بوی محرم می آید...تسلیت تسلیت

 

 

 

لوح حضرت زهرا (س)یادگار ولادت امام حسین(ع)

جابربن عبدالله انصاری برای عرض تبریک ولادت امام حسین (علیه السلام) نزد حضرت زهرا (سلام الله علیها) آمد. او دردستان حضرت لوحی سبزرنگ دید که گمان کرد اززمرد است که درآن نوشته های سفید رنگ همچون نورآفتاب به چشم می خورد وازمشک خوشبوتربود. جابرعرض کرد: پدرم ومادرم فدایت باد ای دختر رسول خدا، این لوح چیست؟ فرمود: این لوحی است که پروردگارعزوجل به پیامبرخویش اهدا کرده است که درآن نام پدرم و شوهرم وپسرانم واوصیاءازفرزندانم نوشته شده وپدرم این لوح را به من داده است. سپس حضرت زهرا علیه السلام لوح را به جابرداد واو نوشته ها را خواند و ازروی آن نوشت.نوشته های آن لوح آسمانی چنین بود: بسم الله الرحمن الرحیم. این نوشته ای است ازخدای عزیزعلیم برای محمد که نوراوو سفیراووحجاب ودلیل اوست. این لوح را روح الامین ازنزد پروردگارعالمیان آورده است. یا محمد! اسم های مرا با عظمت بشمارونعمت هایم را شکرنما وفضیلت هایم را انکارمکن.من خدایی هستم که جز من پروردگاری نیست. من درهم شکنندۀ زورگویان وذلیل کنندۀ ظالمان وپراکنندۀ دین هستم. من خدایی هستم که جز من پروردگاری نیست. هرکس که به غیر ازنعمت من امید داشته باشد واز عدالت غیر من بترسد، اورا عذابی خواهم کرد که هیچیک از عالمیان را آنگونه عذاب نکرده باشم. پس برتو باد که مرا عبادت کنی وبرمن توکل نمایی. من هیچ پیامبری را مبعوث ننمودم وروزگاراو سپری نشد مگرآنکه برای وی وصی و جانشینی قرار دادم. من تو را بردیگرپیامبرانم فضیلت دادم و وصی تورا نیزبردیگراوصیا برتری بخشیدم. آنگاه با دادن دو بچه شیربه وصیت، تو را اکرام نمودم. آن دو بچه شیر، دونوۀ تو حسین وحسن هستند. من حسن را پس ازپدرش معدن علم خویش قرار دادم. پس ازاو حسین را گنجینۀ وحی خویش قراردادم و به وسیلۀ شهادت، وی را اکرام نمودم و سعادت را سرانجام او قرار دادم. او با فضیلت ترین کسی است که شهید می شود و والامقام ترین شهید است. من کامل ترین سخنم واتمام حجتم را نزد اوقرار دادم. به وسیلۀ امامان ازفرزندان اوثواب می دهم وعقوبت می کنم. اولین امام از فرزندانش«علی» نام دارد که آقای عبادت کنندگان وزینت اولیای گذشته است. فرزند او همنام جدش«محمد» است. اوشکافندۀ علم من ومعدن حکمتم است. پس ازاوهلاک خواهد شد کسانی که درامامت «جعفر» شک کنند. رد کنندۀ سخن اوهمانند انکارکنندۀ سخن من است. این حتمی است که مقام جعفر را محترم خواهم داشت واو را دربارۀ شیعیان و یاران ودوستانش خوشحال خواهم کرد. پس ازاو«موسی» را برگزیده ام که زمان اوفتنۀ ظلمانی برمی خیزد. اما رشتۀ دستورات من قطع نمی گردد و حجت من مخفی نمی شود و یارانم به شقاوت نمی افتند. بدانید هرکس یکی از اولیای مرا انکارکند سخنم را انکارکرده است؛ و هرکس آیه ای از کتاب مراتغییردهد برمن افترا بسته است. پس وای بر افتراگویان وانکارکنندگان. پس ازوفات بنده ام ووصیم وبهترین خلقم موسی، انکارکنندۀ هشتمین امام منکرتمام اولیای من است. «علی» ولی وناصر من است. من بارنبوت را بردوش او می گذارم واین لطف را به وی می کنم که حامی نبوت باشد.شیطانی مستکبراو را شهید می کند. این سخن محکم ازسوی من است که چشمان اورا با ولادت« پسر»و جانشینش روشن خواهم کرد. او وارث علم من و معدن حکمت من ومکان اسرار من و حجت من برمخلوقاتم است. بهشت را جایگاه اوقرار دادم و وی را شفیع هفتاد هزارنفراز اهل بیتش قرار می دهم که همۀ آنان مستحق جهنم هستند. سعادت را برای فرزند او«علی» به انجام می رسانم که اویاری کننده وکمک من است، واو شاهد برمخلوقاتم و امین بروحی من است. فرزند او«حسن» است که راهنمایی کننده به سوی من و گنجینۀ علم است. آن گاه وصایت را با وصایت را با فرزند او که رحمتی برای عالمیان است کامل می کنم. فرزند او درآخرالزمان قیام می کند که برسرش ابری سفید است که از نور آفتاب وی را نگاه می دارد و با لسان فصیح سخن می گوید. او«مهدی آل محمد»است که زمین را پرازعدل وداد می کند پس ازآن که ازظلم پرشده باشد. او کمال موسی وهیبت عیسی وصبر ایوب را دارد. درزمان غیبت او یارانم ذلیل وخوار می گردند و کشته شده و به آتش کشیده می شوند. یارانم من همیشه ترسان و وحشت زده هستند. زمین با خون آنان رنگین می شود و مصیبت واندوه خانواده های آنان را فرا می گیرد. آنان به راستی اولیای من هستند و به وسیلۀ آنان هر فتنۀ ظلمانی را رفع می کنم وزلزله ها را دفع می نمایم وگرفتاری ها و زنجیرهای اسارت را برمی دارم. به آنان ازسوی پروردگارشان صلوات ورحمت نازل می شود و هدایت شده اند.

منابع :  بحارالانوار: ج36ص 195،202. /کمال الدین: ج1 ص308. /احتجاج: ص41. اختصاص:ص 210./ الغیبة طوسی:ص 29. /عیون اخبار الرضا(ع)ص 25.

جمله لقمان که فرشتگان را شگفت‌زده و او را حکیم کرد

--> -->

 

 پيامبر خدا حضرت محمد مصطفی (صلى الله عليه و آله) فرمودند: در حقيقت، لقمان، پيامبر نبود؛ ليكن بنده اى بود مصمّم، انديشه مند و با حُسن ظن. خدا را دوست مى‌داشت. پس خدا نيز او را دوست داشت و حكمت را بر او ضمانت كرد. وسط روز، خوابيده بود كه ناگهان به پذيرش خلافت، فرا خوانده شد كه: اى لقمان! آيا مى خواهى كه خداوند، تو را خليفه اى در روى زمين قرار دهد تا در ميان مردم، به حق، داورى كنى؟.
لقمان، بيدار شد و در پاسخ گفت: اگر پروردگارم مرا وادار كند، مى‌پذيرم؛ زيرا مى‌دانم كه اگر با من چنين كند . يارى ام مى نمايد و دانشم مى آموزد و از خطا نگاهم مى دارد. ولى اگر پروردگارم مرا مخيّر سازد، عافيت را مى پذيرم و بلا را نمى پذيرم.
فرشتگانى كه نمى‌ديدشان، با صدايى به او گفتند: اى لقمان! چرا چنين گفتى؟
گفت: زيرا حكمران، در سخت ترين و مشكل ترين مقام، جاى گرفته كه ظلم از هر طرف، بر او احاطه دارد؛ [امكان دارد] خوار شود يا يارى گردد. اگر به صواب داورى كند، اميد است كه نجات يابد و اگر [در داورى] به خطا رود، راه بهشت را به خطا رفته است. هر كس در دنيا حقير و بى مقام باشد ، بهتر از اين است كه صاحب مقام باشد، و هر كس دنيا را در مقابل آخرت بر گزيند، دنيا او را مى آزمايد ؛ ولى به پادشاهىِ آخرت، دست نمى‌يابد.
فرشتگان از زيبايىِ گفتار او، در شگفت شدند.
لقمان، لحظه‌اى خوابيد و سراسر وجودش آكنده از حكمت شد. پس، از خواب بيدار شد و [از آن پس ] حكيمانه سخن گفت.
پس از او، داوود عليه السلام به پذيرش خلافت ، فرا خوانده شد و او آن را پذيرفت و شرط لقمان را مطرح نكرد... . لقمان با دانش و حكمتش، داوود را يارى مى كرد. داوود گفت: «خوشا به حالت ، اى لقمان! به تو حكمت داده شد و بلا از تو دور گرديد ؛ ولى به داوود خلافت داده شد و دچار مصيبت و فتنه گرديد.

متن حدیث:
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :حَقّاً لَم يَكُن لُقمانُ نَبِيّاً ، ولكِن كانَ عَبداً صَمصامَةً ، كَثيرَ التَّفَكُّرِ، حَسَنَ الظَّنِ ، أحَبَّ اللّه َ فَأَحَبَّهُ ، وضَمِنَ عَلَيهِ بِالحِكمَةِ ، كانَ نائِماً نِصفَ النَّهارِ إذ جاءَهُ نِداءٌ : يا لُقمانُ، هَل لَكَ أن يَجعَلَكَ اللّه ُ خَليفَةً فِي الأَرضِ تَحكُمُ بَينَ النّاسِ بِالحَقِّ؟ فَانتَبَهَ فَأَجابَ الصَّوتَ ، فَقالَ : إن يُجبِرني حديث رَبّي قَبِلتُ ، فَإِنّي أعلَمُ إن فَعَلَ ذلِكَ بي أعانَني وعَلَّمَني وعَصَمَني ، وإنخَيَّرَني رَبّي قَبِلتُ العافِيَةَ ولمَ أقبَلِ البَلاءَ .
فَقالَتِ المَلائِكَةُ بِصَوتٍ لا يَراهُم: لِمَ يا لُقمانُ؟
قالَ: لِأَنَّ الحاكِمَ بِأَشَدِّ المَنازِلِ وأكدَرِها يَغشاهُ الظُّلمُ مِن كُلِّ مَكانٍ يَنجو ويُعانُ وبِالحَرِيِّ أن يَنجُوَ ، وإن أخطَأَ أخطَأَ طَريقَ الجَنَّةِ ، ومَن يَكُن فِي الدُّنيا ذَليلاً خَيرٌ مِن أن يَكونَ شَريفاً ، ومَن يَختَرِ الدُّنيا عَلَى الآخِرَةِ تَفتِنهُ الدُّنيا ولا يُصيبُ مُلكَ الآخِرَةِ.
فَعَجِبَتِ المَلائِكَةُ مِن حُسنِ مَنطِقِهِ، فَنامَ نَومَةً فَغُطَّ بِالحِكمَةِ غَطّا فَانتَبَهَ فَتَكَلَّمَ بِها ، ثُمَّ نودِيَ داوُدُ بَعدَهُ فَقَبِلَها ولَم يَشتَرِط شَرطَ لُقمانَ . . . وكانَ لُقمان يُؤازِرُهُ بِحِكمَتِهِ حديث وعِلمِهِ ، فَقالَ لَهُ داودُ : طوبى لَكَ يا لُقمانُ ، اُوتيتَ الحِكمَةَ وصُرِفَت عَنكَ البَلِيَّةُ ، واُوتِيَ داوُدُ الخِلافَةَ وَابتُلِيَ بِالرَّزِيَّةِ أوِ الفِتنَةِ.


«مجمع البيان،ج8،ص494 - نوادرالاصول،ج1،ص247- تفسيرالقمي،ج2،ص162»

پیرامون غدیر خم...

پیغمبر گرامی اسلام(ص) به واسطه علم و آگاهی خود از آینده در سال های آخر عمر خویش کارهای کلیدی و مهمی را انجام دادند که یکی از مهمترین آنها "حجة‌الوداع" می باشد.

در هجدهم ذی‌القعده سال دهم هجری که آخرین سال زندگانی پیامبر بود، به همه مناطق مسلمان‌نشین و ایل‌ها و قبیله‌های مسلمان عربستان خبر داد که وی در این ماه به مکه معظمه خواهد رفت و حج به‌جای خواهد آورد و بدین‌ترتیب بزرگ‌ترین اجتماع مسلمانان شکل گرفت، که به "حجةالوداع "معروف است.

تا آن زمان چون مسلمانان حج به معنای اسلامی را به جای نیاورده بودند پیغمبر در آخرین سفر حج خود به مردم آموخت که در منا و عرفات چه کارهایی را بایستی انجام دهند و چگونه رمی جمره را بجای آورند و در حقیقت رسول خدا شیوه صحیح و اسلامی مناسک حج را به مسلمانان آموخت.

واقعه ی غدیر خم تکمیل کننده رسالت پیامبر گرامی اسلام بود چرا که اگر واقعه غدیر نبود نبوت و حتی توحید ناقص و ناتمام باقی می ماند به همین خاطر "عید غدیر" در میان همه مناسبت های اسلامی دارای جایگاه و قداست بالایی است.

واقعه غدیر خم که در آخرین سال زندگی رسول گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله رخ داد و در آن علی علیه السلام به جانشینی آن حضرت برگزیده شد، حادثه‏ای تاریخی نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود.

غدیر تنها نام یک سرزمین نیست؛ یک تفکر است. غدیر، نشانه و رمزی است که از تداوم خط نبوت خبر می‏دهد.

غدیر، نقطه تلاقی کاروان رسالت با طلایه‏داران امامت است. آری، غدیر خم یک سرزمین نیست؛ چشمه‏ای است که تا پایان هستی می‏جوشد؛ کوثری است که فنا برنمی‏دارد؛ و افقی است بی‏کرانه و خورشیدی است عالم‏تاب.

*عید غدیر در احادیث


رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «روز غدیر خم، برترین عیدهای امت من است، و آن روزی است که خداوند بزرگ دستورداد برادرم، علی بن ابی‏طالب را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امتم منصوب کنم، تا بعد از من مردم به دست او هدایت شوند، و آن روزی است که خداوند در آن روز دین را تکمیل، و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را دین آنان قرار داد».

زیاد بن محمد گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: آیا مسلمانان عیدی غیر از عید قربان و عید فطر و روز جمعه دارند؟ فرمود: "آری، روزی که رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله، امیرمؤمنان علی علیه السلام را (به خلافت و ولایت) منصوب کرد برترین عید امت است."
 


  *چگونگی زنده نگه داشتن واقعه غدیر توسط ائمه علیه السلام

بعد از واقعه غدیر 11 امام در بین مردم زندگی می کردند و برای زنده نگه داشتن واقعه غدیر خم آن هم در شرایط خفقان حکومت بنی امیه و بنی عباس و امویان به سه شکل گفتاری، نوشتاری و رفتاری واقعه غدیر را زنده نگه داشتند.

روایات بسیاری درباره دفاع ائمه از واقعه غدیر وجود دارد که در یکی از این روایات از "حسین جمال"نقل شده است که: روزی که امام صادق(ع) عازم سفر مکه بودند من بعنوان شتربان همراه ایشان بودم.

هنگامی که به منطقه غدیر رسیدیم حضرت فرمودند همین جا توقف کنید؛امام صادق(ع) به آنجا رفت و 2 رکعت نماز خواند و فرمودند:"اینجا همان جایی است که جدم رسول خدا(ص)، امیرالمومنین(ع) را به عنوان وصی و جانشین خود انتخاب نمودند".

این حرکت امام صادق(ع)مصداق واقعی زنده نگه داشتن واقعه غدیر در رفتار می باشد.

یا در روایت دیگری آمده است که امام رضا(ع)در روز غدیر لباس نو می خریدند و بعنوان عیدی در بین مردم تقسیم می کردند و می فرمودند:"مردم در روز غدیر لباس نو بخرند و به یکدیگر هدیه دهند و خودشان هم لباس نو بپوشند چرا که لباس نو در روز عید جزء آداب است و همچنین مردم در روز عید غدیر مهمانی بدهند و به خود عطر بزنند و با یکدیگر با شادی برخورد کنند".

در روایت آمده است وقتی فردا بهم می رسیم بگویید" الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ:( حمد خدا را که ما را از پیروان امیرالمونین(ع) قرار داد) چرا که ولایت علی همان طریقه و روش صحیح زندگی است که اگر مردم آن روش را برگزینند،خداوند در روز رستاخیز، از آب گوارای حوض کوثر به دست علی علیه السلام‏سیرابشان می‏گرداند. 

منبع: نسیم دهلران

روز اکمال دین ، عید ولایت امیرالمومنین، حیدر کرار،اسدالله الغالب ،یعسوب الدین امام علی"ع" مبارکباد

 

 

سلام اي دل ز ولايت علي شادي كن،احساس غرور و فخرو آزادي كن،
بادسته گلي پراز درود و صلوات،در روزغدير زامامت علی يادي كن.
   

امروز نبی (ص)هم به علی(ع) می بالد
تا روز ابد نام علی(ع) می ماند
عالم به هزار لهجه در عید غدیر
آوای قشنگ یا علی(ع) می خواند