تصاویر ویژه سالروز ولادت امام حسین علیه السلام (۱۳۹۵)

تصاویر ویژه سالروز ولادت امام حسین علیه السلام (۱۳۹۵)

عید مبعث مبارک

شکلک های محدثه

مبعث حضرت رسول اکرم ( ص)

آنچه از زندگی امام موسی بن جعفر (ع) نمی‌دانید

 امام  موسی بن جعفر الکاظم، یا موسی کاظم ملقب به ابو ابراهیم، ابوالحسن و ابو عبدالله هفتمین امام شیعیان پس از پدرش امام جعفر صادق ( ع ) است. ایشان در روز ۷ صفر سال ۱۲۸ ه.ق. در ابواء (منطقه‌ای در میان مکه و مدینه) به دنیا آمد. مادرش برده‌ای آزاد شده به نام حمیده بود که نامهای دیگری از قبیل حمیده بربریه و حمیده اندلسیه نیز برای او نقل شده‌است. اهل سنت به عنوان یک عالم دینی به امام موسی کاظم ( ع ) احترام می‌گذارند. زندگی ایشان همزمان با زندگی خلفای عباسی منصور، هادی، مهدی و هارون‌الرشید بود.

امام موسی کاظم (ع )چندین بار به زندان افتاد و عاقبت در زندان سندی بن شاهک در بغداد از دنیا رفت. علی بن موسی الرضا امام هشتم شیعیان دوازده امامی، فاطمه معصومه و ابراهیم از جمله فرزندانش هستند.برخی منابع از هوش سرشار ایشان در دوران کودکی یاد می‌کنند. محمدباقر مجلسی داستانی را روایت می‌کند که در آن ابوحنیفه به دیدار امام جعفر صادق ( ع ) می‌آید تا از او در مورد مسئلهٔ سؤال کند که با پسرش امام  موسی کاظم ( ع ) که در آن موقع پنج سال داشت مواجه می‌شود. ابوحنیفه سؤالی را که برای امام جعفر صادق ( ع ) آماده کرده بود از ایشان می‌پرسد: " پسر! گناه از کجا صادر می‌شود؟ از طرف خداست یا از طرف بندهٔ خدا؟"

 

امام موسی کاظم ( ع ) پاسخ می‌دهد: "یا از طرف خداست و بنده هیچ نقشی در آن ندارد که در آنصورت خداوند بنده را به خاطر چیزی که در آن نقشی نداشته تنبیه نمی‌کند. یا از طرف خداوند و هم از طرف بنده است که در آنصورت خداوند شریک قوی تر است و شریک قوی تر حق ندارد ضعیف تر را به خاطر گناهی که هر دو در آن نقش داشته‌اند تنبیه کند. یا از طرف بنده است و خدا در آن نقشی ندارد که در آن صورت اگر خدا بخواهد بنده را می‌بخشد و اگر نخواهد تنبیه می‌کند، و خدا کسی است که کمکش در همه حال طلب می‌شود." نقل است که ابوحنیفه با شنیدن این پاسخ، خانهٔ امام جعفر صادق ( ع )  را ترک کرده اظهار داشت: این پاسخ برایش کافی بوده است.

امام  موسی کاظم ( ع )  به خاطر صبر زیاد و به این دلیل که خشمش را فرومی‌خورده است، به کاظم ملقب شد. همچنین به این دلیل که نسبت به کسانی که به او بد کرده بودند مهربان و بخشنده بوده است به این نام نامیده شد. به نوشتهٔ ابن خلکان، وقتی کسی از او بدگویی می‌کرد هدیه‌ای برایش می‌فرستاد.گفته می‌شود که مردی در حضور امام موسی کاظم (ع ) به جدش علی بن ابیطالب ( ع ) توهین کرد. همراهان ایشان خواستند به مرد حمله کنند، این امام بزرگوار  مانع از این کار شد.

امام موسی کاظم ( ع ) خلفای عباسی را تأیید نمی‌کرد و پیروانش را از همکاری با خلفای جور نهی می‌کرد، مگر کسانی که با کار در دستگاه خلافت می‌توانستند باعث برداشتن مقداری از فشار از روی شیعیان شوند. نقل است که هارون الرشید با وجود دشمنی با امام موسی کاظم ( ع )  احترام زیادی برایش قائل بود. وقتی پسرش مأمون علت این احترام را ازاو پرسید، هارون پاسخ داد که امام موسی کاظم ( ع )، امام و حجت خداوند بر بندگانش در زمین است. هارون همچنین می‌گوید: «من به حسب ظاهر و با زور و فشار امام امت هستم در حالی که امام موسی کاظم ( ع ) امام واقعی مردم است.»

با این حال هارون به مأمون خاطر نشان می‌کند که خلافت را به امام موسی کاظم (ع ) نخواهد داد: «به خدا سوگند که اگر تو خودت قصد کنی خلافت را از من بستانی، آن را از تو پس خواهم گرفت، اگرچه این کار به قیمت درآوردن چشمانت تمام شود». همچنین هارون به مأمون توصیه می‌کند که اگر به دنبال دانش واقعی است آن را از امام موسی کاظم (ع )بگیرد. «این (موسی کاظم) میراث دار دانش انبیاست... اگر به دنبال دانش واقعی هستی آن را نزد او خواهی یافت.» نکته جالب این است که سالها بعد وقتی مأمون خودش خلافت را به دست آورد، اصرار داشت تا آنرا به پسر امام موسی  کاظم ( ع )، علی بن موسی الرضا (ع) بسپرد؛ با این استدلال که شخصی را بر روی زمین داناتر از او نمی‌شناسد.

 

امام موسی کاظم ( ع )  چندین بار در طول زندگی اش به زندان افتاد. اولین بار به دستور مهدی، خلیفه عباسی، دستگیر و به بغداد منتقل شد. پس از این واقعه به نوشتهٔ ابن خلکان "خلیفه در خواب علی بن ابیطالب (ع ) را دید که می‌گفته است: چه بسا چون دست یابید، در این سرزمین فتنه و فساد کنید و پیوند خویشاوندانتان را بگسلید(قرآن ۴۷:۲۲) فضل بن ربیع نقل می‌کند که "خلیفه نیمه شب به دنبالم فرستاده بود که این باعث وحشت شدید من شد. وقتی به خدمتش رسیدم دیدم تنها نشسته و آیه بالا را به آواز می‌خواند؛ و کسی خوش صداتر از او ندیده بودم. به من گفت: امام"موسی بن جعفر ( ع ) را به نزدم بیاور". امرش را اطاعت کردم. پس خلیفه او را در آغوش گرفت؛ سپس او را پهلوی خود نشاند و گفت: "ابوالحسن! الآن امیرالمومنین را در خواب دیدم که این آیه را برایم قرائت می‌کرد. قول بده که علیه من یا هیچیک از فرزندانم شورش نخواهی کرد!"ایشان جواب دادند: "قسم به خدا که توان شورش ندارم." خلیفه گفت: "راست می‌گویی!" سپس دستور داد تا سه هزار سکه طلا به او بخشیده او را به مدینه نزد خانواده اش ببرند." فضل می‌گوید: "از ترس اینکه مبادا مانعی پیش بیاید، همان شب ترتیب سفرش را دادم و صبح نشده بود که در راه سفرش به مدینه بود.

دومین حبس امام موسی کاظم ( ع )  در پی بحثی بود که با هارون الرشید. خزایی رئیس نگهبانان قصر هارون الرشید از خوابی روایت می‌کند که باعث شد هارون الرشید، امام موسی کاظم ( ع )  را آزاد کند. خزایی نقل می‌کند که "فرستاده‌ای از طرف هارون نزدم آمد در ساعتی از شب که هیج وقت قبلا نیامده بود؛ و با چنان عجله‌ای مرا از جایی که خوابیده بودم بیرون کشید که حتی فرصت لباس پوشیدن پیدا نکردم. خیلی وحشت کرده بودم. وقتی به قصر رسیدم، خلیفه را دیدم که روی تختش نشسته بود. سلام کردم اما خلیفه ساکت حرفی نمی‌زد و این باعث شد بیشتر وحشت کنم. خلیفه سپس گفت "می دانی برای چه در این وقت شب پی ات فرستادم؟" گفتم: " به خدا که نه! ای امیر المومنین" گفت: "آگاه باش که چند لحظه پیش خواب دیدم که یک حبشی نیزه به دست به نزدم آمد و گفت: "موسی را در دم آزاد کن وگرنه با همین نیزه ذبحت می‌کنم." حالا برو و آزادش کن." گفتم: "ای امیرالمؤمنین! بروم و موسی پسر جعفر را آزاد کنم؟" گفت: "بله! برو موسی پسر جعفر را آزاد کن... سه هزار درهم به او بده و از قول من بگو که اگر می‌خواهد با ما بماند، هر چه بخواهد بدست خواهد آورد، اما اگر ترجیح می‌دهد به مدینه برگردد، اجازه دارد تا چنین کند." به زندان رفتم و دیدم که امام موسی کاظم ( ع ) یدار شده منتظرم نشسته است. گفت: "در خواب پیغمبر خدا را دیدم که به من گفت: موسی! تو به ناحق به زندان افتاده‌ای! کلماتی که می‌خوانم را با من تکرار کن! همانا امشب را تا پایان در زندان نخواهی ماند.

 به گفتهٔ فخری دلیل حبس نهایی امام موسی کاظم ( ع )  این بود که چند تن از خویشاوندانش که به او حسادت می‌کردند، خبرهای دروغ نزد هارون الرشید می‌آوردند مبنی بر اینکه مردم، ایشان  را امام دانسته اند و حق خمس خود را به او پرداخت می‌کنند، و اینکه امام موسی کاظم ( ع )  قصد خروج دارد. این گزارشها آنقدر تکرار شد که خلیفه را نگران کرد. در آن سال هارون به سفر حج رفت. در راه وقتی به مدینه رسید کاظم را دستگیر کرده با خود به بغداد آورد و در زندانی تحت حراست سندی بن شاهک در حبس قرار داد.

 به نقل از فخری، هارون در رقه بود که دستور قتل امام موسی کاظم ( ع )  را صادر کرد. پس از مسمومیت امام، به گفتهٔ فخری، چند نفر به عنوان شاهد به کرخ فرستاده شدند تا شهادت دهند که ایشان  بر اثر مرگ طبیعی از دنیا رفته است. امام موسی کاظم ( ع ) سپس در قبرستان قریش در سمت جنوبی بغداد به خاک سپرده شد. محل خاکسپاری اش قبرستانی در خارج از بغداد بود اما به زودی محل مراجعه زائرین شد و شهری به نام کاظمیه (شهر امام کاظم) در اطراف آن شکل گرفت. مدرسهٔ علمیه‌ای نیز در این شهر پا گرفت که هنوز محل مراجعهٔ دانشجویان از سراسر دنیاست.

« فهرست کتاب صحیفه سجادیه » اثر امام زین العابدین"ع"علی بن الحسین

« فهرست کتاب صحیفه سجادیه »

مقدمه

1- كيفيت دعاى آن حضرت اين بود كه پيش از آغاز هر دعا شروع مى‏كردبه ستايش خداى عزوجل و ثناىبر او ومى‏گ
2- نيايش پس از ستايش خدا در طلب رحمت بر رسول خدا صلى الله عليه و آله
3- نيايش در طلب رحمت بر حمله عرش و بر هر فرشته مقرب
4- نيايش در طلب رحمت بر پيروان پيمبران و مصدقين ايشان.
5- نيايش در باره خود و دوستانش
6- نيايش هنگام صبح و شام
7- دعاى حضرت هنگامى كه مهمى برايش رخ مى‏داد، يا حادثه اى بر او نازل مى‏شد و در هنگام اندوه
8- نيايش در پناه جستن به خدا از ناملائمات و اخلاق ناستوده و كردارهاى ناپسنديده
9- نيايش در اشتياق به طلب آمرزش از خداى تعالى
10- نيايش در مقام التجاء به خداى تعالى
11- نيايش در طلب فرجام نيك
12- نيايش در مقام اعتراف و طلب توبه
13- نيايش در طلب حاجتها از خداى تعالى
14- نيايش هنگامى كه ستمى به او مى‏رسيد يا از ستمگران كارى كه خوش نمى‏داشت مى‏ديد
15- نيايش هنگامى كه بيمار مى‏شد يا اندوه يا گرفتارئى بر او وارد مى‏گشت
16- نيايش، هنگامى كه از گناهان خود طلب گذشت مى‏كرد، يا در طلب عفو از عيوب خود زارى مى‏نمود
17- نيايش، هنگامى كه شيطان را بياد مى‏آورد و از او و دشمنى و مكر او، به خدا پناه مى‏برد
18- نيايش، هنگامى كه خطرى از او مى‏گذشت، يا مطلبى كه داشت بزودى بر آورده مى‏شد
19- نيايش، هنگام طلب باران پس از قحطى و خشكسالى
20- نيايش، در طلب اخلاق ستوده و افعال پسنديده
21- نيايش او، چون كارى او را اندوهگين مى‏ساخت و خطاها او را پريشان مى‏كرد
22- نيايش، هنگام سختى و مشقت و فرو بستگى كارها:
23- نيايش، هنگامى كه عافيت و شكر بر آن را از خدا طلب مى‏كرد
24- نيايش، درباره پدر و مادرش كه درود بر ايشان باد
25- نيايش، درباره فرزندانش عليهم‏السلام.
26- نيايش، در باره همسايگان و دوستانش هنگامى كه از ايشان ياد مى‏كرد
27- نيايش، در باره مرزداران
28- در اظهار ترس از خدا
نيايش، هنگامى كه روزى بر او تنگ مى‏شد
30- نيايش، در طلب كمك بر پرداختن قرض
31- نيايش در ذكر توبه و طلب آن از خداى تعالى
32- نيايش، در باره خود پس از انجام نماز شب، در مقام اعتراف به گناه
33- نيايش، در طلب خير
34- نيايش وى هرگاه گرفتار مى‏شد يا كسى را به رسوائى گناه گرفتار مى‏ديد
35- نيايش، در مقام رضا در آن هنگام كه به دنياداران مى‏نگريست
36- نيايش، هنگامى كه به ابر و برق مى‏نگريست و بانگ رعد را مى‏شنيد
37- نيايش، هنگامى كه به تقصير از اداء شكر اعتراف مى‏نمود
38- نيايش، در اعتذار از تبعات بندگان و از تقصير در حقوقشان و در طلب آزادى از آتش دوزخ
39- نيايش، در طلب عفو و رحمت
40- نيايش، هنگامى كه خبر مرگ كسى را مى‏شنيد يا از مرگ ياد مى‏كرد
41- نيايش، در طلب پرده پوشى و نگهدارى
42- نيايش، هنگام ختم قرآن
43- نيايش، هنگام نگاه كردن به ماه نو
44- نيايش، هنگامى كه ماه رمضان فرا مى‏رسيد
45- نيايش، در وداع ماه مبارك رمضان
46- نيايش، در روز عيد فطر و جمعه

47- نيايش، در روز عرفه

48- نيايش، در عيد اضحى و جمعه
49- نيايش در دفع مكر دشمنان و رد قهر و غلبه ايشان
50 - نيايش، در مقام خوف و خشيت
51 - نيايش، در تضرع و زارى
52 - نيايش، در مقام اصرار به طلب از خداى تعالى
53 - نيايش، در تذلل ب پيشگاه خداى عز و جل
54 - نيايش، در طلب گشايش اندوه‏ها

آیاتی که پیامبر در شأن علی(ع) معرفی کرد

 
مسابقات قرآن

پیامبر گرامی اسلام(ص) در روز غدیر آیاتی را در شأن امیرالمؤمنین(ع) و ائمه(ع) معرفی فرمود.

به گزارش مشرق، خداوند متعال صفات و ویژگی‌های برترین خوبان بشریت یعنی پیامبر گرامی اسلام(ص) و اهل‌بیت(ع) را در قرآن بیان فرموده است و این آیات را جز از منابع وحی یعنی بیانات معصومین(ع) و هدایت‌های الهی نمی‌توان کشف کرد. یکی از منابع رواییِ متواتر و متقنی که در آن برخی آیات بر ویژگی‌های اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) تعیین مصداق شده است، خطبه رسول گرامی اسلام(ص) در روز غدیر مشهور به خطبه غدیریه است. پیامبر(ص) بارها در اثنای این خطبه آیاتی را تلاوت فرمودند و این آیات را در شأن امام علی(ع) و سایر اهل‌بیت(ع) معرفی فرمودند. 

بخشی از این آیات را در ادامه بخوانید: 

* إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ بَعْدِی وَلِیُّکُمْ بَعْدَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَیّ بِذَلِکَ آیَة ...  «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُون» وَ عَلِی بْنُ أَبی طالِبٍ الَّذی أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَی الزَّکاةَ وَهُوَ راکِعٌ یُریدُالله عَزَّوَجَلَّ فی کُلِّ حالٍ.

جایگاه او (علی(ع)) نسبت به من به سان هارون نسبت به موسی است، لیکن پیامبری پس از من نخواهد بود او (علی)، صاحب اختیارتان پس از خدا و رسول است؛ و پروردگارم آیه ای بر من نازل فرموده که: «همانا ولی، صاحب اختیار و سرپرست شما، خدا و پیامبر او و ایمانیانی هستند که نماز به پا می دارند و در حال رکوع زکات می پردازند.» و هر آینه علی بن ابی طالب نماز به پا داشته و در رکوع زکات پرداخته و پیوسته خداخواه است.

*... کُلَّ ذَلِکَ لَا یَرْضَی اللَّهُ مِنِّی إِلَّا أَنْ أُبَلِّغَ مَا أَنْزَلَ إِلَیَّ فَقَالَ‏ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ‏ فِی عَلِیٍ‏ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاس‏ (مائده55)

... خداوند از من خشنود نخواهد شد مگر این که آن چه در حق علی علیه‌السلام فرو فرستاده به گوش شما برسانم. سپس پیامبر صلّی الله علیه و آله چنین خواند: «ی پیامبر ما! آن چه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده - در حقّ علی - ابلاغ کن؛ وگرنه کار رسالتش را انجام نداده ای. و البته خداوند تو را از آسیب مردمان نگاه می دارد.»

* مَعاشِرَالنّاسِ، علی (فَضِّلُوهُ). مَعَاشِرَ النَّاسِ مَا مِنْ عِلْمٍ إِلَّا وَ قَدْ أَحْصَاهُ اللَّهُ فِیَّ وَ کُلَّ عِلْمٍ عَلِمْتُ فَقَدْ أَحْصَیْتُهُ فِی إِمَامِ الْمُتَّقِینَ مَا مِنْ عِلْمٍ إِلَّا عَلَّمْتُهُ عَلِیّاً وَ هُوَ الْإِمَامُ الْمُبِین‏. (اشاره به آیه12 سوره یس: إِنَّا نَحْنُ نُحْیِ الْمَوْتی‏ وَ نَکْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ أَحْصَیْناهُ فی‏ إِمامٍ مُبینٍ‏»)

هان مردمان! او را برتر بدانید. چرا که هیچ دانشی نیست مگر اینکه خداوند آن را در جان من نبشته و من نیز آن را در جان پیشوای پرهیزکاران، علی، ضبط کرده ام. او (علی) پیشوای روشنگر است که خداوند او را در سوری یاسین یاد کرده که: «و دانش هر چیز را در امام روشنگر برشمرده‌ایم...»

* مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّهُ إِمَامٌ مِنَ اللَّهِ وَ لَنْ یَتُوبَ اللَّهُ عَلَی أَحَدٍ أَنْکَرَ وَلَایَتَهُ وَ لَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُ حَتْماً عَلَی اللَّهِ أَنْ یَفْعَلَ ذَلِکَ بِمَنْ خَالَفَ أَمْرَهُ فِیهِ وَ أَنْ یُعَذِّبَهُ‏ عَذاباً نُکْراً(کهف87) أَبَدَ الْآبِدِینَ وَ دَهْرَ الدَّاهِرِینَ فَاحْذَرُوا أَنْ تُخَالِفُونِی فَتَصِلُوا نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرِین‏ (بقره24)

هان مردمان! او از سوی خدا امام است و هرگز خداوند توبه منکر او را نپذیرد و او را نیامرزد. این است روش قطعی خداوند درباره ناسازگار علی و هرآینه او را به عذاب دردناک پایدار کیفر کند. از مخالفت او بهراسید و گرنه در آتشی درخواهید شد که آتش گیری آن مردمانند؛ و سنگ، که برای حق ستیزان آماده شده است.

* مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ قَوْلِی هَذَا عَنْ جَبْرَئِیلَ ع عَنِ اللَّهِ تَعَالَی فَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ (حشر18)‏أَنْ تُخَالِفُوا إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُون‏ (حشر18)

دور دورباد از درگاه مهر خداوند و خشم خشم باد بر آن که این گفته را نپذیرد و با من سازگار نباشد! هان! بدانید جبرئیل از سوی خداوند خبرم داد: «هر آن که با علی بستیزد و بر ولایت او گردن نگذارد، نفرین و خشم من بر او باد!» البته بایست که هر کس بنگرد که برای فردای رستاخیز خود چه پیش فرستاده. [هان!] تقوا پیشه کنید و از ناسازگاری با علی بپرهیزید. 

* مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّمَا أَکْمَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ دِینَکُمْ بِإِمَامَتِهِ فَمَنْ لَمْ یَأْتَمَّ بِهِ وَ بِمَنْ کَانَ مِنْ وُلْدِی مِنْ صُلْبِهِ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ الْعَرْضِ عَلَی اللَّهِ تَعَالَی فَ أُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِی‏ النَّارِ هُمْ خالِدُونَ‏ لا یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ یُنْظَرُون‏ (توبه17)

هان مردمان! خداوند عزّوجلّ دین را با امامت علی تکمیل فرمود. اینک آنان که از او و جانشینانش از فرزندان من و از نسل او - تا برپایی رستاخیز و عرضه ی بر خدا - پیروی نکنند، در دو جهان کرده هایشان بیهوده بوده در آتش دوزخ ابدی خواهند بود، به گونه ی که نه از عذابشان کاسته و نه برایشان فرصتی خواهد بود.

* وَ فِی عَلِیٍّ أَنْزَلَ اللَّهُ سُورَةَ الْعَصْرِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِوَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْر(والعصر)

ای مردم درباره علی(ع) سوره نصر را خداوند نازل کرد: بسم الله الرحمن الرحیم سوگند به عصرِ؛ که واقعاً انسان دستخوشِ زیان است؛ مگر کسانی که ایمان آورده و عمل صالح کرده و همدیگر را به حقّ سفارش و به شکیبایی توصیه کرده‌‏اند.»

* مَعَاشِرَ النَّاسِ آمِنُوا بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ بِالنُّورِ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ‏ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها (عَلی‏) أَدْبارِها (نساء47) مَعَاشِرَ النَّاسِ النُّورُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِیَّ ثُمَّ مَسْلُوکٌ فِی عَلِیٍّ ثُمَّ فِی النَّسْلِ مِنْهُ إِلَی الْقَائِمِ الْمَهْدِیِّ الَّذِی یَأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِن‏

ان مردمان! «به خدا و رسول و نور همراهش ایمان آورید پیش از آن که چهره ها را تباه و باژگونه شوید ... مردمان! نور از سوی خداوند عزّوجل در جان من، سپس در جان علی بن ابی طالب، آن گاه در نسل او تا قائم مهدی - که حق خدا و ما را می‌ستاند - جای گرفته.

* مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنِّی رَسُولٌ‏ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ‏ (آل‌عمران144) أَ فَإِنْ مِتُّ أَوْ قُتِلْتُ‏ انْقَلَبْتُمْ عَلی‏ أَعْقابِکُمْ ‏(آل‌عمران144) وَ إِنْ تَنْقَلِبُوا فَلَنْ تَضُرُّوا اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرِینَ‏ الصَّابِرِینَ(آل‌عمران144) أَلَا إِنَّ عَلِیّاً الْمَوْصُوفُ بِالصَّبْرِ وَ الشُّکْر ِ ثُمَّ مِنْ بَعْدِی وُلْدِی مِنْ صُلْبِه‏..

هان مردمان! هشدارتان می دهم: همانا من رسول خدایم. پیش از من نیز رسولانی آمده و سپری شده‌اند. آیا اگر من بمیرم یا کشته شوم، به جاهلیت عقب‌گرد می‌کنید؟ آن که به قهقرا برگردد، هرگز خدا را زیانی نخواهد رسانید و خداوند سپاسگزاران شکیباگر را پاداش خواهد داد. بدانید که علی و پس از او فرزندان من از نسل او، داری کمال شکیبایی و سپاسگزاری اند.

*ِ أَنَا صِرَاطُ اللَّهِ الْمُسْتَقِیمُ الَّذِی أَمَرَکُمْ بِاتِّبَاعِهِ ثُمَّ عَلِیٌّ مِنْ بَعْدِی ثُمَّ وُلْدِی مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ‏(اعراف181) ثُمَّ قَرَأَ ص الْحَمْدُ لِلَّهِ إِلَی آخِرِهَا..

هان مردمان! صراط مستقیم خداوند منم که شما را به پیروی آن امر فرموده. و پس از من علی است و آن گاه فرزندانم از نسل او، پیشوایان راه راستند که به درستی و راستی راهنمایند و به آن حکم و دعوت کنند.