت جز از ماریه قبطیه که صاحب پسری به نام ابراهیم گردید.
!امام علی علیه السلام در دامن پیامبر
حضرت محمد برای کمک به عمویش ابوطالب که در تنگدستی قرار گرفته بود، فرزند او علی را همراه برد و تحت سرپرستی خود قرار داد و عباس ابن عبدالمطلب ،عموی پیامبر، هم فرزند دیگر ابوطالب، جعفربن ابیطالب را به همراه برد. آنگاه رسول خدا فرمود: « من همان را برگزیدم که خدا او را برای من برگزیده است.»
!بعثت پیامبر اکرم
پیامبر اکرم هر سال مدتی را در غار حرا به اعتکاف می‌نشست. در این مدت که دور از مردم، تنها به عبادت خداوند می پرداخت کسی جز علی علیه السلام او را نمی‌دید.
پس از پایان اعتکاف به مکه باز می‌گشت، گرد خانه خدا طواف می‌کرد و سپس به خانه می‌رفت.

محمد در بامداد بیست و هفتم ماه ماه رجب سیزده سال قبل از هجرت، در غار حراء با نزول جبرئیل (فرشته وحی) و تلاوت آیات ابتدای سوره علق از جانب خداوند به پیامبری مبعوث گردید. پیامبر پس از نزول وحی از حرا پاپین آمد و به سوی خانه خدیجه رهسپار شد.
اولین بانویی که به محمد صلی الله علیه و آله ایمان آورد و رسالت او را تصدیق کرد همسرش خدیجه و اولین مرد، علی علیه السلام بود؛ چنانکه خودش در نهج البلاغه می‌گوید:
''«در آن زمان، اسلام درخانه‌ای نیامده بود مگر خانه‌ی رسول خدا و خدیجه، و من سوم ایشان بودم. نور وحی و رسالت را می‌دیدم و بوی نبوّت را استشمام می کردم.»''
!دعوت سرّی به اسلام
پیامبر اسلام سه سال تمام به دعوت سری پرداخت و عده‌ای مخفیانه به آیین اسلام گرویدند. برخی از این افراد عبارتند از:
زید ابن حارثه، زبیر، عبدالرحمن ابن عوف، سعد ابن ابی وقاص، طلحه، ابوعبیده جراح، ابو مسلمه، ارقم بن ابی الارقم، خباب ابن ارت، ابوبکر.
!دعوت نزدیکان خود به اسلام
پس از سه سال دعوت مخفیانه، از جانب خداوند، آیه «و انذر عشیرتک الاقربین» (''خویشاوندان نزدیک خود را از عذاب الهی بترسان'') ـ سوره شعراء/ 214ـ بر آن حضرت نازل شد.

رسول خدا نزدیکانش از خاندان عبدالمطلب را به منزل خود دعوت نمود و پس از پذیرایی از آنان، رسالت خود را اعلام فرمود ولی با انکار ابولهب مواجه شد و همه متفرق شدند.

پیامبر بار دیگر آنها را گرد آورد و علی علیه السلام خوراکی برایشان فراهم ساخت. آنگاه رسول خدا شروع به سخن نمود و آنان را به رسالت خویش از طرف خدا آگاه ساخت و فرمود:
«کدامیک از شما در راه اسلام مرا کمک می‌دهد تا برادر من و وصی من و خلیفه من در میان شما باشد؟»

هیچ کدام سخن نگفتند جز امام علی که از همه کم‌سال‌تر بود. علی گفت: «یا رسول الله! من تو را در این کار یاری می‌دهم.»
این ماجرا تا سه بار تکرار شد.

سپس رسول خدا فرمود: « این (علی علیه السلام)، برادر و وصی و خلیفه من در میان شماست. پس از او بشنوید و فرمانش را پیروی کنید. جمعیت به پا خاستند و خندیدند و به ابوطالب گفتند: «تو را امر کرد که حرف پسرت را گوش کنی و او را اطاعت کنی.»
از همین زمان بود که قریش، آشکارا به دشمنی با رسول خدا پرداخت.
!دعوت همگانی
در مرحله دوم از دعوت پیامبر، فرمان وحی رسید که:
« فاصدع بما تؤمر و اعرض عن المشرکین انا کفیناک المستهزئین» (سوره حجر، آیه94 - 95)
''ترجمه: پس آنچه را بدان مأموری، آشکار کن و از مشرکان دوری جوی که ما شرّ مسخره کنندگان را از تو برطرف خواهیم کرد.''
در پی این فرمان پیامبر، رسالت خود و دعوت به اسلام را علنی نمود.

مردم قریش او را مسخره کردند و مورد آزار و اذیّت قرار دادند. به‌ویژه به این دلیل که وی به صراحت از بتان و آیین و روش‌های ضد انسانی آنان انتقاد می‌کرد. ابوطالب در این دوران علی‌رغم مخالفت‌ها و دشمنی‌های قریش ایستادگی کرد و از برادرزاده خود، محمد صلی الله علیه و آله، نگاهبانی نمود.
!هجرت به حبشه
به‌تدریج نام رسول خدا و دین اسلام به اطراف مکه و نواحی گوناگون عربستان کشیده می‌شد. انتشار روزافزون اسلام، افکار قریش را پریشان کرد و آنها را به فکر چاره انداخت تا از هر راه ممکن، این نور مقدس را خاموش کنند. بارها برای شکایت از پیامبر، نزد ابو طالب، بزرگ قریش آمدند و زبان به گله و تهدید گشودند، لیکن ابوطالب از حمایت پیامبر قدمی عقب ننشست و لحظه ای از دفاع او فروگذار ننمود.
بارها سعی کردند پیامبر را با ثروت و قدرت تطمیع کنند ولی ناکام ماندند. پس از این ناامیدی، بر دشمنی و آزار رسول خدا افزودند. به‌خصوص یاران آن حضرت مانند بلال حبشی ، عمار یاسر و همسرش، عبدالله ابن مسعود و .... را تحت شدیدترین شکنجه‌ها قرار دادند.

این فشارها چنان شدت گرفت که گروهی از اصحاب به نزد پیامبر آمدند و درباره مهاجرت از مکه کسب تکلیف کردند. پیامبر فرمود:« اگر به حبشه سفر کنید، بسیار برای شما سودمند خواهد بود.»
و به این ترتیب به تعدادی از یاران خود اجازه مهاجرت به حبشه را صادر فرمود. آنها به سرپرستی جعفر ابن ابیطالب در گروهی متشکل از هشتاد و سه مرد و هیجده زن، رهسپار حبشه شدند.

قریش برای مقابله با پیامبر و مسلمانان از راههای مختلفی وارد شد که برخی از آنها و حوادث این دوران عبارتند از:
مراجعت گروه اولیّه مهاجرین به مدینه به سبب انتشار خبری دروغین
ورود گروه تحقیق مسیحیان حبشه به مکه
سفر گروهی از مشرکین به مدینه برای ملاقات با یهودیان
تهمت های ناروا به پیامبراسلام
اندیشه مقابله با قرآن
تحریم شنیدن آیات قرآن
جلوگیری از اسلام آوردن افراد
و محاصره اقتصادی که در اثر آن پیامبر و مسلمان‌ها مجبور شدند از مکه خارج شوند و مدت سه سال را در تنگنای شدید در درّه ای به‌نام شعب ابوطالب بگذرانند.

این ماجرا شش سال پس از بعثت رسول خدا در اولین شب ماه محرم سال هفتم واقع شد. رسول خدا و همه بنی هاشم و بنی‌ مطلب سه سال ( تا نیمه رجب سال دهم) در شعب ابی طالب گرفتار بودند.
!مرگ خدیجه و ابو طالب
در رمضان سال دهم بعثت (دو ماه پس از خروج بنی هاشم از شعب و سه سال پیش از هجرت)، ابوطالب و خدیجه به فاصله سه روز از یکدیگر از دنیارفتند؛ ابتدا خدیجه در سن 65 سالگی و سپس ابوطالب در سن هشتاد و چند سالگی با مرگ خود، رسول خدا را داغدار کردند. آن دو در حجون مکه به خاک سپرده شدند.
! دعوت از مردم طائف
سفر رسول خدا به طائف برای دعوت مردم به اسلام و واقعه معراج از حوادث مهم این دوران است.
حضرت محمد پس از آن که از طرف خداوند مامور شد دعوت خود را آشکار کند، در سال چهارم بعثت ده سال پی در پی با قبائل گوناگون عرب تماس گرفت و آنان را به دین اسلام دعوت کرد. به آنان می فرمود: «بگوئید لا اله الا الله تا رستگار گردید.» ولی آنان از پذیرش دعوت پیامبر سر باز می‌زدند.

مشرکان با آنکه معجزه‌های گوناگونی از پیامبر مشاهده می‌کردند، باز او را ساحر می‌خواندند و دعوت او را نمی‌پذیرفتند. در سال یازدهم بعثت، شش تن از مردان قبیله قبیله خزرج از شهر مدینه در ایام حج با پیامبر دیدار کردند. آنها در عقبه منی (دره ای در پایین منطقه منی) با رسول خدا پیمان بستند و دین اسلام را پذیرفتند.

یک سال بعد، دوازده تن از مردم مدینه (پنج تن از آنان همان کسانی بودند که سال قبل اسلام آورده بودند و هفت تن از افراد جدید بودند.) در ایام حج در عقبه منی با پیامبر صلی الله علیه و آله بیعت کردند و هنگام بازگشت، رسول خدا مصعب ابن عمیر را همراه آنان به مدینه فرستاد تا به هر کس مسلمان می‌شود، قرآن کریم بیاموزد و دیگر مردم مدینه را نیز به اسلام دعوت کند؛ سران دو قبیله بزرگ قبیله اوس و خزرج و قبایل آنان و بسیاری از اهل مدینه در اثر تبلیغات مصعب بن عمیر و دیگر مسلمانان مدینه به اسلام گرویدند.
!پیمان عقبه
در ذی الحجه سال سیزدهم بعثت، هفتاد و پنج تن از مسلمانان مدینه که دو تن از آنان زن بودند، در موسم حج در منی با رسول خدا بیعت کردند. در پی بازگشت آنها به مدینه، آیین اسلام گسترش بیشتری یافت و به جز چند تن از بزرگان قوم که آنان نیز به‌تدریج به اسلام روی آوردند، بقیه مردم مدینه مسلمان شدند.

قریش که از پیمان دو قبیله اوس و خزرج با رسول خدا صلی الله علیه و آله آگاه شدند، هر روز فشار و آزار خویش را به مسلمانان بیشتر کردند. رسول خدا صلی الله علیه و آله برای رهایی آنان از ستم مشرکان، اجازه هجرت به مدینه را صادر فرمود و مسلمانان، گروه گروه به مدینه مهاجرت کردند.
!هجرت پیامبر به مدینه
کسی جز رسول خدا و امام علی علیه السلام و تعداد انگشت‌شماری از مسلمانان در مکه باقی نمانده بودند که سران قریش تصمیم نهایی را گرفتند. آنها در دارالندوه (مجلس شورای مکه) گرد آمدند و به پیشنهاد ابوجهل قرارشد از هر قبیله، جوانی شجاع انتخاب شود و همگی شبانه، دسته‌جمعی به خانه پیامبر هجوم ببرند و او را بکشند. این فکر به اتفاق آرا تصویب شد و قرار شد چون شب فرا برسد، آن افراد ماموریت خود را انجام دهند.
در این هنگام جبرئیل فرمان هجرت به مدینه را از جانب خداوند به آن حضرت ابلاغ نمود.

آن شب (شب پنج شنبه اول ماه ربیع الاول سال چهاردهم بعثت)، علی علیه السلام به جای پیامبر در بستر خوابید. (خداوند درباره همین شب « لیلة المبیت » و فداکاری امام علی آیه 207 سوره بقره را نازل کرده است.)

با ناکام‌ماندن نقشه قریش، پیامبر اکرم پس از سه روز توقف در غار ثور، به مدینه هجرت نمود. وی روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول، نزدیک ظهر وارد منطقه قبا واقع در 6 کیلومتری مدینه شد و در مدت توقف خود (که مدتش را از 3 تا 23 روز نقل کرده اند)، اولین مسجد اسلام « مسجد قبا » را بنا نهاد و پس از پیوستن علی علیه السلام و بعضی افراد خانواده‌ا‌ش وارد مدینه شد. سپس مسجد رسول خدا را بنا نهاد و پس از امضاء صلحنامه با یهودیان مدینه، بین مسلمانان، پیمان برادری منعقد نمود.

در سال دوم هجرت قبله مسلمانان از مسجد الاقصی به کعبه تغییر یافت. در همین سال اولین نبرد مسلمانان با کفار به نام جنگ بدر اتفاق افتاد که با پیروزی قاطع مسلمانان پایان یافت.
ازدواج امام علی علیه السلام با حضرت فاطمه، دختر پیامبر، از دیگر وقایع سال دوم هجرت است.
!غزوه‌ها
قریش برای انتقام جنگ بدر دست به تهیه لشگر و تجهیزات زد که منجر به جنگ دیگری به نام جنگ احد گردید که با شهادت بسیاری از مسمانان خاتمه یافت.
در همین سال بلافاصله پس از غزوه احد، غزوه حمراء الاسد واقع شد وسپس غزوه ذی الامر، بحران، سریه های محمد بن مسلمه و زید بن حارثه کلبی.

غزوه‌ها و سریه‌های سال دوم هجرت: غزوه بواط، عثیده، غزوه سفوان، جنگ بدر، قزوه بنی قینقاع، غزوه السویق، عبدالله بن جحش، عمیر بن عدی، سالم بن عمیر.

نیمه ماه رمضان این سال ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام است؛ در این سال سریه رجیع و سریه بئر معونه واقع شده که با توطئه کفار به شهادت گروهی از مسلمانان منتهی شد.

غزوه بنی نضیر با یهودیان بنی نضیر که به خروج آنها از مدینه منتهی شد و غزوه ذات الرقاع و غزوه بدر صغری و سریه ابو مسلم و سریه عمربن امیه در سال چهارم هجرت واقع شد. در این سال امام حسین علیه السلام متولد شد، مادر علی علیه السلام، فاطمه بنت اسد ، وفات یافت و حکم حرمت شراب نازل گشت.

در سال پنجم هجرت، غزوه احزاب (خندق) و بنی قریظه با یهودیان بنی قریظه و سریه ابوعبیده جراح واقع شد.
(غزوه به جنگ هایی گفته می‌شود که پیامبر شخصا در آن شرکت داشتند.)
(سریه به لشگرهایی گفته می‌شود که اّن حضرت به فرماندهی دیگران به نقاط مختلف گسیل می داشتند.)
!وقایع سال ششم هجرت
در این سال غزوه ذی قرد و غزوه بنی المصطلق و واقعه صلح حدیبیه اتفاق افتاد که طبق معاهده با کفار، مسلمانان می‌توانستند سه روز در سال به مناسک عمره در مکه بپردازند. رسول خدا صلی الله علیه و آله در این سال توسط سفیران متعدد، نامه‌هایی را برای دعوت به اسلام به سوی فرمانروایان کشورهای مختلف ارسال نمود:

دحیه بن خلیفه کلبی را نزد قیصر پادشاه روم، عبدالله بن خدافه را نزد خسرو پرویز و نیز سفیرانی به یمامه، بحرین، شام، مصر ، حبشه، یمن و برخی مناطق دیگر فرستاد.
!حوادث سال هفتم هجرت
در این سال، جنگ مهمی با یهودیان منطقه خیبر در گرفت که به جنگ خیبر معروف است و با رشادت‌های امام علی علیه السلام به پیروزی اسلام و فتح دژها و قلعه‌های یهودیان منجر شد. جعفر بن ابی طالب نیز در همین سال از حبشه بازگشت که موجب شادمانی پیامبر گردید.

در همین سال پیامبر به همراه مسلمین عازم عمره شد که به (عمره قضا) معروف است؛ زیرا این عمره، قضای همان عمره است که سال قبل در حدیبیه به صلح انجامید.

سریه‌های زیر در این سال واقع شده است:
سریه تربة، نجد، فدک، سریه زبیر بن قوام، غالب بن عبدالله، بشیر بن سعد، ابن ابی العوجاء و عبدالله بن حدرد.
!حوادث سال هشتم هجرت
از وقایع این سال، جنگ موته به فرماندهی جعفر بن ابیطالب است و سریه ذات السلاسل؛ و مهمترین واقعه، فتح مکه و انهدام بت‌خانه‌‌ها است. تا ماه شوال همین سال سریه های خالد بن سعید به عرنه، هشام بن عاص به یلمم، غالب بن عبدالله به سوی بنی محارب، نمیلة بن عبدالله بر سر بنی ضمرة، خالد ابن ولید و غمیصاء نیز واقع شده است.

پس از فتح مکه، در بازگشت به سوی مدینه، جنگ حنین رخ داد که با پیروزی مسلمین و به‌دست آوردن غنائم زیاد پایان یافت. سپس رسول خدا عازم طائف گردید و پس از جنگ طائف برای انجام عمره وارد مکه شد. عتاب بن اسید را حاکم مکه کرد و معاذ ابن جبل را به تعلیم قرآن و احکام اسلام به مکیان گماشت و آنگاه رهسپار مدینه گردید.

سریه‌های غالب بن عبدالله کلبی به کدیه و به فدک، سریه کعب بن عمیر، شجاع بن وهب، قطبة بن عامر و سریه ابو قتاده انصاری در همین سال واقع شده است.
در پایان این سال، وفات زینب دختر بزرگ رسول خدا، و تولد پسرش ابراهیم نیز به وقوع پیوست.
!حوادث سال نهم هجرت
از حوادث این سال جنگ تبوک با رومیان است که سی هزار نفر از مسلمین در آن حضور داشتند که بدون جنگ خاتمه یافت.
در بازگشت از همین غزوه منافقین تصمیم به قتل پیامبر گرفتند که نقشه آنان با تدبیر پیامبر خنثی گردید. در این سال، مسجد ضرار (مسجدی که منافقین به عنوان پایگاه توطئه‌چینی‌های خود بنا کرده بودند) به امر پیامبر تخریب شد.
همچنین به امر خداوند، پیامبر اکرم موظف به ابلاغ سوره برائت به علی علیه السلام شد تا برای حجاج مکه تلاوت کند.

پس از غزوه تبوک با وجودی که مسلمانان با ارتش روم درگیر نشدند، سراسر عربستان مرعوب قدرت مسلمین شد. لذا مردم طائف پس از بیست روز محاصره ، توسط عروة بنی مسعود یکی از رؤسای خود اسلام را پذیرفتند.

سریه‌های عقیقه بن حصن، ضحاک بن صفیان، علقمة بن مجزّز و سریه امام علی علیه السلام بر سر قبیله طی برای نابود ساختن بت‌خانه‌ی فلس در این سال واقع شده است.
!حوادث سال دهم هجرت
در این سال، ابراهیم فرزند 18 ماهه رسول خدا از ماریه قبطیه از دنیا رفت.
همچنین واقعه مباهله با مسیحیان نجران در همین سال اتفاق افتاد.
!سال یازدهم هجرت
در این سال پیامبر اکرم آخرین حج خود را انجام داد که به حجة الوداع معروف است.
همچنین در بازگشت از همین سفر پیامبر به امر خداوند امام علی را به جانشینی خود منصوب نمود که چون این کار در منطقه ای به نام غدیر خم اتفاق افتاد، این واقعه نیز به عید غدیر خم مشهور گردید.

پس از این که پیامبر به مدینه بازگشت و پس از توصیه مردم به پیروی از قرآن و اهل بیت، در بیست و هشتم ماه صفر سال یازدهم هجری از دنیا رفت

گرامیداشت هفته وحدت

پبروزی انقلاب اسلامی مان را مدیون " وحدت" امت اسلامی هستیم و به ثمررسیدن خون شهیدان نهضت را در سایه یكپارچگی ملت ایران بر محور " ولایت فقیه" و رهبری امام بزرگوارمان می دانیم، كه ما را در سایه ی اسلام وبر پایه ی ایمان، جمع كرد و هدایت نمود.

گرامی باد هفته ی وحدت، كه درآن میثاق ها تحكیم می شود ، پبمان ها استوارتر می گردد ، خون ها در هم می جوشد ، دست ها وبازوها درهم قرار می گیرد ، چهره ها بر یكدیگر لبخند پبروزی و صفا می زند ، قشرها همه باهمند ، امت، یكپارچه و منسجم است و شیعه و سنی، به یاد سالروز میلاد رسول گرامی اسلام، با هم و در كنار هم، در یك راه و به سوی یك هدف سرود وحدت می خوانند.

قبله ی مشترك، رسول مشترك، كتاب واحد و رهبر واحد، وحدت بخش قشرهای این امت شهید است.

گرامی باد هفته وحدت، سالروز ولادت پبامبر رحمت و مربی انسانها و سفیر گرانقدر الهی به سوی مردم.

گرامی باد هفته وحدت كه در بردارنده ولادت ششمین پبشوای شیعه است. گرامی باد هفته ی وحدت، كه خنثی كننده ی توطئه های دشمنان، درمسیر تفرقه افكنی است.

گرامی باد هفته وحدت، كه هفته نور و سرور، و ایام شادی و همبستگی است.

گرامی باد هفته وحدت كه ملت ما را منسجم تر می كند،

و امتمان را با رهبر خود پبوندی مجدد می زند،

گرامی باد این هفته كه بازوها را با هم گره زده ، توان ها را درجهت واحد و بر ضد دشمن متجاوز به كار می گیرد.

گرامی باد هفته وحدت ، كه پبام" رسالت" و ندای " امامت" رابه گوش متجاوز، به كار می گیرد.

هفته ی وحدت ، چتری مبارك ازایثار و فداكاری بر مردم است.

چشمه ساری از معرفت و شعور، در كام تشنه ی خلق خداست.

سایه ساری آرامش بخش ، دل انگیز و روح پرور برای هموطنان مسلمان ماست.

الهام بخش حركت و انسجام و اخلاص است.

زداینده ی كینه ها ، كدورت ها ، خودخواهی ها ، گروه گرائی ها ، تعصب ها ، ملیت پرستی ها ، فرقه بازی ها و تفرقه جوئی هاست.

هفته ی وحدت، ایام میثاق با خون شهیدان است.

هفته ی پبمان با راه اسلام و خط امام فقیدمان ، حضرت روح الله (ره ) است.

هفته ی درس آموزی از كلاس معلم بشریت ، حضرت ختمی مرتبت(ص) است كه به بركت میلادش چهره ی جهان دگرگون شد ، شرك ها به توحید مبدل گشت ، عبادت خدا جای اطاعت از طاغوت ها را گرفت ، نفاق ها به یكرنگی گرائید و خصومت ها و دشمنی های چندین ساله، به " اخوت اسلامی" تبدیل شد ، مهاجر و انصار، برادر شدند و عرب و عجم، یار هم گشتند و سفید و سیاه برابر گردیدند.

دراین هفته ، رسالتمدار بزرگ، حضرت محمد بن عبدالله (ص) دیده به جهان گشود تا نعمت خدا، بربندگان تكمیل شود ، راه از چاه باز شناخته گردد و مردم در سایه نبوتش ، از ضلالت به هدایت ، از ظلمت به نور و از تفرقه به وحدت برسند.

اكنون نیز، كه هزار و چهارصد و اندی از آن تاریخ می گذرد ، ملت ما ، در سالگرد این میلاد مقدس، پرشكوهترین مراسم ، گرم ترین مجالس و باصفا ترین تجمعات را به پا می دارند تا روح اخوت اسلامی درپبكره ی اجتماع ، بیش از پیش زنده شود