چه حکمتی در توسل نهفته است؟
الف) حکمت اعطای این نقش به بزرگان دین و اولیای الهی، جایگاه معنوی آنان است. همه موجودات عالم هستی، آیات و نشانه‏های خداوندند. هر موجودی به اندازه وسعت وجودی‏اش، نشان دهنده اسما و صفات خداوند سبحان است. عالی‏ترین و تابناک‏ترین جلوه و ظهور حضرت حق، در آیینه وجود انسان کامل (پیشوایان معصوم) محقق می‏گردد. انسان کامل آیینه تمام‏نمای اسما و صفات حضرت حق و جلوه و مظهر جلال و جمال پروردگار است. توسّل به انسان کامل، در حقیقت توجه به جلال و جمال خدا و توسّل به چشمه فیض او است.

ب) اولیای الهی انسان‏هایی از جنس خود ما هستند و به طور معمول، خیلی راحت‏تر و زودتر می‏توان با آنان رابطه عاطفی، برقرار کرد.

ج) خداوند خواسته است تا اولیای خود را در کانون توجه و اقبال مردم قرار دهد. توجه به آنان، به عنوان انسان‏های کامل و برقراری ارتباط عاطفی و معنوی با آنان، تأکید بر حقانیت و الگو بودن آنان است و موجب می‏شود تا مردم با مراجعه به آنان و الگوگیری از ایشان، به طریق هدایت و سعادت دست یابند.

توسل، اتخاذ وسیله، برای نزدیک شدن به چیزی است. این واژه در لغت به معانی مختلفی آمده است که عبارتند از:

1. نزدیک شدن.

2. مقام و منزلت پیش سلطان.

3. درجه.

4. چاره‏جویی برای رسیدن به چیزی با میل و رغبت.

5. هر چه به سبب آن، نزدیک شدن به دیگری ممکن باشد.

بی‏شک، آدمی برای تحصیل کمالات خود، چه مادی و چه معنوی، به غیر خود نیازمند است؛ به بیان دیگر، هر یک از موجودات در رسیدن به کمالات خود، دست نیاز به سوی موجودات خارج از وجودشان دراز کرده، از فعل و انفعال و تأثیر و تأثر اصناف گوناگون عالم هستی استمداد می‏کنند. این، همان قانون «توسل» است که یک حقیقت تکوینی می‏باشد که در نظام خلقت برقرار بوده و در همه جا مشهود است.

قرآن کریم نیز موضوع توسل را یک طریق مسلّم و روشن برای نیل به هدف و توحید، معرفی می‏کند. در قرآن آمده است:

1. «ای کسانی که ایمان آورده‏اید! از خدا پروا کنید، و به او [توسل [تقرب جویید و در راهش جهاد کنید؛ باشد که رستگار شوید».(1)

2. «آن کسانی را که ایشان می‏خوانند [خود [به سوی پروردگارشان تقرب می‏جویند [تا بدانند [کدام یک از آنها [به او[ نزدیک‏ترند و به رحمت وی امیدوارند و از عذابش می‏ترسند؛ زیرا که عذاب پروردگارت همواره در خور پرهیز است»(2)

این دو آیه، به خوبی نشان می‏دهد که تمام ما سوی الله، از فرشتگان و پیامبران و دیگر اصناف و طبقات خلق، در مقام کسب فیض و اخذ برکات، از خداوند، وسیله طلب می‏کنند و برای جلب رحمت بیشتر و دفع عذاب از خود، دنبال وسیله‏ای می‏گردند تا به قرب بیشتری نائل شوند. با توجه به این دو آیه، معلوم می‏شود که مناسب‏ترین معنی وسیله و توسل، همان معنای پنجم است؛ یعنی هر چیز که به سبب آن، نزدیک شدن به دیگری ممکن باشد. با توجه به این که کلمه وسیله در دو آیه فوق، به صورت مطلق آمده، طبعاً دارای معنای بسیار گسترده‏ای است و با اطلاق خود، شامل هر نوع اعتقاد، عمل و هر چیز یا شخصی که به شکلی صلاحیت نزدیک کردن به پیشگاه اقدس پروردگار را داشته باشد، می‏گردد.

1. مائده (5)، آیه 35.

2. اسرا (17)، آیه 57.
..............................................

1. ما هم مى توانيم حاجت هايمان

را به طور مستقيم از خدا بخواهيم و هم مى توانيم از پيامبران يا امامان بخواهيم

که برايمان دعا کنند و حاجت هايمان را از خدا بخواهند.

2. زمانى که پيامبران و امامان زنده بودند نيز در بسيارى از مواقع مردم ازآنها مى خواستند

برايشان دعا کنند و حاجت هايشان را از خدا بخواهند.

3. خدا مؤمنان را تشويق مى کند که از پيامبر بخواهند برايشان دعا کنند. و وعده داده

است که اگر پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) از خدا بخواهد که آنان را بيامرزد، خدا

آنها را مى آمرزد.

4. کسانى که مى گويند درخواست حاجت از غير خدا جايز نيست در گمراهى آشکارى به سر

مى برند.

توضيح نکته اول: درخواست حاجت از غير خداوند دو گونه است:

1. اگر براى امامان يا پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) قدرت مستقلى در برابر قدرت خدا

قائل شويم و معتقد شويم اگر کارى را خدا نخواهد باز هم پيامبر يا امامان مى توانند

انجام دهند، اين عقيده ناپسند است، ولى هيچ مؤمنى چنين عقيده اى ندارد; مثلا خود

شما که دعا مى کنيد و از پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) يا امام حسين(عليه السلام)

مى خواهيد که حاجت شما را برآورده کند، امام حسين(عليه السلام) را از خدا بالاتر

مى دانى؟ يا فکر مى کنيد اگر کارى را خدا نخواهد امام حسين(عليه السلام)

مى تواند انجام دهد؟ چنان که تو هرگز چنين فکر نمى کنى، هيچ مؤمنى اين گونه

فکر نمى کند.

2. اگر براى پيامبر و امامان قدرت مستقلى قائل نشويم، بلکه معتقد باشيم اگر پيامبران يا

امامان براى ما دعا کنند، خدا دعاى آنها را اجابت مى کند، اين عقيده پسنديده و

خوبى است و همه ما چنين عقيده اى داريم و خود قرآن هم به ما دستور مى دهد

که چنين کنيم که در بندهاى بعدى بيشتر توضيح مى دهم.

توضيح بند دوم: چنان که گذشت،

در زمان پيامبران نيز مردم از آنان مى خواستند که برايشان دعا کند; مثلا برادران

حضرت يوسف به حضرت يوسف ظلم کردند، ولى وقتى به اشتباه خود پى بردند، نزد پدرشان آمدند

و گفتند: پدر! از خدا بخواه که گناهان ما را بيامرزد. ]يعقوب[ گفت به زودى براى

شما از پروردگارم آمرزش مى طلبم که او

آمرزنده و مهربان است. (يوسف، آيه 97 ـ 98)

اگر متوسل شدن به ديگران گناه

داشت حضرت يعقوب که پيامبر خدا بود چرا به فرزندانش نگفت: فرزندان من! اين که من براى

شما دعا کنم گناه دارد. برويد از اين گناه توبه کنيد و خودتان براى خود دعا کنيد، در

حالى که حضرت يعقوب با خوش رويى پذيرفت و براى فرزندانش دعا کند. ما نيز همچون فرزندان

حضرت يعقوب به خودمان ظلم کرده ايم. به اين سبب از پدرهاى معنوى و پدرهاى روحانى خود يعنى پيامبر(صلى

الله عليه وآله وسلم) و امامان مى خواهيم از خدا بخواهند که گناهان ما را بيامرزد

و مطمئن هستيم پدران معنوى مهربانمان براى ما دعا خواهند کرد.

3. خدا مى فرمايد: و اگر کسانى که به خودشان ظلم کرده اند نزد تو بيايند و از

خداوند طلب آمرزش کنند و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)هم براى آنها طلب آمرزش کند،

خداوند را توبه پذير و مهربان مى يافتند.(نساء، آيه 64) در آيات ديگرى نيز

خداوند به پيامبر دستور مى دهد براى مؤمنان از خدا آمرزش بخواه.(محمد، آيه

19)

اگر متوسل شدن به پيامبر بد است

چرا خدا مؤمنان را تشويق مى کند که نزد پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) بيايند

و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) را تشويق مى کند که براى مؤمنان آمرزش بخواهد؟

در روايت هاى فراوانى از

مؤمنان خواسته شده هنگام مشکلات دعاى توسل بخوانند و از خدا بخواهند به خاطر احترام

امامان معصوم از گناه آنها درگذرد و حاجت هاى آنها را عطا کند.

4. با توجه به آن چه گذشت روشن شد افرادى که فکر مى کنند متوسل شدن به امامان درست

نيست، معناى توسل را به خوبى درک نکرده اند. براى آگاهى بيشتر مى توانيد به تفسير نمونه، جلد 25، ص 127، جلد 18، ص 234 ـ 216 و جلد 16، ص 193 مراجعه کنيد.