ايام سوگواري پيامبر اكرم(ص)، امام حسن(ع) و امام رضا (ع) تسلیت باد.

 ايام سوگواري پيامبر اكرم(ص)، امام حسن(ع) و امام رضا (ع)برعموم دوستداران اهل البیت تسلیت باد.

    

زندگانى چهارده معصوم"ع" مملواز عشق ،معرفت ، پندها و اندرزها تابان‏ودرخشان است،و هركس به فراخور معرفتش ميتواند از كمالات وفضايل اين عزيزان خوشه چيني كند:

    نام: محمد

پدر و مادر: عبداللَّه - آمنه‏

لقب: رسول اللَّه، خاتم پیامبران‏ کنیه: ابوالقاسم‏

 زمان ومحل تولد: سحرگاه روز جمعه 17 ربیع الاول 571 میلادى )چهل سال قبل از بعثت در مکّه.
دوران نبوت: 23 سال،  13سال در مکّه، 10سال در مدینه

 آغازنبوت، 27 ماه‏رجب.
زمان و محل رحلت: روز دوشنبه 28 ماه صفر سال 11 هجرى، در مدینه منوره 

 مدت عمر شريفش : 63 سال

محل دفن:  کنار مسجد النبى در مدینه منوره

دوران عمر: در سه بخش:  ( قبل از نبوت چهل سال(.
 
بعد از نبوت در مکه (13 سال
(.
 

************************************************

 

پیشواى دوم جهان تشیع که نخستین میوه پیوند فرخنده على(ع) با دختر گرامى پیامبر اسلام (ص) بود، در نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهرمدینه دیده به جهان گشود.

حسن بن على(ع)از دوران جد بزرگوارش چند سال بیشتر درک نکرد زیرا او تقریباً هفت سال بیش نداشت که پیامبر اسلام"ص" كه زندگي را بدرود  گفت.

نام: حسن‏ / پدر و مادر: على بن ابیطالب و فاطمه زهرا/ لقب: مجتبى سبط اکبر /کنیه: ابو محمّد 

زمان و محل تولّد: نیمه رمضان سال دوّم هجرت در مدینه‏

 زمان شهادت: 28 صفر سال۵۰ هجري قمري

 سنّ :حدود 47 سال نحوه شهادت: به دستور معاویه، توسط جعده، مسموم و به

شهادت رسید مرقد:در قبرستان بقیع مدینه‏

دوران زندگى: در سه بخش 1 - عصر پیامبرصلى الله علیه وآله درحدود 8 سال 2 - ملازمت با پدر درحدود 37 سال( 3 - عصر امامت ده سال.

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام) :

 وَ اعْمَلْ لِدُنْیاکَ کَأَنـَّکَ تَعیشُ أَبَدًا، وَ اعْمَلْ لاِخِرَتِکَ کَأَنـَّکَ تَمُوتُ غَدًا، وَ إِذا أَرَدْتَ عِزًّا بِلا عَشیرَة، وَ هَیْبَةً بِلا سُلْطان فَاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیَةِ اللّهِ إِلى عِزِّ طاعَةِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ.

 براى دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگى مىکنى، و براى آخرتت به گونه ای  کارکن که گویا فردا خواهى مُرد، و اگر عزّتى بدون بستگان و شکوهى بدون سلطنت خواهى، از معصیت و نافرمانى خدا به طاعت و فرمانبرى خداوند عزّوجلَّ درآى

 ***************************************************************

 

امام‏رضاعلیه السلام یکى از امامانى است که این فرصت را براى ما فراهم مى‏آورد تا بیشترازفضایل حضرتش بهره‏مند شویم.
از آنجاکه ائمه‏علیهم السلام همگى در پیشگاه خداوندنورى واحد هستند، بنابراین بابهره‏گیرى از مسیر امام رضا"ع" و شناخت آن حضرت درواقع درپى این مقصود باشيم که سیره دیگر ائمه بزرگوار را که درود خدابرایشان باد، بشناسیم.
نگارنده براین باور است که دوران زندگى امام رضا"ع" آغاز مرحله نوین‏حیات تشیّع است، زیرا در این مرحله افکار ودیدگاههاى شیعه از مرحله‏پنهانى به درآمد و آشکار گرديد.
پس از این دوره بود که شیعیان در برخى ازمناطق خاص، همواره به نام گروهى مخالف و مبارز مطرح مى‏شدند، و در تمام‏شهرها وجود شیعیان علنى گردید.
على بن موسى را بدین دلیل ملقب به لقب"رضا" کردند که پیشتوانى بود که موافق و مخالف بدو خرسند و راضى بودند.
اینک ما به گفتار از زندگى و سیماى آن امام بزرگ تبرک مى‏جوییم و ازپرودگار مى‏خواهیم که شناخت او و پیروانش را به ما روزى گرداند و ما را ازشفاعت آن امام و نیز شفاعت جدّش محمد مصطفى‏صلى الله علیه وآله بهره‏مند سازد.
نام: على/‏ پدر و مادر: امام موسى کاظم و نجمه‏/ لقب: رضا/ کنیه: ابو الحسن

‏ زمان و محلّ تولّد: 11 ذیقعده سال 148 هجري قمري در مدینه.
زمان و محلّ شهادت: آخر صفر 203  در سنّ 55 سالگى، به‏وسیله مأمون، مسموم و در سناباد نوقان که امروز یکى از محلّه‏هاى مشهد است به شهادت رسید
مرقد شریف: مشهد مقدّس

‏ دوران زندگى: در سه بخش: 1 - قبل از امامت
۲-بعد از امامت، 17 سال در مدینه ۳- بعد از امامت، سه سال در خراسان، که حسّاسترین دوره زندگى سیاسى آن‏حضرت بشمار مى‏آید.
آن‏حضرت، تنها یک فرزند بنام( امام جواد"ع") داشت که هنگام شهادت پدر هفت ساله بود.

قالَ الاِْمامُ الرِّضا(علیه السلام):

 إِنَّ الَّذى یَطْلُبُ مِنْ فَضْل یَکُفُّ بِهِ عِیالَهُ أَعْظَمُ أَجْرًا مِنَ الُْمجاهِدِ فى سَبیلِ اللّهِ :

 به راستى کسى که در پى افزایش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود را اداره کند، پاداشش از مجاهد در راه خدا بیشتر است

اربعین حسینی"ع" تسلیت باد

                            

 

یاد حقیقت

به همان اندازه که مجاهدت حسین‌بن‌على(علیه‌السّلام) و یارانش به عنوان صاحبان پرچم، با موانع برخورد داشت و سخت بود، به همان اندازه نیز مجاهدت زینب (علیهاالسّلام) و مجاهدت امام سجّاد(علیه‌السّلام) و بقیه‌ى بزرگواران، دشوار بود. البته صحنه‌ی آن‌ها، صحنه‌ى نظامى نبود؛ بلکه تبلیغى و فرهنگى بود. ما به این نکته‌ها باید توجه کنیم. درسى که اربعین به ما مى‌دهد، این است که باید یاد حقیقت و خاطره‌ى شهادت را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت. شما ببینید از اول انقلاب تا امروز، تبلیغات علیه انقلاب و امام و اسلام و این ملت، چه قدر پرحجم بوده است. چه تبلیغات و طوفانى که علیه جنگ به راه نیفتاد جنگى که دفاع و حراست از اسلام و میهن و حیثیت و شرف مردم بود. ببینید دشمنان علیه شهداى عزیزى که جانشان - یعنى بزرگترین سرمایه‌شان - را برداشتند و رفتند در راه خدا نثار نمودند، چه کردند و مستقیم و غیرمستقیم، با رادیوها و روزنامه‌ها و مجله‌ها و کتاب‌هایى که منتشر مى‌کردند، در ذهن آدم‌هاى ساده‌لوح در همه جاى دنیا، چه تلقینى توانستند بکنند. اگر در مقابل این تبلیغات، تبلیغات حق نبود و نباشد و اگر آگاهى ملت ایران و گویندگان و نویسندگان و هنرمندان، در خدمت حقیقتى که در این کشور وجود دارد، قرار نگیرد، دشمن در میدان تبلیغات غالب خواهد شد. میدان تبلیغات، میدان بسیار عظیم و خطرناکى است.

تصاویر زائران میلیونی اربعین حسینی

 

اربعین اولین جوشش

اربعین در حادثه‌ى کربلا یک شروع بود؛ یک آغاز بود. بعد از آنکه قضیه‌ى کربلا انجام گرفت - آن فاجعه‌ى بزرگ اتفاق افتاد - و فداکارى بى‌نظیر اباعبداللَّه (علیه‌السّلام) و اصحاب و یاران و خانواده‌اش در آن محیط محدود واقع شد، حادثه‌ى اسارتها پیام را باید منتشر میکرد و خطبه‌ها و افشاگرى‌ها و حقیقت‌گوئى‌هاى حضرت زینب (سلام اللَّه علیها) و امام سجاد (علیه الصّلاة و السّلام) مثل یک رسانه‌ى پر قدرت باید فکر و حادثه و هدف و جهتگیرى را در محدوده‌ى وسیعى منتشر میکرد؛ و کرد. خاصیت محیط اختناق این است که مردم فرصت و جرئتِ این را پیدا نمیکنند که حقایقى را که فهمیده‌اند، در عملِ خودشان نشان بدهند؛ چون اولاً دستگاه ظالم و مستبد نمیگذارد مردم بفهمند و اگر فهم مردم از دست او خارج شد و فهمیدند، نمیگذارد به آنچه فهمیده‌اند، عمل کنند. در کوفه، در شام، در بین راه، خیلى‌ها از زبان زینب کبرى (سلام اللَّه علیها) یا امام سجاد (علیه الصّلاة و السّلام) یا از دیدن وضع اسرا، خیلى چیزها را فهمیدند، ولى کى جرئت میکرد، کى توانائى این را داشت که در مقابل آن دستگاه ظلم و استکبار و استبداد و اختناق، آنچه را که فهمیده است، بروز دهد؟ مثل یک عقده‌اى در گلوى مؤمنین باقى بود. این عقده روز اربعین اولین نِشتر را خورد؛ اولین جوشش در روز اربعین در کربلا اتفاق افتاد.

اهمیت اربعین

اساساً اهمیت اربعین در آن است که در این روز، با تدبیر الهى خاندان پیامبر(ص)، یاد نهضت حسینى براى همیشه جاودانه شد و این کار پایه‌گذارى گردید. اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلى، در حوادث گوناگون - از قبیل شهادت حسین‌بن‌على(علیه‌السّلام) در عاشورا - به حفظ یاد و آثار شهادت کمر نبندند، نسل‌هاى بعد، از دستاورد شهادت استفاده‌ى زیادى نخواهند برد... اگر زینب‌کبرى‌(سلام‌اللَّه‌علیها) و امام سجّاد(صلوات‌اللَّه‌علیه) در طول آن روزهاى اسارت - چه در همان عصر عاشورا در کربلا و چه در روزهاى بعد در راه شام و کوفه و خود شهر شام و بعد از آن در زیارت کربلا و بعد عزیمت به مدینه و سپس در طول سالهاى متمادى که این بزرگواران زنده ماندند - مجاهدات و تبیین و افشاگرى نکرده بودند و حقیقت فلسفه‌ى عاشورا و هدف حسین‌بن‌على و ظلم دشمن را بیان نمى‌کردند، واقعه‌ى عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل باقى نمى‌ماند.

اربعین شروع جاذبه مغناطیسی حسینی

جابربن‌عبداللَّه انصارى به همراه یکى از بزرگان تابعین - که نام او را بعضى عطیه گفته‌اند، بعضى عطاء گفته‌اند و احتمال دارد عطیةبن‌حارث کوفى حمدانى باشد؛ به‌هرحال یکى از بزرگان تابعین است که در کوفه ساکن بوده - این راه را طى کردند و در این روز بر سر مزار شهید کربلا حاضر شدند. شروع جاذبه‌ى مغناطیس حسینى، در روز اربعین است. جابربن‌عبداللَّه را از مدینه بلند مى‌کند و به کربلا مى‌کشد. این، همان مغناطیسى است که امروز هم با گذشت قرنهاى متمادى، در دل من و شماست. کسانى که معرفت به اهل‌بیت دارند، عشق و شور به کربلا همیشه در دلشان زنده است. این از آن روز شروع شده است. عشق به تربت حسینى و به مرقد سرور شهیدان؛ سیدالشهداء.

                                   

اولین شکوفه‌هاى عاشورایى 

اربعین هم خود یک فروردین دیگر است. اولین شکوفه‌هاى عاشورایى در اربعین شکفته شد. اولین جوشش‌هاى چشمه‌ى جوشان محبت حسینى - که شطّ همیشه جارى زیارت را در طول این قرن‌ها به راه انداخته است - در اربعین پدید آمد. مغناطیس پُرجاذبه‌ى حسینى، اولین دل‌ها را در اربعین به سوى خود جذب کرد؛ رفتن جابربن‌عبداللَّه و عطیّه به زیارت امام حسین(ع) در روز اربعین، سرآغاز حرکت پُربرکتى بود که در طول قرن‌ها تا امروز، پیوسته و پى‌درپى این حرکت پُرشکوه‌تر، پُرجاذبه‌تر و پُرشورتر شده است و نام و یاد عاشورا را روزبه‌روز در دنیا زنده‌تر کرده است. 

پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب 1/1/85

جملاتی بسیار زیبا وآموزنده

بیهوده متاز که مقصد خاک است

- هرگز برای خوشبختی امروز و فردا نکن

- نماز وقت خداست انرا به دیگران ندهیم

- هرگاه در اوج قدرت بودی به حباب فکر کن

- هر چه قفس تنگ تر باشد، آزادی شیرین تر خواهد بود

- دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود

- هرگز از کسی که همیشه با من موافق بود چیزی یاد نگرفتم

- خطا کردن یک کار انسانی است امّا تکرار آن یک کار حیوانیست

- دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن آموخته است

- تنها موقعی حرف بزن که ارزش سخنت بیش از سکوت کردن باشد

- هیچ زمستانی ماندنی نیست...حتی اگر تمام شبهایش یلدا باشد

- مرد بزرگ، کسی است که در سینۀ‌خود ، قلبی کودکانه داشته باشد

- سقف آرزوهایت را تا جائی بالا ببر که بتوانی چراغی به آن نصب کنی

- یادها رفتند و ما هم میرویم از یادها. کی بماند برگ کاهی در میان بادها

- دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است

- نگاه ما به زندگی و کردار ما تعیین کننده ی حوادثی است که بر ما می گذرد

- هیچوقت نمی‌توانید با مشت گره ‌کرده ، دست کسی را به گرمی بفشارید

- کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم ماندنی ... نه حاشیه ای از یاد رفتنی

- هر که منظور خود از غیر خدا می طلبد ، او گدایی است که حاجت ز گدا می طلبد

- در برابرکسی که معنای پرواز را نمیفهمد هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد

الهی...

الهی , تا تو لبیک نگویی من کجا الهی گویم ؟!!
الهی , از من آهی و از تو نگاهی !!!
الهی , همه گویند: بده حسن گوید:بگیر
الهی , همه از تو دوا خواهند و حسن از تو درد
الهی , همه حیوانات را در کوه و جنگل می بینند و حسن در شهر و ده.
الهی , عمری آه در بساط نداشتم و اینک جز آه در بساط ندارم.
الهی , شکرت که دنیایم آخرتم شد
الهی , شکرت که در این شب مبارکبه لیلة القدر رسیدم
الهی , من در ذات خود متحیرم چه رسد به ذات تو
الهی ، شیدایی جانان را با حور و غلامان چه کار
الهی ، توانگران را به دیدن خانه خوانده ای ، و درویشان را به دیدار خداوند خانه ، آنان سنگ و گل دارند ، و اینان جان و دل ،آنان سرگرم در صورتند و اینان محو در معنا ، خوشا آن توانگری که درویش است .
الهی ، حسن از دست خود چنان بود و در دست چنین شد، شکرت که آن چنان این چنین شد
الهى ! داغ دل را نه زبان تواند تقریر کند و نه قلم یارد به تحریر رساند " الحمد لله " ، که دلدار به ناگفته و نانوشته آگاه است.
الهى ! اگر چه درویشم ولى داراتر از من کیست که تو دارایى منى.
الهى ! شکرت که دولت صبرم دادى تا به ملکت فقرم رساندی .
الهى ! دل بى حضور چشم بى نور است ، نه این صورت ببیند و نه آن معنى.

الهى ! خوشا آنانکه در جوانى شکسته شدند ، که پیرى خود شکستگى است .
الهى ! گرگ و پلنگ را رام توان کرد، با نفس سرکش چه باید کرد؟
الهى ! به فضلت‏ سینه بى کینه‏ام دادى به جودت شرح صدرم عطا بفرما.
الهی ! نبودم و خلعت وجودم بخشیده‏اى ، خفته بودم و نعمت ‏بیداریم عطا کرده‏اى ، تشنه بودم و آب حیاتم چشانده‏اى ، متفرق بودم و کسوت جمعم پوشانده‏اى ، توفیق دوام در صلاتم هم مرحمت ‏بفرما که " اَلـَّذینَ هُم علَى صَلوتِهِم دائموُن " کامروا هستند.
الهى ! اگر " ستارالعیوب " نبودى ما از رسوایى چه مى‏کردیم.
الهی , شکرت که به ناز و نعمت پرورده نشدم ، وگرنه از کجا حسن میشدم
الهی , آتشم ده تا خود را بسوزانم،بسوزانم خود را قبل از اینکه بسوزانندم ,آتشی ده از وجود مقدست که از گرمای تو سوختن همه آرزویم است
الهی ؛شکرت که دل بی دردم را به درد آوردی .
الهی ؛دست با ادب دراز است و پای بی ادب
الهى ! خروس را سحر باشد و حسن را نباشد
الهی،آنی که درد ندارد انسان نیست
الهی , همه تو را خوانند:‌ قمری به قوقو، پوپک به پوپو، فاخته به کوکو، حسن به هوهو
الهی , موج از دریا برخیزد و با وی آمیزد و در وی گریزد و در وی ناگزیر است . انا لله و انا الیه راجعون



" علامه حسن زاده آملی"