سرگذشت اصحاب رس

اصحاب رس

 
 

اَصحاب رَسّ، قومی که پیامبر خود را در چاه انداختند. اصحاب رس گروهی معرفی شده‌اند که از پرستش خدا سر باز زدند و و زنانشان به مساحقه می‌پرداختند. خدا پیامبری برای هدایت آنان فرستاد؛ او را در چاه انداختند و به همین دلیل خدا آنان را عذاب کرد. درباره زمان و مکان زندگی این گروه، و همچنین نام پیامبر آنها، اختلاف وجود دارد.

در قرآن

قرآن از اصحاب رس، در کنار اقوامی چون عاد، ثمود و قوم نوح نام برده است: كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّ‌سِّ وَثَمُودُ[ ق–۱۲] بنابر آیات قرآن، اصحاب رس از پرستش خدا سرباز زده و به عذاب او گرفتار شدند.[۱] برخی کتاب‌های تفسیری داستان اصحاب رس را با آیه ۴۵ سوره حج و بئر معطله(چاه‌هاى متروکه) مرتبط دانسته‌اند.[۲]

دلیل نامگذاری

رس واژه‌ای سامی است و در زبان‌های آرامی و عبری به معنای شکافتن و شکستن به کار می‌رفته[۳] و در زبان عربی نیز به معنای شکافتن، حفر کردن و چاه به کار رفته است. گفته شده منظور از آن در اصطلاح قرآنی چاه است[۴] و اصحاب رس قومی‌ بودند که پیامبر خود را در چاه انداختند.

همچنین رس نام دیار، کوه، نهر[۵]، طایفه و قوم نیز ذکر شده است.[۶]

ماجرای اصحاب رس

درباره اینکه اصحاب رس چه گروهی بوده‌اند، روایات مختلفی وجود دارد:

روایت اول

در روایتی از حضرت علی(ع)، اصحاب رس قومی معرفی شده‌اند که پس از سلیمان نبی می‌زیسته‌اند آنان درخت صنوبری را می‌پرستیدند. گفته شده این درخت را یافث بن نوح در کنار رودی به نام روشاب نشانده بود که کسی اجازه نوشیدن و استفاده از آن آب را نداشت. هر ساله در ایام عید آن قوم به گرد آن درخت می‌آمدند و به شاخه‌های آن پارچه‌های گوناگون می‌بستند و سپس به دعا، تضرع و قربانی کردن می‌پرداختند. پس از آن شیطان می‌آمد و شاخه‌های درخت را تکان می‌داد و از اعمال آنان اظهار خوشنودی می‌کرد. اصحاب رس هم به عیش و نوش از جملهمساحقه می‌پرداختند. خدا نوه یهودا بن یعقوب را به پیامبری این قوم فرستاد تا هدایتشان کند اما آنان به او ایمان نیاوردند و به آزار و اذیت او دست زدند پیامبر آنان، از خدا خواست تا قدرتش را به آنها نشان دهد در پی دعای پیامبر، درخت خشک شد قوم رس پیامبر خدا را گناهکار و مقصر دانستند و او را در چاه انداختند این کار غضب خدا را در پی داشت و ابر و بادی فرستاد و زمین را برایشان چون آتش داغ کرد و آنان همچون آهن ذوب شدند.[۷]

روایت دوم

در دسته‌ای از روایات، زیستگاه اصحاب رس، حضرموت یمن و پیامبرشان حنظلة بن صفوان ذکر شده که مردم آن دیار به مساحقه می‌پرداختند. حنظله تلاش می‌کرد تا آنان را از این گونه اعمال باز دارد اما آنان به آزار و اذیت او پرداختند و او را در چاه انداختند، خداوند سيل‌ عرم‌ را نازل کرد.[۸] گفته شده در قبر حنظله نوشته‌ای پیدا شده که بر آن از زبان حنظله نوشته شده که وی پیامبر خدا بوده و برای حمیر، عریب و عزیز از اهل یمن مبعوث شده، ولی آنها او را کشتند.[۹] در برخی از این روایات زنی به نام دلهاث دختر ابلیس، مساحقه را به زنان آن قوم آموزش می‌داده و آنان را به انجام آن ترغیب می‌کرده است.[۱۰]

روایت سوم

بر پایه روایتی از رسول خدا که محمد بن کعب بن قرظی آن را روایت کرده است؛ خدا برای قومی پیامبری فرستاد که با تکذیب آنان روبه‌رو شد. آنان پیامبر خدا را در چاهی انداختند و بر درِ چاه سنگ بزرگی گذاشتند. در آن دیار غلامی می‌زیست که با جمع کردن هیزم امرار معاش می‌کرد. او به آن پیامبر ایمان آورده بود و هر روز آب و خوراکی برای پیامبر در چاه فرو می‌فرستاد روزی به دنبال جمع‌آوری هیزم بود، که خواب بر او چیره شد و به فرمان خدا ۱۴ سال در خواب ماند هنگامی که بیدار شد گمان کرد فقط ساعتی خواب بوده است سپس طعامی را آماده کرد و بر سر چاه رفت اما از پیامبر خبری نبود. بر اساس این حدیث، هنگامی که او در خواب بود خدا عذابی بر قومش نازل کرده بود و آنان از کرده خود پشیمان شده و پیامبر را آزاد کردند.[۱۱]

برخی از مفسران اصحاب رس را اصحاب اخدود، و رس را اُخدود دانسته‌اند.[۱۲] گفته شده گروهی چون کعب الاحبار و مقاتل، رس را نام چاهی در انطاکیه دانسته‌اند که اصحاب مؤمن آل یاسین، حبیب نجار و مؤمن آل یاسین را کشتند و در آن انداختند.[۱۳]

همچنین اصحاب رس، طایفه‌ای از ثمود[۱۴] و اعراب بادیه از قبیله حضورا که پیامبرشان شعیب بن ذی مهرع بوده[۱۵] دانسته شده‌اند. در برخی روایات اصحاب رس، چادرنشین و دام‌پرور معرفی شده و از شعیب به عنوان پیامبر آنان یاد شده است.[۱۶]

زمان و مکان زندگی

مناطق مختلفی به عنوان زیستگاه اصحاب رس ذکر شده است. منطقه رود ارس[۱۷]، حضرموت یمن[۱۸] و یمامه[۱۹] از آن جمله‌اند. گفته شده ذوالقرنین تنها کسی بوده که از شهر آنها دیدن کرده است.[۲۰]

زمان اصحاب رس، روزگاری پس از نوح، سلیمان، حد فاصل نبوت عیسی و حضرت محمد(ص) و حتی در زمان خالد بن سنان دانسته شده است.[۲۱] قرآن از واژه قرون در وَعَادًا وَثَمُودَ وَأَصْحَابَ الرَّ‌سِّ وَقُرُ‌ونًا بَيْنَ ذَٰلِكَ كَثِيرً‌ا[ فرقان–۱۲] برای اشاره به فاصله زمانی بین اصحاب رس و دیگر اقوام استفاده کرده است. مفسران واژه قرن را برابر ۴۰، ۷۰ یا ۱۲۰ سال تفسیر کرده‌اند.[۲۲] علامه مجلسی به مقایسه اقوال مختلف و طبقه‌بندی زمانی اصحاب رس از سوی نویسندگان پیش از خود پرداخته است. [۲۳]

در روایات اهل بیت

در برخی روایات اهل بیت به اصحاب رس و عملکرد آنان اشاره شده است؛ در روایتی امام صادق(ع)، زنان بدکار اصحاب رس را، دوزخی خوانده، و عمل بد آنان را در حد زنا توصیف کرده است.[۲۴] بخشی از خطبه ۱۸۲ نهج البلاغه نیز درباره آنان است که در آن از اصحاب مداین رس به عنوان قومی سخن به میان آمده که پیامبر خویش را کشتند.[۲۵]

بخش شانزدهم عیون اخبار الرضا (کتاب) [۲۶] و همچنین قسمتی از جلد دوم حیات القلوب به داستان اصحاب رس اختصاص دارد.[نیازمند منبع]

تک‌نگاری

حبیب الله فضائلی کتاب ابرقو را در رابطه با داستان اصحاب رس و زمان و مکان احتمالی آنها نوشته است.[نیازمند منبع]

پانویس

  1. پرش به بالا↑ سوره فرقان، آیه۱۲.
  2. پرش به بالا↑ ثعلبی، عرائس المجالس، ۱۴۰۱ق، ج۱۰، ص۱۱۹؛ قرطبی، الجامع الاحکام، ۱۴۰۰ق، ج۱۳، ص۳۳.
  3. پرش به بالا↑ گزنیوس، ۱۹۰۶م، ص۹۴۴.
  4. پرش به بالا↑ ابوطیب، الاضداد ، ۱۳۸۲ق، ج۱، ص۳۱۹.
  5. پرش به بالا↑ ثعلبی، عرائس المجالس، ۱۴۰۱ق، ج۱۰، ص۱۵۰؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۹۶۱م، ج۱۰، ص۹۵.
  6. پرش به بالا↑ ازهری، تهذیب اللغه، ۱۳۸۰ق، ج۱۲، ص۲۹۰؛ جوهری، الصحاح، ۱۹۶۰م، ج۲، ص۹۳۴؛ راغب، مفردات، ۱۴۰۳ق، ص۲۰۰؛ میبدی، کشف الاسرار، ۱۳۶۱ش، ج۷، ص۳۲.
  7. پرش به بالا↑ ابن بابویه، معانی، ۱۳۸۵ق، ص۴۸-۴۹؛ صدوق، عیون اخبارالرضا، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۲۰۵-۲۰۹؛ ثعلبی، عرائس المجالس، ۱۴۰۱ق، ج۱۰، ص۱۵۱-۱۵۳؛‌ میبدی، کشف الاسرار،، ۱۳۶۱ش، ج۷، صص۳۳-۳۵؛‌فخررازی، التفسیر الکبیر، ۱۳۱۳ق، ج۲۴، ص۸۲-۸۳.
  8. پرش به بالا↑ همدانی، الاکلیل، ۱۳۸۳ق، ج۱، ص۱۲۳-۱۲۴؛‌ نویری، نهایه الارب، ۱۳۸۰ق، ج۱۳، ص۸۸.
  9. پرش به بالا↑ همدانی، الاکلیل، ۱۳۸۳ق، ج۱، ص۱۲۰؛‌ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۲ق، ج۱۴، ص۱۶۰.
  10. پرش به بالا↑ ثعلبی، عرائس المجالس، ۱۴۰۱ق، ج۱۰، ص۱۵۱؛ میبدی، کشف الاسرار، ۱۳۶۱ش، ج۷، ص۳۳؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۲ق، ج۱۴، ص۱۵۴.
  11. پرش به بالا↑ طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۲ق، ج۱۹، ص۱۱-۱۰.
  12. پرش به بالا↑ زمخشری، الکشاف، ۱۳۶۶ق، ج۳، ص۲۸۰؛ ابوالفتوح رازی، تفسیر، ۱۳۸۵ق، ج۸، ص۲۷۲.
  13. پرش به بالا↑ طوسی، التبیان، بیروت، ج۷، ۴۹۱، ج۹، ص۳۶۱؛ میبدی، کشف الاسرار، ۱۳۶۱ش، ج۷، ص۳۲؛ قرطبی، الجامع الحکام، ۱۴۰۰ق، ج۱۳، ص۳۲.
  14. پرش به بالا↑ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۳۱۳ق، ج۲۴، ص۸۲؛ طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۲ق، ج۱۹، ص۱۰؛ میبدی، کشف الاسرار، ۱۳۶۱ش، ج۷، ص۳۲.
  15. پرش به بالا↑ ابن خلدون، دیوان المبتدأ و الخبر، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۵۳.
  16. پرش به بالا↑ زمخشری، الکشاف، ۱۳۶۶ق، ج۳، ص۲۸۰؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۳۱۳ق، ج۲۴، ص۸۴؛ ابوالفتوح رازی، تفسیر، ۱۳۸۵ق، ج۸، ص۲۷۱-۲۷۲.
  17. پرش به بالا↑ ثعلبی، عرائس المجالس، ۱۴۰۱ق، ج۱۰، ص۱۵۰؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۹۶۱م، ج۱۰، ص۹۵.
  18. پرش به بالا↑ همدانی، الاکلیل، ۱۳۸۳ق، ج۱، ص۱۲۰؛‌مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۲ق، ج۱۴، ص۱۶۰.
  19. پرش به بالا↑ فخررازی،التفسیر الکبیر، ۱۳۱۳ق، ج۲۴، ص۸۲.
  20. پرش به بالا↑ نویری، نهایه الارب، ۱۳۸۰ق، ج۱۳، ص۸۸.
  21. پرش به بالا↑ ر.ک. ابن حجر، ج۱، الاصابه، ص۴۶۸؛ ابن بابویه، معانی، ۱۳۸۵ق، ص۴۹-۴۸؛ فخررازی، التفسیر الکبیر، ۱۳۱۳ق، ج۲۴، ص۸۲؛ دمیری، حیاة الحیوان الکبری، ۱۳۵۴ق، ج۲، ص۸۷.
  22. پرش به بالا↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۷، ص۲۶۷؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۳۱۳ق، ج۲۴، ص۸۳.
  23. پرش به بالا↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۲ق، ج۱۴، ص۱۵۹.
  24. پرش به بالا↑ قمی، تفسیر، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۱۱۳-۱۱۴؛‌ابن بابویه، ثواب الاعمال، ۱۳۹۲ق، ص۶۲۸.
  25. پرش به بالا↑ سید رضی، نهج البلاغه، ۱۴۱۴ق، خطبه ۱۸۲، ص۲۶۲.
  26. پرش به بالا↑ صدوق، عیون اخبارالرضا، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۲۰۵-۲۰۹.

28صفر سالروز شهادت امام حسن المجتبی(ع) تسلیت باد

 

تصاویر متحرک امام حسن مجتبی (ع) aksgif.ir-emam hasan gifتصاویر متحرک امام حسن (ع) aksgif.ir-emamhasan gifتصاویر متحرک امام حسن مجتبی (ع) aksgif.ir-emam hasan gif

28صفر سالروز رحلت جانسوز نبی مکرم اسلام حضرت محمد(ص) تسلیت باد

 

تصاویر متحرک حضرت محمد (ص) aksgif.ir- hazrate mohammad gifتصاویر متحرک رحلت رسول اکرم aks gif.ir- hazrate mohhammad gifتصاویر متحرک حضرت محمد (ص) aksgif.ir- hazrate mohammad gif

تسلیت ایام سوگواری اواخر ماه صفر

زیباترین اشعار و احادیث ویژه رحلت پیامبر اکرم، حضرت محمد (ص) و شهادت امام دوم شیعیان، حضرت حسن مجتبی (ع) را در ادامه این گزارش بخوانید.

در سوگ نبی جهان سیه می پوشد
در سینه، دل از داغ حسن می جوشد
از ماتم هشتمین امام معصوم
هر شیعه ز درد، جام غم می نوشد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
التماس دعا

************

28 صفر رحلت پیغام دار آخرین، خاتم نبوت را نگین، حضرت رسول واپسین، عینیت قرآن کریم، حضرت رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله بر مسلمانان جهان تسلیت باد.

************

عالم امروز پر از ماتم و رنج و محن است
گرد غم بر سر هر محفل و هر انجمن است
این چه شور است که بر پا شده در ارض و سماء
این چه سوز است که در سینه هر مرد و زن است
بانگ وفریاد به گوش آید از افلاک مگر
رحلت ختم رسولان و عزای حسن است

************
 
چقدر آخر این ماه سخت و سنگین است/ تمام آسمان و زمین بی قرار و غمگین است/ بزرگتر ز غم مجتبی (ع) و داغ رضا(ع)/ فراق فاطمه با خاتم النبیین (ص) است
التماس دعا

***********

Image result for ‫اربعین حسینی‬‎

این مقبره کورش هست یا مادر سلیمان؟

مقبره منسوب به کورش از قدیم الایام تا همین چندی قبل به عنوان قبر مادر سلیمان شناخته می شد و بسیاری از جغرافیدانان اسلامی و نیز جهانگردان غربی از آن به عنوان قبر مادر سلیمان یاد کرده اند. ابن بلخی(510ق) در توصیف این بقعه آورده است: «گور مادر سلیمان از سنگ کرده اند خانه به چهار سو هیچ کس در خانه نتواند نگریدن کی گویند طلسمی ساخته اند که هر کی در ان نگرد کور شود اما کسی را ندیده ام که این را آزمایش کرده باشد»(1) حمدالله مستوفی نیز به این بارگاه اشاره کرده است. (2)
فرصت الدوله شیرازی(م1299ش) در کتاب آثار عجم از این مقبره به عنوان قبر مادر سلیمان یاد کرده و می نویسد: «یکی از مورخین می¬گوید چون برخی جمشید را سلیمان می دانند شاید مادرش در آنجا مدفون باشد لهذا با این اسم خوانده شده اما در یکی از تواریخ اروپا مرقوم است که سلیمان ابی جعفر برادر هاورن الرشید شهر پسارگیدی را تحویل داشته وقتی از جانب خلیفه به حکومت آنجا رفته، مادرش که همراه بوده در آن سرزمین در گذشته و به خاک مدفون آمده از آن وقت معروف به قبر مادر سلیمان گریده و بطول زمان گمان نموده اند سلیمان نبی است پس مشهد ام النبی نیز گفته اند و الله اعلم» (3)
دکتر فرایر نیز این قبر را متعلق به مادر چهاردهمین خلیفه عباسی می¬داند که در سال 715میلادی خلافت داشته و کشیش آنجلو نیز نظر وی را تایید می¬کند.(4)
بنابراین این بقعه به نام مشهد مادر سلیمان شناخته می شود و در دوران حاکمیت اتابکان در قرن هفتم مسجد جامعی کنار قبر ساخته و محرابی نیز بر سنگ درون اتاق آرامگاه ساخته شد. البته در سال1350خورشیدی برای برگذاری جشنهای 2500ساله این سنگها منتقل شد. (5)
این نامگذاری تا اوایل قرن نوزدهم میلادی بر قرار بود و حتی طبق یک سنت دیرینه مردان حق ورود به آن را نداشتند تا اینکه این زمان به عنوان قبر کورش مطرح شد و از این تاریخ به بعد مردان نیز اجازه حضور در داخل بقعه را پیدا کردند، نیز مکان بر آورده شدن حاجات بود، مردم در آنجا شمع روشن می کردند و دخیل می بستند.(6) و زنان عقیم به این بقعه متوسل می شده و نذر و نیاز می کردند تا از نعمت مادر شدن بهره مند شوند.(7)
جهانگردان اوایل این بقعه را از آن مادر سلیمان می دانستند. (8) در بین جهانگردان، جهانگیر هلندی یان استرایس(1082ق) از این منطقه دیدن کرده است وی ضمن بازدید از این بقعه می نویسد که این زیارتگاه مخصوص زنان بوده و زنان سه مرتبه پیشانی خود را به زمین می زدند و همین تعداد قبر را می بوسدند و ذکر کوتاهی زیر لب می گفتند.(9) جان اترپوس نیز که در سال1672 از آنجا دیدن کرده است می گوید آنجا زیارت گاه زنان پارسا بوده است و آداب خاصی در نحوه زیارت آنان نقل می کند. (10)
جوزفا باربارو سیاح ونیزی که در سال 1474از آنجا دیدن کرده است. (11) و نیز لارنس لاکهارت،(12) مینورسکی (13) در آثار خود از آنجا به عنوان قبر مادر سلیمان یاد کرده اند.
جیمز موریه(1780م) دیپلمات انگلیسی مقارن با فتحعلی شاه، دیگر جهانگرد غربی برای اولین بار احتمال داد که این قبر متعلق به کورش است اما خود دلایلی آورده و این احتمال را رد کرد.(14) پس از وی جهانگردان دیگر احتمال وی را اخذ کرده اما دلایل رد وی را نیاورند و این بقعه را به طور قطع قبر کورش در نظر گرفتند.
رابرت کرپورتر دیپلمات انگلیسی که در سال1818میلادی مقارن با 1233ق از جمله کسانی هست که این قبر را متعلق به کورش دانسته است. (15) افرادی چون گروتفند آلمانی(16) پاسکال کوست نیز این بقعه را به کورش نسبت داده اند.
در سال 1919میلادی همزمان با اوایل حکومت رضا شاه ویپرت بولشر این مکان دیدن کرده و این قبر را قبر کورش عنوان می کند اما متذکر می شود که کتیبه «من کورشم، شاه ....» ناپدید شده است . او در ادامه بیان می کند که هر سال بهار و پاییز عشایر شتران، گوسفندان و بزهای خود را سه بار گرد این بقعه طواف می دهند و کره و پنیر به آنجا اهدا می کنند، او می گوید نمی دانم این را به روح موسس امپراطوری ایران نیاز می کنند یا روح مادر سلیمان؟ و سپس با تعجب بیان می کند ساکنان اینجا به نحوی نامفهوم گور کورش را قبر مادر سلیمان می دانند. (17) جای تعجب اینجاست که چگونه قبری که از قدیم به قبر مادر سلیمان معروف بوده اروپائیها به اندک دلیل و شباهتی تغییر به قبر کورش داده اند و البته برخی از جمله دیولافوا آن را قبر کاسادان همسر کورش می دانند.(18)
البته بنا بر گزارش هرودت کورش به دست ماساژت ها به قتل رسیده است. ملكه ماساژت ها پس از کشتن وی سر او را در مشگ خون فروكرد و در حاليكه با جسد چنين بدرفتارى ميكرد خطاب بآن چنين گفت: «اى پادشاه، با اينكه من زنده‏ام و سلاح بدست بر تو پيروز شده‏ام، چون با خدعه و نيرنگ بر فرزند من دست يافتى و درحقيقت مرا نابود كردى‏، من نيز بنوبه خود همانطور كه تهديد كرده بودم ترا از خون سيراب ميكنم.» هرودت در ادامه می گوید: «درباره چگونگى مرگ كوروش افسانه‏هاى زيادى نقل كرده‏اند ولى من آنرا كه بيش از ديگران معتبر دانسته‏ام نقل كردم. (19)
ماساژت ها در نواحى مشرق درياى خزر در سرحدات شمال شرقى امپراتورى هخامنشى زندگی می کردند. (20) که صدها کیلومتر دورتر از مقبره منسوب به کورش در فارس است.
بنابراین انتساب این قبر به کورش قطعی نیست تشابه هایی که برخی بیان نموده اند تنها در حد یک احتمال است. این احتمال از آنجا تقویت می شود که برخی گفته اند: قبر کورش در داراب بوده است. (21)

پی نوشت:
1. ابن بلخی، فارسنامه، به اهتمام گای لیسترانج و رینولدالن نیکلسون، کمبریج، دارالفنون، 1921م.ص154، 155.
2. مستوفی، نزهه القلوب، ص194.
3. فرصت الدوله شیرازی، آثار عجم، تهران، بی¬جا، 1362ش،ص230
4. کرزن، جورج ناتانیل، ایران و قضیه ایران، ترجمه غلام علی وحید مازندرانی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1380ش ج2، ص96.
5. شهبازی، علیرضا شاپور، راهنمای جامع پاسارگاد، شیراز، بنیادفارس شناسی، 1388ش، ص121.
6. هانری ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، مترجم مهدی شون ضمیر، تبریز، موسسه تاریخ و فرهنگ ایران، 1355ش. ج2، ص271.
7. هرمان نوردن، زیر آسمان ایران، ترجه سیمین سمیعی، تهران، دانشگاه تهران، 1356ش،ص98.
8. کرزن،، ایران و قضیه ایران ج2، ص94-95-110
9. Struys, John. The Voyages and Travels of John Struys. Done out of Dutch by John Morrison. London, 1684, Voyages,331
10. کرزن، همان، ج2، ص96-97.
11. همان، ج2، ص96.
12. لارنس لاکهارت، انقراض سلسله صفویه، ترجمه اسماعيل دولتشاهى‏، انتشارات علمى و فرهنگى‏، تهران‏، چاپ سوم‏، ش 1383، ص294.
13. مینورسکی، ایران در زمان نادرشاه، ترجمه: رشيد ياسمى‏، مصحح، على اصغر عبد اللهى‏، دنياى كتاب‏، تهران‏، چاپ پنجم‏، ش 1387، ص315.
14. Moriee, [First] Journey,151-152 ؛ کرزن، همان، ج2، ص96.
15. .شهبازی، همان، ص123.
16. Morier, James. A Journey Through Persia, Armenia and Asia Minor to Constantinople, in the Years 1808 and 1809 , Vol 2, 78
17. بلوشر، ویپرت، فارسنامه، به اهتمام گای لسترانج و رینولدالن نیکلسون، کمبریج، دارالفنون، 1921م، ص236-237.
18. حسن پیرنیا، تاریخ ایران باستان، دنیای کتاب، تهران، 1375ش، چاپ اول، ج2، ص1564.
19. هردوت، تاریخ هردوت، محقق هادی هدایتی، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، تهران، 1382ش، چاپ دوم ، ج‏1، ص: 285.
20. همان، ج‏1، ص: 285-286.
21. کرزن، همان، ج2، ص108.

باز محرم رسید، ماه عزای حسین

سینه‌ی ما می‌شود، کرب و بلای حسین


کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه


تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین

 

عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از کار حسین

است .  دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی که خدای تو

عزادار حسین است.

امام حسین(ع) چند همسر داشت واسامی آنان چه بود؟

پرسش :

 امام حسین(ع) چند همسر داشت واسامی آنان چه بود؟ آیا در کربلا حضور داشتند و اهل چه شهری بودند؟

 

 

پاسخ :

 مورخان در مورد همسران امام نوشته‌اند: حضرت چند همسر داشت ،بدین شرح:

1ـ لیلی دختر ابی مره بن عروه بن مسعود ثقفی، مادر حضرت علی اکبر، شهید کربلا،

2ـ شهر‌بانو(شاه زنان) دختر کسری یزدگرد سوم، پادشاه ایران، مادر امام سجاد(ع)،

3ـ رباب دختر امریء القیس بن عدی، مادر حضرت سکینه و عبدالله رضیع،

4ـ ام اسحاق دختر طلحه بن عبدالله، مادر فاطمه بنت الحسین.

5- قضاعه ، که از او فرزندی به نام جعفر داشت.(1)

اوّلی از قبیلة ثقیف (طایفه ای در طائف)، دومی ایرانی، سومی از قبیله کلبیه و چهارمی از تیم بود.(2)

در مورد این که شهربانو جزء همسران امام بوده، اختلاف است.(3)

در مورد این که همسران در کربلا بودند، یا نه، برخی از مورخان نوشته اند: تنها رباب در کربلا حضور داشت. او به همراه دیگر زنان و فرزندان به کوفه و سپس به شام به عنوان اسیر برده شد و بعداً به همراه کاروان به مدینه بازگشتند.

وی پس از شهادت امام حسین(ع) وقتی به مدینه آمد، بزرگان مدینه از او خواستگاری و درخواست ازدواج کردند اما در پاسخ آنان فرمود: «بعد از آن که افتخار وصلت با خاندان پیامبر نصیبم شد، با فرد دیگری وصلت نخواهم کرد». در مدینه یک سال عزاداری کرد و در این مدت روزها زیر سقفی نمی‌رفت و مدام در مظلومیت حسین(ع) می‌گریست تا جان به جان آفرین تسلیم نمود.(4)

در مورد شهربانو افسانه های نقل شده که صحت ندارد . از جمله این که پس از عاشورا از دست دشمن فرار کرد و چون دشمن در تعقیب او بود ، در بین راه به کوه معروف بی بی شهربانو رسید و کوه شکافته شد و او را در خود جای داد. کسانی که نام یکی از همسران امام را شهربانو و دختر یزدگرد ثبت کرده اند ، اذعان دارند پس ازتولد امام سجاد با فاصله اندکی از دنیا رفت.(5)

----------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت‌ها:

1- ارشاد مفید،ج2 ،ص135؛ اعیان الشیعه ،ج2 ،ص389.

2- سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج 2، ص 389.

3-استاد مطهری ، خدمات متقابل اسلام و ایران ، ص131-132

4- ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 4، ص 88؛ ابن جوزی، المنتظم، ج 6، ص 9.

5- زندگانی علی بن الحسین، سید جعفر شهیدی، ص 11.



اشعار ی متنوع در خصوص عید سعید غدیر خم




در غدیر خم گل بنشانید، مدح مولا را با هم بخوانید
از رسول‌الله عیـدی بگیرید، از همه عالم دل بستانید
سوره مائـده، ذکر جانم شده
یا علی یا علی، عیدیم را بده

یارسول‌الله گلشنت آباد، جبرییل امروز بشارتت داد
بر روی حیدر چشم تو روشن، آیۀ «بلِّغ» مبارک باد
سینه‌ات منجلی است،ابن عمّت ولی است
این پیام خداست، جانشینت علی است

از غدیـر آید ندای احمـد، تحت فرمـان خالـق سرمد
همگان گوش ای مردم عالم،خطبه می‌خواند شخص محمّد
این علی رهبر است،نفس پیغمبر است
شیـــر بـدر و احـد، فاتـــح خیبـــر است

این علی باشدوصیِّ احمد،این علی باشدجان محمّد
مـردم عالم یـا ایهـا النـاس از خــدا امروز بشـارت آمد
این ولی خـداست، بـر شمـا مقتداست
هم وصی من است، هم امام شماست

یا علـی مـا و عنــایت تـو، همــه در نــور هـدایت تو
ثروت عالم در دامن ماست،باشد این ثروتِ ولایت تو
تو بـه مــا رهبـری، تـو بـه مـا یاوری
تو به هرصبح و شام،دل زما می‌بری

 

عید غدیر عید خداوند اکبر است
این عید از تمامی اعیاد، برتر است
عید تمام نعمت و عید کمال دین
یا عید حاصل زحمات پیمبر است

قرآن پیام داده که این عید احمد است
زهرا به وجد آمده کاین عید حیدر است
عید خدا و لوح و قلم عید جبریل
عید چهارده حجج الله اکبر است

از خطبۀ غدیر بخوانید با نبی
مدح علی که وحی خداوند اکبر است
سوگند می‌خورم به خداوندی خدا
آن را که دوستی علی نیست کافر است

گو صد هزار بار شود غصب، حق او
بعد از نبی علی به همه خلق، رهبر است
طاعات، بی‌ولای علی هیزم جحیم
توحید بی‌وجود علی نخل بی‌بر است

بی مهر مرتضی‌علی و خاندان او
حج و نماز و روزه همان جسم بی‌سر است
در آفتاب حشر فقط پرچم علی
بر فرق هر پیامبری سایه‌گستر است

یک گوشه از ولایت او وسعت بهشت
یک قطره از کرامت او حوض کوثر است
باید برید سر ز تن دشمن علی
حتی اگر برادر و فرزند و مادر است

  

مقداد او به باغ جنان ناز می‌کند
کل بهشت‌، عاشق سلمان و بوذر است
آیا بود فراری جنگ احد امیر
یا آنکه فاتح احد و بدر و خیبر است؟

والله نفس پاک پیمبر فقط علی‌ست
والله شهر علم، محمد، علی در است
کس را چه زهره تا که به زهرا شود امام
تنها علی امام به زهرای اطهر است

می‌گویم این کلام و برآیم ز عهده‌اش
یک یاعلی عصارۀ الله‌اکبر است
یا مظهرالعجایب، یا مرتضی علی
این ذکر بر ملائکه ذکر مکرر است

قرآن و او بسان دو ابرو کنار هم
یا مهر و ماه یا دو فروزنده اختر است
این دو برای امت اسلام دو پدر
یا در کنار هم دو گرامی برادر است

این است آن علی که پیمبر به وصف او
فرمود با تمامی ایمان برابر است
یک لحظه‌اش ز عمر زمان پر فروغ‌تر
یک ضربه‌اش ز طاعت کونین، برتر است

با یک اشاره‌اش همه سلمان اهل‌بیت
از یک نظاره‌اش همه عالم ابوذر است
خواهد کند معاویه با او برابری
والله کم ز خاک کف کفش قنبر است

تنها علی مدرس کل ملائکه
تنها علی معلم علم پیمبر است
تنها علی برادر پیغمبر خداست
تنها علی به عرصۀ پیکار، حیدر است

ماه است شمع خانۀ خشت و گل علی
خورشید در فروغ رخ او شناور است
غیر از علی که نفس نفیس محمد است؟
غیر از علی کتاب خدا را که داور است؟

لال‌اند جن و انس و ملک در ثنای او
مدح علی به عهدۀ شخص پیمبر است
«میثم» خوش است مدح علی با زبان وحی
قرآن و وصف شیرخدا شیر و شکر است

پوسترهای متحرک میلاد امام رضا"ع"

 

 

سالروز شهادت امیرالمومنین امام علی"ع" تسلیت باد

 

جوانمردی و گذشت امام علی(ع) سبب ماندگاری امام(ع) در تاریخ شد

 

 طرح‌های/ شهادت امام علی النقی الهادی(ع)

استاد حوزه علمیه با اشاره به خصوصیات اخلاقی بی نظیر امام علی(ع) گفت: جوانمردی و گذشت از مهم ترین صفات امیرالمومنین(ع) است که امام (ع) را برای همیشه در تاریخ ماندگار کرد.

حجت الاسلام عالمی در مراسم شهادت امام علی(ع) که در دفتر آیت الله نوری همدانی برگزار شد، اظهار داشت: پس از اینکه ابن ملجم ضربه شمشیر را بر فرق مبارک امام علی(ع) زد امام (ع) را به منزل آوردند و طبیبی برای معلجه به بالین ایشان حاضر کردند.

وی افزود: امیرالمومنین(ع) هنگامی که در بستر بیماری بود فرمود اگر کسی از من حقی می خواهد بگوید تا جبران کنم که شخصی در این زمان بلند شد واز امیرالمومنین(ع) تعریف کرد که با استقبال امام(ع) مواجه نشد.

استاد حوزه علمیه بیان کرد: ابن ملجم را کنار بستر امام علی(ع) آوردند که امیرالمومنین(ع) از وی گلایه کرد با این حال به فرزند خود فرمود از شیر و غذای من هم به ابن ملجم بدهید، علت ماندگاری امیرالمومنین(ع) و اینکه هرفرقه ای وی را از خود می داند به این علت است.

عالمی با اشاره به خصوصیات اخلاقی بی نظیر امام علی(ع) عنوان کرد: جوانمردی و گذشت از مهم ترین صفات امیرالمومنین(ع) است که امام (ع) را برای همیشه در تاریخ ماندگار کرد.

وی افزود: یکی از افرادی که از امام علی(ع) عیادت کرد حجر بن عدی بود، حجر به صورت مظلومانه کشته شد که گناهش محبت امام علی (ع) بود، حجر بن عدی در بستر حاضر شد و تاسف خورد و گفت که غصه می خورم که امام خود را در این شرایط ببینیم و امام به حجر گفت که اگر به تو بگویند از من تبری بجویی چکار می کنی که در پاسخ گفت کشته می شوم ولی این کار را نمی کنم.

پوستر متحرک شب قدر

shab-ghadr

-متحرک-شب-قدر-27

رمضان کریم مبارک

94204839224915420662.gif

 

e4.gif

 

14.gif

میلاد گل نرگس  مهدی موعود"عج" مبارک باد

 

  

تبریک اعیاد شعبانیه

فرا رسيدن اعیاد شعبانیه و سه روز بزرگ و مقدس، ۳و ۴ و ۵ شعبان، ميلاد بزرگ سالار شهيدان، حسين عزیز فاطمه"ع"؛ علمدار كربلا، ابوالفضل العباس "ع"و حضرت امام زين‏ العابدين "ع"بر همه عاشقان مبارك باد.

اعیاد شعبانیه

ایام نشاط و شور امت آمد
هنگام سرور و اخذ حاجت آمد
در روز سه و چهار ماه شعبان
از جانب حق سه پیک رحمت آمد
میلاد حسین است و ابوالفضل و علی
یعنی که سه منشأ سعادت آمد
آن ماه که ماه حاجتش میخوانند
ما بین دو خورشید امامت آمد

*****************

ميلاد ستارگان آسمان ولايت حضرت امام حسين(ع) ، حضرت امام سجاد (‎ع) و حضرت عباس(ع) بر شما مبارك باد.

*****************

میلاد با سعادت سلطان عشق حضرت سید الشهدا (ع) و روز پا سدار امیر عشق حضرت عباس بن علی (ع) و روز جانباز و پور عشق حضرت سیدالساجدین بر تمام محبان مبارکباد .

اعیاد شعبانیه

شعبان شد و پیک عشق از راه آمد
عطر نفس بقية الله آمد
با جلوه سجاد، ابوالفضل و حسين
يك ماه و سه خورشيد در اين ماه آمد

*****************

شعبان که مَهِ سُرور هر مرد و زن است
تابان ز وجود جلوه چار تن است
هم مولد سجاد و اباالفضل و حسین
هم مولد پاک حجت بن الحسن است

اعیاد شعبانیه

ولادت سه نور ولايت بر شما مبارک
ماه ميلاد سه پرچم دار عشق
دلبر و دلداده و دلدار عشق
ماه ميلاد سه ماه عالمين
سيد سجاد و عباس و حسين(ع)

*****************

سه نور آمد به عالم پر ز احساس
معطر هر سه از عطر گل ياس
سه نور تابناک آسماني
حسين بن علي ، سجاد و عباس

اعیاد شعبانیه

دامن علقمه را عطر گل ياس يکي است
قمر بني هاشميان در همه ناس يکي است
سير کردم عدد ابجد و ديدم به حساب
نام زيباي اباصالح و عباس يکي است

*****************

سه گل روئیده اندر باغ احساس
گل سوسن گل لاله گل یاس
گل اول که ماه عالمین است
عزیز فاطمه نامش حسین است
گل دوم نگر غرق است درفضل
امیر مرتضی نامش اباالفضل
گل سوم گل میعاد است
امام چهارمین سجاد است

*****************

ميلاد سه گل ياسه
حسين،سجاد و عباسه
برشما اين سه ميلاد مبارك
حاجت روا ميشه با يه دعاي كوچك

فضیلت ماه شعبان از منظر احادیث و روایات

شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ عَلِیهِ وَآله منسوب است و آن حضرت این ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان وصل مى‌کرد

به گزارش ايلام بيدار ، شعبان ماه شریفی است و آن ماه من است، حاملان عرش آن را بزرگ می‌شمارند و حق آن را می‌شناسند، آن ماهی است که در آن همچون ماه رمضان، روزی بندگان زیاد می‌شود.

رسول‌ خدا محمد مصطفی(ص) می‌فرماید: شعبان ماه شریفی است و آن ماه من است، حاملان عرش آن را بزرگ می‌شمارند و حق آن را می‌شناسند، آن ماهی است که در آن همچون ماه رمضان، روزی بندگان زیاد می‌شود.

حجت‌الاسلام سید حسن هاشمی جزی، مدیرگروه اخلاق مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی به مناسبت فرا رسیدن ماه شعبان ماه پیامبر خدا(ص) و ماه آماده شدن برای میهمانی خدا یادداشتی نوشته که در پی می‌آید:

*فضیلت ماه شعبان

شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ عَلِیهِ وَآله منسوب است و آن حضرت این ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان وصل مى‌کرد و مى‌فرمود: شعبان، ماه من است هر که یک روز از ماه مرا روزه بگیرد، بهشت برای او واجب می‌شود و از حضرت صادق علیه‌السلام روایت شده است که چون ماه شعبان فرا می‌رسید، امام زین العابدین علیه‌السلام اصحاب خود را جمع مى‌کرد و مى‌فرمود، اى اصحاب من مى‌دانید این چه ماهى است؟ این ماه شعبان است.

حضرت رسول صلى الله علیه وآله مى‌فرمود: شعبان ماه من است، پس در این ماه براى جلب محبت پیغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود روزه بدارید، به حقّ آن خدایى که جان علىّ بن الحسین به دست قدرت اوست، سوگند یاد مى‌کنم که از پدرم حسین بن على علیهماالسلام شنیدم که فرمود، شنیدم از امیرالمؤمنین علیه السلام که هر که روزه بگیرد در ماه شعبان، براى جلب محبّت پیغمبر خدا و تقرّب به سوى خدا؛ خداوند او را دوست می‌دارد و در روز قیامت کرامت خود را نصیب او می‌گرداند و بهشت را براى او واجب می‌کند

سپس امام صادق علیه السلام چنین گفت: امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرمود: از هنگامی که شنیدم منادی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در ماه شعبان ندا داد، روزه شعبان از من فوت نشد و تا زمانی که زنده هستم، به خواست خداوند از من فوت نخواهد شد.

بنا بر آنچه در شماری از متون روایی وارد شده، پیامبر اکرم (ص) در یکی از سال‌ها، به هنگام آغاز این ماه خطبه‌ای خواندند و مردم را نسبت به شرافت این ماه آگاه فرمودند.

در بحارالانوار قسمت‌هایی از این خطبه چنین آمده است: شعبان ماه شریفی است و آن ماه من است، حاملان عرش آن را بزرگ می‌شمارند و حق آن را می‌شناسند، آن ماهی است که در آن همچون ماه رمضان، روزی بندگان زیاد می‌شود و در آن بهشت آذین بسته می‌شود و این ماه را شعبان نامیده‌اند، زیرا در آن ارزاق مومنان تقسیم می‌شود و آن ماهی است که عمل در آن چند برابر می‌شود و کار نیکو هفتاد برابر ثمره می‌دهد.

بنا بر آنچه در حدیثی دیگر که در وسایل الشیعه به آن اشاره شده، ماه شعبان، ماهی است که: «در هر پنجشنبه آن، آسمان‌ها زینت بسته می‌شود و فرشتگان به دعا می‌پردازند که پروردگارا! آن‌کس را که در این ایام روزه بدارد، ببخشای، و دعایش را اجابت فرمای. پس هر کس که در روز اول شعبان دو رکعت نماز گزارد و در هر رکعت آن یک‌مرتبه سوره حمد و یکصد مرتبه سوره توحید را بخواند و بعد از نماز نیز یکصد مرتبه صلوات بفرستد، خداوند تمامی حاجت‌های دینی و دنیایی او را اجابت می‌فرماید.

همچنین در حدیثی دیگر که در وسایل‌الشیعه، بحارالانوار و مصباح المتهجد اشاره شده در خصوص فضیلت ماه شعبان آمده است: «خداوند به ذات مقدس خود سوگند خورده است که هر کس را در این ماه به او پناه برده و از او درخواست کند، از رحمت خود محروم نکند.»

در فضیلت و اعمال ماه شعبان از امام جعفر صادق(ع) روایت است که چون ماه شعبان داخل مى‌شد، حضرت امام زین العابدین(ع) اصحاب خود را جمع مى‌کرد و مى‌فرمود: اى گروه اصحاب من! مى‌دانید این چه ماهى است، این ماه شعبان است و حضرت رسول (ص) مى‌فرمود: شعبان ماه من است، پس در این ماه روزه بدارید، براى محبت پیغمبر خود و براى تقرب به سوى پروردگار خود، به حق آن خدایى که جان على بن الحسین به دست قدرت اوست، سوگند یاد مى‌کنم که از پدرم حسین بن على(ع) شنیدم که فرمود شنیدم از امیرالمؤمنین(ع) که هر که شعبان را روزه دارد، براى محبت پیغمبر خدا و تقرب به سوى خدا، خدا او را دوست دارد و نزدیک گرداند او را به کرامت خود در روز قیامت و بهشت را براى او واجب گرداند.

*اعمال ماه شعبان

اعمال مشترکه ماه شعبان آن چند امر است:

- هر روز هفتاد مرتبه بگوید: اَسْتَغْفِرُاللّهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ

- هر روز هفتاد مرتبه بگوید: اَسْتَغْفِرُاللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیهِو در بعضى روایات الْحَىُّ الْقَیومُ پیش از الرَّحْمنُ الرَّحیمُ است و عمل به هر دو خوبست و از روایات مستفاد مى‌شود که بهترین دعاها و ذکرها در این ماه استغفار است و هر که هر روز از این ماه هفتاد مرتبه استغفار کند مثل آن است که هفتاد هزار در ماه‌هاى دیگر استغفار کند.

- در این ماه تصدق کند، اگر چه به نصف دانه خرمایى باشد تا حق تعالى بدن او را بر آتش جهنم حرام گرداند، از حضرت صادق(ع) منقول است که از آن جناب سوال کردند از فضیلت روزه رجب فرمود: چرا غافلید از روزه شعبان، راوى عرض کرد: یابن رَسول الله چه ثواب دارد کسى که یک روز از شعبان را روزه بدارد؟ فرمود: به خدا قسم! بهشت ثواب اوست، عرض کرد: یابن رسول الله بهترین اعمال در این ماه چیست؟ فرمود: تصدق و استغفار، هر که در ماه شعبان تصدق کند، حق تعالى آن را تربیت کند، همچنان‌که یکى از شما شتر بچه‌اش را تربیت مى‌کند تا آنکه در روز قیامت به صاحبش برسد، در حالتى که به قدر کوه احد شده باشد.

- در تمام این ماه هزار بار بگوید: لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَلانَعْبُدُ اِلاّ اِیاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوُ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ که پاداش بسیار دارد، از جمله آن‌که عبادت هزار ساله در نامه عملش بنویسند.

- در هر پنجشنبه این ماه دو رکعت نماز کند، در هر رکعت بعد از حمد صد مرتبه توحید و بعد از سلام صد بار صلوات بفرستد تا حق تعالى هر حاجتی که دارد، برآورد، از امر دین و دنیاى خود و روزه اش نیز فضیلت دارد و روایت شده که در هر روز پنجشنبه ماه شعبان آسمان‌ها را زینت مى‌کنند، پس ملائکه عرض مى‌کنند: خداوندا! بیامرز روزه‌داران این روز را و دعاى ایشان را مستجاب گردان، در خبر نبوى است که هر که روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه دارد، حق تعالى بیست حاجت از حوائج دنیا و بیست حاجت از حاجت‌هاى آخرت او را برآورد.

- در این ماه صلوات بسیار فرستد.

- در هر روز از شعبان در وقت زوال و در شب نیمه آن صلوات مَرْویه از حضرت امام زین العابدین (ع) را بخواند.

- صدقه دادن در این ماه، اگر چه به اندازه نصف دانه خرمایى باشد، خوب است و خداوند بدن صدقه دهنده را بر آتش جهنم حرام می‌کند.

- از جمله اعمالی که در ماه شعبان به آن سفارش شده تمرین سکوت برای اندیشیدن درخویش است و آماده شدن برای بهره برداری بهتر از ماه رمضان.

- مناجات است و آن یکی از کارهایی که بزرگان و پیشوایان دین در این ماه انجام می دادند، مناجات با رب الارباب است، از جمله مناجات‌ها، مناجات معروف «شعبانیه» است که از امیرالمؤمنین و فرزندان او است که در ماه شعبان می‌خواندند و آن مناجاتی است که برای اهلش عزیز و گرامی است و برای خاطر آن به ماه شعبان مأنوس می‌شوند، بلکه انتظار آن را می‌کشند و مشتاق آمدن ماه شعبان می‌شوند و در آن مناجات علوم سرشاری در کیفیّت معامله بنده با خدای متعال است که در آن اظهار ادب در طریق معرفت حق و سؤال و دعا و استغفار نسبت به خدای خود بیان شده و استدلالات ظریف و لطیفی که سزاوار مقام عبودیّت برای استحکام مقام امیدواری مناسب حال مناجات است، ذکر کرده و دلالت صریح و روشن در معنای قرب و لقای خداوند و دیدار او تنظیم شده است که به آن وسیله شبهات انسان‌ها و شکیّات منکران و وحشت اهل شک و شبهه را برطرف کرده است.

*رویدادهای ماه شعبان:

مهمترین رویداهای این ماه عبارتند از:

- دوم شعبان؛ آمدن حکم وجوب روزه ماه رمضان درسال دوم هجری

- سوم شعبان؛ ولادت امام حسین(ع)

- چهارم شعبان؛ ولادت حضرت عباس(ع)

- پنجم شعبان؛ ولادت امام سجاد(ع)

- یازده شعبان؛ ولادت حضرت علی اکبر(ع)

- پانزده شعبان؛ ولادت امام زمان(عج)

زادروز قطب اول عالم امکان حضرت محمد "ص" و دردانه اش امام جعفرالصادق"ع" مبارکباد

AKSGIF.IR- rasool akram mohammad gifتصاویر متحرک حضرت محمد (ص)

تبريک آغاز امامت امام زمان(عج)

                                                    تبريک آغاز امامت امام زمان(عج)

 نهم ربیع الاول، پیام رسان بهار ظهوری است که گلهای زیبای زندگی
همچون عدل، قسط، عزت، عشق، صفا، صمیمیت، گذشت، ایثار و ایمان و احسان در آن می شکفد

آغاز گشته امامت مهدی موعود
روشن کنید شمعها و عود
برای آمدنش دعا کنید
طولانی کنید نمازتان رابا سجود 

 

ملائکه به سه کس از تعجب  میخندند

روایت شده که رسول مکرم اسلام حضرت محمد(ص) از جبرئیل پرسید آیا ملائکه ،گریه و خنده دارند؟

فرمود :آری؟ به سه کس از روی تعجب می خندند و بر سه کس از روی ترحم ودلسوزی می گریند.

-اول : از کسی که سراسر روز را به سخنان چرند و پرند و (یا کارهای)بیهوده می گذارند، و چون شب شود نماز عشاء خوانده و باز به بیهودگی خود ادامه می دهد ،ملائکه می خندند و می گویند: ای بی خبر از صبح تا شب سیر نشدی ،حالا سیر می شوی؟

- دوم :دهقانی که بیل و کلنگ خود را برداشته و به بهانه تعمیر و اصلاح زمین خود ،دیوار مشترک (بین خود و شریکش)را می ساید تا به سهم خود بیافزاید،ملائکه می خندند و می گویند ،آن زمین به آن پهناور ترا سیر نکرد این مختصر تو را سیر می کند؟

- سوم :از زنی که خودش را از نامحرم در زمانی که زنده بود نمی پوشانید ، بعد از مرگش وقتی که او را در قبر می گذارندبدنش را می پوشانند تا کسی حجم و اندامش را نبیند .ملائکه می خندند و می گویند :وقتی که مورد میل و رغبت بود او را نپوشانیدید ،حالا که مورد نفرت و انزجار است او را می پوشانید؟

چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟

چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟

طرح شبهه:

شيعيان ادعا مي كنند كه خليفه اول و دوم به خانه فاطمه (رضي الله عنها) حمله كرده اند؛ در حالي كه همه مي دانيم علي رضي الله عنه چند تن از فرزندان خود را به نام هاي خلفا ـ همان هايي كه ادعا مي شود قاتل فاطمه بوده اند ـ نام گذاري كرده است. اين نشان مي دهد كه خلفا از اين تهمت ها بري هستند. آيا كسي نام فرزندانش را از نام قاتل زنش مي گذارد؟

نقد و بررسي:

پاسخ اجمالي:

نام گذاري به نام ابوبكر:

اولاً: اگر قرار بود كه امير مؤمنان عليه السلام نام فرزندش را ابوبكر بگذارد، از نام اصلي او (عبد الكعبه، عتيق، عبد الله و... با اختلافي كه وجود دارد) انتخاب مي كرد نه از كنيه او؛

ثانيا: ابوبكر كنيه فرزند علي عليه السلام بوده و انتخاب كنيه براي افراد در انحصار پدر فرزند نمي باشد؛ بلكه خود شخص با توجه به وقايعي كه در زندگي اش اتفاق مي افتاد كنيه اش را انتخاب مي كرد.

ثالثاً: بنا بر قولي، نام اين فرزند را امير مؤمنان عليه السلام، عبد اللّه گذارد كه در كربلا سنّش 25 سال بوده است.

ابو الفرج اصفهاني مي نويسد:

قتل عبد الله بن علي بن أبي طالب، وهو ابن خمس وعشرين سنة ولا عقب له.

عبد الله بن علي 25 ساله بود كه در كربلا به شهادت رسيد.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي356)، مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 22.

بنا براين سال ولادت عبد الله در اوائل خلافت حضرت علي عليه السلام بوده كه حضرت در آن دوره تندترين انتقاد ها را از خلفاي پيشين داشته است.

نام گذاري به نام عمر:

اولاً: يكي از عادات عمر تغيير نام افراد بود و بر اساس اظهار مورخان شخص عمر اين نام را بر او گذازد و به اين نام نيز معروف شد.

بلاذري در انساب الأشراف مي نويسد:

وكان عمر بن الخطاب سمّي عمر بن عليّ بإسمه.

عمر بن خطاب، فرزند علي را از نام خويش، «عمر» نام گذاري كرد.

البلاذري، أحمد بن يحيي بن جابر (متوفاي279هـ)، أنساب الأشراف، ج 1، ص 297.

ذهبي در سير اعلام النبلاء مي نويسد:

ومولده في أيام عمر. فعمر سماه باسمه.

در زمان عمر متولد شد و عمر، نام خودش را براي وي انتخاب كرد.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 4، ص 134، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

عمر بن الخطاب، اسم افراد ديگري را نيز در تاريخ تغيير داده است كه ما فقط به سه مورد اشاره مي كنيم:

1. إبراهيم بن الحارث بـ عبد الرحمن.

عبد الرحمن بن الحارث.... كان أبوه سماه إبراهيم فغيّر عمر اسمه.

پدرش اسم او را ابراهيم گذاشته بود؛ ولي عمر آن را تغيير داد و عبد الرحمن گذاشت.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 5، ص 29، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

2. الأجدع أبي مسروق بـ عبد الرحمن.

الأجدع بن مالك بن أمية الهمداني الوادعي... فسماه عمر عبد الرحمن.

عمر بن الخطاب، اسم اجدع بن مالك را تغيير داد و عبد الرحمن گذاشت.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 1، ص 186، رقم: 425، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

4 ثعلبة بن سعد بـ معلي:

وكان إسم المعلي ثعلبة، فسماه عمر بن الخطاب المعلي.

نام معلي، ثعلبه كه عمر آن را تغيير داد و معلي گذاشت.

الصحاري العوتبي، أبو المنذر سلمة بن مسلم بن إبراهيم (متوفاي: 511هـ)، الأنساب، ج 1، ص 250.

ثانياً: ابن حجر در كتاب الاصابة، باب «ذكر من اسمه عمر»، بيست و يك نفر از صحابه را نام مي برد كه اسمشان عمر بوده است.

1. عمر بن الحكم السلمي؛ 2. عمر بن الحكم البهزي؛ 3 . عمر بن سعد ابوكبشة الأنماري؛ 4. عمر بن سعيد بن مالك؛ 5. عمر بن سفيان بن عبد الأسد؛ 6. عمر بن ابوسلمة بن عبد الأسد؛ 7. عمر بن عكرمة بن ابوجهل؛ 8. عمر بن عمرو الليثي؛ 9. عمر بن عمير بن عدي؛ 10. عمر بن عمير غير منسوب؛ 11. عمر بن عوف النخعي؛ 12. عمر بن لاحق؛ 13. عمر بن مالك؛ 14. عمر بن معاوية الغاضري؛ 15. عمر بن وهب الثقفي؛ 16. عمر بن يزيد الكعبي؛ 17. عمر الأسلمي؛ 18. عمر الجمعي؛ 19. عمر الخثعمي؛ 20. عمر اليماني. 21. عمر بن الخطاب.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج4، ص587 ـ 597، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

آيا اين نام گذاري ها همه به خاطر علاقه به خليفه دوم بوده؟!.

نام گذاري به نام عثمان:

اولاً: نام گذاري به عثمان، نه به جهت همنامي با خليفه سوم و يا علاقه به او است؛ بلكه همانگونه كه امام عليه السلام فرموده، به خاطر علاقه به عثمان بن مظعون اين نام را انتخاب كرده است.

إنّما سمّيته بإسم أخي عثمان بن مظعون.

فرزندم را به نام برادرم عثمان بن مظعون ناميدم.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي356)، مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 23.

ثانياً: ابن حجر عسقلاني بيست و شش نفر از صحابه را ذكر مي كند كه نامشان عثمان بوده است، آيا مي شود گفت: همه اين نام گذاري ها چه پيش و چه پس از خليفه سوم به خاطر او بوده است

1. عثمان بن ابوجهم الأسلمي؛ 2. عثمان بن حكيم بن ابوالأوقص؛ 3. عثمان بن حميد بن زهير بن الحارث؛ 4. عثمان بن حنيف بالمهملة؛ 5. عثمان بن ربيعة بن أهبان؛ 6. عثمان بن ربيعة الثقفي؛ 7. عثمان بن سعيد بن أحمر؛ 8. عثمان بن شماس بن الشريد؛ 9. عثمان بن طلحة بن ابوطلحة؛ 10. عثمان بن ابوالعاص؛ 11. عثمان بن عامر بن عمرو؛ 12. عثمان بن عامر بن معتب؛ 13. عثمان بن عبد غنم؛ 14. عثمان بن عبيد الله بن عثمان؛ 15. عثمان بن عثمان بن الشريد؛ 16. عثمان بن عثمان الثقفي؛ 17. عثمان بن عمرو بن رفاعة؛ 18. عثمان بن عمرو الأنصاري؛ 19. عثمان بن عمرو بن الجموح؛ 20. عثمان بن قيس بن ابوالعاص؛ 21. عثمان بن مظعون؛ 22. عثمان بن معاذ بن عثمان؛ 23. عثمان بن نوفل زعم؛ 24 . عثمان بن وهب المخزومي؛ 25. عثمان الجهني؛ 26. عثمان بن عفان.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 4، ص 447 ـ 463، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

پاسخ هاي تفصيلي

1. هيج اسمي (غير از نام هاي خداوند باري تعالي) انحصاري نيست كه مختص يك نفر باشد؛ بلكه گاهي يك اسم براي افراد زيادي انتخاب مي شد كه با همان نام هم شناخته مي شدند و هيچ محدوديتي در اين زمينه در بين اقوام و ملل وجود نداشته است؛ بنابراين، نام هايي از قبيل ابوبكر و عمر و عثمان از نام هاي مرسومي بوده است كه بسياري از مردم زمان پيامبر و ياران واصحاب آن حضرت، و نيز ياران و دوستان و اصحاب امامان شيعه به همين نامها معروف و مشهور بوده اند، مانند:

أبوبكر حضرمي، ابوبكر بن ابوسمّاك، ابوبكر عياش و ابوبكر بن محمد از اصحاب امام باقر و صادق عليهما السلام.

عمر بن عبد اللّه ثقفي، عمر بن قيس، عمر بن معمر از اصحاب امام باقر عليه السلام. و عمر بن أبان، عمر بن أبان كلبي، عمر بن ابوحفص، عمر بن ابوشعبة! عمر بن اذينة، عمر بن براء، عمر بن حفص، عمر بن حنظلة، عمر بن سلمة و... از اصحاب امام صادق عليه السلام.

عثمان اعمي بصري، عثمان جبلة و عثمان بن زياد از اصحاب امام باقر عليه السلام، و عثمان اصبهاني، عثمان بن يزيد، عثمان نوا، از اصحاب امام صادق عليه السلام.

2. شكي نيست كه شيعيان از يزيد بن معاويه و اعمال زشت او تنفر شديدي داشته و دارند؛ ولي در عين حال مي بينيم كه در بين شيعيان و اصحاب ائمه عليهم السلام كساني بوده اند كه نام شان يزيد بوده است؛ مانند:

يزيد بن حاتم از اصحاب امام سجاد عليه السلام. يزيد بن عبد الملك، يزيد صائغ، يزيد كناسي از اصحاب امام باقر عليه السلام؛ يزيد الشعر، يزيد بن خليفة، يزيد بن خليل، يزيد بن عمر بن طلحة، يزيد بن فرقد، يزيد مولي حكم از اصحاب امام صادق عليه السلام.

حتي يكي از اصحاب امام صادق عليه السلام، نامش شمر بن يزيد بوده است.

الأردبيلي الغروي، محمد بن علي (متوفاي1101هـ)، جامع الرواة وإزاحة الاشتباهات عن الطرق والاسناد، ج 1 ص 402، ناشر: مكتبة المحمدي.

آيا اين نام گذاري ها مي تواند دليل بر محبوبيت يزيد بن معاويه نزد ائمّه و شيعيان آنان باشد؟

3. نامگذاري فرزندان روي علاقه پدر و مادر به افراد و شخصيت ها صورت نمي گرفت و گر نه بايد همه مسلمانان، نام فرزندان خود را به نام رسول اكرم صلي الله عليه وآله نامگذاري مي كردند.

اگر نامگذاري به خاطر ابراز محبت به شخصيت ها بود، چرا خليفه دوم به سراسر ممالك اسلامي بخشنامه كرد كه كسي حق ندارد فرزندش را به نام رسول خدا صلي الله عليه وآله نامگذاري كند؟

ابن بطال و ابن حجر در شرحشان بر صحيح بخاري مي نويسند:

كتب عمر إلي أهل الكوفة الا تسموا أحدًا باسم نبي.

إبن بطال البكري القرطبي، أبو الحسن علي بن خلف بن عبد الملك (متوفاي449هـ)، شرح صحيح البخاري، ج 9، ص 344، تحقيق: أبو تميم ياسر بن إبراهيم، ناشر: مكتبة الرشد - السعودية / الرياض، الطبعة: الثانية، 1423هـ - 2003م.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 10، ص 572، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت.

عيني در عمدة القاري مي نويسد:

وكان عمر رضي الله تعالي عنه كتب إلي أهل الكوفة لا تسموا أحدا باسم نبي وأمر جماعة بالمدينة بتغيير أسماء أبنائهم المسمين بمحمد حتي ذكر له جماعة من الصحابة أنه أذن لهم في ذلك فتركهم.

العيني، بدر الدين محمود بن أحمد (متوفاي 855هـ)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج 15، ص 39، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

4. نام يكي از صحابه «عمر بن ابوسلمة قرشي» است كه پسر خوانده رسول اكرم صلي الله عليه وآله از امّ سلمه بوده است، از كجا اين نام گذاري به خاطر علاقه حضرت امير عليه السلام به اين پسر خوانده پيامبر گرامي صلي الله عليه وآله نبوده است؟

5. بنا به نقل شيخ مفيد نام يكي از فرزندان امام مجتبي عليه السلام عمرو بوده است، آيا مي شود گفت: كه اين نامگذاري به خاطر همنامي با اسم عمرو بن عبدود و يا عمرو بن هشام (ابوجهل) بوده است؟

الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري، البغدادي (متوفاي413 هـ)، الإرشاد في معرفة حجج الله علي العباد، ج 2، ص 20، باب ذكر ولد الحسن بن علي عليهما ، تحقيق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية، 1414هـ - 1993 م.

6. با توجه به آن چه كه در صحيح مسلم از قول عمر بن خطاب آمده است، نظر حضرت امير عليه السلام نسبت به ابوبكر و عمر اين بود كه آنان دروغگو، گنهكار، فريبكار و خائن بوده اند، وي خطاب به علي عليه السلام و عباس مي گويد:

فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- قَالَ أَبُو بَكْرٍ أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنَ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- « مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ ». فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا.

پس از وفات رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) ابوبكر گفت: من جانشين رسول خدا هستم، شما دو نفر (عباس و علي ) آمديد و تو اي عباس ميراث برادر زاده ات را درخواست كردي و تو اي علي ميراث فاطمه دختر پيامبر را.

ابوبكر گفت: رسول خدا فرموده است: ما چيزي به ارث نمي گذاريم، آن چه مي ماند صدقه است و شما او را دروغگو، گناه كار، حيله گر و خيانت كار معرفي كرديد و حال آن كه خدا مي داند كه ابوبكر راستگو، دين دار و پيرو حق بود.

پس از مرگ ابوبكر، من جانشين پيامبر و ابوبكر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن، دروغگو حيله گر و گناهكار خوانديد.

النيسابوري، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج 3، ص 1378، ح 1757، كِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ، بَاب حُكْمِ الْفَيْءِ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

و در روايتي كه در صحيح بخاري وجود دارد، امير مؤمنان عليه السلام، ابوبكر را «استبدادگر» مي داند:

وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالْأَمْرِ وَكُنَّا نَرَي لِقَرَابَتِنَا من رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم نَصِيبًا.

تو به زور بر ما مسلط شدي، و ما بخاطر نزديك بودن به رسول اكرم (ص) خود را سزاوار تر به خلافت مي ديديم.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

و در روايت ديگري خود شيخين نقل كرده اند كه امير مؤمنان عليه السلام حتي دوست نداشت، چهر عمر را ببيند:

فَأَرْسَلَ إلي أبي بَكْرٍ أَنْ ائْتِنَا ولا يَأْتِنَا أَحَدٌ مَعَكَ كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

آيا با توجه به اين موضعگيري هاي تند امير مؤمنان عليه السلام در برابر خلفا، مي شود ادعا كرد كه حضرت به خاطر علاقه به خلفاء اسم فرزندان خود را همنام آنان قرار داده است؟

7. اهل سنت ادعا مي كنند كه اين نامگذاري ها همگي به خاطر روابط خوب امام علي عليه السلام باخلفا بوده است. اگر چنين است، چرا خلفاء نام حسن وحسين را كه فرزندان رسول خدا صلي الله عليه وآله نيز بوده اند، براي فرزندان خويش انتخاب نكرده اند؟

آيا دوستي مي تواند يك طرفه باشد؟

نتيجه:

نامگذاري فرزندان امير مؤمنان عليه السلام به نام هاي خلفا، خدمتي به حُسن روابط ميان امير مؤمنان و خلفا نمي كند و از آن نمي توان براي انكار شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها استفاده كرد.

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

سالروزمیلاد عالم آل محمد آقا امام علی بن موسی الرضا(ع) مبارکباد

 

تولد حضرت فاطمه معصومه"س"

 

 

میگویند: جمعه ها می آید...

علی فروشی نکنیم...

روزی حضرت علی (ع) نزد اصحاب خود فرمودند:
من دلم خیلی بحال ابوذر غفاری می سوزد خدا رحمتش کند.
اصحاب پرسیدند چطور ؟
مولا فرمودند:
آن شبی که به دستور عثمان ماموران جهت بیعت گرفتن از ابوذر برای عثمان به خانه ی او رفتند چهار کیسه ی اشرفی به ابوذر دادند تا با عثمان بیعت کند.
ابوذر خشمگین شد و به مامورین فرمود:
شما دو توهین به من کردید; اول آنکه فکر کردید من علی فروشم و آمدید من را بخرید
و دوم بی انصاف ها آیا ارزش علی چهار کیسه اشرفی است؟
شما با این چهار کیسه اشرفی می خواهید من علی فروش شوم؟
تمام ثروت های دنیا را که جمع کنی با یک تار موی علی عوض نمی کنم.
آنها را بیرون کرد و درب را محکم بست.
مولا گریه می کردند و می فرمودند:
به خدایی که جان علی در دست اوست قسم آن شبی که ابوذر درب خانه را به روی سربازان عثمانی محکم بست سه شبانه روز بود او و خانواده اش هیچ نخورده بودند .

مواظب باشیم برای دو لقمه بیشتر؛ در این زمان
علی فروشی نکنیم...

ماجرای جوان سنی که شفا یافت، شیعه شد وسپس شهید شد

شهيد سعيد چنداني سنی شیعه شده

متولد 1360 زاهدان.سعيد در خانواده اي اهل سنت و حنفي مذهب در شب تولد حضرت مسيح(ع)متولد ميشه.يه روز تو كارواشي كه كار ميكردهپاش سر ميخوره و از چاه آويزان ميشه طوريكه پاهاش بصورت باز به طرفين گير كرده و فشار زيادي به لگن و بدنش وارد ميشه. ميارنش بيرون و تا يك سال درد ميكشه. ميگفتن كه خوب ميشه ولي اين مسئله به يك بيماري لاعلاج بدل ميشه. هر روز مرض بيشتر شده و بدن ورم ميكنه و لاغر ميشه طوريكه نميتونه راه بره. شكمش مياد بالا و پر از غده ميشه،گلويش ميگيره و پاش كج ميشه. به دكتر مراجعه ميكنن، كسي نتونست بفهمه كه چه مرضي داره. ميفرستن تهران. ميرن پيش دكتراي مختلف و بيمارستانهاي متعدد و تشخيص ميدن كه سرطان بدخيمي داره. تومور استخواني در لگن خاصره. غده اي از پاش بيرون آوردن و درمانهاي مختلف ميشه ولي پاي راستش از چپش كوتاهتر ميشه. تمام بدن مملو از مرض. شيمي درماني مي كنن ولي دوباره عود ميكنه و باز هم شيمي درماني. موهايش ميريزه و غذا هم نمي خوره. سعيد خوب شدني نبود. سعيد زمين گير شد و توان راه رفتن ازش گرفته ميشه.دكترا جوابش كردن. قطع اميد كامل. قرار بود زندگيشونو بفروشن و حتي اگه شده خارج از كشور درمان بشه.

مادرش تصميم گرفت كه سعيد رو ببره مشهد و دخيل امام رضا(ع) بشه ولي بعد در بيمارستان امام خميني تهران مجددا بستري ميشه. يه شب كه مادرش خيلي گريه ميكرده و نماز ميخونده كنار تخت سعيد يكي از پرستاراي بيمارستان بهش ميگه: جمكران. مادر ميره پيش رئيس بيمارستان. بهش ميگه: جمكران چيه؟ هر چي هست جمكران بمن بده. اگه قرصه، اگه شربته، اگه پوشيدنيه، اگه نوشيدنيه... من جمكران ميخوام. سعيد رو با آمبولانس ميبرن جمكران. اونجا يه اتاق ميگيرن (اتاق شماره 7). مادر از خدا ميخواد كه روسفيد بشه و شفا بگيره.

آبان سال 1372 بود و شب شهادت حضرت فاطمه (س).سعيد ميگه: خوابيدم بين خواب و بيداري دو نفر اومدن توي اتاقم يه خانوم و يه آقا. با هم عربي حرف ميزدن. من به اونا اعتنايي نكردم. آقا كنارم نشست و سلام كرد. پتو رو از روي سرم ورداشتم و از روي اجبار جواب دادم. آقا به نظرم آشنا اومد. خانومه روبند و چادر سياه داشت. چند دقيقه اي با هم صحبت كرديم راجع به يه موضوعي و با زبان عربي در صورتي كه من عربي اصلا بلد نيستم ولي زبانشان را ميفهميدم. اون خانومه خودشو معرفي كرد و گفت:فاطمه زهراست(س) و گفت كه چون مادرت خيلي گريه و التماس ميكنه من سفارش شمارو به فرزندم مهدي (عج) كردم. آقا اونو شفا ميده و بهش ميگه كه شما عمر زيادي نخواهي داشت.و در حرم حضرت رضا(ع) دفن خواهي شد. بعد از رفتن اين بزرگواران سعيد پا ميشه. مثه يه آدم سالم شروع ميكنه به راه رفتن. سعيد شفا يافت.

به خانواده اش گفته بود كه من سه سال بيشتر مهمان شما نيستم. بعد از شفا گرفتن سعيد وارد مدرسه علميه ميشه تا درس حوزوي بخونه. ..بعدا توسط يك وهابی کور دل مسموم و در سال 1375به شهادت ميرسد.

قبرش: حرم حضرت رضا(ع) صحن جمهوري اسلامي بلوك 93

2نفر از دكتراي معالج سعيد:دكتر محسن توانا رئيس درمانگاه مسجد جمكران.

دكترغلامرضا باهر استاد دانشگاه و رئيس بيمارستان آيت ا... گلپايگاني.

جهت دانلود فیلم به آدرس زیر رمراجعه نمایید

شهيد سعيد چنداني سند حقانيت تشيع+سني شفايافته از محضر مبارك آقا امام زمان شهيد سعيد چنداني سنّي حنفي مذهب

دوازده ویژگی سخن خوب از دیدگاه قرآن کریم

1-آگاهانه باشد ( لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ)

2- نرم باشد (قَوْلاً لَّيِّناً)، زبانمان تیغ نداشته باشد.

3- حرفی که میزنیم خودمان هم عمل کنیم (لِمَ تَقُولُونَ مِالا تَفْعَلُونَ)

4- منصفانه باشد ( وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا)

5- حرفمان مستند باشد (قَوْلًا سَدِيدًا) منطقی حرف بزنیم.

6- ساده حرف بزنیم (قَوْلاً مَّیْسُورًا) پیچیده حرف زدن هنر نیست. روان حرف بزنیم.

7- کلام رسا باشد (قَوْلاً بَلِیغًا)

8- زیبا باشد (قولوللناس حسنا)

9- بهترین کلمات را انتخاب کنیم (یَقُولُ الَّتی هِیَ اَحْسَن)

10- حرف هامان روح معرفت و جوانمردی داشته باشد (و قولوا لهم قولا معروفا)

11- همدیگر را با القاب خوب صدا بزنیم (قولاً كريماً)

12-کمک کنیم تا در جامعه حرفهای پاک باب شود (هدو الی الطیب من القول)

نماز از منظر ایت الله بهجت(ره)

افسران - لیمو شیرین ...