مسیر هجرت رسول خدا از مکه به مدینه + نقشه

فارس در سالروز مبعث منتشر می‌کند

«ابن کثیر» در السیرة النبویة ضمن بیان مسیر هجرت رسول خدا از مکه به مدینه، معتقد است: سفر پیامبر(ص) 15 روز به طول انجامیده، زیرا از طریق ساحل حرکت کرده که طولانی‌تر از راه عادی بوده است.

خبرگزاری فارس: مسیر هجرت رسول خدا از مکه به مدینه + نقشه

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، به تازگی کتاب «مسیر هجرت رسول خدا(ص)» اثر عاتق‌بن غیث بلادی به فارسی ترجمه شده است. در پایان این کتاب نقشه‌ای از هجرت رسول خدا از مکه تا مدینه بر اساس نگارنده کتاب وجود دارد که توسط مؤسسه فرهنگی و هنری اطلس تاریخ شیعه تهیه شده است.

حجت‌الاسلام ابوالفضل بنایی کاشی مدیر این مؤسسه به خبرنگار فارس گفت: برای تهیه نقشه هجرت رسول خدا بیش از 300  ساعت زمان صرف شده است.

وی درباره ویژگی‌های این نقشه گفت: تمام کارهای پژوهشی نقشه در موسسه انجام شده و نتیجه نهایی برای دقت نظر بیشتر به سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح ارائه و از مشورت آن‌ها نیز استفاده شده است.

بنایی افزود: نقشه مذکور ابتدا به صورت ماهواره‌ای با جزئیات تمام تهیه شد، سپس بر اساس توصیفات میدانی نویسنده کتاب «علی طریق الهجرة» نقطه‌یابی شده است.

مدیر مؤسسه فرهنگی و هنری اطلس تاریخ شیعه، طول مسیر طی شده توسط پیامبر را حدود 450 کیلومتر ارزیابی کرد و افزود: به گفته اکثر مورخان پیمودن این مسیر در 20 منزل صورت گرفته و 15 روز به طول انجامیده است.

 

 

* منازلی که نام آن‌ها در مسیر هجرت رسول خدا ذکر شده است

1. کوه ثور: در نص سیره نام آن آمده است و جغرافی‌دانان درباره آن گفته‌اند که در پایین مکه واقع شده است. این ادعا صحیح نیست و درست این است که کوه ثور در سمت جنوب مسجدالحرام به فاصله سه کیلومتر واقع شده است.

2. عسفان: شهری آباد در روز اول سفر ذکر شده است. پیامبر با عبور از وادی عسفان، از راه غیر معمول و در جنوب وادی حرکت کرده‌اند و با عبور از سنگلاخ‌هایی، در پایین امج فرود آمده‌اند.

3. امج: امروز به خلیص معروف است. در روایات سیره آمده است که پیامبر از پایین امج عبور کرده و در این مسیر که گردنه‌های متعددی در آن به چشم می‌خورد، حرکت کرده است. سپس از بخشی از وادی قدیمی گذشته است.

4. قدید: وادی پربرکتی است و از بزرگترین وادی‌های حجاز به شمار می‌رود؛ چشمه‌های جوشان با آب‌های گوارا و مزارع سرسبز دارد.

5. خیمه‌های ام معبد: در شمال قدیه قرار دارند. «ام معبد خزاعی» زن نیک‌سیرتی بود که پیامبر(ص) و ابوبکر در مسیر هجرت مهمان او شدند.

6. الخرار: همان وادی جحفه و غدیر خم در شرق رابغ است.

7. گردنه المره: چاه‌های المرة امروزه معروف هستند که بعد از الخرار و در جانب الفرع قرار دارند.

8. لقف: به کسر لام و سکون قاف و آخر آن فاء و غیر این ضبط، نادرست است. این وادی از شمال در نزدیکی چاه رضوان، در وادی الفرع گسترده می‌شود. به طور کلی، حرکت پیامبر(ص) در شب به طور پنهانی بوده است. حرکت پیامبر در مدالج چنان که در لفظ روایت آمده بسیار پنهانی بوده است.

9. مدلجه مجاح: مدالج در این ناحیه چهار تا هستند و به طور متوالی در طول مسیر قرار دارند. مدلجه لقف از شمال به سمت لقف گستره شده و آب آن با مدلجه مجاح تقسیم می‌شود و گردنه‌ای بین آن دو هست که جاده از آن می‌گذرد. مدلجه مجاح که از جنوب مجاح، در مقابل مصب عصوین گسترده می‌شود و مدلجه ثقب که در اجیرد گسترده می‌شود و اجیرد دره‌ای است در ثقب و در بالای البستان. ثقب در پایین القاحه و القاحه در الابواء گسترده می‌شود. مدلجة تعهّن نیز به سوی چشمه تعهّن در جهت شمال امتداد پیدا می‌کند.

10. مرجح و ذی‌العضوین (الغضوین): مرجح دره‌ای است که از شمال در محاج گسترده می‌شود و العضوین دو دره‌‌اند که به هم می‌پیوندند و بعد در مجاح گسترده می‌شوند. امروزه به آن دو العصی (جمع عصا) اطلاق می‌شود و کلمه عصا را برای هر یک از آنها به تنهایی به کار می‌برند.

11. ذوکشر: درست آن ذوکشد (با دال مهمله) است که امروزه به نام کشد معروف است. کوهی است که در وادی ثقب از جنوب در برابر اجیرد امتداد پیدا کرده و جاده‌ای که به سمت القاحه می‌رود، از آن عبور می‌کند. در حدیث هجرت آمده است که راهنما آنها را از ذاکشر برد و سپس وارد جداجد شدند که چاهی قدیمی است و در حدیثی نام چاه، جدجد آمده است. ابوعبیده تلفظ درست آن را چاه جدّه دانسته است و چاه جُدْجُدْ نامیده است؛

12. الاجرد: درست آن اجیرد است. دره‌ای است که در وادی ثقب از شمال گسترده می‌شود.

13. مدلجه تعهّن: مدلجة تعهّن نیز به سوی چشمه تعهّن در جهت شمال امتداد پیدا می‌کند.

14. العبابیه و العبابیب: امروزه شناخته شده نیست.

15. الفاجه: و درست آن، القاحه با قاف و حاء مهمله است؛ چون مسیر از تعهّن از طول وادی الفاجه عبور می‌کند. قاحه دره‌ای بزرگ و دارای وادی‌های بزرگ است.

16. العرج: وادی بزرگی است که از بالای وادی غیقه گسترده می‌شود.

17. گردنه الغائر: همان گردنه رکوبه است و رکوبه تا امروز شناخته شده نبود و شاید الغائر اسم آن وادی است که در پایین آن گردنه قرار دارد؛ چون وادی هم‌‌کف و مسطح و در پایین کوه‌ها قرار دارد و در سیره ثابت است که پیامبر از رکوبه عبور کرده است.

18. بطن رئم: این وادی از سمت غرب امتداد یافته و در وادی النقیع در نزدیکی چاه‌های الماشی گسترده می‌شود و مسیر آن همواره برای کسانی که پیاده و سواره آن را پیموده‌اند، معروف بوده است.

19. قباء: شهری آباد بوده که به صورت یکی از محله‌های مدینه منوره درآمده است و در سمت جنوب آن قرار دارد. اولین مسجدی که براساس تقوی بنا شده در آنجاست. در غرب قباء «عَصْبَه» یکی از منزلگاه‌های مسافرانی است که به سمت مدینه می‌آیند. پیامبر هنگامی که از منزل عصبه به سمت وادی العقیق می‌رفت، ابوسلمه رسید و همراه پیامبر به حمراءالاسد رفت. در لسان العرب، «العُصبه» آمده است. جایی را که مهاجران به مدینه، در آن منزل گرفتند، در نزدیکی قباء می‌داند و به صورت «عَصَبه» هم آورده.

 

******برای دریافت نقشه با اندازه اصلی از اینجا اقدام کنید.******

ثواب شگفت انگیز ذکر «لا اله الا اللّه»

عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَالَ اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ لِمُوسَی بْنِ عِمْرَانَ یَا مُوسی لَوْ أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَعَامِریهِنَّ عِنْدی وَالْأَرَضینَ السَّبْعَ فی کَفَّةٍ وَلا إلهَ إلّااللّهُ فی کَفَّةٍ مَالَتْ بِهِنَّ لا إلهَ إلّا اللّه «وسائل الشیعة: ۷/ ۲۰۹، باب ۴۴، حدیث ۹۱۳۲؛ بحار الأنوار: ۹۰/ ۱۹۶، باب ۵، حدیث ۱۸؛ ثواب الأعمال: ۱۵؛ التوحید: ۳۰، باب ۱، حدیث ۳۴٫»

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند عزّ و جل به موسی بن عمران فرمود: ای موسی! اگر آسمان ها و تمام ساکنینش و مجموع زمین های هفت گانه را در پیشگاه من به یک طرف ترازو و «لا اله الا اللّه» را در طرف دیگر بگذارند، به راستی که کفّه «لا اله الا اللّه» بر آن کفه ترجیح خواهد داشت.
«لا إله إلّا اللّه» یعنی همه روز خود را به پاکی سر بردن و شب خود را به پاکی و طهارت و عبادت به روز آوردن؛ یعنی در مقابل حوادثی که بر مسلمانان می رود بی تفاوت نماند، یعنی حلّ مشکلات عباد خدا برای رضای خدا

آری، مجموع آسمان ها و زمین در مقابل مسئله توحید که تجلّی در قلب داشته باشد، چه ارزشی دارد؟

مگر همه عالم با تجلّی توحید در قلب، قابل مقایسه است، سماوات و ارضین و سکان آن ها ماده ای جز خاک یا آتش یا نور ندارند، خاک و آتش و نور کجا و حقیقت توحید کجا؟

کسی که به حقیقت می گوید: «لا إله إلّا اللّه»، کسی که به این شعار والای همه انبیا و امامان علیهم السلام و عاشقان واقعیت قایل است، از قیمتی برخوردار است که همه عالم از آن قیمت برخوردار نیست.

عزیزتر و والاتر و پرارزش تر و با مقام تر از اهل توحید در همه عالم نیست، اهل توحید، آن هم توحید به حقیقت، توحیدی که از آلودگی شرک ولو به اندازه کوچک ترین ذره، خالص گردیده، پرقیمت ترین موجود خدایند.

کسی که به حقیقت می گوید: «لا إله إلّا اللّه»، کسی است که به فرموده حضرت زهرا علیها السلام و حضرت سجّاد علیه السلام، گوشت و پوست و خون و رگ و پی او «لا إله إلّا اللّه» می گوید.

او انسانی است که با تمام قدرت، تمام معبودهای باطل درون و برون را از مملکت هستی خود زدوده و جز حضرت دوست معبودی و محبوبی و معشوقی ندارد و هرچه در زندگی بخواهد، فقط و فقط برای او می خواهد و بس. این توحید و این معرفت و این کفر زدایی و شرک و نفاق زدایی البته قیمتش از آسمان ها و سکّان آن ها و زمین، سنگین تر است.

در کتب اهل سنّت و شیعه از رسول بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله نقل شده که فرموده اند:

اگر ایمان علی علیه السلام را در کفّه ای و ثقلین را در کفه دیگر بگذارند، ایمان علی علیه السلام بر ثقلین سنگینی خواهد کرد، چرا؟ برای این که ایمان علی علیه السلام ایمان خالص و معرفت آن حضرت، معرفت کامل بود و اعمال و اخلاق و رفتار تمام عمر آن حضرت، انعکاس همان ایمان و معرفت بود، به همین خاطر بود که حتی درباره یک عمل علی علیه السلام که شمشیر زدن در جبهه احزاب بود پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: لضَرْبَةُ عَلِیٍّ یَوْمَ الْخَنْدَقِ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَةِ الثَّقَلَیْنِ .

یک ضربت علی در روز خندق از عبادت ثقلین برتر بود ؛ چرا که سرچشمه آن عمل، توحید و معرفت و اخلاص بود.

عید مبعث رسول اکرم "ص" مبارکباد

وحی شد بر مصطفی برخیز، اقرأ باسم ربّ / ای حبیب من ز جا برخیز، اقرأ باسم ربّک

تیره شد رخسار گیتی، خیره شد دیو تباهی/چیره شد جهل عِما برخیز، اقرأ باسم ربّک

cb28263958df6c23e0a05f95a8c8a1d8 اس ام اس های جدید عید مبعث ۹۱ | Bia2net.in

بعثت، امید انسان به فردایی روشن است.

بعثت، نشانه مهرورزی خدا با خاکیان و باران رحمت بی‌‌حد او بر زمینیان است.

بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد

شهادت امام موسی کاظم(ع) تسلیت باد

*امام رضا (علیه السلام) فرمود: «زیارت قبر پدرم، موسى بن جعفرعلیه السلام، مانند زیارت قبر حسین ‏علیه السلام است».
 
 
بیست و پنجم رجب سالروز شهادت امام موسی کاظم(علیه السلام)، امام هفتم شیعیان جهان در سال 183 هجری است.

درباره حبس امام موسی (ع) به دست هارون الرشید شیخ مفید در ارشاد روایت می كند كه علت گرفتاری و زندانی شدن امام، یحیی بن خالد بن بر مك بوده است زیرا هارون فرزند خود امین را به یكی از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث كه مدتی هم والی خراسان بوده است سپرده بود و یحیی بن خالد بیم آن را داشت كه اگر خلافت به امین برسد جعفربن محمد را همه كاره دستگاه خلافت سازد و یحیی و بر مكیان از مقام خود بیفتند.

جعفر بن محمد بن اشعث شیعه بود و قایل به امامت موسی (ع) و یحیی این معنی را به هارون اعلام می داشت. سرانجام یحیی پسر برادر امام را به نام علی بن اسماعیل بن جعفر از مدینه خواست تا به وسیله او از امام و جعفر نزد هارون بدگویی كند. گویند امام هنگام حركت علی بن اسماعیل از مدینه او را احضار كرد و از او خواست كه از این سفر منصرف شود. و اگر ناچار می خواهد برود از او سعایت نكند. علی قبول نكرد و نزد یحیی رفت و بوسیله او پیش هارون بار یافت و گفت از شرق و غرب ممالك اسلامی مال به او می دهند تا آنجا كه ملكی را توانست به هزار دینار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدینه امام و جمعی از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول (ص) گفت یا رسول الله از تو پوزش می خواهم كه می خواهم موسی بن جعفر را به زندان افكنم زیرا او می خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بریزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بیرون بردند و او را پوشیده به بصره نزدوالی آن عیسی بن جعفربن منصور بردند.

عیسی پس از مدتی نامه ای به هارون نوشت وگفت كه موسی بن جعفر در زندان جز عبادت ونماز كاری ندارد یا كسی بفرست كه او را تحویل بگیرد یا من او را آزاد خواهم كرد. هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربیع سپرد و پس از مدتی از او خواست كه امام را آزاری برساند اما فضل نپذیرفت و هارون او را به فضل بن یحیی بن خالد برمكی سپرد. چون امام در خانه فضل نیز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنیدن این خبر در خشم شد و آخر الامر یحیی امام را به سندی بن شاهك سپرد و سندی آن حضرت را در زندان مسموم كرد و چون آن حضرت از سم وفات یافت سندی جسد آن حضرت را به فقها و اعیان بغداد نشان داد كه ببیند در بدن او اثر زخم یا خفگی نیست. بعد او را در باب التبن در موضعی به نام مقابر قریش دفن كردند. تاریخ وفات آن حضرت را جمعه هفتم صفر یا پنجم یا بیست و پنجم رجب سال 183 ق در 55 سالگی گفته اند.

نجمه همسر امام:
نجمه، مادر بزرگوار امام رضا (ع) و از زنان مومنه، پارسا، نجیب و پاكیزه بود. حمیده، همسر امام صادق (ع)، او را كه كنیزى از اهالى مغرب بود، خرید و به منزل برد.

نجمه در خانه امام صادق (ع)، حمیده خاتون را بسیار احترام مى كرد و به خاطر جلال و عظمت او، هیچ گاه نزدش نمى نشست! روزى حمیده در عالم رویا، رسول گرامى اسلام (ص) را دید كه به او فرمودند: «اى حمیده! نـجـمـه را به ازدواج فرزند خود موسى درآور زیرا از او فرزندى به دنیا خواهد آمد كه بهترین فرد روى زمین باشد».

پس از این پیام، حمیده به فرزندش امام كاظم (ع) فرمود: «پسرم! نـجـمـه بانویى است كه من هرگز بهتر از او را ندیده ام، زیرا در زیركى و محاسن اخلاق، مانندى ندارد.من او را به تو مى بخشم، تو نیز در حق او نیكى كن».

ثـمـره ازدواج امـام مـوسـى بـن جعفر (ع) و نجمه، نورى شد كه در شكم مادر به تسبیح و تهلیل مـشـغـول بـود و مـادر از آن، احـسـاس سنگینى نمى كرد و چون به دنیا آمد، دست ها را بر زمین گذاشت، سر را به سوى آسمان بلند كرد و لب هاى مباركش را به حركت درآورد: گویا با خدایش رازو نیازمى كرد. پس از تولد امام هشتم (ع)، این بانوى مكرمه با تربیت گوهرى تابناك، ارزشى فراتر یافت.

فرزندان امام:
بنا به گفته شیخ مفید در ارشاد امام موسی كاظم (ع) سی و هفت فرزند پسر و دختر داشت كه هیجده تن از آنها پسر بودند و علی بن موسی الرضا (ع) امام هشتم افضل ایشان بود از جمله فرزندان مشهور آن حضرت احمد بن موسی و محمد بن موسی و ابراهیم بن موسی بودند. یكی از دختران آن حضرت فاطمه معروف معصومه سلام الله علیها است كه قبرش در قم مزار شیعیان جهان است. عدد اولاد آن حضرت را كمتر و بیشتر نیز گفته اند.

تأثیر علمی آن بزرگوار:
امام هفتم (ع) با جمع روایات و احادیث و احكام و احیای سنن پدر گرامی و تعلیم و ارشاد شیعیان، اسلام راستین را كه با تعالیم و مجاهدات پدرش جعفر بن محمد (ع) نظم و استحكام یافته بود حفظ و تقویت كرد و علی رغم موانع بسیار در راه انجام وظایف الهی تا آنجا پایداری كرد كه جان خود را فدا ساخت.

سخنان برگزیده
* امام رضاعلیه السلام: زیارَةُ قَبرِ أبی مِثلُ زِیارَةِ قَبِر الحُسَینِ؛

زیارت قبر پدرم، موسى بن جعفرعلیه السلام، مانند زیارت قبر حسین‏علیه السلام است.
* روایت شده است: أنّهُ (الكاظِم َ‏علیه السلام) كانَ یَبِكی مِن خَشیَةِ اللَّهِ حَتّى‏ تَخضَلَّ لِحیَتُهُ بِالدُّمُوعِ؛
امام كاظم همواره از بیم خدا مى‏گریست، چندان كه محاسنش از اشك تر مى‏شد.

* امام كاظم ‏علیه السلام: ثَلاثٌ مُوبِقاتٌ: نَكثُ الصَّفَقَةِ و تَركُ السُّنَّةِ و فِراقُ الجَماعَةِ؛

سه چیز تباهى مى‏آورد: پیمان شكنى، رها كردن سنّت و جدا شدن از جماعت.

* امام كاظم ‏علیه السلام: عَونُكَ لِلضَّعیفِ أفضَلُ الصَّدَقَةِ؛

كمك كردن تو به ناتوان، بهترین صدقه است.

* امام كاظم‏ علیه السلام: لَو كانَ فِیكُم عِدَّةُ أهلِ بَدرٍ لَقامَ قائمُنا؛

اگر به تعداد اهل بدر (مؤمن كامل) در میان شما بود، قائم ما قیام مى‏كرد.

* امام كاظم‏ علیه السلام: لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسِب نَفسَهُ فی كُلِّ یَومٍ؛

كسى كه هر روز خود را ارزیابى نكند، از ما نیست.

* امام كاظم ‏علیه السلام: ما مِن شَى‏ءٍ تَراهُ عَیناكَ إلّا و فیهِ مَوعِظَةٌ؛

در هر چیزى كه چشمانت مى‏بیند، موعظه‏اى است.

* امام كاظم ‏علیه السلام: مَن كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَف َّ اللَّهُ عَنهُ عَذابَ یَومِ القِیامَة؛

هر كس خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب خود را در روز قیامت از او باز مى‏دارد.

* امام كاظم ‏علیه السلام: إذا كانَ ثَلاثَةٌ فی بَیتٍ فَلا یَتَناجى‏ إثنانِ دونَ صاحِبِهِما فَإنَّ ذلِكَ مِمّایَغُمُّهُ؛

هر گاه سه نفر در خانه ‏اى بودند، دو نفرشان با هم نجوا نكنند؛ زیرا نجوا كردن، نفر سوم را ناراحت مى‏كند.

* امام كاظم‏ علیه السلام: إیّاكَ أن تَمنَعَ فی طاعَةِ اللَّهِ فَتُنفِقُ مِثلَیهِ فی مَعصِیَةِ اللَّهِ؛

مبادا از خرج كردن در راه طاعت خدا خوددارى كنى، و آن‏گاه دو برابرش را در معصیت خدا خرج كنى.

* امام كاظم ‏علیه السلام: لاتُذهِبِ الحِشمَةَ بَینَكَ و بَینَ أخیكَ وَأبْقِ مِنها فَإنَّ ذَهابَها ذَهابُ الحَیاءِ؛

مبادا حریم میان خود و برادرت را (یكسره) از میان ببرى؛ چیزى از آن باقى بگذار؛ زیرا از میان رفتن آن، از میان رفتن شرم و حیا است.

* امام كاظم ‏علیه السلام: أبلِغ خَیراً و قُل خَیراً ولا تَكُن أمُّعَةً؛
خیر برسان و سخن نیك بگو و سست رأى و فرمان‏برِ هر كس مباش.
* امام كاظم ‏علیه السلام: المُصیبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ و لِلجازِعِ اثنَتانِ؛
مصیبت براى شكیبا یكى است و براى ناشكیبا دوتا.
* امام كاظم‏ علیه السلام: الصَّبرُ عَلَى العافِیَةِ أعظَمُ مِنَ الصَّبرِ عَلَى البَلاءِ؛
شكیبایى در عافیت بزرگ‏تر است از شكیبایى در بلا.

عشق است علی"ع"روز پدر مبارکباد

نازد به خودش خدا که حیدر دارد
دریای فضایلی مطهر دارد
همتای علی نخواهد آمد به جهان
صد بار اگر کعبه ترک بر دارد

اس ام اس تبریک ولادت امام علی (ع) - خرداد 91

روز پدر مبارک

سالگرد رحلت بزرگمرد ومعمار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی"ره" تسلیت باد

14 خرداد۱۳۶۸روح خدا به خدا پیوست

*************************
چهاردهم خردادماه برای همیشه تلخ است.

روزی تلخ برای من و همه بچه های مظلوم جهان؛

بچه های ایران، لبنان، فلسطین، افغانستان،افریقا ...

چهاردهم خرداد روزی است که فرشته ها آمدند و امام خمینی را تا آسمان بردند.

امام خمینی پدر همه بچه ها بود؛ پدر پیر و مهربان.

او زندگی اش خلاصه شده بود در عشق به خدا و مردم محروم.

او روشن تر از آفتاب بود.

مادرم می گوید: امام خمینی خدا را در ایران زنده کرد

دین خدا را در ایران زنده کرد.

مادرم می گوید: امام خمینی دل ها را به هم نزدیک کرد

او دلش آسمانی بود.

و حرف هایش روشن بود؛ مثل آب

اچهاردهم خرداد، روح بزرگ امام خمینی به خدا پیوست

آن روز همه ایران سیاه پوش شد.

آن روز همه بچه های جهان عزاداری کردند.

آن روز از بیمارستان قلب تهران تا بهشت زهرا

فرشته ها پیاده روی کردند.

حالا مزار او در بهشت زهرا، مثل نگینی می درخشید.

***********************************************

دلم برایت تنگ شده، مدت هاست احساس می کنم چیزی را گم کرده ام. سال ها ست که می بینم چیزی از من کم شده است. چند سالی است که در عزای تو همه به هم تسلیت می گویند، اما هیچ کس به من تسلیت نمی گوید. همه خیال می کنند که چون من از سنگ و آجر و آهن هستم، پس احساسی ندارم. اما تو می دانی که اگر بغض من بشکند و سیل گریه از چشمانم راه بیفتد، همه تهران، نه! همه ایران و شاید همه جهان را آب خواهد برد. خیلی دلتنگم. آخر چگونه می توان دوری مردی چون تو را تحمل کرد. چگونه می توان آن همه عظمت و بزرگی و مهربانی را فراموش کرد.

حتی حضور زایرانت هم نمی تواند دلتنگی های مرا کم کند.

تنها چیزی که می تواند تحمل این درد را برایم کم کند، خاطراتی است که از تو دارم و تصویری که از تو روی سینه ام نصب شده است.

سخنرانی امام جواد(ع) در سن 7 سالگی در مسجدالنبی(ص)

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران گفت: حضرت جواد(ع) در برهه‌ای از عمر امام رضا(ع) به دنیا آمد که بسیاری از افراد درباره امامت ایشان به شک افتاده و بر امامت امام کاظم(ع) متوقف شده بودند.

خبرگزاری فارس: سخنرانی امام جواد(ع) در سن 7 سالگی در مسجدالنبی(ص)

«محمد دزفولی» از شاگردان علامه عسکری و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در گفت‌وگو با خبرنگار آیین و اندیشه فارس در خصوص فرارسیدن سالروز ولادت با سعادت امام جواد(ع) عنوان کرد: حضرت محمد تقی(ع) یک ویژگی دارد که ایشان را در میان سایر ائمه اطهار علیهم‌السلام استثنا کرده است و آن آغاز امامت در سن 7 یا 8 سالگی و شهادتشان در سن 25 سالگی است.

وی با بیان اینکه هیچ‌گاه مسئله سن برای برگزیدگان خدا مطرح نیست، اظهار داشت: وقتی خداوند متعادل اراده کرد که نبوتش را به عیسی(ع) اعلام کند در روز و ساعات ابتدایی به دنیا آمدنش بر زبانش جاری کرد و حضرت فرمود: «انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیاً» همچنین درباره امام جواد(ع) نیز خداوند اراده کرد که در همان دوران کودکی، علم، دانش و امامت خویش را به نمایش گذارد.

این استاد دانشگاه تهران تصریح کرد: حضرت محمد تقی(ع) در سنی از عمر امام رضا(ع) به دنیا آمد که بسیاری از افراد درباره امامت امام رضا(ع) به شک افتاده و بر امامت امام موسی بن جعفر(ع) متوقف شده بودند، چرا که معتقد بودند اگر امام رضا(ع) امام است باید فرزندی داشته باشد در حالی که حضرت علی بن موسی‌الرضا(ع) تا سن 45 سالگی فرزندی نداشت تا اینکه در سال 195 هجری امام جواد(ع) متولد شد.

وی ادامه داد: حضرت جواد(ع) مدت 5 سال را در مدینه در کنار پدر بزرگوارش سپری کرد و در سال 200 هجری مأمون عباسی، امام رضا(ع) را به خراسان دعوت کرد از این رو حضرت جواد(ع) در سن 5 سالگی در مدینه باقی ماند و حدودا دو سال بعد، پس از شهادت علی‌بن موسی‌الرضا(ع) امامت امام جواد(ع) آغاز شد و این برای برخی از افراد جای بسی تعجب و شگفتی داشت.

*امام جواد(ع) جوان‌ترین امامی که الگوی تمامی نسل‌هاست

دزفولی با اشاره به زمان ولادت امام جواد(ع) توضیح داد: حضرت رضا(ع) وقتی فرزندش جواد(ع) به دنیا آمد بسیار نسبت به ایشان توجه داشته و اهمیت فراوانی برای تربیت او قائل بود به طوری که تا چند روز شب‌ها در کنار گهواره امام جواد(ع) بود و با فرزندش بازی می‌کرد وقتی یکی از اصحاب، علت این کار را از حضرت رضا(ع) جویا شده و می‌پرسد مگر تمام کسانی که خداوند به آنها پسر می‌دهد چنین رفتاری دارند؟ حضرت در پاسخ به روای فرمودند: وای بر تو، این پسر همانند سایر مردم نیست من کام او را با علم الهی سیراب می‌کنم؛ به دنیا آمدن این فرزند و رشد او مثل رشد و نموّ پدران طاهرینش است.

وی خاطرنشان کرد: به همین دلیل وقتی امام جواد(ع) به دنیا آمد حضرت رضا(ع) فرمودند مولودی پر برکت‌تر و گرامی‌تر از این مولود برای شیعیان ما آفریده نشده، نوزادی خوش قدتر از ایشان برای شیعیان به دنیا نیامده است.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران افزود: در قبرستان شیخان قم، شخصیتی مدفون است به نام «زکریا بن آدم» او می‌گوید: در سفری به مدینه، خدمت حضرت رضا(ع) رسیدم ناگاه پسربچه حدودا پنج ساله‌ وارد شد و کنار امام نشست که مدام، بالا و پایین را نگاه کرده و با دست خویش حرکاتی را انجام می‌داد، امام رضا(ع) به او فرمودند: جانم به فدایت به چه چیزی فکر می‌کنی؟ امام جواد(ع) پاسخ داد: به آن بلاهایی که بر مادرم فاطمه(س) وارد شد، می‌اندیشم! سپس امام رضا(ع) فرمودند: پدر و مادرم به فدای تو، که تو برای امامت خلق شده‌ای.

وی با تاکید بر اینکه امام رضا(ع) از همان دوران کودکی، عظمت حضرت جواد(ع) را به دیگران نشان می‌داد، گفت: زمانی که امام رضا(ع) به خراسان رفت از آنجا برای امام جواد پنج ساله‌اش نامه توشته و در آن می‌فرماید: «مبادا خدمتکاران تو را از درب کوچک خانه بیرون ببرند بلکه تو باید از در بزرگ خانه بیرون آیی و در جیب‌های خویش پول فراوان قرار داده و به افراد مختلف ببخش و در واقع خداوند می‌خواهد بزرگی و عظمت تو را بر مردم آشکار کند.

این شاگرد علامه عسکری ادامه داد: عموی پدری امام جواد(ع) در حال خردسالی کفش‌های ایشان را جلوی پای حضرت جفت کرده، دست بر محاسن سفید خود برده و می‌گوید: «خدا این ریش‌سفید را لایق امامت ندانسته اما این فرزند را لیاقت داده است» لذا درباره ائمه اطهار علیهم‌السلام بحث کودکی و بزرگسالی مطرح نیست چرا که وقتی خداوند متعال می‌خواهد کسی را به وصایت و امامت منصوب کند از همان کودکی به او علم را خواهد بخشید همان طور که پس از بلوغ به حضرت یوسف(ع) علم و حکمت داد؛ «وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَیْنَاهُ حُکْمًا وَعِلْمًا».

وی تصریح کرد: امام جواد(ع) هم برای کودکان، نوجوانان و جوانان می‌تواند الگو باشد لذا امام(ع) در سنین جوانی عظمتی از خود نشان می‌دهد از این رو وقتی فردی با خودش فکر می‌کرد که چون امام جواد(ع) کودکی 7 ساله است و به همین دلیل یک سری از لوازم کودکانه را خریده و برای ایشان برد و اسباب‌بازی‌ها را مقابل حضرت قرار داد، حضرت با عصبانیت فرمودند: خداوند ما را برای لهو و لعب کودکانه نیافریده و با عصبانیت مجلس را ترک کردند.

دزفولی یادآور شد: در جلد 50 بحارالانوار، صفحه 108، حدیث 27 آمده است: زمانی که امام رضا(ع) در سال 203 هجری به شهادت رسید امام جواد با آن سن کم در مسجدالنبی(ص) به سخنرانی پرداخت و فرمود: من جواد، فرزند علی‌بن موسی‌ الرضا هستم؛ «انا الجواد انا العالم بانساب الناس فی الاصلاب» من نسب مردم در پشت پدرانشان را می‌دانم. من پنهان‌ها و ظاهرهای شما را می‌دانم من سرنوشت شما را می‌دانم، لذا اگر تظاهر اهل باطل و تسلط گمراهان نبود و اگر اهل شک، دچار اضطراب و نوسان نمی‌شدند حرف‌هایی می‌زدم که اولین و آخرین افراد دچار تعجب می‌شدند!

* پاسخ به یک سؤال در قالب 20 سؤال

این شاگرد علامه عسکری ادامه داد: سپس حضرت جواد علیه‌السلام دست مبارک خویش را روی دهانشان گذاشته و فرمودند: «تو هم ساکت باش همچنان که پدرانت ساکت شده‌‌‌اند» بنابراین مشاهده این امور از یک پسر 7 ساله عجیب است و ما فقط نباید آنها را ببینیم بلکه مناظراتی که از امام نقل شده است در نوع خود، بی‌نظیر است.

وی درباره ازدواج امام جواد(ع) با دختر مأمون گفت: وقتی به مأمون ‌گفته می‌شود تو می‌خواهی دخترت «ام‌ فضل» را به ازدواج یک پسربچه درآوری! مامون پاسخ داد: شما کودکان این خاندان را بچه ندانید آنها خیلی بزرگ هستند و مأمون برای اثبات این موضوع، مجلسی را ترتیب داد و فردی را به نام «یحیی‌بن اکثم» را که از قضات بزرگ آن روز به شمار می‌رفت دعوت کرد.

وی افزود: یحیی‌بن اکثم اجازه می‌گیرد و سؤالی را مطرح می‌کند، او از امام جواد(ع) می‌پرسد نظر شما درباره فردی که در حال احرام، صیدی را کشته است، چیست؟ یحیی بن اکثم با خود فکر می‌کرد با این سوال خود، لرزه و اضطراب را بر امام(ع) وارد خواهد کرد در حالی که امام جواد(ع) در پاسخ به این سوال او بیش از 20 سؤال دیگر را مطرح می‌کند.

دزفولی تصریح کرد: ما باید عمق مسئله امامت را شناخته و مقابل امام معصوم(ع) مطیع محض باشیم همچنین با معرفت به ائمه اطهار علیهم‌السام حقایق دین را دریافته و به آنها عمل کنیم.

میلاد ستاره نهم سپهر آسمان امامت وولایت مبارکباد

این منم سرمست عطر بوى سیب / میهمان خانه‏ ى ابن الغریب

دل شده مستانه ‏ى ابن الرضا / مى ‏روم تا خانه‏ ى ابن‏الرضا

ای رهگشای ما به سوی حیدر
ای ساقی جام و سبوی حیدر
تو صاحب ثلث رجب جوادی
زیباترین مخلوق رب جوادی
میلاد امام جواد (ع) مبارک باد
.
.
.
بزرگ مظهر یکتا، جواد آل محمد(ص)
ولی حی توانا، جواد آل محمد(ص)
سلیل سید بطحا جواد آل محمد (ص)
کلید هر چه معمّا، جواد آل محمد(ص)
میلاد امام جواد (ع) مبارک باد
.
.
.
برخیز به شادى، گه برخاستن است
چون شادى امشب ز گنه تاختن است
امشب شب میلاد تقى هست و شب
عیدى ز جواد و اهل بیت خواستن است
.

شهادت اسوه تقوا حضرت امام علی النقی"ع"تسلیت باد

السلام علیک یاامام علی النقی الهادی"ع"

                      

                                         

 القاب آن حضرت"ع" 

*الامين - التقي   - الناصح  - المتوكل - المرتضي - الفقيه  - الطيب - العسكري - الوضح  - الرشيد - الشهيد  - الوفي  - الخالص - العالم  - نقي  - فتاح  - هادي - نجيب  - مؤتمن *

با آنكه متوكل بارها در صدد بود تا به بهانه قيام مسلحانه امام دهم را از ميان بردارد، ولى هيچ گاه به اين بهانه دست نيافت. با اين حال، نتوانست حيات شريف آن حضرت را كه مانع خودكامگىهاى او به عنوان محور تفكر اسلامى بود و همچون مركزى كه شيعيان بر گرد آن پروانه ‏وار مىچرخيدند، تحمل كند، لذا ايشان را بنا به روايتى، در تاريخ سوم رجب سال 245هجرى به شهادت رساند.

امام دهم در حالى كه هشت سال و پنج ماه از عمر شريفشان مىگذشت، به مقام امامت نايل شدند و پس از سى و سه سال به شهادت رسيدند و در سامرا دفن شدند.

 (صلوات الله وسلامه عليه وعلى آبائه وأبنائه الطاهرين).

تاریخ شهادت امام هادی علیه السلام

امام هادی علیه السلام در سال دویست و پنجاه و چهار هجری قمری به شهادت رسیده است اما در ماه و روز شهادتش میان مورخین اختلاف است؛ برخی آن را روز دوشنبه سوم ماه رجب و برخی بیست و ششم جمادی الثانی دانسته‌اند.
امام هادی علیه السلام در دوران عمر با برکت خویش با این حاکمان معاصر بود: مأمون و معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز و در ایام حکومت معتّز، مسموم و شهید شد.
برای جمع بندی اختلافات تاریخی در زمینه قاتل امام هادی علیه السلام باید گفت معتمد قاتل مستقیم امام بوده و برادر بزرگترش، معتّز، فرمان این کار را صادر کرده است. برخی نیز متوکل را قاتل امام می دانند، اما باید گفت او زمینه‌ساز این قتل بوده و نه قاتل امام.

 

اندوه امام عسگری علیه السلام در سوگ پدر

امام حسن عسگری علیه السلام در مراسم تشییع پیکر مطهر پدرش، امام هادی علیه السلام، گریبان چاک کرد. کسی به نام ابو عون برای او نامه نوشت که: «چه کسی از اولیای خدا را دیده‌ یا شنیده‌ای که در عزای کسی گریبان چاک کرده باشد؟»

امام حسن عسگری علیه السلام در پاسخش نوشت: «ای نادان! تو چه می‌فهمی؟ بدان که موسی علیه‌السلام در عزای برادرش هارون گریبان چاک کرد.»

 

                     

لیله الرغائب واعمال این شب

به بزرگمردی گفته شد: با زبانی دعا کن که با آن گناه نکردی ، تا دعایت مستجاب شود.
بزرگمرد پرسید چگونه؟
به او گفته شد: به دیگران بگو برایت دعا کنند چون تو با زبان آنها گناه نکرده ای!
در این شب آرزوها دعایت میکنم
التماس دعا
...

***************************************************

شب جمعه اوّل ماه رجب را لیلة الرَّغائب مى گویند
بدانکه شب جمعه اوّل ماه رجب را ليلة الرَّغائب مي‌گويند و از براي آن عملي از حضرت رسول صَلَّي اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله وارد شده با فضيلت بسيار که سيّد در اقبال و علاّمه در اجازه بني زهره نقل کرده‌اند از جمله فضيلت او آنکه گناهان بسيار بسبب او آمرزيده شود

بدانکه شب جمعه اوّل ماه رجب را ليلة الرَّغائب مي‌گويند و از براي آن عملي از حضرت رسول صَلَّي اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله وارد شده با فضيلت بسيار که سيّد در اقبال و علاّمه در اجازه بني زهره نقل کرده‌اند از جمله فضيلت او آنکه گناهان بسيار بسبب او آمرزيده شود و آنکه هر که اين نماز را بگذارد چون شب اوّل قبر او شود، حقّ تعالي بفرستد ثواب اين نماز را بسوي او به نيکوتر صورتي با روي گشاده و درخشان و زبان فصيح پس با وي گويد اي حبيب من! بشارت باد تو را که نجات يافتي از هر شدّت و سختي گويد تو کيستي؟ بخدا سوگند که من روئي بهتر از روي تو نديدم و کلامي شيرين‌تر از کلام تو نشنيده‌ام و بوئي بهتر از بوي تو نبوئيدم.

 گويد من ثواب آن نمازم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال بجا آوردي؛ امشب بنزد تو آمدم تا حقّ تو را ادا کنم و مونس تنهائي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود من سايه بر سر تو خواهم افکند در عرصه قيامت پس خوشحال باش که خير هرگز از تو معدوم نخواهد شد.


وکيفيت آن چنان است که روز پنجشنبه اوّل آن ماه را روزه ميداري چون شب جمعه داخل شود ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده رکعت نماز مي‌گذاري هر دو رکعت به يک سلام و در هر رکعت از آن يک مرتبه حمد و سه مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ و دوازده مرتبه قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ مي‌خواني و چون فارغ شدي از نماز هفتاد مرتبه مي‌گوئي« اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ الاُْمِّيِّ وَعَلي آلِهِ» پس به سجده مي روي و هفتاد مرتبه مي‌گوئي:« سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» پس سر ازسجده برمي‌داري وهفتاد مرتبه مي‌گوئي«رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ الْعَلِيُّ الاَعْظَمُ» پس باز به سجده مي‌روي و هفتاد مرتبه مي‌گوئي:« سُبُّوحٌ قُدّوُسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» پس حاجت خود را مي‌طلبي که انشاءالله برآورده خواهد شد.